راه‌کارهایی برای همراه نمودن فرزندان

چگونه فرزندی با ادب داشته باشیم

چگونه فرزندی با ادب داشته باشیم ؟

چگونه فرزندی با ادب داشته باشیم ؟

همه ما دوست داریم فرزندانمان با ادب باشند،‌حرف‌شنوی داشته باشند و لااقل در برابر ما جبهه‌گیری نکند.
چکار کنیم تا فرزندمان اخلاق و رفتار بهتری داشته باشد؟

 

وقتی می‌خواهیم فرزندمان راه رفتن را بیاموزد، باید نوع رفتارش را از چهار دست و پا رفتن به راه رفتن تغییر دهیم،

چه کار می‌کنیم؟

او راه رفتن ما را دیده است: یعنی نمونه‌‌های مناسب برای الگوگیری دارد!

ما او را تاتی می‌کنیم،‌ ولی قبل از آن موانع را از جلوی پایش بر می‌داریم،

در راه‌پله راه رفتن را به او نمی‌آموزیم،‌ تمرین را در آسان‌ترین موقعیت آغاز می‌کنیم،

تغییر رفتار فرزندان

‌کمکش می‌کنیم تا آنجا که می‌تواند روی پای خودش بایستد و  بعد با کمک ما آهسته آهسته قدم برداشتن را آغاز کند!

در طی این مسیر هم فقط موفقیت‌هایش را تحسین می‌کنیم، هر جا زمین خورد کمکش می‌کنیم و…

اگر همین مراحل را در تغییر رفتارهای دیگر فرزندمان انجام دهیم،‌ اخلاق و رفتار او بهبود می‌یابد.

در این مقاله این مراحل را بیشتر بررسی می‌کنیم.

 

 

چگونه فرزندی با ادب داشته باشیم ؟ راه اول: ایجاد فضای سالم

یکی از دوستان نزدیک من دارای دو پسر دوقلو شد،‌ حدود شش‌ماه بعد از تولد فرزندانش،‌ مبلمان و میز نهار‌خوری و تعدادی از اثاث منزل (مانند گلدان‌های چینی تزئینی کنار پذیرایی) را به خانه‌ی پدرزنش انتقال داد و فضای خانه را برای بازی و تحرک فرزندانش باز نمود.

تا دیگر نگران از مبل بالا رفتن یا کثیف شدن صندلی‌ها و یا افتادن وسایل روی بچه‌ها نباشد. این روش صحیح و معقولی است.

ما باید فضای مناسبی را برای رشد و تربیت شدن فرزندمان ایجاد کنیم.

موانع رفتار درست را از پیش پای فرزندمان برداریم و راه را برای عادت کردن او به رفتارهای صحیح هموار کنیم.

ما وسایل خطرناک (مواد شوینده،‌چاقو‌ها و…) را از دسترس فرزندان کوچکمان دور می‌کنیم،‌

به همین صورت باید فرزندمان را از فضاهای مسموم نیز دور کنیم.

همینطور که ما اجازه نمی‌دهیم فرزندمان با افراد بی‌تربیت و نااهل (مثلا یک معتاد کارتن‌خواب) به صورت رودر رو صحبت کند، وظیفه داریم در فضاهای مجازی هم او را کمک کنیم!

در نوجوانی وسایل خطرزا برای فرزندانمان می‌تواند جنسش فرق کند.

در یکی از کلاس‌هایم تمام شاگردها (در سنین دبیرستان) موبایل هوشمند داشتند، در آن جمع فقط پرهام موبایل هوشمند نداشت. وضع مالی خانواده‌اش هم بد نبود، ولی والدینش از زمره والدین هوشمند بودند،‌ می‌گفتند فرزند ما در این سن نیاز به موبایل هوشمند ندارد.

جالب اینجاست که پرهام هم این موضوع را کاملا پذیرفته بود. این پذیرش در اثر ابراز محبت‌های متعدد والدینش شکل گرفته بود.

در مورد ابراز محبت به فرزند مقالات زیر را بخوانید: مقالات روش‌های ابراز محبت به فرزند

 

ما موظفیم تا حد امکان فضای سالم را در منزلمان حاکم کنیم،‌ اگردوست داریم فرزندمان اهل مطالعه باشد،

ولی تلویزیون مدام در منزلمان روشن است، فرزندمان وقتی برای کتاب خواندن پیدا نمی‌کند!

اثرات جسمانی صفحت نمایش موبایل و تبلت و تلویزیون را در این مقاله ببینید: تبلت و کودکان

موارد زیادی از این فضاسازی‌ها را باید برای فرزندانمان ایجاد کنیم:

مثلا در احادیث بسیاری گفته شده است که محل خواب دختران و پسرانمان باید بعد از ده سال جدا باشد . یا فرزندان در اطاق خواب والدینشان نخوابند.

لطفا لحظاتی را به این فکر کنید که:

چه فضاهایی را می‌توانیم برای فرزندمان سالم‌سازی کنیم؟

چه موانعی را از پیش پای فرزندمان برداریم؟

 

چگونه فرزندی با ادب داشته باشیم ؟ راه دوم  : خودمان آن طوری باشیم که توقع داریم فرزندمان باشد!

من به شما و فرزندتان تبریک می‌گویم!

وقت‌گذاری شما خواننده‌ی عزیز برای مطالعه و بهبود عملکردتان، موجب می‌شود که فرزندتان هم به مطالعه و آموختن و به کارگیری مهارت‌های زندگی علاقه‌مند باشد.
ما از فرزندمان توقعاتی داریم:

به مسائل دینی پایبند باشد.
• دچار انحرافات اخلاقی و جنسی نشود.
• دخانیات استعمال نکند.
• برای بالا رفتن سطح علمی خودش تلاش کند.
• به والدینش احترام بگذارد.
• فداکار باشد.
• عمرش را در شبکه‌های اجتماعی تلف نکند،
• برای زندگی‌اش هدف داشته باشد و برنامه‌ریزی کند.
• …

خود ما در هر یک از این موارد چطور رفتار نموده‌ایم؟ متوقع نباشیم فرزند ما در هر یک از این موارد بهتر از ما باشد.

مثال روشن و ملموس این سخن را می‌توانید در نوع پوشش دخترها و مادرانشان ببینید.

(فرض ما براین است که پوشش یک خانم در برابر بیگانگان ارزش است!)

کافی است نگاهی به دور و برتان بیاندازید. در اغلب موارد دختر‌ها آزادتر از مادرشان پوشش دارند.

یا به زندگی اطرافیانتان نگاه کنید،

مادر شوهرهایی که با خانواده‌ی همسرشان مشکل داشته‌اند اکنون با عروسشان هم مشکل دارند.

 

لطفا همین الان بنویسید که برای بهبود رفتارهای فرزندتان چه تغییراتی را باید در زندگی خودتان بدهید؟

 

آیا رفتارهای جنسی خود ما به عنوان والدین، رفتارهایی صحیح و سالم است؟ اگر نیست اول رفتارهای خودمان را اصلاح کنیم،‌ خواه یا ناخواه فرزندانمان از ما الگو می‌گیرند.

چگونه فرزندی با ادب داشته باشیم ؟ تحسین و تقبیح دیگران

ما هر وقت با یک صحنه خوب مواجه باشیم یا صحنه‌ی بد عکس العمل نشان دهیم!

لااقل بگوییم این کار بد است, آن کار خوب است!

الگوها می‌توانند مثبت یا منفی باشند. یادم هست هر وقت پدرم فردی سیگاری را می‌دید،‌ به او تذکر می‌داد که این دود چیه که داری می‌خوری؟ یک آب‌نباتی،‌آجیلی چیزی بریز تو جیبت به جای سیگار کشیدن، بخور! اگر هم مثلا در ماشین بودیم و فرد سیگاری صدایش را نمی‌شنید،‌ باز همین حرف‌ها را می‌گفت.

