نوشته‌ها

برای خانواده وقت بگذاریم

چگونه با فرزندمان دوست باشیم؟ وقت­ بگذاریم!

با فرزندمان دوست باشیم و مهمتر از آن فرزندمان هم بداند دوستش داریم!

قبلا هم در این خصوص مطالبی را نوشته بودم:

بخوانید:هدیه دادن راهی برای ابراز محبت به فرزندمان  

بخوانید:سریع‌ترین راه ابراز محبت: محبت فیزیکی

 

این نوشتار هم راهکارهای دیگری برای ابراز محبت به فرزند را ارائه می‌دهد

 

بهتر از اعتکاف در مسجدالنبی!

بهتر از اعتکاف در مسجد پیامبر

جالب است که طبق احادیث خداوند دوست دارد ما در کنار خانواده­ی خودمان بنشینیم تا در مسجد النبی اعتکاف کنیم.

جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِیَالِهِ‏ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنِ اعْتِکَافٍ فِی مَسْجِدِی هَذَا(مجموعه ورام، ج‏۲، ص: ۱۲۲)

خیلی مهم است که ما  زمانی را برای حضور در خانه و در جمع فرزندان و همسر داشته باشیم.

متاسفانه در این زمانه اگر همه اعضاء خانه در منزل هم باشند, خیلی کم پیش می­آید که دور هم بنشینند و با هم هم کلام شوند.

فرزندمان باید سر تکالیف مدرسه بنشیند,

مادر باید دنبال غذا پختن و کارهای خانه  باشد و پدر هم اگر موبایلش اجازه دهد, به اخبار تلویزیون گوش بدهد.

اگر هم دور هم جمع شویم,

باید تلویزیون روشن باشد و سریال مورد علاقه­ی خانواده پخش شود!

پس کی می­خواهیم با فرزندمان دوست باشیم ، همدیگر را ببینیم و با هم حرف بزنیم؟

 

با فرزندمان دوست باشیم: حداقل نگاهش کنیم!

به فرزندمان نگاه کنیم!

آنقدر این دستور ساده و بدیهی است که نمی‌دانم باید در موردش بنویسم یا نه!

نگاه کردن ساده‌ترین کاری است که می‌توانیم بکنیم.

یک لحظه چشم از موبایل و تبلت و تلویزیون و…بر داریم و به فرزندمان چشم بدوزیم.

با محبت به او لبخند بزنیم.

فکر کنید امروز او به دنیا آمده است.

نه ­تنها چشم به فرزندمان بدوزیم بلکه‌ با احساسمان هم به او رو کنیم،‌

یعنی قسمتی از وقتمان را به او اختصاص دهیم.

توجه یعنی رو کردن! به فرزندمان توجه کنیم یعنی صورتمان را به طرف فرزندمان بگردانیم،‌

هم سرمان را و هم روی فکرمان را!

کافی نیست به فرزندمان نگاه کنیم ولی دل و فکرمان دنبال موضوع دیگری باشد.

هر نگاه ما به فرزندمان (نگاهی محبت آمیزی که موجب خوشحالی او شود) معادل آزاد کردن برده در راه خداوند ارزش دارد.

إذا نظر الوالد إلى ولده فسرّه کان للوالد عتق نسمه (مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏۱۵، ص: ۱۶۹)

یعنی یک نگاه محبت آمیز مانند آزاد کردن یک برده ارزش دارد!

نگاه ما می­تواند فرزندمان را تغییر دهد!

نگاه ما می­تواند بهترین مشوق فرزندانمان باشد.

حس دیده شدن آن­قدر قوی است که خیلی وقت­ها فرزند ما ترجیح می­دهد با انجام کار اشتباه هم توجه ما را به خود جلب کند, ولو با دعوا کردنش!

یعنی کار اشتباه می‌کند، با خواهرش دعوا می‌کند،بهانه‌می‌گیرد، غذا نمی‌خورد و… تا ما نگاهش کنیم!

