نوشته‌ها

چگونه با فرزندم دوست باشم ؟ چطور وقت‌هایی که با فرزندانمان هستیم، موثر باشد!

چگونه با فرزندم دوست باشم ، احتمالا شما هم شنیده‌اید که بهترین راه تربیت فرزند ایجاد یک رابطه عاطفی و محبت آمیز است!

چگونه رفتار کنیم تا فرزندمان بداند دوستش داریم؟
یکی از مهمترن و موثرترین راه برای ابراز محبت به فرزندمان، وقت‌گذاری موثر با اوست!

در مورد وقت‌گذاری عمومی به این مقاله مراجعه کنید:چگونه با فرزندمان دوست باشیم؟ وقت­ بگذاریم!

منظورمان از وقت‌گذاری خصوصی زمان‌هایی است که با فرزندمان تنها هستیم. ممکن است با پسر۱۵سالیتان به استخر بروید،‌ یا با دخترتان به خرید، یا با فرزندتان به پارک بروید. یا در منزل در یک اتاق با فرزندتان تنها باشید و با هم حرف بزنید.
این روش ابراز محبت بسیار زمان‌بر است، ولی به فرزند ما این حس را منتقل می‌کند که برای ما ارزشمند است: “اولویت زندگی من تویی” رسیدن این پیام به فرزندمان می‌تواند در زندگی او بسیار مهم باشد.

چگونه با فرزندم دوست باشم : برنامه‌هایی برای با هم بودن داشته باشیم!

خوب درزمان‌هایی که با فرزندمان هستیم،  چه‌کارهایی را باید انجام دهیم؟

من دریک دسته‌بندی یک سری از کارهایی را که می‌توانیم با فرزندمان به صورت مشترک انجام دهیم را در این دسته‌ها آورده‌ام.

البته ممکن است شما بنابر موقعیت خودتان مواردی را حذف یا اضافه نمایید:

 

چگونه با فرزندم دوست باشم : شرکت در یک فعالیت اجتماعی:

مثلا در یک مجلس مذهبی شرکت کنیم.

چگونه با فرزندم دوست باشم : زمان معین روزانه داشته باشیم!

مثلا برای کودکانمان می‌توانیم شب‌ها هنگام خواب داستان بگوییم (قصه گفتن یکی از روش‌های خیلی خوب برای آموختن مطالب ومهارت‌ها به فرزندانمان است)

چگونه با فرزندم دوست باشم : هم‌فکری با فرزندمان:

مثلا دیدن عکس‌هایی که او گرفته است، پرسیدن نظر فرزندمان در مورد مسافرت یا مهمانی رفتن

هم‌فکری باید در زمینه‌هایی باشد که فرزندمان به آن علاقه دارد.

پس در درجه اول علائق فرزندتان را بشناسید و در مرحله بعد در مورد آن‌ها صحبت کنید!

چگونه با فرزندم دوست باشم : با فرزندمان بازی کنیم:

یعنی هم‌بازی فرزندانمان شویم.

چگونه با فرزندم دوست باشم

وقت گذاری اختصاصی با فرزند

مطمئنم که شما والدین فرهیخته برای بازی با فرزندتان طرح‌هایی دارید: کتاب‌های زیادی هم در خصوص یاددادن بازی به والدین وجود دارد.

با یک جستجو در اینترنت به راحتی می‌توانید انواع و اقسام بازی‌ها را بیابید. از بازی‌های بی‌صدا مثل پانتومیم (یک کلمه را نفر اول مخفیانه به نفر دوم می‌گوید و او باید با پانتومیم فوق را به نفر سوم منتقل کند!)

تا کمک گرفتن از فرزند در کارهای خانه (مثلا امروز زهرا خانم آشپز شده است و کارهای آماده کردن پیتزا را انجام داده است)

و بازی‌های حرکتی (مثلا چهار دست و پا رفتن و فرزند را روی کمر سوار کردن: برای فرزندان کوچک‌تر) و… بازی‌ها و بازی‌کردن دنیای خودش را دارد و بررسی و دسته‌بندی و آموزش آن خارج از موضوع ماست.