این رفتار پدرم باعث شد تا خیلی‌ها با همین تذکرات ساده سیگارشان را ترک کنند،

علاوه‌بر این پسرهایش نه تنها سیگاری نشوند، بلکه تصویر منفی از سیگار در ذهنشان شکل بگیرد.

همین روش در مورد رفتارهای خوب هم اثر دارد.

اگر یک نفر دارد کار خوبی را انجام می‌دهد، آن کار را تحسین کنیم.

این تحسین یا تقبیح باعث شکل گرفتن ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها در نظر فرزندمان می‌شود.

این راه کار وقتی فرزندمان دارد تلویزیون می بیند, هم موثر است.

اگر ما با فرزندمان تلویزیون ببینیم, و وقتی یک بازیگر کار اشتباهی انجام می‌دهد,

مثلا با بزرگ‌ترش بد صحبت می کند, ما بگوییم این رفتار اشتباه بود, اثر تخریبی آن صحنه بسیار کم می‌شود.

البته باید دقت کنیم, اگر فرزندمان رفتار اشتباهی را دارد, و ما هم به او تذکر داده ایم و او نپذیرفته است, از این روش استفاده نکنیم.

استفاده از این روش برای پیشگیری است نه درمان!چگونه فرزندی با ادب داشته باشیم

لطفا یکی –دو موضوع را پیدا کنید و در مورد آن از این روش استفاده کنید.

دقت کنیم بعضی وقت‌ها با بی‌دقتی والدین مطلب دقیقا برعکس رخ می‌دهد.

اگر نماز خواندن را یک ارزش می‌دانیم به هیچ وجه نباید از نماز خواندن بد بگوییم.

اگر فرزندمان جای نامناسبی دارد نماز می‌خواند،‌ یا زیاد نماز می‌خواند یا تند، نباید از نماز خواندنش ایراد بگیریم.

وقت دیگر به طور غیر مستقیم به او یاد بدهیم که جای مناسب نماز خواندن کجاست! و…

 

چگونه فرزندی با ادب داشته باشیم ؟ ارجاع فرزندمان به منابع دیگر

وقتی فرزندمان دارد راه رفتن را می‌آموزد، بعد از کمی تمرین ‌می‌توانیم به او بگوییم که یک دستش را به دیوار بگیرد و یک دستش را ما بگیریم.

این‌طوری وابستگی او به ما کمتر می‌شود،‌ می‌یابد که اگر ما هم نبودیم از دیوار کمک بگیرد و راه برود.
همین‌طور در تربیت هم فرزندانمان لازم نیست همه چیز را از زبان ما بشنوند.

خیلی وقت‌ها می‌توانیم از یک دوست خواهش کنیم آنچه را که می‌خواهیم به فرزندمان بگوید. یا او را به یک کتاب خوب ارجاع دهیم.

اگر فرزند ما مطلبی را در یک کتاب بخواند (مثلا اثرات بازی‌های رایانه‌ای)‌ پذیرش بیشتری نسبت به این‌که همان مطلب را ما مستقیما به او بگوییم، دارد.
دقت کنیم فرزندمان را نباید به فرد یا نوشته‌ای که از صلاحیت آن مطمئن نیستیم ارجاع دهیم.

 

چند لحظه تامل کنید: چه منابعی در این سن و سال  به درد فرزندتان می‌خورد؟

آنها را پیدا کنید،‌و در یک فرصت مناسب به فرزندتان معرفی کنید!

 

چگونه فرزندی با ادب داشته باشیم ؟ کار مفید پیشنهاد بدهیم

خیلی وقت ها فرزند ما نمی‌داند به جای استفاده از تلویزیون و موبایل و شبکه‌های اجتماعی و وب‌گردی در اینترنت چه باید بکند! لذا دنبال این وسائل می‌رود.

برای کاهش اثرات مضر اینترنت به این مقاله مراجعه نمایید: روش‌های کاهش مضرات اینترنت برای کودکان

 

چگونه فرزندی با ادب داشته باشیم

به عبارت دیگر ما نتوانسته‌ایم زمان‌های خالی او را با کارهای مفید پر کنیم و او از بی‌کاری به کارهای غیر مفید و حتی اشتباه روآورده است.

برخی وقت‌ها فرزندمان شروع می‌کند به دعوا کردن با برادر یا خواهرش،‌ یا بهانه گرفتن و شیطانی کردن یا خراب کردن وسایل خانه  فقط به خاطر اینکه نمی‌داند وقتش را چطور بگذراند!

در این‌جا فهرستی از کارهایی که می‌توانیم فرزندمان را با آن مشغول کنیم ارائه نموده‌ایم، تا بر اساس جنس ، سن، روحیات و… فرزندمان جایگزین‌های مناسبی را برای او بیابیم.

۱٫ ورزش کردن: از ورزش‌های درون منزل استفاده بکنیم،‌ (مثل طناب زدن، استفاده از تردمیل یا…) یا اگر فرزندمان را به باشگاه می‌فرستیم از سلامت محیط باشگاه مطمئن باشیم.
۲٫ انواع کارهای هنری مانند: خطاطی،‌گلدوزی، منبت‌کاری، عکاسی حرفه‌ای از طبیعت و…
۳٫ درست کردن روزنامه‌ی دیواری برای اهل منزل،‌ می‌توانید درون واحد خودتان یا در تابلوی آپارتمان نصب کنید.
۴٫ انجام کارهای شخصی: مثل مرتب کردن کتابخانه و کمد خودش و…
۵٫ (مخصوص پسران) کمک به پدر در محل کار، اگر بتوانیم فرزندمان را در مغازه‌ای، شرکتی، یا… که زیر نظر خودمان یا آشنایانمان هست مشغول به کار کنیم (به شرط آن‌که از فضای اخلاقی آن مطمئن باشیم) بسیار در آینده‌ی فرزندمان موثر است. او برای پولی که خودش بابت دست‌مزد گرفته است ارزش قائل است، علاوه‌بر آن احساس شخصیت می‌کند.
۶٫ (مخصوص دختران) خیاطی،‌ قالی‌بافی و کاموا بافی

کارهایی که مناسب فرزندتان می‌باشد و می‌تواند در زمان فراعت خودش به آن کارها بپردازد چیست؟

 

در این مقاله راه‌هایی برای تغییر رفتار فرزندانمان را بررسی نمودیم. امیدوارم با انجام اقدامک‌های این مقاله ضمن حفظ رابطه‌ی محبت‌آمیز با فرزندانمان، رفتارهای آنان نیز بهتر و بهتر شود.

ادراک متفاوت

سوء برداشت فرزند

چگونه از سوء برداشت فرزند مان جلوگیری کنیم؟

ادراک متفاوت

برخی مواقع فرزندم از یک گفتار یا رفتار من، برداشت ‌های اشتباه می‌کند،‌

چطور این برداشت‌های اشتباه را کاهش دهم؟

مثلا فرزندم فکر می‌کند من دوستش ندارم،‌

در حالی که من واقعا خیلی دوستش دارم و به داشتنش افتخار می‌کنم.

من به خاطر مشکلات کاریم خسته‌هستم،‌

ولی دخترم فکر می‌کند به خاطر نمره‌ی ۱۵ که دیروز گرفته است با او گرم و صمیمانه برخورد نمی‌کنم!

من می‌خواهم اخبار ببینم،‌

فرزندم برداشت می‌کند که به خاطر این کانال تلویزیون را عوض کردم که او برنامه‌ی دلخواهش را نبیند!

….

درصد بالایی از فرزندان معتقدند که پدر و مادرشان دوستشان ندارد!

