نوشته‌ها

فرزندمان را سعادتمند کنیم! زیارت رفتن یک روش تربیت شیعی

زیارت معصومین علیهم السلام  راهی برای تغییرات عمیق

چند سال قبل داشتم با اتوبوس از کاشان به تهران می‌‌آمدم,

حدودا دو هفته‌­ای تا اربعین فاصله بود,

یکی از مسافران از راننده تقاضا نمود که او را کنار جاده­‌ی فرودگاه پیاده کند,

می­گفت می­خواهد با هواپیما به کربلا برود

و هم­سفرهایش آنجا می­آیند دنبالش و….  بغل دستی من که این صحبت را شنید شروع به تعریف داستان خودش کرد,

پسر جوانی بود حدود ۲۵-۲۶ ساله به نظر می‌­رسید,

می­‌گفت چند سال قبل که صدام رفته بود و بدون پاسپورت و ویزا می­‌شد رفت عراق, به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شده است,

و از آن به بعد مشروبات الکلی را کنار گذاشته است.

 

شبیه این داستان را خیلی از زائرین کربلا دارند.

رفتن به کربلا, در رفتار و نگرششان تغییرات زیادی داده است!

این مطلب در روایات هم آمده است:

کسی که به زیارت امام حسین علیه السلام برود, اگر از نگون­بختان باشد, سعادتمند می­شود.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا لِمَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع زَائِراً عَارِفاً بِحَقِّهِ غَیْرَ مُسْتَنْکِفٍ وَ لَا مُسْتَکْبِرٍ قَالَ یُکْتَبُ لَهُ أَلْفُ حِجَّهٍ مَقْبُولَهٍ وَ أَلْفُ عُمْرَهٍ مَبْرُورَهٍ وَ إِنْ کَانَ شَقِیّاً کُتِبَ سَعِیداً وَ لَمْ یَزَلْ یَخُوضُ فِی رَحْمَهِ اللَّهِ. (کامل الزیارات ؛ ؛ ص۱۴۵)

سعادتمندی فرزند با زیارت امام حسین علیه السلام

زیارت امام حسین علیه السلام و اثر آن در تربیت فرزند


سعادتمندان چه خصوصیاتی دارند؟

در این زمانه چطور از اینترنت و شبکه های مجازی استفاده می­‌کنند؟

آیا نمی­‌خواهیم فرزند ما سعادتمند باشد:

در شغلش, در زندگی خانوادگی, در روابطش با دوستانش, و …

سعادتمندان در همه­ عرصه­‌های زندگی موفقند!

اگر در شبکه­های اجتماعی هم بروند استفاده­ای به جا و مناسب و مفید از آن وسایل می­‌کنند!

البته این ویژگی تنها مختص به حضرت سیدالشهداء علیه السلام نیست,

زیارت هر یک از امامان معصوم علیهم السلام  در روح و جان انسان اثر مثبت و مفید می­گذارد.

 

بگوییم کجا می­‌رویم!

ما خیلی وقت­‌ها به زیارت ائمه معصوم علیهم السلام می‌‌رویم,

کمتر خانواده­‌ی ایرانی است که تا کنون به پابوسی امام هشتم علیه السلام نرفته باشد.

زیارت رفتن و به زیارت بردن فرزندانمان راهی است برای ایجاد و تقویت محبت خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در جان فرزندانمان.

خود حضور در کنار مراقد مطهر ائمه معصومین علیهم السلام موجب تغییر در زائر می­شود.

البته خوب است ما از این فضا استفاده کنیم و فرزندانمان را با مقامات امامان آشنا کنیم.

به این منظور هنگام برنامه­‌ریزی برای سفرهای زیارتی, قبل از سفر زمانی را برای آشنا نمودن فرزندانمان با امامان معصوم علیهم السلام (خصوصا امامی که به زیارتش می­رویم) اختصاص دهیم.

برای مثال موارد زیر را برحسب سن و فهم فرزندمان به او بگوییم:

  1. بهترین فرد در بین همه­‌ی انسان­ها پیامبر اکرم صلی­‌الله علیه و آله و سلم است, خداوند متعال برای راهنمایی انسان­ها ایشان را به پیغام­آوری خود انتخاب کرده است. و ما باید از ایشان قدردانی و تشکر کنیم.
  2. بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ایشان دوازده جانشین برای خود تعیین نمودند. آن بزرگواران نسبت به ما بسیار با محبت و مهربان هستند.
  3. هر چیز خوبی که به ما می­‌رسد, به خاطر وجود ایشان است.
  4. امامان ما علیه السلام صدای زیارت­‌کنندگان را می­‌شنود و سلامشان را جواب می­‌دهد, پس ما باید وقت زیارت خیلی دقت کنیم, با احترام با امام صحبت کنیم و بدانیم که مورد توجه و نظر ایشان هستیم.
  5. امامان ما به کسانی که به زیارتشان می­‌روند محبت ویژه دارند,
  6. خوب است وقتی به زیارت امامان می‌­رویم در کنار حرم آن بزرگواران برای آینده­ی خودمان دعا کنیم.
  7. از امامی که به زیارتش رفته­ایم بخواهیم که آینده­ی زندگی ما خوب و مورد رضایت ایشان باشد.
  8. امامان ما از این­که ما کار اشتباه انجام دهیم, ناراحت می­‌شوند, ما باید برای تمام اشتباهاتمان ازامام عذرخواهی کنیم, و قول دهیم که دیگر موجب ناراحتی ایشان نشویم.
  9. قسمت­‌هایی از زیارت­‌های آن بزرگواران را برای فرزندانمان توضیح دهیم.
نقش زیارت ائمه اطهار علیهم السلام در تربیت فرزند

نقش زیارت ائمه اطهار علیهم السلام در تربیت فرزند

ادب حضور : آداب زیارت را به فرزندمان یاد دهیم.

هنگام زیارت هم خودمان آداب زیارت را رعایت کنیم, و هم فرزندانمان را (در حد توانشان) به رعایت آداب زیارت توصیه کنیم. (مجموعه‌ای از این آداب در کتاب مفاتیح الجنان آمده است) مثلا:

  1. غسل زیارت:

    قبل از حرکت از منزل و نیز قبل از رفتن به زیارت امام, خوب است غسل کنیم.

    غسل زیارت بهانه­‌ای است که فرزندمان با مفهوم غسل کردن و احکام غسل کردن آشنا شود.

 

۲-لباس نو و تمیز:

بگوییم که برای زیارت رفتن این لباس نو را کنار گذاشته‌­ایم,

و یا چون می­‌خواهی زیارت بروی باید لباست تمیز باشد.

 

۳-وضو گرفتن:

قبل از زیارت وضو بگیریم و فرزندمان را هم توصیه کنیم وضو بگیرد.

 

۴-صلوات و ذکر در طول مسیر:

در طول مسیر رفتن به حرم, معنای صلوات و اذکار را به فرزندمان بگوییم,

و او را به گفتن آن تشویق کنیم.

 

۵-اذن دخول طلبیدن:

بگوییم که حرم­ها مانند خانه­ امام است و باید برای ورود به آن­ها از صاحب خانه اجازه بگیریم.

اذن دخول همان اجازه گرفتن است.

خوب است که معنای زیبای عبارات اذن دخول را برای فرزندانمان بگوییم.

 

۶-بوسیدن آستان مقدس:

وقتی به آستان امام علیه السلام رسیدیم,

عتبه­‌ی مقدس را ببوسیم. فرزندمان نیز از ما خواهد آموخت.

 

۷-خواندن نماز زیارت:

بعد از زیارت با توجه به حوصله‌­ی فرزندمان نماز زیارت را بخوانیم.

شاید بهتر باشد اگر فرزندمان همراه ماست و حوصله­‌اش سر رفته است,نماز زیارت را مختصرتر بخوانیم.