فقط این نکته را می‌گوییم که آینده‌ی آموزش در جهان آموزش با بازی‌کردن است.
لطفا همین الان یک بازی که بتوانیم با فرزندمان در فضای منزل انجام دهیم را طراحی کنید!

آموزش:

البته باید دقت کنیم که آموزش با موعظه تفاوت دارد. برای اینکه آموزش ما به موعظه تبدیل نشود موارد زیر را رعایت نمایید:

  1.  دلیل ارائه دهیم: “افرادی که مطالعه بیشتری دارند جایگاه اجتماعی بالاتری در جامعه دارند.”
  2. احساسات خودمان را بگوییم. “من احساس می‌کنم مطالعه کردن انسان را برای گرفتن تصمیمات صحیح کمک می‌کند.”
  3. با تعصب همراه نباشد: “کسی که کتاب نخواند بی‌شعور است.”
  4. برای فرزندمان تعیین تکلیف نکنیم. “تو باید هر روز صد صفحه کتاب بخوانی!”
  5. بیان تشویق‌آمیز
    می‌توانیم (البته با صداقت کامل) جزء به جزء یک رفتار صحیحی را که از فرزندمان دیده‌ایم را بازگو کنیم.
چگونه با فرزندم دوست باشم

چگونه با فرزندم دوست باشم

اجازه دهید یک مثال بزنم: فرض کنید دختر کوچک شما یک نقاشی کشیده است. عکس العمل شما وقتی این نقاشی را به شما نشان می‌دهد چیست؟
می‌توانید بگویید چه نقاشی زیبایی!
می‌توانید تک تک المان‌های آن نقاشی را بررسی کنید! چه خورشید قشنگی!  این آقاهه کی هست؟ فکر کنم این دختره تو هستی که داری می‌خندی! جالبه که همه توی این عکس دارند می‌خندند! می‌شه یه درخت هم کنار این خانواده خوشحال بکشی؟….

یک‌بار دیگر این بخش را مرور کنید و بگویید . در هفت روز گذشته چند دقیقه وقت‌گذاری خصوصی با فرزندتان داشته‌اید؟

گفتگوی باکیفیت:

صحبت کردن با فرزندانمان موجب بهبود ارتباط بهتر ما با آنان است.
با رعایت اصول زیر در گفتگوی با فرزندمان کیفیت گفتگو را بالا ببریم:

  1.  رعایت زبان بدن و نگاه کردن به چشمان فرزندمان
  2. هنگام گفتگو همه‌ی کارهای دیگر را کنار بگذاریم. تلویزیون و موبایل و … خاموش!
  3. در گفتگو به دنبال درک احساسات فرزندمان باشیم.
  4. به زبان بدن فرزندمان دقت کنیم.
  5. حرف او را قطع نکنیم.
  6. با پرسیدن سوال مطمئن شویم که منظورش را درست متوجه شده‌ایم.
  7. به فرزندمان نشان دهیم که درکش می‌کنیم.
  8. اگر می‌خواهیم پیشنهاد دهیم اول از او اجازه بگیریم: می‌‌خواهی نظر من را هم بدانی؟

در این مقاله به وقت‌گذاری اختصاصی با فرزندمان پرداختیم،‌ راهکارهای ارائه شده در این نوشتار به بهبود کیفیت روابط شما با فرزندتان کمک می‌کند.

برداشت ما از رفتار فرزندمان

آیا برداشت ما از رفتار فرزندمان با واقعیت یکسان است؟

برداشت ما از رفتار فرزندمانبرداشت ما از رفتار فرزندمان ممکن است مطابق واقعیت نباشد.

ما انسان‌ها در موقعیت‌های گوناگون براساس تجربه‌هایی که از قبل دارند،

دانسته‌هایشان، ارزش‌هایی که در ذهنمان داریم و

خواسته‌های خودمان دریافت‌هایشان از محیط را پردازش می‌کنیم

و ادراکی جدید برای خودمان می‌سازیم.

مثلا خیلی وقت‌ها فرزند ما رفتاری می‌کند، و ما از رفتار او برداشتی می‌کنیم،

که ممکن است با واقعیت فاصله داشته باشد.