درحالی‌که پدر و مادر واقعا آن فرزند را دوست دارند.

کم نیست مواردی که رفتار ما اشتباه تحلیل می‌شود!

برداشت اشتباه فرزندمان موجب دلخوری او از ما یا ناراحتی‌اش می‌شود

و در کل رابطه‌ی ما خراب می‌گردد.

برای جلوگیری از صدمه خوردن به رابطه‌ی ما و فرزندمان باید تا آنجا که می‌توانیم از سوء برداشت فرزند مان جلو گیری کنیم.

برخی وقت‌ها ما هم دچار سوء‌برداشت می‌شویم این مقاله را ببینید!

راهکارهایی برای جلوگیری از سوء برداشت فرزند ان

راه‌کارهای زیر برای این موضوع پیشنهاد می‌شود:

  1. به فرزندمان در مورد تفاوت برداشت ما از رفتار دیگران با واقعیت آن رفتار توضیح دهیم.

خیلی وقت‌ها برداشت ما با واقعیت تفاوت دارد.  

اگر به این خطای شناختی آگاه باشیم، راحت‌تر می‌توانیم با آن کنار بیاییم.

اگر فرزندم بداند  برداشتش از رفتار من لزوما همان رفتار من نیست،‌

راحت‌تر می‌پذیرد که ممکن است اشتباه برداشت کرده باشد.

برای تذکر این نکته باید در جلسات خانوادگی در این مورد صحبت کنیم.

  1. تلاش کنیم واضح و روشن صحبت کنیم.

خیلی مواقع سوء برداشت فرزند ما ناشی از دوپهلو صحبت کردن ماست.

کمی روی صحبت‌های خودمان دقت کنیم و تمرین کنیم صریح و واضح و شفاف مقصودمان را بیان کنیم.

خوب است در خانواده مطرح کنیم که هر وقت از چیزی ناراحت شدم به صورت صریح بیان می‌کنم،

ادراک و برداشت مختلف

ادراک

واقعا هم این اصل را رعایت کنیم.

  1. اگر به هر دلیل ناراحت هستیم ، به فرزندمان بگوییم که مثلا من به علت مشکلات شغلی امروز فکرم درگیر است یا …

این حق من به عنوان یک انسان است که برخی وقت‌ها ناراحت باشم،

خسته باشم، فکرم درگیر مسائل شغلی یا اقتصادی یا … باشد. (البته برخی اوقات نه همیشه!!!)

در این مواقع خوب است به فرزندمان هم بگوییم که استثناا

امشب یا امروز فکرم مشغول است و نمی‌توانم مثل همیشه با شما باشم!

البت باز هم تاکید می‌کنم نباید این رویه‌ی ما باشد که هر روز هفته به یک بهانه‌ای رابطه‌ی خوب و صمیمی با فرزندانم نداشته باشیم!

۴٫سعی کنیم بیش‌تر از اعداد استفاده کنیم.

به جای این‌که بگویم همیشه تکلیف‌هایت را آخر شب انجام می‌دهی،‌

بگویم دو شب است تکلیف‌هایت را بعد از ساعت ده شب انجام می‌دهی! 

وقتی با اعداد صحبت می‌کنیم،‌ امکان سوء برداشت کمتر می‌شود.

ادراک و برداشت

۵٫در صورت پیش آمدن سوء برداشت،‌با فرزندمان گفتگو کنیم و آنچه در ذهن ما می‌گذرد را بیان کنیم.

اگر فرزندمان از رفتار و گفتار ما برداشت اشتباهی داشت،‌

با او صحبت کنیم،‌ بگوییم که دچار اشتباه است.

 

در مجموع باید بدانیم که برداشت و ادراک فرزندانمان ما لزوما با واقعیت یکسان نیست،‌

و ما باید تلاش کنیم برداشت آن‌ها از رفتار و گفتار ما با آنچه منظور ما بوده است نزدیک باشد.

 

برداشت ما از رفتار فرزندمان

آیا برداشت ما از رفتار فرزندمان با واقعیت یکسان است؟

برداشت ما از رفتار فرزندمانبرداشت ما از رفتار فرزندمان ممکن است مطابق واقعیت نباشد.

ما انسان‌ها در موقعیت‌های گوناگون براساس تجربه‌هایی که از قبل دارند،

دانسته‌هایشان، ارزش‌هایی که در ذهنمان داریم و

خواسته‌های خودمان دریافت‌هایشان از محیط را پردازش می‌کنیم

و ادراکی جدید برای خودمان می‌سازیم.

مثلا خیلی وقت‌ها فرزند ما رفتاری می‌کند، و ما از رفتار او برداشتی می‌کنیم،

که ممکن است با واقعیت فاصله داشته باشد.

بیایید چند موقعیت را باهم بررسی کنیم:

  • دختر نوزاد من گریه می‌کند، و من فکر می‌کنم که گرسنه شده است.
  • پسر دوازد ساله‌ی من وقتی از مدرسه می‌آید، بدون اینکه با من حرف بزند داخل اتاقش می‌رود و در را می‌بندد، برداشت ما از رفتار فرزندمان این است که  از دست من، ‌به خاطر اینکه دیشب غذای مورد نظرش را تهیه نکرده‌ام، دلخور شده است.
  • دختر پانزده ساله‌ی من امشب شام نخورد،‌ فکر می‌کنم می‌خواهد مانند دختر همسایه‌مان، رژیم لاغری بگیرد.

برداشت ما از رفتار فرزندماندر حالیکه وقتی بررسی می‌کنم:

نوزادم بی‌قرار است چون جایش را خیس کرده است.

پسرم از باختن تیمشان در بازی فوتبال مدرسه ناراحت است.

 دخترم  به خاطر اینکه عصر  شکلات و کیک خورده است، اشتها ندارد.

برداشت ما از رفتار فرزندمان

برای توضیح دادن اجازه دهید در ادامه مثال نوزاد را با هم مرور کنیم:  

چه اتفاقی افتاد؟من چطور به برداشت اشتباه رسیدم؟

بیایید قدم به قدم مرور کنیم:

قدم اول یافتن: گوش من صدای گریه‌ را شنید، 

      متوجه نوزادمان شدم و  دیدم که گریه می‌کند،

ادراک و برداشت ما

قدم دوم پردازش: گریه‌ی نوزاد دلیلی دارد،‌

از آخرین دفعه ی که شیر خورده است بیش از دو ساعت می‌گذرد،

معمولا نوزاد هر دو ساعت یکبار باید شیر بخورد.

قدم سوم ادراک: نوزاد ما گرسنه است.

 

این روال را می‌توان در مورد برداشت‌های دیگرمان هم تکرار کنیم:

یک چیزی را می‌یابیم (حس می‌کنیم)،‌

بر روی آن پردازش انجام می‌دهیم و

سپس نتیجه‌گیری می‌کنیم. در کدام مرحله من اشتباه می‌کنم؟

  • حس به ما دروغ نمی‌گوید،‌ وقتی من می‌بینم که نوزادم گریه می‌کند،واقعا نوزادم گریه می‌کند. اگر چیزی را ببینم،‌ واقعا دیده‌ام!
  • در پردازش معمولا ما دانسته‌های قبلی را کنار هم می‌گذاریم،‌ ولی آیا به همه‌ی ابعاد واقعه اشراف داریم؟ و ایا تمام دانسته‌هایمان را به کار می‌گیریم؟ خیلی وقت‌ها یا اطلاعاتمان محدود است و یا از تمام دانسته‌های خودمان استفاده نمی‌کنیم! در همین مثال آیا به زمان عوض کردن نوزادمان هم دقت کرده‌ایم؟ شاید هم به صورت ناخودآگاه (چون از تعویض نوزادمان خیلی خوشمان نمی‌آید) گزینه شایدنوزادمان نیاز به تعویض دارد از ذهنمان رفته است!!!
  • در قدم سوم ما با اطلاعات دستکاری شده روبرو هستیم!‌ لذا نمی‌توانیم نتیجه‌گیری درست داشته باشیم.