بیاییم این نیاز را با محبت کردن و نگاه محبت ­آمیز داشتن پاسخ گوییم.

امروز یک ربع همه­ رسانه‌­ها (تلویزیون, موبایل, شبکه­‌های اجتماعی, کامپیوتر, …) را خاموش کنید,

دور هم جمع شویم و به همدیگر توجه کنیم!

برای خانواده وقت بگذاریم: با فرزندمان دوست باشیم

وقت گذاری عمومی

در هفته گذشته چند ساعت با خانواده بوده‌اید؟

لطفا زمان­‌هایی که سرمان توی موبایل یا نوت بوک و تبلت است را به حساب نیاوریم,

زمانی که فرزندمان در اتاق خودش است و ما در حال پای تلویزیون نشسته­‌ایم را هم حساب نکنید!

مادرها معمولا زمان بیشتری برای بودن با فرزندان دارند،‌

ولی فرزندان هم به محبت پدر و هم به محبت مادر نیاز دارند! برای بودن باهم باید برنامه‌ریزی کنیم،

مثلا زمان صرف غذا از بهترین زمان‌هایی است که می‌توان در جمع خانواده با هم بود.

با فرزندمان دوست باشیم : سر سفره پیش هم باشیم!

اگر ممکن است یک وعده­ غذایی را در نظر بگیرید (مثلا شام)‌ که تمامی اعضاء‌خانواده دور هم جمع شوند.

در زمان صرف غذا قانون‌های زیر را اجرا کنید:

  • رسانه‌ها تعطیل: تلویزیون خاموش، ‌موبایل‌ها خاموش یا بی‌صدا و دور از دسترس، تبلت‌ها و نوت‌بوک‌ها هم مزاحم نباشند!
  • در زمان صرف‌غذا هیچ‌کس حق عیب‌جویی ندارد! نباید هیچ حرفی که دیگر اعضاء خانواده را ناراحت می‌کند به زبان بیاوریم!
  • هر کس یکی دو اتفاقی که در طول روز برایش رخ‌داده است را تعریف می‌کند!

“امروز صبح که داشتم می‌رفتم مدرسه سر راه یک گربه‌ برای گرفتن کبوتر کمین ‌کرده بود من پریدم و کبوتر را فراری‌اش دادم.”

از این فضا استفاده کنیم برای گفتن سخنان محبت آمیز به فرزندان!

در همین زمان ظرف محبت فرزندانمان را لبریز از مهر خودمان بکنیم.

 

در این نوشتار راهکارهایی برای دور هم بودن و توجه به فرزندمان ارائه دادیم:

از ارزش بودن با فرزندامان گفتیم و روش‌هایی که برای این کار می‌توانیم به کار ببندیم.
در مقاله‌ای جداگانه در مورد وقت گذاری مخصوص یک فرزند صحبت می‌کنیم.

 

 

تربیت فرزند با شناخت عملکردهای مغز

تربیت فرزند با توجه به کارکرد مغز راست و مغز چپ!

تربیت فرزند با توجه به کارکرد مغز راست و مغز چپ بسیار موثرتر و راحت‌تر می‌باشد:

با اطلاع از عملکرد مغز می‌توانیم بهتر،‌راحت‌تر و موثر‌تر فرزندمان را تربیت کنیم.

یک مثال

تربیت فرزند با شناخت عملکردهای مغز

تربیت فرزند با توجه به کارکرد مغز

فرض کنید با دخترتان که چهار سال دارد،‌ به یک مزرعه رفته‌اید. در آنجا تصمیم می‌گیرید که دخترتان را با حیوانات مزرعه آشنا کنید،‌

دستش را می‌گیرید و او را نزدیک محل نگهداری گاوها می‌برید.
از گاوها برایش می‌گویید،‌گاوها علف می‌خورند، گاوها شیر می‌دهند ، بچه‌ی گاوها را ببین،‌این هم مادرشان هست و…
مقداری علف دست فرزندتان می‌دهید تا به گاوها بدهد، وقت دخترتان نزدیک گاوها شد،‌

یکی از آنها سرش را به سمت دخترتان می‌آورد و زبان بلندش را از دهان بیرون می‌آورد و ….
دخترتان جیغ می‌کشد و به سمتتان می‌آید.

