نوشته‌ها

چطور مادر نمونه باشیم؟

چگونه مادر نمونه باشیم ؟ فرزندم دوستم داشته باشد و بداند من هم دوستش دارم!

چگونه مادر نمونه باشیم ؟ خیلی از والدین گله دارند که فرزندشان قدر زحمت‌های آنها را نمی‌داند، در حالیکه والدین زمان و انرژی زیادی را برای آنان صرف می‌کنند.

اگر یک کاغذ برداریم و فهرستی از کارهایی که برای فرزندمان انجام می‌دهیم را بنویسیم تازه متوجه ابعاد گسترده‌ی خدماتی که به فرزندمان ارائه می‌دهیم می‌شویم.

پدر و مادر بودن یعنی انجام خدمت: از زمانی که فرزند به دنیا می‌آید تا زمانی که ما یا فرزندمان از دنیا می‌رویم.

(واقعیت این است که خیلی وقت‌ها پدر یا مادر از دنیا رفته به خواب دیگران می‌آید که فرزندم مشکل دارد و شما کمک کنید.

همین چند وقت پیش دایی من که بیش از ۳۰ سال بود از دنیا رفته بود به خواب مادرم آمد و درخواست نموده بود که مادرم به کمک دختر داییم برود.)

چگونه مادر مهربان و نمونه باشیم

  • وقتی در بستن بند کفش فرزندمان به او کمک می‌کنیم،‌
  • وقتی مایحتاجی را که لازم دارد برایش تهیه می‌کنیم,
  • وقتی لباسش را اتو می‌کنیم و …

در حال خدمت به فرزندمان هستیم.

حدیث مفصلی از حضرت امیرمومنان علیه السلام نقل شده است که قسمتی از آن را در اینجا می‌‌آوریم. «روزى فاطمه علیها السلام نزدیک اجاق نشسته بود و من عدس پاک مى‏کردم. در این حال پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نزد ما آمد و فرمود:
اى ابوالحسن! پاسخ دادم: لبیک! اى رسول خدا صلى الله علیه و آله!
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: اى على علیه السلام! هرکس در خانه- با خوشرویى- در خدمت اهل خانه‌اش باشد، خداوند تعالى نامش را در دیوان شهیدان ثبت می‌‏کند و در برابر هر شب و روز پاداش هزار شهید براى وى می‌‏نویسد.. »

بخوانید:هدیه دادن راهی برای ابراز محبت به فرزندمان

چگونه مادر نمونه باشیم :خدمت به فرزندم اینگونه نباشد!

برای اینکه فرزندمان ما را مادر نمونه بداند،‌باید نگرش و نوع خدماتی که انجام می‌دهیم متفاوت باشد.

درادامه برخی از شرایطی که خدمات ما را از بین می‌برد با هم مرور می‌کنیم:

خدمت، بردگی نیست!

من قبل از بیان این مثال از همه پدر و مادران فداکار عذرخواهی می‌کنم ولی بابت روشن شدن بحث، این مقایسه را بیان نموده‌ام.

‌تفاوت مادری که خودش را وقف فرزندش می‌نماید با یک برده که مجبور است شبانه روز در خدمت اربابش باشد چیست؟

آن برده مجبور به انجام کار است ولی مادر با عشق کار می‌کند. واقعیت این است که اگر عشق و علاقه‌ی مادر به فرزندش نباشد تفاوت مهمی در بین این دو رفتار وجود ندارد!
علاقه‌ی مادر باعث می‌شود که انجام این همه خدمت برای فرزندان, ارزش و جایگاه مادر را بالاتر شود.
فداکاری کریمانه و بزرگ‌منشانه مادر را همه می‌ستایند، انجام کارهای ریز و درشت

مادر برای فرزندش (از شستن پای نوزادش تا هم‌بازی شدن با کودک نوپایش تا دلسوزی در آموزش فرزند دبستانی تا کنار آمدن با نوجوان بدقلق تا….) باعث بالارفتن جایگاه او در چشم دیگران است.