 

ما در این جهان مرتب داریم پردازش می‌کنیم،

داده‌های خودمان را کنار هم می‌گذاریم و نتیجه گیری می‌کنیم،

فکر کردن یعنی همین!

ما تا زمانی که در این جهان هستیم داریم این پردازش‌ها را انجام می‌دهیم.  

صبح که از خواب بیدار می‌شویم فکر می‌کنیم و فکر می‌کنیم

و فکر می‌کنیم تا لحظه‌ی خواب! این طبیعت انسان است!

پس چه کار کنیم تا برداشت ما خیلی با واقعیت فاصله نداشته باشد؟

برداشت فرزند ما از رفتار ما نیز ممکن است بارفتار ما مطابق نباشد. برای مطالعه بیشتر به این مقاله مراجعه کنید.

راهکارهایی برای تصحیح برداشت ما از رفتار فرزندمان

چکار کنیم که از رفتار فرزندمان برداشت درستی داشته باشیم؟

راهکارهای زیر می‌توانند از سوء برداشت ما جلوگیری کند:

۱- قبول کنیم که برداشت ما چیزی متفاوت از واقعیت می‌تواند باشد!

دانستن و اطلاع داشتن از خطاهای شناختی می‌تواند قاطعیت ما را در صدور حکم کاهش دهد.

اگر پسرمان رفت داخل اطاقش و در را هم بست،‌ فورا  نگوییم با من مشکل دارد!

شاید از چیز دیگری (در مثال ما: باختن تیمشان در بازی فوتبال)‌ ناراحت است.

بپذیریم که برداشت من ممکن است اشتباه باشد.

 

۲- بدون پردازش به آنچه را حس می‌کنیم (می‌یابیم) نگاه کنیم.

کار بسیار سختی است. وقتی ما تصوری از چیزی داشته باشیم،

یعنی از آن چیز برداشت داریم، به عبارت دیگر خود آن چیز نیست!

وقتی من تصور می‌کنم فرزندم به من بی‌احترامی می‌کند،‌

این نتیجه‌ی پردازش ذهن من است، من فقط سلام کردن او را نشنیده‌ام

(شاید سلام کرده است ولی آهسته! شاید آن‌قدر غرق در افکار خودش هست که واقعا یادش رفته سلام کند، ‌شاید…)

دقت کنید، نمی‌خواهیم خودمان را گول بزنیم، ولی

می‌خواهیم واقعیت را ببینیم نه پردازش‌های فکری خودمان را!

 

۳- ‌ به سوی اعداد برویم!

اگر برداشت من و فرزندم از یک موضوع متفاوت است،‌

مثلا او می‌گویدخیلی کم،‌ فقط در حد ضرورت به تلگرام سر می‌زند

و من می‌گویم “چرا از صبح تا شب سرت توی موبایلت هست؟”.

در حقیقت برداشت فرزندم این است که موبایلش خیلی کم وقتش را می‌گیرد و

برداشت من این است که موبایل خیلی از او زمان می‌گیرد. 

خیلی راحت با نصب یک برنامه می‌توان میزان ساعت‌های استفاده از موبایل را اندازه‌گرفت!

آن‌وقت دعوای ما و فرزندمان از برداشت به عدد تبدیل می‌شود.

حالا راحت‌تر می‌توان در مورد استفاده از موبایل صحبت نمود.

درصورتی‌که اگر متوجه تفاوت برداشت ما و فرزندمان از یک واقعیت خارجی (میزان زمان استفاده از موبایل)‌نباشیم،‌

شروع می‌کنیم به نصیحت کردن و او شروع به توجیه می‌کند.

ولی وقتی زمان استفاده از موبایل را به دست آوردیم به راحتی می‌توان برایش قانون وضع کرد

و بدون دلخوری و اوقات تلخی اختلاف را حل نمود!

 

از این به بعد با رعایت این راه‌کارها سعی کنیم

برداشت صحیحی از واقعیت داشته باشیم تا روابط بهتری را با فرزندانمان داشته باشیم.

 

 

تشویق

gift-9509172214

وقتی ما کار خوبی را از فرزندمان می‌‌بینیم، ‌و دوست داریم تکرار کند،

‌شروع به تشویق او می­کنیم، ‌

مثلا وقتی فرزندمان شاگرد اول کلاسش می­شود می­گوییم آفرین تو خیلی باهوش هستی!

یا به خاطر اینکه شاگرد اول شدی برایت دوچرخه خریده ام.

معمولا ما برای اینکه فرزندانمان را به انجام کارهایی که می‌‌خواهیم وادار کنیم، ‌برایشان انواع و اقسام جایزه‌ها ‌را می‌‌خریم.

این نوشتار می‌‌خواهد روش‌های ‌متداول را بررسی کند:

اگر بستنی‌ات را بخوری به تو ترب می­دهم!

تاحالا به فرزندتان جمله­‌ی بالا را گفته­‌اید؟ این یکی چی؟ “اگر شکلاتت را بخوری، ‌اجازه می‌‌دهم کلم بخوری!”

مسلما نه! چرا؟

چون لذت خوردن شکلات و بستنی به مراتب بیش از خوردن کلم و ترب است!

لطفا به این سوال از دید خودتان جواب دهید:

آیا لذت دانستن بیش از لذت دوچرخه سواری است یا کم­تر؟

اگر واقع بین باشیم،  لذت آموختن با هیچ لذتی قابل مقایسه نیست،

وقتی دختر ما، پسر ما، کلاس اول است،

در پایان سال می‌بیند که همه‌ی نوشته‌ها برایش معنی پیدا کرده، تابلوها را می‌تواند بخواند و … چقدر ذوق می‌کند.

در سال‌های بعد هم قرار است همینطور باشد،‌

فرزند ما چیزی را یاد بگیرد و از آن لذت ببرد،‌ متاسفانه برخی رفتارهای نامناسب ما (والدین) و برخورد بد برخی معلمان باعث می‌شود،

فرزندمان این لذت را متوجه نشود!

وظیفه‌ی ما این است که لذت انجام کار خوب را به فرزندانمان بچشانیم.

این بالاترین و دائمی‌ترین تشویق است.

 

وقتی در تابستان روزه می‌گیریم،‌ با اینکه آب هم هست،‌ ساعت‌ها تشنگی را تحمل می‌کنیم،‌

لذتی از این مخالفت با خواسته‌هایمان می‌بریم که بالاتر از لذت نوشیدن آب است!

ما باید این لذت را به فرزندانمان هم منتقل کنیم.

اگر پسر نوجوان من بیابد که می‌تواند وقتی یک زن نامحرم با پوشش نامناسب در مقابل اوست،

چشمش را ببندد و پا روی خواسته‌هایش بگذارد،‌ لذت مخالفت با خواسته‌هایش را بچشد

این بالاترین تشویق برای اوست.  

 

برای این کار ما باید ارزشمندی کارهای خوب را به فرزندمان نشان دهیم.

باید فرزندمان ببیند فداکاری ارزشمند است، و ارزشمندی فداکاری به تقدیر و توجه و تشویق دیگران ربطی ندارد،

اگر همه بگویند خوب است یا بد،‌ من می‌یابم که فداکاری خوب است!

سخاوت پسندیده است،‌ دروغ بد است!

برای این‌کار ما باید ارزش دستورات عقل را برای فرزندمان روشن کنیم. بگوییم که هنگام تصمیم‌گیری به خودت مراجعه کن،

با انجام این کار یا انجام ندادنش چه احساسی داری؟

دیگران چه احساسی دارند؟

این کار درست است یا نه؟

 

 

با درک احساسات فرزندمان او را آگاهانه هدایت کنیم!