بیایید چند موقعیت را باهم بررسی کنیم:

  • دختر نوزاد من گریه می‌کند، و من فکر می‌کنم که گرسنه شده است.
  • پسر دوازد ساله‌ی من وقتی از مدرسه می‌آید، بدون اینکه با من حرف بزند داخل اتاقش می‌رود و در را می‌بندد، برداشت ما از رفتار فرزندمان این است که  از دست من، ‌به خاطر اینکه دیشب غذای مورد نظرش را تهیه نکرده‌ام، دلخور شده است.
  • دختر پانزده ساله‌ی من امشب شام نخورد،‌ فکر می‌کنم می‌خواهد مانند دختر همسایه‌مان، رژیم لاغری بگیرد.

برداشت ما از رفتار فرزندماندر حالیکه وقتی بررسی می‌کنم:

نوزادم بی‌قرار است چون جایش را خیس کرده است.

پسرم از باختن تیمشان در بازی فوتبال مدرسه ناراحت است.

 دخترم  به خاطر اینکه عصر  شکلات و کیک خورده است، اشتها ندارد.

برداشت ما از رفتار فرزندمان

برای توضیح دادن اجازه دهید در ادامه مثال نوزاد را با هم مرور کنیم:  

چه اتفاقی افتاد؟من چطور به برداشت اشتباه رسیدم؟

بیایید قدم به قدم مرور کنیم:

قدم اول یافتن: گوش من صدای گریه‌ را شنید، 

      متوجه نوزادمان شدم و  دیدم که گریه می‌کند،

ادراک و برداشت ما

قدم دوم پردازش: گریه‌ی نوزاد دلیلی دارد،‌

از آخرین دفعه ی که شیر خورده است بیش از دو ساعت می‌گذرد،

معمولا نوزاد هر دو ساعت یکبار باید شیر بخورد.

قدم سوم ادراک: نوزاد ما گرسنه است.

 

این روال را می‌توان در مورد برداشت‌های دیگرمان هم تکرار کنیم:

یک چیزی را می‌یابیم (حس می‌کنیم)،‌

بر روی آن پردازش انجام می‌دهیم و

سپس نتیجه‌گیری می‌کنیم. در کدام مرحله من اشتباه می‌کنم؟

  • حس به ما دروغ نمی‌گوید،‌ وقتی من می‌بینم که نوزادم گریه می‌کند،واقعا نوزادم گریه می‌کند. اگر چیزی را ببینم،‌ واقعا دیده‌ام!
  • در پردازش معمولا ما دانسته‌های قبلی را کنار هم می‌گذاریم،‌ ولی آیا به همه‌ی ابعاد واقعه اشراف داریم؟ و ایا تمام دانسته‌هایمان را به کار می‌گیریم؟ خیلی وقت‌ها یا اطلاعاتمان محدود است و یا از تمام دانسته‌های خودمان استفاده نمی‌کنیم! در همین مثال آیا به زمان عوض کردن نوزادمان هم دقت کرده‌ایم؟ شاید هم به صورت ناخودآگاه (چون از تعویض نوزادمان خیلی خوشمان نمی‌آید) گزینه شایدنوزادمان نیاز به تعویض دارد از ذهنمان رفته است!!!
  • در قدم سوم ما با اطلاعات دستکاری شده روبرو هستیم!‌ لذا نمی‌توانیم نتیجه‌گیری درست داشته باشیم.

 

ما در این جهان مرتب داریم پردازش می‌کنیم،

داده‌های خودمان را کنار هم می‌گذاریم و نتیجه گیری می‌کنیم،

فکر کردن یعنی همین!

ما تا زمانی که در این جهان هستیم داریم این پردازش‌ها را انجام می‌دهیم.  

صبح که از خواب بیدار می‌شویم فکر می‌کنیم و فکر می‌کنیم

و فکر می‌کنیم تا لحظه‌ی خواب! این طبیعت انسان است!