 

۸-توبه:

به فرزندمان بگوییم که حرم مطهر ائمه علیهم السلام محلی برای تغییر در رفتار است.

اگر به زیارت رفتیم باید کارهای ناشایستمان را ترک کنیم.

از امام بخواهیم کمکمان کند که بتوانیم کار اشتباهمان را کنار بگذاریم.

 

۹-صحبت کردن با امام:

چند دقیقه‌­ای هم خودمان با مولایمان صحبت کنیم و هم از فرزندمان بخواهیم که در دل نجوایی داشته باشد.

بدانیم که در محضر امام هستیم,

و تمام صحبت­‌هایمان مورد توجه­‌ی امام می­باشد

و ایشان با اجازه­‌ی خداوند می­‌تواند خواسته‌­های ما را برآورده نمایند.

 

۱۰-موقع برگشت, با احترام از کنار ضریح بیرون بیاییم و پشتمان را به ضریح نکنیم.

این دستور را به فرزندمان هم یاد بدهیم.

 

۱۱-فرزند ما باید حالت خضوع و خشوع ما را در کنار آن مکان­‌های آسمانی ببیند.

 

خلاصه

اگر می‌خواهیم فرزندمان را در این دوران خوب تربیت کنیم،‌

راهی به جز ایجاد محبت اهل بیت علیهم السلام در جان و قلب او نداریم،

یک راه ایجاد محبت این خاندان بردن او به زیارت ائمه اطهار علیهم السلام است،‌

با رعایت راه‌کارهای گفته شده در بالا می‌توانیم اثربخشی این زیارت‌ها را بیشتر کنیم.
دیگر راه‌کارهای ایجاد محبت اهل بیت علیهم السلام در فرزندمان را در مقالات زیر پیگیری نمایید.

 

 

راهنمای من تویی!

امام زمان علیه السلام راهنمای ما و فرزندانمان

راهنما ی فرزند ما امام زمان علیه السلام است.

خداوند در قرآن کریم فرموده‌است که

لِکُلِّ قَوْمٍ هاد برای هر قومی هدایت‌گری است

(سوره رعد آیه‌ی ۷).

هر امامی برای کسانی که هم عصر او هستند هدایت­گر است

(عَنِ الْفُضَیْلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ ع عَن قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ- وَلِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ فَقَالَ کُلُّ إِمَامٍ هَادٍ لِلْقَرْنِ الَّذِی هُوَ فِیهِمْ.  (الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ج‏۱ ؛ ۱۹۱)).

آیا خود ما به این مطلب باور داریم؟

آیا سر دوراهی­ های زندگی به آن آقای بزرگوار مراجعه می­کنیم؟

یا در هر مشکل به هر کس و ناکسی رو می­زنیم,  به هر چنار و مناری متوسل می­شویم,

در خانه­ هر صاحب مقام و بی­ مقامی می­رویم به جز مراجعه به حضرت صاحب الزمان علیه السلام!

بیاییم از ان بزرگوار کمک بگیریم, به ایشان مراجعه کنیم, با ایشان درد و دل کنیم.

نگوییم که ایشان در غیبت هستند,

امامان و پیامبران دیگر هم در غیبت بوده ­اند،‌

(کتاب کمال الدین شیخ صدوق مجموعه‌ی داستان‌های غیبت پیامبران قبل است) کتاب کمال الدین و تمام النعمه

امام چه غایب و چه حاضر حجت خداوند بر روی زمین است و به امر خداوند مسئول هدایت و راهنمایی ماست.

امام صادق علیه السلام که در مدینه بودند برای شیعیان ایران هم امام بودند و هدایت گر!

چه بسا یک فرد شیعه در ایران به دنیا می­آمد, زندگی می­کرد و از دنیا می­رفت و امام صادق علیه السلام را نمی­دید,

ولی حضرت صادق علیه­السلام امامش بود, راهنمایش بود…

امروز هدایت­گر ما حضرت امام زمان, حجت بن الحسن, علیه السلام است.

طبق فرموده قرآن امروز هدایت را باید از ایشان خواست.

در درجه اول برای تربیت خودمان و سپس تربیت فرزندانمان باید به آن بزرگ مراجعه کنیم و از ایشان هدایت بجوییم.

اگر امام زمان را به امامت قبول داریم, از ایشان راهنمایی بگیریم,

اگر قبولش نداریم…

پدر و مادر عزیز! بیایید اگر هم امام زمان را قبول نداریم,

(حتی اگر مسلمان و شیعه نیستیم)  امتحان کنیم,

رو به سوی قبله کنیم و از ته دل بگوییم که آقا در سایتی خوانده­‌ام که شما هستید,

اگر هستید و کاری از دستتان برمی­آید, من را به سوی خودتان راهنمایی کنید.

بیایید این راه را هم امتحان کنید

در مشکلاتتان به این آقای مهربانی که خداوند برای دست­گیری و کمک به ما قرارش داده است, مراجعه کنیم و از او مدد بگیریم.

چطور با ایشان صحبت کنیم؟

بررسی تفضیلی راه‌های مراجعه به امام زمان علیه ‌السلام به مجالی دیگر نیازمند است،

ولی آسان­ترین راه برای ارتباط ایشان, صحبت خودمانی هر روزه با امام زمان علیه السلام است.

هیچ مقدماتی نمی­خواهد, خیلی راحت رو به قبله بایستیم یا بنشینیم,

به امام زمانمان سلام عرض کنیم و به زبان فارسی با ایشان صحبت کنیم.

مشکلاتمان را بگوییم، از ایشان کمک بخواهیم, راهنمایی بخواهیم, خداوند متعال امام زمان علیه السلام را هدایت­گر ما قرار دارد

و با لطفش ایشان را از گفتار ما باخبر می­کند.

مطمئن باشیم سلام ما به محضر ایشان می‌رسد، و به اذن خداوند متعال از گفتار ما با خبر می‌شوند.

این راه هموارترین , بدون مقدمه­ترین و سریع­ترین راه ممکن است.

برای این صحبت خودمانی برنامه­ریزی کنیم, یک زمانی در ۲۴ ساعت را به این کار اختصاص دهیم.

مثلا بعد از نماز مغرب یا قبل از خواب یا …پنج دقیقه با آقایمان حرف بزنیم و درد و دل کنیم!

همین الان رو به قبله کنید و سلامی به آقا بدهید و برای تربیت فرزندمان از ایشان کمک بگیریم.

البته سلام ­های متعدد و زیارت نامه­ های مختلفی برای این­ کار نقل شده است,

ولی روح ارتباط با آن حضرت مهم­تر از این آداب ظاهری است. اگر از همین گفتگوهای بی­ مقدمه و خودمانی نتیجه گرفتیم,

و خواستیم بهتر و مودبانه­تر با آن بزرگ صحبت کنیم, خواندن زیارت آل­ یس و زیارت سلام الله الکامل (هر دو در کتاب مفاتیح الجنان نقل شده است) توصیه می­‌شود.

 

آلودگی‌ها را از بین ببریم!

برای فرزندمان استغفار کنیم

استغفار برای فرزند مان موجب می‌شود رفتارهای بهتری داشته باشد.

آیا می‌‌دانستید که وقتی لباس ما به چیزی آلوده شود

(مثلا خودکارمان جوهر پس دهد و پیرهن ما لک شود)

هر چقدر هم که با قوی­ترین لکه­بر­ها و شوینده­ها آن را بشوییم, اثرات لکه زیر میکروسکوپ قابل تشخیص است؟

یعنی ما به هیچ­وجه نمی­توانیم اثرات یک آلودگی را از روی لباسمان به طور کامل پاک کنیم.

با هر شستشو, مقداری از آلودگی رفع می­شود,

ولی بالاخره چند ملکولی از مواد آلوده در بین تار و پود لباسمان خواهند ماند.