در مقابل: یک برده کارهایش را براساس محبت انجام نمی‌دهد، او مجبور به خدمت است,

لذا انجام هر کاری برایش تحقیر است و کوچکی.‍!
دقت کنیم تا یادمان نرود خدمات ما برای فرزندانمان به اختیار و علاقه خودمان صورت می‌گیرد و لذا باید با عشق (و نه تلخ‌کامی) همراه باشد.

اگر این چنین باشد فرزند ما هم ناخودآگاه ما را به بزرگی می‌شناسد.

هر چه بیشتر به او خدمت کنیم، در چشم او جایگاه بالاتری می‌یابیم.

اما اگر انجام کار برای فرزندمان همراه با غر و ناله و اکراه باشد،‌ هیچ‌یک از اثرات فوق را ندارد و اصلا ابراز محبت نیست.

خدمت معامله نیست!

اگر به فرزندمان بگوییم این‌کار را بکن تا من هم آن کار را انجام دهم:

اگر می‌خواهی مانتویت را اتو کنم باید شامت را کامل بخوری یا اتاقت را مرتب کن تا من به تو دیکته بگویم یا… با فرزندمان داریم معامله می‌کنیم.

او کاری را انجام می‌دهد که ما می‌خواهیم، ‌در مقابل ما هم کاری را انجام می‌دهیم که او می‌خواهد.

پس برای ابراز محبت به فرزندمان باید خدمات بدون چشم‌داشت صورت گیرد, تا او کرامت را ببیند!

محبت را نمی‌‌توان خرید و فروش کرد, وقتی محبت ارزشمند و سازنده است که فرزندمان آن را بدون هیچ پیش شرطی به طور مطلق دریافت کند.

فرزندم تو را دوست دارم چه نمره ات ۲۰ باشد چه ده! تو را دوست دارم چون پاره تن من هستی!

مواظب باشیم شخصیت فرزندمان کودک نماند.

چندسال پیش مستاجری داشتیم که بعد از چند ماه کارشان به جدایی کشید.

یکی از مشکلات اصلی این جا بود که عروس خانم قادر به انجام کارهای ساده‌ی منزل هم نبود. کارهایی از قبیل گوشت شستن و غذا پختن و جارو کردن!

متاسفانه زندگی این تازه داماد و عروس به دلیل حمایت‌ها ‌و عدم توانمند شدن عروس خانم از هم پاشید.

اگر دختران ما کارهای منزل را از همان کودکی آموخته باشند, در زندگی مستقل خود کمتر دچار مشکل خواهند شد. (البته این مسئله به نوعی دیگر برای آقا پسرها هم مطرح است.)
در اولین روزهای تولد والدین مسئولیت انجام تمام کارهای نوزاد را دارند.

از تغذیه، تعویض پوشاک، حمام بردن،‌ حفظ نوزاد از گرما و سرما و…

هر چه می‌گذرد فرزندمان در انجام امور خودش تواناتر می‌شود. لذا باید بار بیشتری از کارهای خودش را به عهده او بگذاریم. کارهایی که او توانایی انجامش را دارد.
از طرفی با رشد فرزندمان دایره‌ی نیازهایش نیز رشد می‌کند.

نیازهای یک نوزاد در حد خوردن و عوض کردن پوشاک است و تامین لباس مناسب برای او, ولی نوجوان ۱۵ساله‌ی ما نیازهایی بسیار فراتر از این را دارد.

لذا باید سطح خدمات ما به تدریج رشد نماید.

به عبارت دیگر باید فضا را برای ابراز توانایی‌های فرزندمان باز کنیم.

به عنوان مثال به مرور زمان مسئولیت پهن و جمع سفره را به عهده فرزندمان بگذاریم, یواش یواش شستشوی ظرف‌ها ‌را به او بیاموزیم, و بعد از یک سن کار با اجاق گاز و آشپزی را. خود این آموختن هم یک خدمت به فرزندمان هست.
این گونه فرزندمان می‌‌آموزد که چطور مسئولیت‌های ‌آینده‌ی خود را انجام دهد. فرزند ما (چه پسر و چه دختر) باید آماده زندگی مشترک در آینده‌ای ‌نزدیک باشد.