پس چه کار کنیم تا برداشت ما خیلی با واقعیت فاصله نداشته باشد؟

برداشت فرزند ما از رفتار ما نیز ممکن است بارفتار ما مطابق نباشد. برای مطالعه بیشتر به این مقاله مراجعه کنید.

راهکارهایی برای تصحیح برداشت ما از رفتار فرزندمان

چکار کنیم که از رفتار فرزندمان برداشت درستی داشته باشیم؟

راهکارهای زیر می‌توانند از سوء برداشت ما جلوگیری کند:

۱- قبول کنیم که برداشت ما چیزی متفاوت از واقعیت می‌تواند باشد!

دانستن و اطلاع داشتن از خطاهای شناختی می‌تواند قاطعیت ما را در صدور حکم کاهش دهد.

اگر پسرمان رفت داخل اطاقش و در را هم بست،‌ فورا  نگوییم با من مشکل دارد!

شاید از چیز دیگری (در مثال ما: باختن تیمشان در بازی فوتبال)‌ ناراحت است.

بپذیریم که برداشت من ممکن است اشتباه باشد.

 

۲- بدون پردازش به آنچه را حس می‌کنیم (می‌یابیم) نگاه کنیم.

کار بسیار سختی است. وقتی ما تصوری از چیزی داشته باشیم،

یعنی از آن چیز برداشت داریم، به عبارت دیگر خود آن چیز نیست!

وقتی من تصور می‌کنم فرزندم به من بی‌احترامی می‌کند،‌

این نتیجه‌ی پردازش ذهن من است، من فقط سلام کردن او را نشنیده‌ام

(شاید سلام کرده است ولی آهسته! شاید آن‌قدر غرق در افکار خودش هست که واقعا یادش رفته سلام کند، ‌شاید…)

دقت کنید، نمی‌خواهیم خودمان را گول بزنیم، ولی

می‌خواهیم واقعیت را ببینیم نه پردازش‌های فکری خودمان را!

 

۳- ‌ به سوی اعداد برویم!

اگر برداشت من و فرزندم از یک موضوع متفاوت است،‌

مثلا او می‌گویدخیلی کم،‌ فقط در حد ضرورت به تلگرام سر می‌زند

و من می‌گویم “چرا از صبح تا شب سرت توی موبایلت هست؟”.

در حقیقت برداشت فرزندم این است که موبایلش خیلی کم وقتش را می‌گیرد و

برداشت من این است که موبایل خیلی از او زمان می‌گیرد. 

خیلی راحت با نصب یک برنامه می‌توان میزان ساعت‌های استفاده از موبایل را اندازه‌گرفت!

آن‌وقت دعوای ما و فرزندمان از برداشت به عدد تبدیل می‌شود.

حالا راحت‌تر می‌توان در مورد استفاده از موبایل صحبت نمود.

درصورتی‌که اگر متوجه تفاوت برداشت ما و فرزندمان از یک واقعیت خارجی (میزان زمان استفاده از موبایل)‌نباشیم،‌

شروع می‌کنیم به نصیحت کردن و او شروع به توجیه می‌کند.

ولی وقتی زمان استفاده از موبایل را به دست آوردیم به راحتی می‌توان برایش قانون وضع کرد

و بدون دلخوری و اوقات تلخی اختلاف را حل نمود!

 

از این به بعد با رعایت این راه‌کارها سعی کنیم

برداشت صحیحی از واقعیت داشته باشیم تا روابط بهتری را با فرزندانمان داشته باشیم.

 

 

ارتباط والدین با یکدیگر

هوای تازه قسمت دوم: سه گام برای داشتن زندگی بهتر

ارتباط والدین با یکدیگر یکی از عوامل مهم در تربیت درست فرزندان می‌باشد.

سه راکار اصلی و مهم را در این مورد با هم بررسی می‌کنیم. قطعا مطالعه این مقاله بدون عمل به این راهکارها موثر نخواهد بود!

۱- از خدا کمک بخواهیم.

ارتباط والدین با یکدیگر

هوای تازه
راهکارهایی برای ارتباط بهتر با همسرمان 

آمار طلاق‌های رسمی و عاطفی در جامعه‌ی ما نشان از وضعیت خارج از کنترل این مشکل دارد.