بین احساسات و رفتار ارتباط مستقیم برقرار است اگر ما می‌خواهیم فرزندمان رفتار صحیح داشته باشد باید احساسات او را بشناسیم و درک کنیم. برای درک احساسات فرزندمان باید بتوانیم خودمان را جای او بگذاریم و از چشم او جهان را ببینیم. این‌چنین می‌توانیم فرزندمان را با کمترین اصطکاک با خود همراه کنیم. با او مخالفت کنیم، او را هدایت کنید، ولی به استقلال او آسیب نزنیم

به نظر شما دنیای فرزندتان چه تفاوتی با دنیای شما (وقتی هم سن او بودید) دارد؟

درک فرزندان این زمانه

در روز ۱۸خرداد ۱۳۹۵ اتفاق عجیبی افتاد, چند هزار نفر از دختر و پسران دبیرستانی در پاساژ کوروش اجتماع کردند. این واقعه آن قدر نا متعارف بود که پلیس به میدان آمد، پاساژ تعطیل شد و… و دست آخر هم معلوم شد فقط یک فراخوان در شبکه های اجتماعی باعث چنین اجتماعی شده است و هیچ انگیزه‌ی خراب کاری و سیاسی و… در پشت پرده نیست. ولی چرا اجتماع ما آن قدر با فرزندان خودش بیگانه است؟

واقعیت این است که وقتی سر و کارمان با متولیدن دهه‌ی ۸۰و ۹۰ هست باید بدانیم که آن‌ها چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی با متولدین دهه‌ی ۷۰و ۶۰ دارند. شناخت بهتر موجب می شود که رفتارهای مناسب‌تری را از خود بروز دهیم و راحت تر بتوانیم آنان را با خودمان همراه کنیم.

  1. رشد تکنولوژی

از حدود بیست سال پیش تاکنون تکنولوژی رشد چشم گیری نموده است. سبک زندگی و تعاملات افراد نیز به همین دلیل بسیار تغییر نموده است. در ادامه به مواردی از این تغییرات می‌پردازیم که بررابطه‌ی ما و فرزندانمان موثر است.

  • رشد رایانه

رایانه‌ها جای یک دوست را برای فرزندان ما پر نموده اند. اگر در زمان‌ ما بچه‌ها توی کوچه فوتبال بازی می‌کردند و با توپ‌شان شیشه‌ی همسایه را می‌شکستند!!، امروز توی کامپیوتر بازی می‌کنند. این مسئله روی میزان تحرک،‌ یادگیری کار گروهی، یادگیری تعامل با دیگران و بسیاری دیگر از مسائل اثر می‌گذارد. ( بررسی اثرات رایانه روی زندگی و نحوه‌ی رفع آن از عهده‌ی این نوشتار خارج است،‌انشاء الله در فرصت دیگر به این موضوع می‌پردازیم.)

  • اینترنت

در زمان کودکی و نوجوانی من،‌تنها منابع دردسترس برای آموختن کتتاب بود و معلم! الان هر چه بخواهیم توی گوگل جستجو می‌کنیم. دسترسی فزاینده‌ی فرزندانمان به اطلاعات باعث تغییر در رفتارشان می‌شود.

  • فیلم و عکس های دیجیتال

تا همین ده سال پیش اگر می‌خواستی عکسی داشته باشی باید دوربین داشتی و فیلم می‌خریدی و عکس می‌گرفتی، تازه بعدش هم می‌بردی عکاسی تا برایت ظاهر کنند! الان همه‌ی مبایل‌ها عکس می‌گیرند و فیلم بر می‌دارند و برای دیدن آن هم لازم نیست عکاسی بروی! این موجب می‌شود دسترسی فرزندانمان به عکس‌ها و تبادل عکس‌ها بین ‌آنها راحت‌تر صورت گیرد.

  • موبایل

درسال ۱۳۸۰ منزل فردی رفته بودم. در منزلشان یک گوشی تلفن ثابت (نه بی‌سیم) در اطاق نشیمن بود و فرزندان خانه (سه دختر و یک پسر) برای صحبت کردن باید از همان خط تلفن استفاده می‌کردند. این‌چنین نوع ارتباطات فرزندان با دیگران کنترل می‌شد. امروزه توی جیب و کیف بسیاری از دانش‌آموزان دبستانی هم موبایل وجود دارد. در واقع ما والدین، نمی‌توانیم کنترلی روی ارتباطات فرزندانمان داشته باشیم.

  • شبکه های اجتماعی

بدتر از موبایل شبکه‌های اجتماعی است. خود ما والدین هم که سن و سالی داریم وقتی توی شبکه‌های اجتماعی می‌رویم آن‌چنان گرفتار می‌ ‌شویم که می‌بینیم چند ساعت است توی آن هستیم و بی‌خبر از دنیای واقعی اطرافمان.

در مهمانی‌ها،‌ جمع‌های خانوادگی و… افرادی را می‌بینیم که فیزیکشان کنار هم هست ولی فکرشان درگیر تلگرام و اینستگرام و… علاوه‌بر این فرزندانمان در شبکه‌های اجتماعی از کلماتی استفاده می‌کنند که در زندگی واقعی استفاده نمی کنند. در مجموع حریم‌ها در شبکه‌های اجتماعی رقیق‌تر از فضای واقعی است. شاید پسر و دختری که در فضای واقعی صحبت کردن با هم را قبیح می‌دانند به راحتی در فضای مجازی چت کنند.

  1. افزایش آگاهی از خشونت

یکی از اثرات مخرب رشد تکنولوژی که به دلیل اثرگذاری بالای آن جداگانه مطرح نمودیم افزایش آگاهی از خشونت است. الان هر فیلم و عکس خشنی به راحتی توسط CD و ایمیل و تلگرام و اینستگرام بین فرزندانمان دست به دست می‌شود یا با گشتن در اینترنت به دستشان می‌رسد! دیدن صحنه‌های خشونت‌آمیز روی روح و جسم و نوع عملکرد فرزندانمان اثر می‌گذارد.

  1. افزایش آگاهی از مسائل جنسی

رشد تکنولوژی به همراه تغییرات فرهنگی در جامعه، سن آگاه شدن فرزندانمان از مسائل جنسی را به شدت کاهش داده است.

  1. سستی خانواده‌ها و ارتباطات اجتماعی

در سال‌های اخیر بنیان خانواده ‌ها سست‌تر شده است. پدر که روزی مرد خانه بود، از موقعیت قبلی برخوردار نیست، آمارها چک شدن موبایل آقایان توسط همسرانشان درصد بسیار بالایی را نشان می‌دهد. میزان بالای طلاق و بسیاری از شاخص‌ها همگی نشان از کم‌رنگ شدن نقش خانواده‌ها می‌دهد. متاسفانه فرزندان ما نیز در همین فضا رشد می‌کنند!

ارتباطات با همسایه‌ها و فضای محله که زمانی عامل بازدارنده‌ی فرزندانمان از بسیاری از خطاها بود،‌ امروز وجود خارجی ندارد. حالا ما اسم هم‌آپارتمانی‌هایمان را هم نمی‌دانیم چه برسد به این‌که بخواهیم از همسایه‌ی چهار کوچه آن‌طرف‌تر خبر داشته باشیم. لذا محدودیت‌هایی که قبل از این برای فرزندانمان وجود داشت کم‌رنگ‌تر شده است.