بخوانید: چگونه با فرزندمان دوست باشیم؟ وقت­ بگذاریم!

مادر نمونه

چگونه مادر نمونه باشیم : با یاددادن خدمت به دیگران

فرزند ما از ما یاد می‌گیرد که به دیگران خدمت نماید. اگر ما با عشق و علاقه به او خدمت کنیم،‌او هم می‌آموزد که به دیگران (درخانواده و در اجتماع) محبت کند.

اینچنین او بیشتر قدردان محبت‌های ما می‌شود.(چون خودش هم دارد از این طریق محبتش را به دیگران ابراز می‌کند)

برای تمرین دادن فرزندمان می‌توانیم فهرستی از کارهایی که او می‌تواند انجام دهد را آماده نماییم و او از میان آن‌ها انتخاب نماید که الان کدام کار را می‌خواهد انجام دهد! مثلا

  • شستن ظرف
  • آماده کردن ظرف¬های شام و پهن کردن سفره
  • آماده کردن مواد غذایی برای پختن غذا (مثلا پوست گرفتن یا تکه کردن سیب¬زمینی)
  • جمع کردن وسایل و مرتب کردن خانه
  • جارو زدن
  • مرتب کردن کمد خودش
  • خالی کردن ماشین لباس¬شویی و پهن کردن لباس¬ها
  • رسیدگی و آب دادن به گلدان¬ها
  • با توجه به توانایی¬ها و سن و سال فرزندمان فهرستی از کارهایی که می¬تواند انجام دهد را بنویسیم.

بخوانیم: راه‌های دیگر ابراز محبت به فرزند

نمونه‌ای ‌از خدماتی که می‌‌توانیم به فرزندانمان ارائه کنیم:

چگونه مادر نمونه باشیم
ما به عنوان مادر نمونه باید چه خدماتی را به فرزندمان ارائه دهیم؟

خدماتی که او قادر به انجام آن نباشد.

فرزند ما بعد از یک سالگی مقداری از کارهای خودش را باید خودش انجام دهد, سعی کنیم انجام آن کارها را به او واگذاریم.

مثلا فرزند شش ساله ما می‌تواند لباسش را کامل بپوشد, این کار را به خودش می‌سپاریم, ولی ممکن است دکمه‌ی سرآستینش را نتواند ببندد در اینجا ما کمکش می‌کنیم.

قانون خدمت به فرزند این است: کارهایی را برای فرزندمان انجام دهیم که خارج از توان او باشد. مثلا موارد زیر توصیه می¬شود:
• کمک به فرزندمان در انجام تکالیف سخت مدرسه
• درست کردن غذای مورد علاقه‌ی فرزندمان در روزهای خاص (مثلا روزهایی که امتحان سختی را داشته است)
• کمک کردن و پرستاری از فرزندمان هنگام بیماری
• راهنمایی به دخترتان در انتخاب لباس مناسب برای مهمانی
• تعمیر اسباب بازی‌های ‌فرزندتان

 

راهکارهایی برای مادر نمونه بودن و انجام خدمت ارزشمند به فرزندان در این نوشته ارائه شد.
امیدوارم با انجام این راهکارها فرزندتان شما را مادر نمونه بداند و قدردان زحمات و خدماتی که برایش می‌کشید باشد.

حمایت خانواده

تربیت دختران: از دخترمان حمایت کنیم!

تربیت دختر : راهکارها،‌محدودیت‌ها و شرایطش!

“حدود ۱۰ نفر بودیم که برای صرف شام به رستوران رفتیم.

همه ما گرم صحبت شدیم، یکدفعه متوجه شدم که دخترم نیست،

با شوهرم داشتیم دنبالش می‌‌گشتیم که دخترم از پشت سالن بیرون آمد.

زن جوان ادامه داد، متوجه شدم لباس‌های ‌دخترم خونی است و به شدت می‌‌لرزد.