چند دقیقه در روز (مثلا بعد از نماز صبح)‌رو به قبله با خداوند متعال با زبان فارسی خودمان صحبت کنیم. بگوییم:”می‌خواهیم فضای مناسبی را در خانه ایجاد کنیم تا فرزندانمان رشد بهتری بیابند و سالم‌تر زندگی کنند،‌ و در این راه به کمک تو نیاز داریم.”

بدون هیچ تکلفی نیاز خودمان را به آستان الهی ابراز کنیم و در این راه از توسل به ساحت حجت‌های الهی نیز کوتاهی نکنیم.

بدانیم ارتباط والدین با یکدیگر یکی از مهمترین عوامل تربیت فرزندان می‌باشد،‌و این ارتباط با استمداد از  درگاه الهی درست شدنی است!

 

در هر بیست و چهار ساعت،‌۵دقیقه را برای صحبت با خداوند اختصاص دهیم:  مثلا هر شب قبل از خواب،‌ هر روز بعد از نماز …. یا هر وقت دیگر

برای این صحبت برنامه‌ریزی بکنیم و بدانیم که از درگاه الوهیت چه باید بخواهیم!

 

 

 

۲- حسابمان با همسرمان را تسویه کنیم.

اگر کدورتی با همسرمان داریم، قبل از اینکه کهنه‌تر شود،‌ با او در میان بگذاریم.

بهترین وقت برای بیان احساسمان همان زمان رخداد مشکل است. با زبانی پرمحبت و بدون جبهه‌گیری و قضاوت احساسمان را بگوییم:

“من از اینکه این وسیله‌ را خریدی ناراحت شدم،‌ احساس می‌کنم این خرید برای ما مناسب نیست.”

” در شب‌هایی که شما بعد از ساعت نه به منزل می‌آیی من احساس تنهایی می‌کنم”

از این به بعد هر زمان از دست همسرتان ناراحت شدید، احساستان را بیان کنید،‌ و از او برای یافتن راه‌حل کمک بخواهید.

و در مقابل کاری که می‌دانیم موجب ناراحتی همسرمان می‌شود انجام ندهیم.

فضایی را بین خودمان برای بهبود شرایط منزل و بهبود روابط ایجاد کنیم.

 

کمی فکر کنیم فهرستی از کارهایی که موجب ناراحتی همسرمان می‌شود تهیه کنیم!

پرسیدن این سوال از همسرتان مفید است: در ماه گذشته از چه رفتارهای من ناراحتی شدی؟

چه تغییری در رفتار و گفتارم باعث می‌شود که زندگی‌ما شیرین شود؟

سعی کنید این رفتارها در هفته آینده تکرار نشود!

 

 

۳- همسرمان را بزرگ بداریم!

سال‌ها قبل با والدین فراگیران یکی از کلاس‌هایم جلسه داشتم.

پدر یکی از فراگیرهای بسیار مودب و با ادب،‌ در بین صحبت گفت که من مرتب جایگاه و ارزش و حرمت مادر را برای فرزندانم با عمل و با گفتار یادآوری می‌شوم و همسرم نیز همین‌ روش را نسبت به من دارد.

اگر ما به همسرمان احترام بگذاریم فرزندمان بهتر تربیت می‌شود.

اکثر انسان‌ها دوست دارند که در چشم دیگران مهم باشند. چه کسی مهم‌تر از همسر من؟

ما باید حرمت همسرمان را خصوصا در مقابل فرزندمان حفظ کنیم. فرزند ما از خود ما می‌آموزد که چگونه رفتار کند.

اگر مادر به پدر احترام نمی‌گذارد، اگر پدر به مادر احترام نمی‌گذارد، چرا من باید به آن‌ها احترام بگذارم؟

هوای تازه!

fresh-air-9509142137

هوای آلوده ضرر دارد!