  1. کم اهمیتی به اخلاق و دین

متاسفانه فضای دینی جامعه‌ی ما آن‌قدر به هم ریخته است و فرزندانمان به قدری از دین مطالبی سطحی و قشری ولی گسترده شنیده‌اند که نسبت به دین و اخلاق بدبین و با فاصله شده‌اند. (البته ما پدر مادرها هم وضعیت چندان بهتری نداریم.) لذا دین هم که عاملی کنترل‌کننده در رفتار فرزندان ما بوده است در فضای کنونی کم‌اثرتر است.

۶٫کاهش زمان با فرزند بودن

شما چندساعت از روز را با فررزندانتان هستید؟ وقتی که با فرزندانتان هستید نه در کنار فرزندانتان دارید تلویزیون می‌بینید،‌یا تلگرام چک می‌کنید و یا… فرزندان ما نیاز دارند که ما با آن‌ها ارتباط داشته باشیم

با این وصف برای همراه نمودن فرزندانمان نیاز به تلاشی مضاعف داریم. نکته مثبت و امیدوار کننده این است که فرزندان ما هنوز ما را به عنوان پدر و مادر قبول دارند و ما می‌توانیم با راهکارهایی ساده رابطه‌ی بین خودتان و فرزندتان را بهبود دهید.

اولین قدم در همراه نمودن فرزندمان درک احساسات اوست. برای این کار باید سه مرحله‌ی شناخت احساسات،‌پذیرش احساسات و حمایت را انجام داد. در زیر این مراحل توضیح داده شده است.

قبول احساسات

  1. شناخت احساسات

برای شناخت و درک احساسات فرزندمان مسیر زیر را طی می‌کنیم:

            با دقت گوش می‌کنیم. شنیدن حرف دل فرزندمان خیلی مهم است.

             سوال نمی‌کنیم: می‌گذاریم فرزندمان حرف دلش را بزند. با سوالات کوتاه و باز با فرزندمان مواجه شویم. لازم نیست وارد جزئیات شویم!

             فقط برداشت خودمان از عواطف فرزندمان را بیان می‌کنیم. این‌طوری مطمئن می‌شویم که درست متوجه‌ی منظور او شده‌ایم!

با همین گام‌های ساده، فرزندمان حس می‌کند که فرد مهمی برای ماست، و ما برای احساسات و عواطف او ارزش قائلیم. این قدم در بهبود روابط بین ما و برزندمان خیلی موثر است.

 

  1. پذیرش احساسات

شاید ما با برخی احساسات فرزندمان موافق نباشیم. مثلا او دوست دارد با هم‌کلاسی دانشگاهش ازدواج کند. نظر ما در این خصوص کاملا با نظر فرزندمان مخالف است. ولی ما می‌پذیریم که او چنین احساسی را دارد. با پذیرفتن احساس فرزندمان، او آرامش بیشتری می‌گیرد. بعد از آن است که تازه می‌توان با فرزندمان صحبت کنیم.

فرزند ما باید بفهمد که ما احساساتش را می‌پذیریم. برای این‌کار از تکنیک‌های زیر استفاده می‌کنیم:

             گوش کردن فعال: به طوری که نشان دهیم با احساسات او نمی‌خواهیم مقابله کنیم.

             تایید کردن : بیان احساس فرزندمان با عبارات دیگر

             نام نهادن روی احساسات: الان عصبانی هستی! یا به این می‌گویند شرمگینی یا

بازهم تاکید می‌کنم لازم نیست بگوییم این احساس تو صحیح است،‌ ولی قبول داریم که فرزندمان این احساس را دارد. پذیرش احساسات موجب می‌شود که فرزندمان بیشتر سفره‌ی دلش را برای ما بگستراند و از ما مشورت بگیرد.

  1. حمایت از فرزندمان

اگر دو مرحله‌ی بالا را خوب انجام داده باشیم، به راحتی می‌توانیم نظرات خودمان را هم بیان کنیم. اگر فرزند ما متوجه شده باشد که ما احساس او را قبول کرده‌ایم احتمال همراهی او بالاتر می‌رود.

من به همراه خانواده‌ام از بیستم مهر تا ۲۳مهر ۹۵ به مسافرت رفته بودیم. فرزندانم در این سفر خیلی خسته شده بودند. با اینکه حدود هشت و نیم شب به خانه آمده بودیم ولی فرزندم خیلی خسته بود و خوابش می‌آمد،‌ فردا باید مدرسه می‌رفت و نیاز داشت که آن شب حمام برود و شام هم بخورد. ولی او روی تخته‌خوابش دراز کشیده بود و می‌خواست سریع‌تر بخوابد! پیشش رفتم شانه‌اش را مالیدم و گفتم که حتما در این مسافرت خیلی خسته شده، الان هم خیلی خوابش می‌آید، چه قدر خوب بود الان چشمش رو می‌بست و راحت می‌رفت توی عالم خواب و… به او گفتم الان یک ربع به نه است سریع برود حمام و تا ساعت نه هم می‌تواند بخوابد. با همین چند کلمه مقامتش شکسته شد و سریع همراهی نمود!

چطور استقلال شخصیت فرزندمان را بپذیریم؟

فرزندان ما نیازمند استقلال از ما و یافتن هویت منحصر‌به فرد خودشان هستند. برحسب نوع شخصیت، جنسیت و فضای فرهنگی و اجتماعی این امر در بین سنین ده تا ۱۵سال رخ می‌دهد. البته این امر با شدت بسیار کمتر در سنین بالای پنج سال هم دیده می‌شود. با توجه به این‌که در برخی موارد والدین برای همراه کردن فرزندشان استقلال او را به چالش می‌کشند،‌این مقاله می‌تواند در شکل‌گیری عزت نفس فرزندانمان بسیار موثر باشد.

استقلال با مسئولیت همراه است.

فرزندانمان باید متوجه شوند که داشتن استقلال همراه با مسئولیت است. قبل از بروز مشکل باید مرز‌ها را روشن کنیم، و عواقب شکستن مرز‌ها را برایش شرح دهیم. این کار (تعریف مرز تشریح عواقب رد شدن از مرز‌ها)‌باید قبل از بروز مشکل صورت گیرد. قبل از عید۹۵ برای فرزندانم (دو دختر شش و هشت ساله) یک دوربین دیجیتال خریدم. وقتی می‌خواستم آن را به عنوان عیدی به آن‌ها بدهم گفتم استفاده از این وسیله قواعدی دارد،‌ اگر خواستید از کسی عکس بگیرید باید قبلش از او اجازه بگیرید. علاوه‌بر این اسم این دوربین دوربین مهربانی است،‌ اگر ببینم هر کدامتان این دوربین را می‌خواهد و دیگری به او نمی‌دهد، دوربین به مدت یک‌ساعت توقیف می‌شود! همین قوانین ساده باعث شد که فرزندانم سر دوربین باهم دعوا نکنند!

فرزندانمان باید بدانند که اگر می‌خواهند مستقل باشد باید مسئولیت کارهایشان را هم قبول کنند. اگر می‌خواهند دوربین مستقل داشته باشند باید با هم همراهی داشته باشند.

چگونه فرزندمان را هدایت کنیم ولی به استقلال او ضربه نزنیم؟

  1. ایجاد فضای سالم

ما به عنوان والدین موظفیم تجربه‌های خودمان را در اختیار فرزندانمان قرار دهیم. برخی وقت‌ها فرزندانمان نمی‌دانند راه صحیح چیست، و بسیاری اوقات نمی‌توانند بر احساساتشان غلبه کنند. این ما هستیم که باید فضای مناسبی را برای فرزندانمان ایجاد کنیم.

یکی از دوستان نزدیک من دارای دو پسر دوقلو شد،‌ حدود شش‌ماه بعد از تولد فرزندانش،‌ مبلمان و میز نهار‌خوری و تعدادی از اثاث منزل (مانند گلدان‌های چینی تزئینی کنار پذیرایی) را به خانه‌ی پدرزنش انتقال داد و فضای خانه را برای بازی و تحرک فرزندانش باز نمود. تا دیگر نگران از مبل بالا رفتن یا کثیف شدن صندلی‌ها و یا افتادن وسایل روی بچه‌ها نباشد.  این روش صحیح و معقولی است.