وقتی وی را در آغوش گرفتم و کمی آرامش کردم به من گفت از سوی کارگر رستوران مورد آزار قرار گرفته است.”

این‌ها صحبت یک مادر است که درروزنامه‌های سال ۱۳۹۰ و فضای مجازی آن زمان خیلی سر و صدا کرد!

فکر نکنید این اتفاق در کشور‌های غربی افتاده است،‌در همین تهران خودمان و اتفاقا در مرکز شهر و در یک رستوران شیک!

متاسفانه اخباری مشابه این ( خبر از تجاوز به دخترکان کم سن و سال است) در جامعه‌ی ما کم نیست.

اخباری که شنیدنش هم لرزه به تن هر پدر و مادری می‌اندازد.

این‌که مقصر کیست؟ و چه شده است که این وضعیت اسفناک در جامعه‌ی ما حکم‌فرما شده است خارج از بحث ماست.

ما به عنوان پدر و مادر وظیفه‌ای سنگین در قبال نگه‌داری و حراست از دخترانمان داریم.

از قدیم گفتند مادر باید دختر را مثل گربه بچه‌اش را به دندان بگیرد!

هر چند این کار سخت است ولی باید پدر با اقتدار و جذبه و مادر با مهر و محبت محافظ دخترشان باشند.

هر چه سن دخترمان بالاتر رود،‌ نگه‌داری و صاینت از او شکل متفاوت‌تری به خود می‌گیرد.

شاید لازم باشد دختر پنج ساله‌مان را حتی به اندازه چند دقیقه در یک رستوران تنها نگذاریم،‌

ولی صیانت از دختر ۱۴ ساله به این است که از حال و روز دوستانش مطلع باشیم.

با مادر و پدر دوستانش سلام و علیک داشته باشیم،‌نسبت به پوشش او حساس باشیم و…

 

۱- در تربیت دختر ت اقتدار داشته باش!

پدر در خانه مظهر اقتدار است.

پدری در نزد دخترش ارزشمندتر است که با اقتدار بیشتر باشد.

ما باید در خانه‌ی خودمان خط قرمزهای معینی داشته باشیم،‌

دخترمان باید بداند برای بیرون رفتن از خانه چه نکاتی را رعایت کند،‌ حد و مرز آزادی‌اش تا کجاست؟

دختر ما باید بداند مرز کجاست و ما هیچ‌گاه تخطی از آن مرز را نمی‌پذیریم.

(در این مورد پدر و مادر باید با هم همراه باشند.)

منظور از بیرون رفتن از خانه هم به صورت فیزیکی است و هم به صورت مجازی!

فرزند ما هنگام حضور در یک شبکه‌ی مجازی هم مانند زمانی که از خانه بیرون می‌رود در خطر است.

همین‌طور که در فضای فیزیکی باید حریم خودش را در مقابل بیگانگان حفظ کند،

در فضای مجازی هم نباید اجازه دهد هر کس به حریم خصوصی او وارد شود.

ممکن است در یک خانواده، پدر چادر را برای دخترش ساله‌اش الزامی نداند،‌

و در خانواده‌ای پدر به دختر شش‌ساله‌اش بگوید که بدون چادر حق نداری از خانه بیرون بروی.

این به فرهنگ خانواده و اعتقادات افراد برمی‌گردد و خارج از بحث ماست.

آقا بهروز مرد سخت‌گیری بود،‌در دوران نوجوانی وقتی به خانواده‌ی او نگاه می‌کردم،‌می‌گفتم در آینده فرزندانش به مشکل برمی‌خورند،‌

در خانه‌ی آن‌ها قوانین محکمی وجود داشت،‌

حساب و کتاب مالی دقیق،‌ قوانین معین و… امروز فرزندان آقا بهروز در بین فامیلشان بهترین زندگی‌ها را دارند.

البته یادمان باشد که این اقتدار در کنار آن محبت معنا می یابد,

دخترمان بداند که خیلی دوستش داریم, و به خاطر همین هم حاضر نیستیم از خط قرمزهایمان عبور کنیم!