برای ما که در تهران زندگی می‌کنیم،‌ این پیام آشناست: “امروز هوا آلوده است،‌ خردسالان،‌بیماران تنفسی و قلبی و… تا حد ممکن از منزل خارج نشوند.” تنفس هوای آلوده برای هیچ کس خوب نیست، ولی برخی اثرات این آلودگی‌ها بر روی نوزادان و خردسالان بیشتر و خطرناک‌تر است. تنفس در فضای آلوده برای فرزندان ما اصلا خوب نیست! همانطور که بدن فرزندانمان در مقابل هوای ناسالم مقاومت کم‌تری دارد،‌ روح و روان آن‌ها هم نباید در فضایی پر تنش و استرس رشد یابد.
این سایتدر مورد روابط همسران نیست، با این حال نمی‌توان از این نکته گذشت که فرزند ما در صورتی رشد مناسب می‌کند که روابط ما و همسرمان خوب باشد. اطرافتان را نگاه کنید, معمولا افراد موفق در خانواده ای پر از محبت و صمیمیت رشد نموده اند. ما به عنوان والدین وظیفه داریم که این فضا را برای فرزندمان ایجاد کنیم. رشد فرزند ما از خانه آغاز می‌شود،‌ اگر خانه‌ی ما پر از تنش و استرس باشد،‌ تربیت فرزند ما درخطر می‌افتد.
من (به عنوان یک مرد یا یک زن) موظفم همسرم را شاداب نگه دارم, به او ارزش دهم, و همسرم را بزرگ بدانم، ولی وقتی پای فرزند در میان باشد،‌ من در نقش یک پدر یا یک مادر دوچندان موظفم شرایط مناسبی را برای شادابی و ارزشمندی همسرم ایجاد کنم. شاید با همسرمان اختلاف نظر داریم, شاید از مسائل روزمره و مشغله¬ی کاری خسته شده¬ایم, شاید با خانواده¬ی همسرمان اختلاف داریم, ولی مجاز نیستیم این مشکلات را به فرزندمان منتقل کنیم، حق فرزندماست که در خانه¬ای شاداب و پرنشاط رشد کند. البته اگر من فرزند هم نداشتم باز هم موظف بودم مشکلاتم را با همسرم حل کنم و فضای خوبی را برای زندگی خودم و همسرم ایجاد کنم،‌ ولی همانطور که از لحاظ فیزیکی فرزند ما حساس‌تر و ضربه‌پذیرتر است،‌ از لحاظ روانی نیز آسیب‌پذیری بیشتری دارد.

منظور ما از هوای سالم چیست؟

همسران:
۱٫ رفتاری با محبت با هم داشته باشند.
۲٫ خودشان را نسبت به دیگری از لحاظ عاطفی بدهکار بداند.
۳٫ کاری که موجب آزار و اذیت دیگری است انجام ندهد.
۴٫ شرایط شادی و نشاط هم دیگر را فراهم نمایند.
۵٫ روابط زناشویی مناسبی داشته باشند.