این مثالی بود برای آلودگی روح ما!

وقتی ما گناهی را مرتکب می­شویم, روحمان آلوده می­شود. چطور می­توانیم اثرات این آلودگی را از بین ببریم؟

خداوند متعال وعده داده است که

اگر ما گناهی را انجام دادیم, و از او طلب بخشش کردیم, او کاری می­کند که اثرات آن گناه از جان و روح ما پاک شود!

به گونه­ای که هیچ اثری از گناه (و لو به اندازه­ی یک ملکول) باقی نماند.

عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ لَاذَنْبَ لَه‏ (الکافی (ط – الإسلامیه)،ج‏۲،ص: ۴۳۵).

وقتی ما برای خودمان یا دیگری استغفار می‌کنیم،

از خداوند می‌خواهیم که کار اشتباه ما را از بین ببرد. اگر کارهای بد من از بین برود من، آن‌وقت من یک فرد دیگر می‌شوم

بدون هیچ پرونده‌ی سیاه.

یکی از استادهای من که تحصیل‌کرده‌ی آمریکاست و البته فرد بسیار معتقدی است،

می‌فرمود که در ادارات دولتی وقتی می‌بینم کارمندی که کارم زیر دست اوست، ‌الکی دارد بهانه می‌آورد و کارم را می‌پیچاند،‌

می‌روم و در گوشه‌ای می‌نشینم و برایش استغفار می‌کنم. همین کار من باعث می‌شود که چند دقیقه‌ی بعد رفتار او تفاوت کند!

خودش می‌آید و کارم را راه می‌اندازد.

۱-چرخه­‌ی سقوط

اشتباهات ما،‌ بسیاری اوقات به خاطر گناهان قبلی ماست.

هر گناه یک نقطه­ی سیاه روی قلب انسان می‌اندازد و ما را مجدد به کارهای ناشایست می‌کشاند.

فرض کنید که برای مسافرت به یک شهری برویم که هیچ جا سطل زباله وجود ندارد,

زباله­ها همه جا پخش است. در چنین شهری ما هم نسبت به نریختن زباله کم اهمیت تر می­شویم,

به عکس اگر به جایی وارد شویم که بسیار تمیز و مرتب است, حتی اگر سطل زباله­ای هم نیابیم,

سعی می­کنیم تا حد ممکن نظافت را رعایت کنیم.

وقتی روی قلبمان با گناه کردن تاریک شود,

احتمال انجام کارهای اشتباه بعدی نیز بیشتر می‌شود.

تیرگی بیشتر, گناه بیشتر, و یک چرخه­ی گناه تیرگی شکل می­گیرد. این چرخه با استغفار می‌شکند.

بعضی وقت‌ها که آدم زیارت می‌رود یا نماز می‌خواند احساس سبکی می‌کند،

از اشتباهات قبلی­اش پشیمان می­شود, دلش می‌خواهد کمتر گناه کند

و روش بهتری برای زندگی بیابد! چرا؟

چون بار گناهان از دوشش برداشته شده است!

۲-خدایا ببخشش! برای فرزندمان استغفار کنیم

بیایید برای فرزندمان استغفار کنیم!

با این کار خداوند پرده‌ی گناهان را از روی قلب فرزندمان کنار می‌زند،

و او به انجام کارهای خوب ترغیب می‌شود.

گفته شده است که اگر پدر و مادری برای فرزندشان از خداوند متعال طلب بخشش کنند، خداوند او را می‌بخشد.

با بخشوده شدن گناهان فرزندمان, قلبش پاک و صاف می­شود و آن نقطه­ی سیاه از قلبش برداشته می­شود,

و به کارهای خوب رو می­کند.

لذا ممکن است یک استغفار من برای فرزندم, زندگی او را تغییر دهد و آنچنان جایگاه بلندی به او داده شود که خودش هم باورش نمی‌شود.

طبق روایات ما استغفار باعث می‌شود که رگ قلب شیطان پاره شود.

اگر این اتفاق برای ما بیافتد،‌ کم‌تر دنبال خطا می‌رویم.

حالا ما برای فرزندمان استغفار می‌کنیم،

‌این‌چنین فرزندمان را از افتادن در دام شیطان محفوظ می‌داریم.

۳-مشکلاتزندگی­ اش را کم کنیم!

یادمان باشد هر مشکلی که برای ما بوجود می‌آید، به خاطر گناهان ماست.

هر سردرد،‌ هر بیماری، هر زمین خوردن به خاطر گناهانی است که از ما سرمی‌زند.

البته بسیاری از گناهان را هم خداوند می‌آمرزد.

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَا مِنْ نَکْبَهٍ تُصِیبُ الْعَبْدَ إِلَّا بِذَنْبٍ وَ مَا یَعْفُو اللَّهُ عَنْهُ أَکْثَرُ. (الکافی (ط-الإسلامیه)؛ج‏۲؛ص۲۶۹)

وقتی ما از خداوند متعال می‌‌خواهیم فرزندمان را بیامرزد, روح و قلب فرزندمان پاک می­شود,

آنچنان که انگار هیچ گناهی نکرده است, لذا هم رفتارش بهتر می‌‌شود و هم مشکلات دنیایی کم­تری برای آنان رخ می­دهد.

معمولا ما از این نیروی خدادادی و قوی استفاده­ی مناسب نمی­کنیم.

بیاییم از امروز بعد از هر نماز, چند ثانیه برای فرزندانمان استغفار کنیم.

حتی اگر فرزندانمان کوچک هم باشند, این استغفار موجب بالارفتن مقام آن­ها و صفای ذهن و بینش بهتر آنان می­شود.

آیا در هفت روز گذشته برای فرزندمان استغفار نموده‌ایم؟.

یک برنامه‌ای هفتگی ‌برای استغفار فرزندانمان طراحی کنیم. (مثلا هر پنج‌شنبه قبل از خواب )

 

حمایت خانواده

تربیت دختران: از دخترمان حمایت کنیم!

تربیت دختر : راهکارها،‌محدودیت‌ها و شرایطش!

“حدود ۱۰ نفر بودیم که برای صرف شام به رستوران رفتیم.

همه ما گرم صحبت شدیم، یکدفعه متوجه شدم که دخترم نیست،

با شوهرم داشتیم دنبالش می‌‌گشتیم که دخترم از پشت سالن بیرون آمد.

زن جوان ادامه داد، متوجه شدم لباس‌های ‌دخترم خونی است و به شدت می‌‌لرزد.

وقتی وی را در آغوش گرفتم و کمی آرامش کردم به من گفت از سوی کارگر رستوران مورد آزار قرار گرفته است.”

این‌ها صحبت یک مادر است که درروزنامه‌های سال ۱۳۹۰ و فضای مجازی آن زمان خیلی سر و صدا کرد!

فکر نکنید این اتفاق در کشور‌های غربی افتاده است،‌در همین تهران خودمان و اتفاقا در مرکز شهر و در یک رستوران شیک!

متاسفانه اخباری مشابه این ( خبر از تجاوز به دخترکان کم سن و سال است) در جامعه‌ی ما کم نیست.

اخباری که شنیدنش هم لرزه به تن هر پدر و مادری می‌اندازد.

این‌که مقصر کیست؟ و چه شده است که این وضعیت اسفناک در جامعه‌ی ما حکم‌فرما شده است خارج از بحث ماست.

ما به عنوان پدر و مادر وظیفه‌ای سنگین در قبال نگه‌داری و حراست از دخترانمان داریم.

از قدیم گفتند مادر باید دختر را مثل گربه بچه‌اش را به دندان بگیرد!

هر چند این کار سخت است ولی باید پدر با اقتدار و جذبه و مادر با مهر و محبت محافظ دخترشان باشند.

هر چه سن دخترمان بالاتر رود،‌ نگه‌داری و صاینت از او شکل متفاوت‌تری به خود می‌گیرد.