البته در نوجوانی وسایل خطرزا برای فرزندانمان می‌تواند جنسش فرق کند. در یکی از کلاس‌هایم تمام شاگردها (در سنین دبیرستان) موبایل هوشمند داشتند، در آن جمع فقط پرهام موبایل هوشمند نداشت. وضع مالی خانواده‌اش هم بد نبود، ولی والدینش از زمره والدین هوشمند بودند،‌ می‌گفتند فرزند ما در این سن نیاز به موبایل هوشمند ندارد.

  1. خودمان آن طوری باشیم که توقع داریم فرزندمان باشد!

من به شما تبریک می‌گویم! اهتمام شما خواننده‌ی عزیز به آموختن و بهبود عملکردتان در مقابل فرزندتان موجب می‌شود که فرزندتان هم به مطالعه و آموختن و به کارگیری مهارت‌های زندگی علاقه‌مند باشد.

ما از فرزندمان توقعاتی داریم:

  • به مسائل دینی پایبند باشد.
  • دچار انحرافات اخلاقی و جنسی نشود.
  • دخانیات استعمال نکند.
  • برای بالا رفتن سطح علمی خودش تلاش کند.
  • به والدینش احترام بگذارد.
  • فداکار باشد.

خود ما در هر یک از این موارد چطور رفتار نموده‌ایم؟ متوقع نباشیم فرزند ما در هر یک از این موارد بهتر از ما باشد.

مثال روشن و ملموس این سخن را می‌توانید در نوع پوشش دخترها و مادرانشان ببینید. (فرض ما براین است که پوشش یک خانم در برابر بیگانگان ارزش است!) کافی است نگاهی به دور و برتان بیاندازید. در اغلب موارد دختر‌ها آزادتر از مادرشان پوشش دارند.

یا به زندگی اطرافیانتان نگاه کنید، مادر شوهرهایی که با خانواده‌ی همسرشان مشکل داشته‌اند اکنون با عروسشان هم مشکل دارند.

آیا رفتارهای جنسی خود ما به عنوان والدین، رفتارهایی صحیح و سالم است؟ اگر نیست اول رفتارهای خودمان را اصلاح کنیم،‌ خواه یا ناخواه فرزندانمان از ما الگو می‌گیرند.

 

  1. تحسین و تقبیح

الگوها می‌توانند مثبت یا منفی باشند. یادم هست هر وقت پدرم فردی سیگاری را می‌دید،‌ به او تذکر می‌داد که این دود چیه که داری می‌خوری؟ یک آب‌نباتی،‌آجیلی چیزی بریز تو جیبت به جای سیگار کشیدن، بخور! اگر هم مثلا در ماشین بودیم و  فرد سیگاری صدایش را نمی‌شنید،‌ باز همین حرف‌ها را می‌گفت. این رفتار پدرم باعث شد تا پسرهایش نه تنها سیگاری نشوند، بلکه تصویر منفی از سیگار در ذهنشان شکل بگیرد.

همین روش در مورد رفتارهای خوب هم اثر دارد. اگر دید یک نفر دارد کار خوبی را انجام می‌دهد، آن کار را تحسین کنیم. این تحسین یا تقبیح باعث شکل گرفتن ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها در نظر فرزندمان می‌شود.

  1. نظم دادن به افکار

به فرزندمان بیاموزیم که هنگام تصمیم‌گیری‌ها جدول سود و زیان را بکشد. در یک کاغذ یک T بزرگ رسم کند و یک طرف بنویسد این تصمیمی که می‌خواهد بگیرد چه منافعی دارد و در طرف دیگر هزینه‌ها و آثار سوء تصمیمش را یادداشت نماید. سپس تصمیم بگیرد.

  1. ارجاع فرزندمان به منابع دیگر

فرزندانمان لازم نیست همه چیز را از زبان ما بشنوند. خیلی وقت‌ها می‌توانیم از یک دوست خواهش کنیم آنچه را که می‌خواهیم به فرزندمان بگوید. یا او را به یک کتاب خوب ارجاع دهیم. اگر فرزند ما مطلبی را در یک کتاب بخواند (مثلا اثرات بازی‌های رایانه‌ای)‌ پذیرش بیشتری نسبت به این‌که همان مطلب را ما مستقیما به او بگوییم، دارد.

دقت کنیم فرزندمان را نباید به فرد یا نوشته‌ای که از صلاحیت آن مطمئن نیستیم ارجاع دهیم.

چگونه با فرزندمان مخالفت کنیم:

ما برخی اوقات نمی‌توانیم خواسته های فرزندانمان را برآورده کنیم. مجبوریم به درخواست‌هایشان جواب منفی بدهیم. در زیر راه‌کارهایی را برای مخالفت مسالمت‌آمیز! با فرزندمان ارائه می‌دهیم، قطعا در هر مورد با توجه به روحیات فرزندتان و نوع درخواست او یکی از این راه‌کارها را باید انتخاب کنید (و یا با استفاده از خلاقیت خودتان راه‌های دیگری را بیابید.)

  1. اطلاعات دهیم!

مشکلاتی که تلویزیون نگاه‌کردن مداوم برای فرزندمان ایجاد می‌کند،‌را بررسی کنیم . پسرم وقتی به صفحه‌ی تلویزیون زل می‌زنی موجب می‌شود چشمت ثابت بماند و همین باعث ضعف بینایی‌ات می‌شود. بعد هم با کمک فرزندمان راه‌حلی را می‌یابیم(مثلا بعد ازهر نیم ساعت نگاه کردن به تلویزیون یک ربع بازی حرکتی می‌کنیم.) خیلی وقت‌ها با گفتگو و دادن اطلاعات کافی به فرزندانمان می‌توانیم درخواست‌های آن‌ها را تعدیل کنیم.

  1. احساسات او را بپذیریم.

در این مورد در قسمت “قبول احساسات” صحبت نموده‌ایم. لازم نیست همان اول نه را بگوییم. پسرم می‌دانم می‌خواهی بازهم در پارک بمانی و تاپ بازی کردن خیلی کیف دارد. من هم از خوشحالی تو خیلی خوشحال هستم. ولی الان موقع رفتن به خونه هست.

  1. مشکل را شرح دهیم.

من دوست دارم آخر هفته به مسافرت بروم ولی به دلیل بیماری مادرم، باید این هفته در خانه بمانم و از او مواظبت کنم. ” همین اطلاعات مختصر می‌تواند نگرش فرزندمان به ماندن در خانه را تغییر دهد.

  1. با او موافقت کنیم اما

فرزندمان می‌خواهد با رایانه‌اش بازی کند، ولی زمان شام است،‌می‌توان بگوییم: “نه! نمی‌شود سر کامپیوتر بری! الان وقت شام است” ولی والدین هوشمند می‌گویند: “بله،‌می‌تونی بازی بکنی ولی بعد از شام

با پاسخ اول ما یک جواب منفی به فرزندمان داده‌ایم وامکان دارد او موضع‌گیری کند، ناراحت شود و… ولی در حالت دوم ما خودمان را با او همراه نموده‌ایم! و احتمال ناراحتی فرزندمان کمتر می‌شود.

  1. از فرزندمان وقت بگیریم!