مادر افسرده, پدر خسته نمی¬تواند فرزندانی بانشاط و سرزنده تربیت نمایند. وظیفه¬ی من به عنوان پدر یا مادر فرزندم این است که همسرم را تکریم کنم،‌ روابط خوبی با او داشته باشم،‌و فضای خانه را لبریز از عشق و محبت کنم. (و این جدای از وظایف من نسبت به همسرم است)
هر کدام از ما در موقعیت¬های مختلف یک وظیفه¬ای داریم. من نسبت به یک هم¬نوع یک سری وظایف دارم, نسبت به فامیل و قوم و خویش¬ها وظیفه¬ای سنگین¬تر, نسبت به پدر و مادر مسئولیتی بیشتر, نسبت به همسرم یک ¬سری وظایف دیگر و نسبت به فرزندانم وظایف متفاوت. این کتاب در مورد وظایف ما نسبت به فرزندمان می¬باشد. یکی از وظایف من نسبت به فرزندم این است که با همسرم رفتاری زیبا داشته باشم, کاری کنم که او با نشاط باشد!
این نشاط باعث می¬شود که من با همسرم هم¬آهنگ و هم¬راه باشم. اگر همسرم محبت من را حس نماید, تمایل و انرژی بیشتری برای رسیدگی و تربیت فرزند دارد. بانشاط بودن فضای منزل موجب می¬شود، فرزندانمان از لحاظ عاطفی اقناع باشند،‌ از لحاظ روانی در سلامت به سر برند و رفتار مناسب داشته باشند.
چطور هوا را سالم کنیم؟
– مرد حسابی چه خبره؟ من این مسیر هر روزمه، ‌کرایش هم هزار تومانه
– مسیر طولانی رو سوار شدی.! سه کورسه! می‌شه سه تومن،‌ من که گفتم دو تومن بده، کم گفتم! نمیدونم مردم همه جا پول خرج میکنن سر کرایه تاکسی گدا می‌شن!
– حرف دهنتو بفهم! من همیشه سوار می‌شم هزارتومن می‌دم. اصلا بیا این دوتمن هم بگیر! همه راننده‌ها این‌طورند. بگیر شرتو کم کن.
مرد در تاکسی را محکم می‌کوبد و با خودش می‌گوید: “زور می‌گفت ولی بالاخره از شرش خلاص شدم. ”
در ذهنش برخوردهای غیر منطقی ارباب رجوع در اداره را مرور می‌کند. خسته شده بود،‌کارهایش بر او فشار آورده بود. حتما باید تلافی‌اش را فردا دربیاورد و به اون‌ها سخت بگیرد. در همین فکرهاست که به در خانه می‌رسد. زنگ را که می‌زند یادش می‌آید که نان نخریده، همسرش چند تا قلم سفارش داده بود، پسرش هم گفته بود که خط‌کش لازم دارد. درهمین حین درب باز می‌شود و مرد وارد منزل می‌شود…در را که باز می‌کند بچه‌ها دم در بودند و توی بغل بابا پریده بودند.
-برید کنار بسه، با اخم تخم در حال مرور افکار روز و دعوای با راننده بود که همسرش جلو آمد.
-سلام
-سلام
-خسته نباشی!
– بزحمت گفت ممنون!
– کتت را بده من آویززان کنم،‌بچه‌ها کمک کنید همه جا رو مرتب کنیم بابا امشب خیلی خسته است. در فرصت مناسب شوهرش را در آغوش گرفت و با لبخند گفت: خوش آمدید. بعد هم بلافاصله آشپزخانه رفت و با یک استکان چای داغ برگشت.
– مرد خندید،‌آرام شد،‌دخترش را در بغل گرفت و بوسید.
فضای منزل عوض شد،‌ یک‌باره همه غم‌ها را فراموش کرد. در همین حین پسر جلو آمد: بابا برای من خط‌کش گرفتی؟ پدر مانده بود چی بگه که هادر خط‌کشی را پیدا کرد و گفت فعلا این رو بگیر تا فردا بابا یکی برات بخره!
مرد با خودش گفت: همسرم چه با هوش است،‌راحت پسرم را آروم کرد!
بعد رو به همسرش کرد و گفت: ممنونم،‌ امروز خیلی خسته‌کننده بود در راه هم با راننده تاکسی دعوام شد،‌کلا یادم رفت خریدها را انجام دهم.
– فردا هم روز خداست،خدا رو شکر سلامتی!
مرد فردا که سر کار می‌رفت شاداب و سرحال بود،‌ دیگر تصمیم نداشت کار ارباب رجوع را سخت بگیرد. با خودش می‌گفت: شاید حق با آن‌ها باشد ،‌شاید هم مثل من که دیروز بی‌خود و بی‌جهت با رانننده تاکسی دعوا کردم، آن‌ها هم از جای دیگری ناراحت بوده‌اند…راستی خوب بود اگر راننده‌ی دیشبی را پیدا می‌کردم و ازش عذر خواهی می‌کردم…

این داستان برای شما آشنا نیست؟ آیا نشده با برخورد خوب همسر یا یکی دیگر از دوستان و خویشان حالمان بهتر شود؟ چه اتفاقی افتاد که مرد آرام شد؟
ما در کنار دوستان و آشنایان و بستگان آرامش می‌یابیم، مخصوصا در کنار همسر مهربانمان!
تصور کنید اگر خانم مزبور به جای درک موقعیت شوهر، خستگی‌های روزانه‌اش را پای شوهرش می‌ریخت و شروع به غر زدن و انتقاد از فراموش شدن سفارشاتش می‌شد، از عصبانیت مرد انتقاد می‌کرد و… چه می‌شد؟