شاید لازم باشد دختر پنج ساله‌مان را حتی به اندازه چند دقیقه در یک رستوران تنها نگذاریم،‌

ولی صیانت از دختر ۱۴ ساله به این است که از حال و روز دوستانش مطلع باشیم.

با مادر و پدر دوستانش سلام و علیک داشته باشیم،‌نسبت به پوشش او حساس باشیم و…

 

۱- در تربیت دختر ت اقتدار داشته باش!

پدر در خانه مظهر اقتدار است.

پدری در نزد دخترش ارزشمندتر است که با اقتدار بیشتر باشد.

ما باید در خانه‌ی خودمان خط قرمزهای معینی داشته باشیم،‌

دخترمان باید بداند برای بیرون رفتن از خانه چه نکاتی را رعایت کند،‌ حد و مرز آزادی‌اش تا کجاست؟

دختر ما باید بداند مرز کجاست و ما هیچ‌گاه تخطی از آن مرز را نمی‌پذیریم.

(در این مورد پدر و مادر باید با هم همراه باشند.)

منظور از بیرون رفتن از خانه هم به صورت فیزیکی است و هم به صورت مجازی!

فرزند ما هنگام حضور در یک شبکه‌ی مجازی هم مانند زمانی که از خانه بیرون می‌رود در خطر است.

همین‌طور که در فضای فیزیکی باید حریم خودش را در مقابل بیگانگان حفظ کند،

در فضای مجازی هم نباید اجازه دهد هر کس به حریم خصوصی او وارد شود.

ممکن است در یک خانواده، پدر چادر را برای دخترش ساله‌اش الزامی نداند،‌

و در خانواده‌ای پدر به دختر شش‌ساله‌اش بگوید که بدون چادر حق نداری از خانه بیرون بروی.

این به فرهنگ خانواده و اعتقادات افراد برمی‌گردد و خارج از بحث ماست.

آقا بهروز مرد سخت‌گیری بود،‌در دوران نوجوانی وقتی به خانواده‌ی او نگاه می‌کردم،‌می‌گفتم در آینده فرزندانش به مشکل برمی‌خورند،‌

در خانه‌ی آن‌ها قوانین محکمی وجود داشت،‌

حساب و کتاب مالی دقیق،‌ قوانین معین و… امروز فرزندان آقا بهروز در بین فامیلشان بهترین زندگی‌ها را دارند.

البته یادمان باشد که این اقتدار در کنار آن محبت معنا می یابد,

دخترمان بداند که خیلی دوستش داریم, و به خاطر همین هم حاضر نیستیم از خط قرمزهایمان عبور کنیم!

۳-آموزش دهیم!

چند وقت پیش با دخترم که آن وقت ۵ سالش بود نانوایی رفته بودم.

نانوایی شلوغ بود و چیدمان کیسه‌های آرد موجب شده بود که فضای تنگی ایجاد شود،‌

دخترم دم در نانوایی ایستاده بود و من برای خرید یک نان داخل مغازه شدم.

یکی دو دقیقه‌ای دخترم بیرون مغازه منتظر من بود. البته مدام نگاهش می‌کردم.

وقتی نان را گرفتم و بیرون آمدم ازش پرسیدم اگر وقتی من داخل نانوایی بودم یک آقای مهربان می‌آمد و یک شکلات به تو تعارف می‌کرد و می‌گفت بیا بریم با دخترم که تو ماشینه دوست بشو!”

چی کار می‌کردی؟ می‌رفتی یا نه؟ جوابش من رو متعجب کرد. گفت می‌‌رفتم!

آنجا بود که دیدم با این‌که خودم خیلی نگران دخترم هستم و در مورد تربیت دختر م دقت دارم،‌

ولی در مورد خطراتی که در جامعه‌ برای دخترم وجود دارد خیلی با او صحبت نکرده‌ام!

ما موظفیم علاوه بر اینکه از دخترمان محافظت کنیم، ‌به او آموزش‌های لازم برای محافظت از خودش را بدهیم. این آموزش‌ها قسمتی از تربیت دختر مان را شامل می‌شود.

دخترانمان در هر سن با توجه به ادبیات خاص خودشان،‌ آن‌ها را با واقعیات جامعه آشنا کنیم.

دخترها معمولا با مادرشان راحت‌تر هستند تا با پدر. مادر باید آن‌ها را با مرز‌ها و حریم شخصی‌آن‌ها آگاه بکند.

مثلا در سنین ۴-۶ سال دخترمان باید بداند که کسی حق ندارد به قسمت‌هایی از بدن آن‌ها دست بزند،‌

و نیز بداند که در صورت بروز چنین اتفاقی چه باید بکند!

۴- بد آموزی‌ها را کنار بزنیم!

تا به حال به تبلیغات تلویزیون دقت نموده‌اید؟

“شامپوی … را بزنید تا موهای زیبا داشته باشید. ” “خمیردندان … دندان‌های شما را زیباتر می‌کند” 

در کنار این عبارات می‌بینیم که مردم جذب  کسی که از آن شامپو یا خمیردندان استفاده نموده‌اند می‌شوند.

با دیدن این تبلیغات‌ها ناخودآگاه این تصور برای ما ایجاد می‌شود که:

  • جذاب بودن یک ارزش است.
  • اگر ظاهری زیبا داشته باشیم جذابیم!

خوب با این اوصاف باید هر کاری که می‌توانیم بکنیم تا زیباتر شویم:

رژیم غذایی (رژیم گرفتن­های شدید دختران در غرب به یک بحران وحشتناک و فراگیر تبدیل شده است, علائمی از ورود آن به کشور هم دیده می­شود.) بگیریم،‌

در لباس پوشیدن وسواس داشته باشیم،‌

از لوازم آرایش استفاده کنیم و…

 

در این بین ارزش‌های اخلاقی مثل مهمان‌نوازی،‌ تواضع،‌ راست‌گویی، فداکاری و… چه جایگاهی دارد؟

من باید تمام تلاشم را بکنم تا زیباتر و جذاب‌تر باشم،‌

اگر خودم را مهم‌تر یا با ارزش‌تر از دیگران بدانم ایرادی ندارد!

متاسفانه برخی دیگر از فیلم‌ها و داستانها و… هم جذاب بودن را ارزش (بلکه تنها ارزش) برای یک دختر می­دانند.

ما باید با تکیه بر ارزش­ها و کرامت انسانی فرزندمان را از افتادن در این وادی نجات دهیم. 

 

 

[۱]

ارتباط والدین با یکدیگر

هوای تازه قسمت دوم: سه گام برای داشتن زندگی بهتر

ارتباط والدین با یکدیگر یکی از عوامل مهم در تربیت درست فرزندان می‌باشد.

سه راکار اصلی و مهم را در این مورد با هم بررسی می‌کنیم. قطعا مطالعه این مقاله بدون عمل به این راهکارها موثر نخواهد بود!

۱- از خدا کمک بخواهیم.

ارتباط والدین با یکدیگر

هوای تازه
راهکارهایی برای ارتباط بهتر با همسرمان 

آمار طلاق‌های رسمی و عاطفی در جامعه‌ی ما نشان از وضعیت خارج از کنترل این مشکل دارد.

چند دقیقه در روز (مثلا بعد از نماز صبح)‌رو به قبله با خداوند متعال با زبان فارسی خودمان صحبت کنیم. بگوییم:”می‌خواهیم فضای مناسبی را در خانه ایجاد کنیم تا فرزندانمان رشد بهتری بیابند و سالم‌تر زندگی کنند،‌ و در این راه به کمک تو نیاز داریم.”

بدون هیچ تکلفی نیاز خودمان را به آستان الهی ابراز کنیم و در این راه از توسل به ساحت حجت‌های الهی نیز کوتاهی نکنیم.