۳-آموزش دهیم!

چند وقت پیش با دخترم که آن وقت ۵ سالش بود نانوایی رفته بودم.

نانوایی شلوغ بود و چیدمان کیسه‌های آرد موجب شده بود که فضای تنگی ایجاد شود،‌

دخترم دم در نانوایی ایستاده بود و من برای خرید یک نان داخل مغازه شدم.

یکی دو دقیقه‌ای دخترم بیرون مغازه منتظر من بود. البته مدام نگاهش می‌کردم.

وقتی نان را گرفتم و بیرون آمدم ازش پرسیدم اگر وقتی من داخل نانوایی بودم یک آقای مهربان می‌آمد و یک شکلات به تو تعارف می‌کرد و می‌گفت بیا بریم با دخترم که تو ماشینه دوست بشو!”

چی کار می‌کردی؟ می‌رفتی یا نه؟ جوابش من رو متعجب کرد. گفت می‌‌رفتم!

آنجا بود که دیدم با این‌که خودم خیلی نگران دخترم هستم و در مورد تربیت دختر م دقت دارم،‌

ولی در مورد خطراتی که در جامعه‌ برای دخترم وجود دارد خیلی با او صحبت نکرده‌ام!

ما موظفیم علاوه بر اینکه از دخترمان محافظت کنیم، ‌به او آموزش‌های لازم برای محافظت از خودش را بدهیم. این آموزش‌ها قسمتی از تربیت دختر مان را شامل می‌شود.

دخترانمان در هر سن با توجه به ادبیات خاص خودشان،‌ آن‌ها را با واقعیات جامعه آشنا کنیم.

دخترها معمولا با مادرشان راحت‌تر هستند تا با پدر. مادر باید آن‌ها را با مرز‌ها و حریم شخصی‌آن‌ها آگاه بکند.

مثلا در سنین ۴-۶ سال دخترمان باید بداند که کسی حق ندارد به قسمت‌هایی از بدن آن‌ها دست بزند،‌

و نیز بداند که در صورت بروز چنین اتفاقی چه باید بکند!

۴- بد آموزی‌ها را کنار بزنیم!

تا به حال به تبلیغات تلویزیون دقت نموده‌اید؟

“شامپوی … را بزنید تا موهای زیبا داشته باشید. ” “خمیردندان … دندان‌های شما را زیباتر می‌کند” 

در کنار این عبارات می‌بینیم که مردم جذب  کسی که از آن شامپو یا خمیردندان استفاده نموده‌اند می‌شوند.

با دیدن این تبلیغات‌ها ناخودآگاه این تصور برای ما ایجاد می‌شود که:

  • جذاب بودن یک ارزش است.
  • اگر ظاهری زیبا داشته باشیم جذابیم!

خوب با این اوصاف باید هر کاری که می‌توانیم بکنیم تا زیباتر شویم:

رژیم غذایی (رژیم گرفتن­های شدید دختران در غرب به یک بحران وحشتناک و فراگیر تبدیل شده است, علائمی از ورود آن به کشور هم دیده می­شود.) بگیریم،‌

در لباس پوشیدن وسواس داشته باشیم،‌

از لوازم آرایش استفاده کنیم و…

 

در این بین ارزش‌های اخلاقی مثل مهمان‌نوازی،‌ تواضع،‌ راست‌گویی، فداکاری و… چه جایگاهی دارد؟

من باید تمام تلاشم را بکنم تا زیباتر و جذاب‌تر باشم،‌

اگر خودم را مهم‌تر یا با ارزش‌تر از دیگران بدانم ایرادی ندارد!

متاسفانه برخی دیگر از فیلم‌ها و داستانها و… هم جذاب بودن را ارزش (بلکه تنها ارزش) برای یک دختر می­دانند.

ما باید با تکیه بر ارزش­ها و کرامت انسانی فرزندمان را از افتادن در این وادی نجات دهیم. 

 

 

[۱]