در چنین شرایطی با دخترمان چه صحبتی باید بکنیم؟

چطور دخترمان را تربیت کنیم که این واقعه ذهنیت بدی را در مورد گاو ها در ذهنش ایجاد نکند؟

برای پاسخ‌گویی به این سوال اجازه دهید ابتدا به کارکرد مغز نگاهی بیاندازیم.

عملکرد مغز: احساسات – استدلال

دو عملکرد مغز: احساسات و استدلال

دو عملکرد مغز: احساسات و استدلال

پردازش‌های مغز را می‌توانیم به طور کلی به دو دسته تقسیم کنیم: پردازش‌های احساسی- هیجانی و پردازش‌های منطقی و فکری.
برای راحت‌تر بودن فکر کنید مغزمان از دو قسمت مجزا تشکیل شده است که هر کدام یکی از این وظایف را به عهده دارند:

مغز راست کارهای احساسی و هیجانی و عاطفی و مغز چپ کارهای منطقی،‌فکری،‌استدلالی

خوب برگردیم به مثال:
وقتی گاو به سوی دختر ما می‌آید قسمت راست مغزش درگیر می‌شود،‌ترس،‌هیجان و… موجب می‌شود که قسمت چپ مغز موقتا تعطیل شود!

هیجان زیاد قدرت استدلال و تفکر را می‌گیرد!
عملکرد ما چطور است؟
ما به طور معمول در این شرایط به دخترمان می‌گوییم:

“دخترم گاوها علف می‌خورند ”

“گردن گاوه بسته است و نمی‌تواند بیشتر از این به تو نزدیک شود”

و….جملاتی که کاملا منطقی است!
در حقیقت ما سعی می‌کنیم با قسمت چپ مغز دخترمان ارتباط برقرار کنیم،‌در حالی‌که فعلا قسمت راست فعال است!

با این توضیح رفتار صحیح چیست؟

ساخت پل بین دو قسمت مغز با داستان‌گویی

تربیت فرزند با توجه به کارکرد مغز

رفتار صحیح

اگر بخواهیم تربیت فرزند ما  با توجه به کارکرد مغز صورت گیرد،‌

راهکار صحیح در این مواقع ساخت پلی بین دو قسمت مغز است،‌ مثلا از دخترمان بخواهیم تا ماجرا را برایمان تعریف کند،‌

موقع تعریف یک ماجرا باید مغز چپ چینش صحیح را تعیین کند.
اول به سمت طویله‌ی گاوها حرکت کردیم
بعدا علف را برداشتیم
علف را نزدیک گاوها بردیم
گاو سرش را نزدیک شما آورد
بعدا هم زبانش را بیرون آورد

….

نقش داستان‌گویی در تربیت

تربیت فرزند با توجه به کارکرد مغز

همین گفتن توالی موجب می‌شود مغز متفکر به کار بیافتد: هیجان با تفکر بیان شود،‌بستر مناسب برای بیان مطالب استدلالی و منطقی فراهم شود.
چند بار که دخترمان این داستان را تعریف کرد ترسش از گاو ریخته می‌شود،‌ مخصوصا با تذکر ما که گاوها برای گرفتن علف از زبانشان استفاده می‌کنند و…

داستان گویی راهی برای برقراری ارتباط بین دو بخش مغز است.  این راهکار نه تنها در کودکان بلکه در نوجوانان و بزرگسالان هم کاربرد دارد.

بعد از یک تصادف،‌یک صحنه‌ی زورگیری،‌یا … تعریف و بازسازی آن صحنه کمک می‌کند که فرد راحت‌تر با آن کنار بیاید و آثار مخرب روحی و روانی آن را کاهش می‌دهد.