بدانیم ارتباط والدین با یکدیگر یکی از مهمترین عوامل تربیت فرزندان می‌باشد،‌و این ارتباط با استمداد از  درگاه الهی درست شدنی است!

 

در هر بیست و چهار ساعت،‌۵دقیقه را برای صحبت با خداوند اختصاص دهیم:  مثلا هر شب قبل از خواب،‌ هر روز بعد از نماز …. یا هر وقت دیگر

برای این صحبت برنامه‌ریزی بکنیم و بدانیم که از درگاه الوهیت چه باید بخواهیم!

 

 

 

۲- حسابمان با همسرمان را تسویه کنیم.

اگر کدورتی با همسرمان داریم، قبل از اینکه کهنه‌تر شود،‌ با او در میان بگذاریم.

بهترین وقت برای بیان احساسمان همان زمان رخداد مشکل است. با زبانی پرمحبت و بدون جبهه‌گیری و قضاوت احساسمان را بگوییم:

“من از اینکه این وسیله‌ را خریدی ناراحت شدم،‌ احساس می‌کنم این خرید برای ما مناسب نیست.”

” در شب‌هایی که شما بعد از ساعت نه به منزل می‌آیی من احساس تنهایی می‌کنم”

از این به بعد هر زمان از دست همسرتان ناراحت شدید، احساستان را بیان کنید،‌ و از او برای یافتن راه‌حل کمک بخواهید.

و در مقابل کاری که می‌دانیم موجب ناراحتی همسرمان می‌شود انجام ندهیم.

فضایی را بین خودمان برای بهبود شرایط منزل و بهبود روابط ایجاد کنیم.

 

کمی فکر کنیم فهرستی از کارهایی که موجب ناراحتی همسرمان می‌شود تهیه کنیم!

پرسیدن این سوال از همسرتان مفید است: در ماه گذشته از چه رفتارهای من ناراحتی شدی؟

چه تغییری در رفتار و گفتارم باعث می‌شود که زندگی‌ما شیرین شود؟

سعی کنید این رفتارها در هفته آینده تکرار نشود!

 

 

۳- همسرمان را بزرگ بداریم!

سال‌ها قبل با والدین فراگیران یکی از کلاس‌هایم جلسه داشتم.

پدر یکی از فراگیرهای بسیار مودب و با ادب،‌ در بین صحبت گفت که من مرتب جایگاه و ارزش و حرمت مادر را برای فرزندانم با عمل و با گفتار یادآوری می‌شوم و همسرم نیز همین‌ روش را نسبت به من دارد.

اگر ما به همسرمان احترام بگذاریم فرزندمان بهتر تربیت می‌شود.

اکثر انسان‌ها دوست دارند که در چشم دیگران مهم باشند. چه کسی مهم‌تر از همسر من؟

ما باید حرمت همسرمان را خصوصا در مقابل فرزندمان حفظ کنیم. فرزند ما از خود ما می‌آموزد که چگونه رفتار کند.

اگر مادر به پدر احترام نمی‌گذارد، اگر پدر به مادر احترام نمی‌گذارد، چرا من باید به آن‌ها احترام بگذارم؟

تشویق

gift-9509172214

وقتی ما کار خوبی را از فرزندمان می‌‌بینیم، ‌و دوست داریم تکرار کند،

‌شروع به تشویق او می­کنیم، ‌

مثلا وقتی فرزندمان شاگرد اول کلاسش می­شود می­گوییم آفرین تو خیلی باهوش هستی!

یا به خاطر اینکه شاگرد اول شدی برایت دوچرخه خریده ام.

معمولا ما برای اینکه فرزندانمان را به انجام کارهایی که می‌‌خواهیم وادار کنیم، ‌برایشان انواع و اقسام جایزه‌ها ‌را می‌‌خریم.

این نوشتار می‌‌خواهد روش‌های ‌متداول را بررسی کند:

اگر بستنی‌ات را بخوری به تو ترب می­دهم!

تاحالا به فرزندتان جمله­‌ی بالا را گفته­‌اید؟ این یکی چی؟ “اگر شکلاتت را بخوری، ‌اجازه می‌‌دهم کلم بخوری!”

مسلما نه! چرا؟

چون لذت خوردن شکلات و بستنی به مراتب بیش از خوردن کلم و ترب است!

لطفا به این سوال از دید خودتان جواب دهید:

آیا لذت دانستن بیش از لذت دوچرخه سواری است یا کم­تر؟

اگر واقع بین باشیم،  لذت آموختن با هیچ لذتی قابل مقایسه نیست،

وقتی دختر ما، پسر ما، کلاس اول است،

در پایان سال می‌بیند که همه‌ی نوشته‌ها برایش معنی پیدا کرده، تابلوها را می‌تواند بخواند و … چقدر ذوق می‌کند.

در سال‌های بعد هم قرار است همینطور باشد،‌

فرزند ما چیزی را یاد بگیرد و از آن لذت ببرد،‌ متاسفانه برخی رفتارهای نامناسب ما (والدین) و برخورد بد برخی معلمان باعث می‌شود،

فرزندمان این لذت را متوجه نشود!

وظیفه‌ی ما این است که لذت انجام کار خوب را به فرزندانمان بچشانیم.

این بالاترین و دائمی‌ترین تشویق است.

 

وقتی در تابستان روزه می‌گیریم،‌ با اینکه آب هم هست،‌ ساعت‌ها تشنگی را تحمل می‌کنیم،‌

لذتی از این مخالفت با خواسته‌هایمان می‌بریم که بالاتر از لذت نوشیدن آب است!

ما باید این لذت را به فرزندانمان هم منتقل کنیم.

اگر پسر نوجوان من بیابد که می‌تواند وقتی یک زن نامحرم با پوشش نامناسب در مقابل اوست،

چشمش را ببندد و پا روی خواسته‌هایش بگذارد،‌ لذت مخالفت با خواسته‌هایش را بچشد

این بالاترین تشویق برای اوست.  

 

برای این کار ما باید ارزشمندی کارهای خوب را به فرزندمان نشان دهیم.

باید فرزندمان ببیند فداکاری ارزشمند است، و ارزشمندی فداکاری به تقدیر و توجه و تشویق دیگران ربطی ندارد،

اگر همه بگویند خوب است یا بد،‌ من می‌یابم که فداکاری خوب است!

سخاوت پسندیده است،‌ دروغ بد است!

برای این‌کار ما باید ارزش دستورات عقل را برای فرزندمان روشن کنیم. بگوییم که هنگام تصمیم‌گیری به خودت مراجعه کن،

با انجام این کار یا انجام ندادنش چه احساسی داری؟

دیگران چه احساسی دارند؟

این کار درست است یا نه؟

 

 

به پناه­گاه برویم!

9509141938

در یکی از روزهای زمستان ۱۳۶۶ در مدرسه  بودم,

معلم داشت درس می­داد که صدای انفجار موشک آمد،‌

البته قبل از آن هم هواپیماها تهران را بمب­باران می­کردند,

ولی از شب قبل موشک­ها مرتب به تهران می‌خوردند، آن روز صبح وضع متفاوت بود،

قبل از آن صدام با هواپیما تهران را بمباران می‌کرد،‌

معمولا چند دقیقه قبل از رسیدن هواپیما به آسمان تهران،‌رادیو وضعیت قرمز اعلام می‌کرد و مردم آماده می‌شدند،‌

ولی چون رادارها قادر به تشخیص موشک‌ها نبودند،‌  نمی‌شد قبل از برخورد موشک آمادگی لازم را کسب نمود.

موشک دوم که خورد،‌ ناظم مدرسه به کلاس آمد و گفت بچه‌ها به حیاط بروند،‌ ما را در پناهگاهی که در حیاط مدرسه بود بردند،

چند دقیقه, یک ربع, نیم ساعت ولی از بقیه­ موشک­ها خبری نبود.