برای دادن جواب منفی کمی وقت بگیریم. سریع در ذوق فرزندمان نزنیم. اگر خواسته او را نمی‌توانیم سریع برآورده کنیم بگوییم بگذار فکر کنم، یا باید در این مورد با پدرت (مادرت) مشورت کنم و یا

 

 

چطور فرزندمان کارهایی را انجام دهند که ما می‌خواهیم؟

چطور از فرزندمان چیزی بخواهیم؟علی شش‌سال دارد، اتاقش همیشه به هم ریخته است، مادر علی همیشه سر این موضوع ناراحت می‌شود. به طور معمول این جمله‌ها را می‌توانیم بشنویم:

  1.  “بازهم که وسایلت را جمع نکردی! مگه قرار نبود لباس‌هایت توی کمد باشد!”
  2.  چرا اسباب‌بازی‌هایت توی حال است؟
  3.  تو پسر شلخته‌ای هستی!
  4.  اگر تا وقتی بابا بیاد خونه وسایلت رو از روی مبل‌ها بر نداری، فردا نمی‌گذارم تلویزیون ببینی!

….
ولی متاسفانه علی هیچ اعتنایی به حرف مادر نمی‌کند و اگر مادر هم خیلی پاپیچ شود کار به دعوا و گریه وکتک خوردن علی منجر می‌شود.

اگر فرزندان شما همیار و مددکار شما در انجام کارهای خودشان و شما نیستند،‌

یا می‌خواهید به نحوه بهتری حرف‌های شمارا گوش نمایند،این نوشتار را مطالعه نمایید.

ما به طور معمول چطور رفتار می‌کنیم؟

ما به دنبال ایجاد رابطه‌ای با محبت و احترام با فرزندانمان هستیم.

به طور معمول وقتی ما کاری را از فرزندمان می‌خواهیم و او پشت گوش می‌اندازد و یا بدتر علنا می‌گوید آن را انجام نمی‌دهد،

ما از روش‌های زیر برای مقابله با او استفاده می‌کنیم:

  1. سرزنش کردن: نمی‌تونی کار رادرست انجام بدی؟
  2. بد و بی‌راه گفتن: تو چقدر می‌تونی احمق باشی که این کار را کردی؟
  3. تهدید کردن: اگه با سه شماره اتاقت را مرتب نکنی، بیرون نمی‌برمت!
  4. فرمان‌دادن: هنوز زباله را بیرون نبردی؟ همین حالا ببر!
  5. موعظه کردن:آیا فکر می‌کنی کار خوبی بود که خواهرت را وشگون گرفتی؟
  6. اخطار کردن: مواظب باش! ماشین زیرت نگیره!
  7. مقایسه کردن: چرا سعی نمی‌کنی پبیه دختر خاله‌ات باشی؟
  8. ریشخند کردن: چقدر خوب دفترت را جلد کردی! تو شلخته ترین بچه‌ای هستی که من دیدم!
  9. آینده‌ی فرزند را پیش‌بینی کردن: تو در مورد نمره‌ات به من دروغ گفتی! می‌دونی وقتی بزرگ بشی چی می‌شی؟ یک آدمی که هیچ کس به هش اعتماد نمی‌کنه!

متاسفانه روش‌های فوق نتایج قابل قبولی را به بار نمی‌آورند.

بیایید خودمان را برای چند دقیقه جای فرزدمان قرار دهیم،‌آیا دوست داریم با ادبیاتی مانند آنچه در بالا آمده است با ما صحبت شود؟

و اگر این چنین با ما صحبت نمایند ما چقدر تمایل و اشتیاق برای همراهی پیدا می‌کنیم؟

راه‌کارهای گفتگوی موثر

پیشنهاد ما استفاده از روش‌های زیر برای همراه نمودن فرزندتان است:

۱٫ توصیف

ما می‌توانیم آنچه رخ‌داده است را بدون قضاوت توصیف کنیم .

می‌بینم لباس‌هایتان در وسط اتاق افتاده است. این‌چنین ما فرصت اصلاح را به فرزندمان می‌دهیم.

او می‌تواند اتاقش رامرتب نماید.

در این صورت ما روی حل مشکل تمرکز نموده‌ایم نه پیدا کردن مقصر یا شلخته دانستن فرزندمان!

۲٫ اطلاعات دادن

قانون‌های کلی را بیان کنیم.

مثلااگر سبزی را با آب داغ بشورید خراب می‌شود.

این‌طور فرزندان ما راحت‌تر حرف ما را می‌پذیرند،

خودشان تصمیم ‌می‌گیرند و در ادامه‌ی زندگی هم از این قانون‌ها کمک می‌گیرند.

۳٫ در مورد احساس خودمان بگوییم.

“من وقتی خونه نا مرتب است احساس بدی پیدا می‌کنم.”

با چنین عبارتی بدون زیرسوال بردن فرزندمان او را به مرتب کردن منزل ترغیب می‌کنیم.

۴٫ تک کلمه!

مثلا به‌جای نیم‌ساعت اندرز و موعظه در مورد این‌که باید گلدان‌ها مرتب آب بدهیم،‌فقط می‌گوییم گلدان!

خود فرزندمان متوجه پلاسیده شدن برگ‌های گلدان می‌شود

و خودش تصمیم می‌گیرد که باید به گلدان آب بدهد! دقت کنیم این تک کلمه نباید اسم فرزندمان باشد!

۵٫ نوشتن

برای این‌که کمترین اصطکاک راایجاد کنیم به‌جای در افتادن رو در رو با فرزندمان می توانیم مطلب را بنویسیم و در محل مناسب بگذاریم.

این‌طوری فرزندانمان بهتر متقاعد به رعایت می‌شوند.

نکات کلیدی

۱- لحن گفتار مهم‌تر از خود کلمات است!

اثرگذاری گفتار ما بسیار وابسته به لحنی است که استفاده می‌کنیم.

فرزند ما نباید احساس کند که قصد سرکوفت زدن،‌ سرزنش کردن، و… او را داریم.

۲-انگ نزنیم!

به هیچ روی صفات ناپسند را به فرزندمان نسبت ندهیم.

نگوییم تو چقدر احمق هستی! یا چقدر دست و پا چلفتی هستی!

به عوض هنگام انجام کار درست او را تشویق کنیم.

۳-عصبانیت خودمان را قورت ندهیم!

لازم نیست احساساتمان را از فرزندمان مخفی کنیم.

اگر ناراحت یا عصبانی هستیم می‌توانیم به او بگوییم که از این کار خیلی ناراحت شده ام.

اگر ما عصبانیتمان را قورت دهیم، خیلی زودتر کنترل از دستمان خارج می‌شود و ناخودآگاه عصبانیتمان بروز می‌کند!

۴-در زمان مناسب درخواستمان را ارائه دهیم.

اگر فرزندمان تازه از مدرسه برگشته است یا غرق در تماشای تلویزیون هست،‌

زمان مناسبی برای تذکرات ما نیست.

سعی کنیم وقتی با فرزندمان صحبت نماییم که آماده‌گی داشته باشد.

۵-قابلیت انتخاب بگذاریم.

می‌توانیم به فرزندمان بگوییم برای رفتن به مهمانی لباس آبیت را می‌پوشی یا لباس سبزت را؟

این‌چنین فرزند ما حس می‌کند که خودش دارد انتخاب می‌کند و راحت‌تر همراهی می‌کند!

۶-اگر فضا اجازه می‌دهد از طنز استفاده کنیم.

استفاده از طنز خیلی خوب است.

البته اگر رابطه‌ی شما با فرزندتان خیلی خوب نیست ممکن است نتیجه‌ی عکس بدهد.

استفاد از طنز همیشه نیاز به رعایت نکات ظریف و آماده بودن بستر دارد!

تمرین

۱– در این هفته سعی نمایید برای گفتن درخواست‌ها از روش‌های بالا استفاده کنید.
۲- یک یادداشت محبت‌آمیز برای فرزندتان بنویسید و حداقل یکی از کارهای خوبش را در آن بیان نمایید.