همه‌ی ما دوست داریم فضای منزلمان پرنشاط و صمیمی باشد، چون خودمان هم در این فضا تنفس می‌کنیم، با این حال برخی اوقات تلاش‌هایمان به نتیجه‌ای نمی‌رسد! راه‌کارهای ارائه شده در این نوشتار به صورت مختصر به این مسئله می‌پردازد.
بهبود فضای خانه کاری است که درصورت همکاری همسرتان با سرعت بهتری پیش می‌رود. پیشنهاد می‌کنم همین امروز از همسرتان وقت بگیرید و یک صحبت ده دقیقه‌ای داشته باشید. می‌توانید این فصل را به ایشان نشان دهید،‌ با هم فکری راه‌هایی را برای بهبود فضای خانه بیابید.
راهکارهای زیر می‌تواند در یافتن راه‌های مخصوص شما یاری رسانتان باشد:

یک ربع مرخصی

راهکارهای زیر وظایف آقایان ‌برای داشتن فضایی مناسب در خانه است. قبل از ورود به خانه با یک نفس عمیق برای مدت یک ربع از خود مرخصی بگیریم. همه مشکلات و کارها و انتظارات خودمان را فراموش کنیم،‌ فقط به نیازهای عاطفی و روحی همسر و فرزندانمان فکر کنیم. خودمان را برای برآوردن و تامین این نیازها آماده کنیم. در این یک ربع این کارها را انجام دهیم:
۱- با ورود به خانه فرزندانمان را بغل کنیم و ببیوسیم*** همسرمان را هم مورد محبت عاطفی قرار دهیم و در فرصت مناسب او را عاشقانه از لحاظ جسمی و روحی تحویل بگیریم.
۲- برخورد خوبمان را با حسن‌جویی و تقدیر از نقاط مثبت آغاز کنیم: بوی خوش غذا، آراسته‌گی همسر و فرزندان،‌ فضای آرام خانه و…
۳- در این یک ربع به فکر پی‌گیری کار اعضاء خانه نباشیم. فرزندتان تکلیف مدرسه را انجام داده است؟ نماز خوانده است؟ و….
۴- اگر با صحنه‌ی خلافی مواجه شدید،‌ عکس العمل منفی نشان ندهید.
۵- گلایه‌ی فرزندانتان را نادیده بگیرید و از آن‌ها بخواهید گلایه‌هایشان را به فرصت دیگری موکول کنند.

یک ربع خدمات ویژه

خانم خانه برای بهره‌بردن از خانه‌ای پر از آرامش و محبت می‌تواند از روش‌های زیر استفاده نماید:
۱-قبل از ورود شوهر،‌منزل مرتب باشد،‌وضعیت لباس و ظاهر خود و فرزندان را بررسی کنیم.
۲- با لبخند به استقبال همسرمان برویم.
۳- برای رفع خستگی و تغییر ذائقه وی از نوشیدنی و خوردنی‌های مناسب استفاده کنیم.
۴- فرزندان را از شکایت کردن به پدرشان باز داریم.
۵- خودمان هم شکایت فرزندان را در این دقایق اولیه پیش پدرشان نبریم.
۶- هیچ‌گاه به فرزندمان نگوییم ” بگذار پدرت بیاد تا بهش بگم چه کار کردی!” اگر در کارهای خلاف فرزندان آنان را از شکایت کردن به پدر بترسانیم، فرزندان چهره‌ی نامناسبی از پدر در ذهن می‌سازند.
۷- خستگی کار روزانه را به رخ شوهرمان نکشیم.
۸- اگر همسرمان سفارشات ما را تهیه نموده بود سپاسگذاری کنیم و اگر از انجام ندادنش پوزش خواست با کرامت از کنارش بگذریم.

پیشنهاد

لطفا یک هفته این راه‌کارها را در منزلتان اجرا نمایید و اثرات خوبش را ببینید.