بالاخره آن روز مدرسه­ را زودتر تعطیل کردند و بعد از آن هم تا ماه­ها مدرسه­ها تعطیل شد.

آن‌وقت‌ها می‌گفتند اگر درون این پناهگاه‌ها بروید،‌ حتی اگر موشک‌ یا بمب مستقیما روی پناهگاه بخورد، درون آن زنده می‌مانید.

 

 

مدرسه­ ی خوب امن هست؟

بهترین پناهگاه برای فرزندان ما در برابر فضاهای ناسالم واقعی و مجازی چیست؟

خیلی وقت‌ها ما والدین فکر می‌کنیم اگر فرزندمان را در یک مدرسه‌ی خیلی خوب ثبت نام کنیم فرزندمان از مشکلات اخلاقی در امان می‌باشد.

ولی مسئولین منصف این مدارس چیز دیگری می‌گویند.

چند سال قبل با مدیر یکی از برترین مدارس مذهبی تهران صحبت می‌کردم.

می‌گفت دانش‌آموزی را در یک مدرسه غیر انتفاعی و مذهبی خیلی خوب ثبت‌نام می‌کنند,

اتفاقا این فرد در کلاس پیش دانش‌آموز دیگری می‌نشیند که از لحاظ اخلاقی و خانواده‌گی مشکل دارد،

از طرفی برخی اوقات فرزند ما در یک مدرسه‌ی دولتی در کنار کسانی می­نشیند که خانواده‌دار و با اخلاق هستند

و در هر دو صورت از هم‌کلاسی‌هایش بیش از محیط مدرسه رنگ می‌گیرد!

لذا نمی‌توانیم چون فرزندمان را در یک مدرسه خوب ثبت‌نام کرده‌ایم بگوییم که حتما تربیت مناسبی پیدا می‌کند.

 

 

بهترین پناه­ فرزند مان

چه کنیم؟  کدام پناه­گاه هست که اگر داخل آن برویم مطمئن می­شویم که از خطرات در امان می­مانیم؟

آیا اگر از فرزندانمان موبایل‌های هوشمند را بگیریم آنان در امان هستند؟

یا اگر فرزندانمان را رها کنیم؟

این همان دوراهی بود که سلطان بانو داشت: فرزندم را بفرستم تهران از دست می‌رود یا اگر در روستا پیش خودم بماند، در امان است؟

برای اشنا شدن با داستان سلطان بانو خواندن کتاب “تربیت به روش سلطان بانو” توصیه می‌شود.

https://goo.gl/BxxEp5

 

واقعیت این است که من توانایی نگه‌داری خودم را هم ندارم چه رسد به فرزندم!

ما سعی می‌کنیم که فرزندمان در محیطی سالم رشد یابد،

ولی در حیطه‌ای که خارج از کنترل ماست چه کنیم؟

کدام پناه­گاه هست که اگر داخل آن برویم مطمئن می­شویم که از خطرات در امان مانده­ایم؟

راه نجاتی که بتوانیم بگوییم قطعا ما را از انحرافات نجات می­دهد چیست؟

خداوند متعال از سر لطف و عنایتش در هر زمان یک پناه‌گاهی برای ما  قرار داده است که

می‌توانیم با مراجعه‌ی به او خودمان را از خطرات در امان بداریم.

تا زمانی که ما درون این پناه‌گاه قرار داشته باشیم، از تمام آسیب‌ها مصون هستیم.

تنها و تنها در یک صورت است که این پناه‌گاه ما را نجات نمی‌دهد: وقتی از این پناهگاه خارج شویم!

اهل بیت پیامبر صلوات الله علیهم اجمعین این پناهگاه مستحکم هستند,

هر که به آنان متوسل شود و دست به دامن ایشان شود از تمام خطرات در امان می‌ماند.

بیاییم دست نیاز به دامان آن بزرگانی بزنیم که خداوند متعال آنان را پناهگاه ما قرار داده است,

خودمان و فرزندانمان به آن بزرگان پناه ببریم.

اول خودمان بچشیم!

 

تا بحال شده است بدانیم کاری اشتباه است ولی انجامش دهیم؟

می­دانیم و عقلمان به ما می‌‌گوید که نباید دروغ بگوییم,

ولی وقتی پای یک معامله­ بزرگ می­رسیم,

نمی­توانیم خودمان را کنترل کنیم و دروغ می­گوییم. خیلی ­جاها می­دانیم کاری درست است و می­خواهیم انجامش دهیم,

ولی توان انجامش را نداریم.

خداوند مهربان برای ما امامانی را قرار داده است که در این مواقع, اگر از آنان کمک بخواهیم دستمان را می­گیرند.

یک بار امتحان کنید,

در جایی که به دستور عقلمان کاری را باید ترک کنیم ولی دلمان همراهی نمی­کند از آن امام بزرگ کمک بگیریم!

باور کنیم که الان هم امام داریم, اگرچه غایب است,

ولی مسئولیت محافظت ازما با اوست, و او در همین زمان هم اگر ما به ایشان مراجعه کنیم,

دستمان را می­گیرد و نجاتمان می­دهد.

به فرزندانمان بیاموزیم:  فرزندم هر وقت می­‌دانستی کاری اشتباه است ولی نمی­توانستی خودت را کنترل کنی, به امام زمانت متوسل شو!

بگوییم یا صاحب الزمان شما امام من  و پناه من هستی,

من از شما کمک می­خواهم تا این کار اشتباه را انجام ندهم.

همیشه با کمک خواستن از امام زمان علیه السلام, ما موفق می­شویم کار اشتباه را ترک کنیم!

بیاییم این کار را انجام دهیم,

اگر خودمان دیدیم و تجربه کردیم و یافتیم که امام زمان علیه السلام کمک­ کار و یاور ماست, و در هر پرتگاه و لغزشگاهی دست­ما را می­گیرد,

آن­وقت می­توانیم همین مطلب را به فرزندمان هم انتقال دهیم

برای فرزندمان دعا کنیم!

doa-9509142132

آبروی اهل دل از خاک پای مادر است.                  هرچه دارند این جماعت از دعای مادر است.

مادربزرگ من همیشه پدرم را دعا می‌کرد. یکی از دعاهایش این بود که: ” الهی همیشه نونت گرم و آبت سرد باشه.” این دعای پیرزن موجب شده است که تقریبا همیشه نان گرم در منزل پدرم باشد. (به ندرت از نان فریزری استفاده می‌کنند!)و همیشه نزدیک مغازه­یشان آب‌سرد کن وجود داشت! هرچند نظر مادربزرگم از این دعا در آسایش و رفاه بودن پدرم بود! (که البته آن هم حاصل شده بود.)

در دنیای ارتباطات، ارتباط افراد با هم دست‌خوش تغییر بسیاری شده است ولی ارتباط ما با خدا تغییر نکرده است. فرق نمی‌کند در کدام قرن زندگی می‌کنیم یا فرزندمان در چه شرایطی است،‌ همیشه خداوند متعال سخن ما را می‌شنود و درخواست ما را اجابت می‌کند.

خداوند قول داده کمکمان کند

استادی داشتیم بسیار دقیق و مسلط و مهربان, از ما خواسته بود تا در مورد یک درس خاص طرح درس بنویسیم, طرح درس نوشتن بر اساس آموزش­های او برای آن مبحث بسیار سخت بود. در طول هفته هرچه فکر کردم, مطالعه کردم, از این و آن پرسیدم به نتیجه­ی مطلوب نرسیدم. حتی با برخی از شاگردهای کلاس هم تماس گرفتم و از آن­ها هم مطالبی را پرسیدم, ولی نتوانستم طرح درس مناسبی را آماده کنم. در کلاس استاد از من خواست طرح درسم را ارائه کنم, شرح کارهایی را که برای نوشتن طرح درس انجام داده بودم را گفتم. نکته­ای را برایم گفت که در گوشم مانده است: چرا برای راهنمایی به خود من مراجعه نکردی؟ من که به شما چنین تکلیفی می­دهم, آماده­ام راهنماییتان هم بکنم!

در تربیت فرزند هم خداوند به ما پدر و مادرها دستور داده است که فرزندمان را حفاظت کنیم, خوب پرورش دهیم, خوب تربیت کنیم, اگر نمی­توانیم (که واقعا هم نمی­توانیم) به درگاه الهی مراجعه کنیم و از خداوند متعال بخواهیم ما را کمک کند. خبر خوب این­که هر چند درگاه خداوند همیشه و به روی همه گشوده است, و خداوند درخواست همه را اجابت می­کند و پاسخ می­دهد, ولی هنگام دعای پدر و مادر برای فرزندشان درهای آسمان گشوده می شود و این دعا تا عرش بالا می­رود و اجابت می­شود.[۱] به عبارت دیگر خداوند درخواست‌هایی را که  پدر و مادر برای فرزندشان دارند را  به صورت ویژه جواب می‌دهد. بیایید همین الان رو به سوی خداوند کنیم و از درگاه او بخواهیم که:

  • یادمان بدهد که چگونه فرزندداری کنیم!
  • کمکمان کند که دانسته­هایمان را به­کار ببندیم!
  • کاری کند که انجام این وظیفه برای ما لذت­بخش هم باشد.

پسر خواهر حضرت صادق علیه السلام می‌گوید: به شدت مریض شدم، مادرم که می‌دید فرزندش در حال از دست رفتن است کسی را دنبال دایی‌ام حضرت صادق علیه السلام فرستادند. مادر هم قرار از دست داده بود و در کنار در خانه منتظر آمدن امام علیه السلام بود. وقتی ایشان تشریف آوردند به مادرم فرمودند که لباست را دربرگیر و به بالای بام برو بعد روسریت را از سرت بردار و موهایت را در برابر آسمان آشکار کن و بگو: خداوندا! تو این فرزند را به من عطا کردى و بخشیدى، خدایا! امروز بخشش خود را تجدید کن که تو قادرى» سپس به سجده برو. سرت را از سجده بر نمی‌داری مگر اینکه فرزندت بهبود یافته است. مادرم هم همین کارها را نمود، من همان ساعت خوب شدم (به نحوی که توانستم) برای نماز با دایی‌ام به مسجد بروم .[۲] اگر یک دعای مادر می‌تواند فرزند لب مرگ را به زندگی برگرداند،‌ دعای او برای بیماری‌های ایمانی، و اخلاقی بسیار کاربردی‌تر و موثرتر است. بیاییم برای درمان مریضی‌های اخلاقی و ایمانی، بلکه برای جلوگیری از انحرافات فرزندانمان و سلامتی و عاقبت بخیری آن‌ها دست نیاز به سوی بی‌نیاز برداریم، بدانیم که رشته‌ی امور کلا به دست قدرت اوست،‌ و او می‌تواند فرزندانمان را در همین فضاهای غیر قابل کنترل هم نجات بخشد.

دعای پدر و مادر برای فرزند آنقدر موثر است که بعد از مرگ نیز توصیه شده است, خواسته‌هایمان را در کنار قبر والدینمان از خدا بخواهیم.[۳] اگر پدر و مادری که در قید حیات نیستند, می­توانند برای فرزندشان دعا کنند و دعایشان پذیرفته است, چرا ما که زنده هستیم و در کنار فرزندمان برایش دعا نکنیم؟

این را خداوند متعال قرار داده است که دعای ما در حق اولادمان قبول درگاه الهی می‌شود. ما چقدر از این نعمت استفاده می‌کنیم؟

  • امروز چند بار فرزندمان را دعا کرده‌ایم؟

چه دعاهایی برای فرزندمان کرده‌ایم؟

[۱]کافی (ط – دار الحدیث) / ج‏۴ / ۳۹۲ / ۳۱ – باب من تستجاب دعوته ….. ص : ۳۸۹

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ، قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: أَرْبَعَهٌ لَاتُرَدُّ لَهُمْ دَعْوَهٌ حَتّى‏ تُفَتَّحَ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ، وَ تَصِیرَ إِلَى الْعَرْشِ: الْوَالِدُ لِوَلَدِهِ‏، وَ الْمَظْلُومُ عَلى‏ مَنْ ظَلَمَهُ، وَ الْمُعْتَمِرُ حَتّى‏ یَرْجِعَ، وَ الصَّائِمُ حَتّى‏ یُفْطِرَ».

[۲]  حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ سَالِمٍ عَنِ الْأَرْقَطِ وَ هُوَ ابْنُ أُخْتِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ ع قَالَ: مَرِضْتُ مَرَضاً شَدِیداً وَ أَرْسَلَتْ أُمِّی إِلَى خَالِی فَجَاءَ وَ أُمِّی خَارِجَهٌ فِی بَابِ الْبَیْتِ وَ هِیَ أُمُّ سَلَمَهَ بِنْتُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَ هِیَ تَقُولُ وَا شَبَابَاهْ فَرَآهَا خَالِی فَقَالَ ضَمِّی عَلَیْکِ ثِیَابَکِ ثُمَّ ارْقَیْ فَوْقَ الْبَیْتِ ثُمَّ اکْشِفِی قِنَاعَکِ حَتَّى تَبْرُزِی شَعْرَکِ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ قُولِی رَبِّ أَنْتَ أَعْطَیْتَنِیهِ وَ أَنْتَ وَهَبْتَهُ لِی اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ هِبَتَکَ الْیَوْمَ جَدِیدَهً إِنَّکَ قَادِرٌ مُقْتَدِرٌ ثُمَّ اسْجُدِی فَإِنَّکِ لَا تَرْفَعِینَ رَأْسَکِ حَتَّى یَبْرَأَ ابْنُکِ فَسَمِعَتْ ذَلِکَ وَ فَعَلَتْهُ قَالَ فَقُمْتُ مِنْ سَاعَتِی فَخَرَجْتُ مَعَ خَالِی إِلَى الْمَسْجِدِ.( طب الأئمه علیهم السلام، ص: ۱۲۲)

[۳]قالَ مولانا امیرُ المُؤمنینَ علیٌّ علیه السّلام: «زُورُوا مَوْتَاکُمْ‏ فَإِنَّهُمْ یَفْرَحُونَ بِزِیَارَتِکُمْ وَ لْیَطْلُبِ الرَّجُلُ حَاجَتَهُ عِنْدَ قَبْرِ أَبِیهِ وَ أُمِّهِ بَعْدَ مَا یَدْعُو لَهُمَا». مولا امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: امواتتان را زیارت کنید، به درستی که ایشان به سبب زیارت شما خوشحال می شوند و باید که انسان حاجتش را نزد قبر پدر و مادرش بخواهد، بعد از آن که برایشان دعا کرد

فرزندانمان را نظر بلند تربیت کنیم!

parvaresh-amooz-9509142139

در تابستان, افراد زیادی مسیرشان از مزدآباد (روستایی که سلطان­ بانو در آن زندگی می­کرد) می­گذشت, با وسایل و شرایط آن روز (معمولا یک چهار پا که وسایلشان را حمل می­کرد) مسافرین مجبور بودند شب را در مزدآباد بگذرانند, آن­هایی که آشنایی داشتند, خانه­ی آشنایشان می رفتند و شب را به روز می­رساندند, از آنجا که روستای کوچک مزدآباد هتل و مسافرخانه­ای برای توقف مسافران نداشت, آن­هایی که غریب بودند, جایی نداشتند و مجبور بودند, در کنار مسجد شب را بگذرانند, “مش یدالله”

در تابستان, افراد زیادی مسیرشان از مزدآباد (روستایی که سلطان­بانو در آن زندگی می­کرد) می­گذشت, با وسایل و شرایط آن روز (معمولا یک چهار پا که وسایلشان را حمل می­کرد) مسافرین مجبور بودند شب را در مزدآباد بگذرانند, آن­هایی که آشنایی داشتند, خانه­ی آشنایشان می رفتند و شب را به روز می­رساندند, از آنجا که روستای کوچک مزدآباد هتل و مسافرخانه­ای برای توقف مسافران نداشت, آن­هایی که غریب بودند, جایی نداشتند و مجبور بودند, در کنار مسجد شب را بگذرانند, “مش یدالله” شوهر سلطان­بانو هر شب وقتی غریبی را می­دید, ازش دعوت می­کرد تا شب را مهمان خانه­ی آنان باشد. مهمان را به خانه می­آورد, یک لقمه شام را با هم می­خوردند, جای خواب مسافر را آماده می کرد, و صبح هم لقمه­ی نانی همراهشان می­نمود. هنوز هم با اینکه سالیان سال است از فوت مش یداله و سلطان­بانو گذشته است, خیلی­ها از پدرانشان مهمان­نوازی و محبت پدربزرگ ما را یاد می­کنند. کاری که به قول قدیمی­ها دیگر تخمش را ملخ خورده است.[۱]

شاید ما نتوانیم به این شکل محبت و مهمان­نوازی و سخاوتمان را ابراز کنیم, ولی فرزندی که از والدینش سخاوت و مهمان­نوازی  و انسان دوستی را ببیند, در روحیه­اش مهمان­نوازی, محبت و سخاوت شکل می­گیرد. بهترین روش برای این­که بخواهیم فرزندانمان سخاوت­مند و بلند نظر شونداین است که خودمان این­چنین باشیم. اگر ما به خاطر سبک زندگیمان نمی­توانیم هر غریبه­ای را در آپارتمانمان مهمان کنیم! ولی روش­های دیگری هم برای ابراز سخاوت و بلند منشی وجود دارد.

مثلا فامیلمان را به خانه دعوت کنیم, مهمانی­های فامیلی بدهیم, خیلی مهم نیست سفره­ی ما چقدر تشریفات دارد, آیا در سفره­ی ما صفا و محبت هست؟ به قول حافظ شیرازی ” در کلبه ما رونق اگر نیست صفا است                                                                    آنجا که صفا است در آن نور خدا است” ولی آیا صفا داریم؟ آیا اگر یک عدد نان داریم حاظریم با مهمانمان تقسیم کنیم؟  

می­توانیم به پیروی از امامان معصوم علیهم السلام, شب­ها غذا را در ظرف­های یک­بار مصرف بسته­بندی کنیم و به مستمندان و کارتن­خواب های شهر بدهیم.

می­توانیم در منزلمان روضه بگذاریم و خرج دهیم.

مهم شکل و روش کار نیست, مهم این است که خودمان سخاوتمند و نظر بلند باشیم و همین اینکه فرزندمان را نیز در انجام این کارها شریک کنیم تا او هم “دست و دل باز ” شود.

 

[۱][۱] البته در ایام اربعین در عراق این رسم مهمان­نوازی را می­توان دید. آن­چنان با جان و دل کمر به خدمت مهمانان بسته­اند, که آدم باورش نمی­شود. بهترین امکانات, گسترده­ترین سفره­ی غذا, و… . رفتن و دیدن این­همه فداکاری و مهمان­نوازی و احترام به زائران سیدالشهدا علیه السلام خودش دانشگاه اخلاق برای فرزندانمان می­باشد.

 

مثل یک گل: راهکارهایی در تربیت دختران -قسمت اول

like-as-flower-9509142125

نگه‌داری و تربیت دختر نیاز به ظرافت‌ها و دقت‌های بیشتری دارد،  لذا در این قسمت اختصاصا به تربیت دختران می‌پردازیم. البته مطالعه و استفاده از این راه‌کارها برای والدین پسرها نیز پیشنهاد می‌شود،‌

نماد محبت خانواده دختر است!

عموما دختران بیش از پسران نیاز به محبت دارند. دختران کانون مهر و محبت و عاطفه هستند،‌به همین میزان هم نیازشان به مهر و محبت بیش‌تر است.،‌ لذا ما وقتی می‌خواهیم به خانواده‌یمان هم محبت کنیم بیش‌تر و پیش‌تر محبتمان را به دخترمان ابراز نماییم. مثلا اگر گلی را خریده اید و می‌خواهید به همسرتان هدیه دهید،‌ می‌توانید آن را به دخترتان بدهید تا او به مادرش هدیه دهد! این کار را می‌توانید در خریدهای دیگر هم انجام دهید. هر چه می‌خرید به دخترتان بدهید!

بیشتر ببینش

باید دخترمان را بیش‌تر ببینیم! لباس‌هایش را،‌ مدل موهایش را،‌ تل و گل سر جدیدش‌ را !‌ دختران به دیده شدن و جذاب بودن اهمیت می‌دهند،‌ آن‌ها نسبت به پدر و مادرشان خیلی حساس هستند. اگر مورد توجه آن‌ها قرار بگیرند خیلی خوشحال می‌شوند. ما به عنوان پدر و مادر باید دخترمان را ببینیم،‌ از ظاهرش تعریف کنیم، در عین حال رفتار ما با دخترمان باید به او معیارهای ارزشمندی را بیاموزد. او باید بیابد که ادب، توانایی او در حل مسائل،‌ توان محافظت از خودش در برابر بیگانگان،‌و… بسیار مهم‌تر و ارزشمندتر از زیبایی ظاهری و جسمی است.

ما موظف هستیم که با گفتار و اعمالمان  به دخترمان کمک کنیم تا اولویت زندگی‌اش را بیابد. باید به او بگوییم (خودمان هم باور داشته باشیم که جلب توجه دیگران معیار ارزشمندی انسان‌ها نیست. ارزش انسان‌ها به خرد و رعایت دستورات خرد است. این گونه توقع فرزندمان از خودش را بالا ببریم.

نسبت به دوستانش حساس باش

سعی کنید با خانواده دوستانش آشنا شوید، اگر پدر هستید با پدر دوستان دخترتان، و اگر مادر هستید با مادر دوستان دخترتان ارتباط برقرار کنید. تلفنشان را داشته باشید! از وضعیتشان اطلاع داشته باشید. خصوصا اگر قرار است به خانه‌ی آنان برود لازم است از شرایط خانوادگی آنان مطلع باشید.

گاه‌گاهی با او به بیرون از خانه برویم!

سعی کنیم فضاهایی را برای با هم بودن ( خودمان و دخترمان) ایجاد کنیم. مثلا به بهانه روز مادر (اگر پدر هستید ) یا به بهانه روز پدر (اگر مادر هستید) با دخترتان به بازار بروید و خرید کنید. مهم خرید رفتن نیست مهم با هم بودن است. بسیاری از دخترها خرید رفتن را دوست دارند. در این زمان‌ها که ما و دخترمان تنها هستیم،‌ رابطه‌های محبت‌آمیزی شکل می‌گیرد که در مواقع دیگر به راحتی نمی‌توان تجربه‌اش نمود.

با او صحبت کنیم

حداقل هر هفته چند دقیقه ‌ بسته به سن و سال دخترمان او را در بغل بگیرید،، یا دستش را در دستتان بگیرید،‌یا در کنارش بنشینید و با هم صحبت کنید. محبتتان را این‌گونه به او ابراز کنید. با رعایت این اصل رابطه‌ی خودتان با دخترتان را تغییر دهید. سعی کنید تماس چشمی شما و دخترتان زیاد باشد. علاوه بر این در طول روز برنامه‌ای برای دور هم بودن اعضای خانواده داشته باشید و در آن جلسات توجه‌ ویژه‌ای به دخترانتان داشته باشید.