نوشته‌ها

چگونه با فرزندم دوست باشم ؟ چطور وقت‌هایی که با فرزندانمان هستیم، موثر باشد!

چگونه با فرزندم دوست باشم ، احتمالا شما هم شنیده‌اید که بهترین راه تربیت فرزند ایجاد یک رابطه عاطفی و محبت آمیز است!

چگونه رفتار کنیم تا فرزندمان بداند دوستش داریم؟
یکی از مهمترن و موثرترین راه برای ابراز محبت به فرزندمان، وقت‌گذاری موثر با اوست!

در مورد وقت‌گذاری عمومی به این مقاله مراجعه کنید:چگونه با فرزندمان دوست باشیم؟ وقت­ بگذاریم!

منظورمان از وقت‌گذاری خصوصی زمان‌هایی است که با فرزندمان تنها هستیم. ممکن است با پسر۱۵سالیتان به استخر بروید،‌ یا با دخترتان به خرید، یا با فرزندتان به پارک بروید. یا در منزل در یک اتاق با فرزندتان تنها باشید و با هم حرف بزنید.
این روش ابراز محبت بسیار زمان‌بر است، ولی به فرزند ما این حس را منتقل می‌کند که برای ما ارزشمند است: “اولویت زندگی من تویی” رسیدن این پیام به فرزندمان می‌تواند در زندگی او بسیار مهم باشد.

چگونه با فرزندم دوست باشم : برنامه‌هایی برای با هم بودن داشته باشیم!

خوب درزمان‌هایی که با فرزندمان هستیم،  چه‌کارهایی را باید انجام دهیم؟

من دریک دسته‌بندی یک سری از کارهایی را که می‌توانیم با فرزندمان به صورت مشترک انجام دهیم را در این دسته‌ها آورده‌ام.

البته ممکن است شما بنابر موقعیت خودتان مواردی را حذف یا اضافه نمایید:

 

چگونه با فرزندم دوست باشم : شرکت در یک فعالیت اجتماعی:

مثلا در یک مجلس مذهبی شرکت کنیم.

چگونه با فرزندم دوست باشم : زمان معین روزانه داشته باشیم!

مثلا برای کودکانمان می‌توانیم شب‌ها هنگام خواب داستان بگوییم (قصه گفتن یکی از روش‌های خیلی خوب برای آموختن مطالب ومهارت‌ها به فرزندانمان است)

چگونه با فرزندم دوست باشم : هم‌فکری با فرزندمان:

مثلا دیدن عکس‌هایی که او گرفته است، پرسیدن نظر فرزندمان در مورد مسافرت یا مهمانی رفتن

هم‌فکری باید در زمینه‌هایی باشد که فرزندمان به آن علاقه دارد.

پس در درجه اول علائق فرزندتان را بشناسید و در مرحله بعد در مورد آن‌ها صحبت کنید!

چگونه با فرزندم دوست باشم : با فرزندمان بازی کنیم:

یعنی هم‌بازی فرزندانمان شویم.

چگونه با فرزندم دوست باشم

وقت گذاری اختصاصی با فرزند

مطمئنم که شما والدین فرهیخته برای بازی با فرزندتان طرح‌هایی دارید: کتاب‌های زیادی هم در خصوص یاددادن بازی به والدین وجود دارد.

با یک جستجو در اینترنت به راحتی می‌توانید انواع و اقسام بازی‌ها را بیابید. از بازی‌های بی‌صدا مثل پانتومیم (یک کلمه را نفر اول مخفیانه به نفر دوم می‌گوید و او باید با پانتومیم فوق را به نفر سوم منتقل کند!)

تا کمک گرفتن از فرزند در کارهای خانه (مثلا امروز زهرا خانم آشپز شده است و کارهای آماده کردن پیتزا را انجام داده است)

و بازی‌های حرکتی (مثلا چهار دست و پا رفتن و فرزند را روی کمر سوار کردن: برای فرزندان کوچک‌تر) و… بازی‌ها و بازی‌کردن دنیای خودش را دارد و بررسی و دسته‌بندی و آموزش آن خارج از موضوع ماست.

فقط این نکته را می‌گوییم که آینده‌ی آموزش در جهان آموزش با بازی‌کردن است.
لطفا همین الان یک بازی که بتوانیم با فرزندمان در فضای منزل انجام دهیم را طراحی کنید!

آموزش:

البته باید دقت کنیم که آموزش با موعظه تفاوت دارد. برای اینکه آموزش ما به موعظه تبدیل نشود موارد زیر را رعایت نمایید:

  1.  دلیل ارائه دهیم: “افرادی که مطالعه بیشتری دارند جایگاه اجتماعی بالاتری در جامعه دارند.”
  2. احساسات خودمان را بگوییم. “من احساس می‌کنم مطالعه کردن انسان را برای گرفتن تصمیمات صحیح کمک می‌کند.”
  3. با تعصب همراه نباشد: “کسی که کتاب نخواند بی‌شعور است.”
  4. برای فرزندمان تعیین تکلیف نکنیم. “تو باید هر روز صد صفحه کتاب بخوانی!”
  5. بیان تشویق‌آمیز
    می‌توانیم (البته با صداقت کامل) جزء به جزء یک رفتار صحیحی را که از فرزندمان دیده‌ایم را بازگو کنیم.
چگونه با فرزندم دوست باشم

چگونه با فرزندم دوست باشم

اجازه دهید یک مثال بزنم: فرض کنید دختر کوچک شما یک نقاشی کشیده است. عکس العمل شما وقتی این نقاشی را به شما نشان می‌دهد چیست؟
می‌توانید بگویید چه نقاشی زیبایی!
می‌توانید تک تک المان‌های آن نقاشی را بررسی کنید! چه خورشید قشنگی!  این آقاهه کی هست؟ فکر کنم این دختره تو هستی که داری می‌خندی! جالبه که همه توی این عکس دارند می‌خندند! می‌شه یه درخت هم کنار این خانواده خوشحال بکشی؟….

یک‌بار دیگر این بخش را مرور کنید و بگویید . در هفت روز گذشته چند دقیقه وقت‌گذاری خصوصی با فرزندتان داشته‌اید؟

گفتگوی باکیفیت:

صحبت کردن با فرزندانمان موجب بهبود ارتباط بهتر ما با آنان است.
با رعایت اصول زیر در گفتگوی با فرزندمان کیفیت گفتگو را بالا ببریم:

  1.  رعایت زبان بدن و نگاه کردن به چشمان فرزندمان
  2. هنگام گفتگو همه‌ی کارهای دیگر را کنار بگذاریم. تلویزیون و موبایل و … خاموش!
  3. در گفتگو به دنبال درک احساسات فرزندمان باشیم.
  4. به زبان بدن فرزندمان دقت کنیم.
  5. حرف او را قطع نکنیم.
  6. با پرسیدن سوال مطمئن شویم که منظورش را درست متوجه شده‌ایم.
  7. به فرزندمان نشان دهیم که درکش می‌کنیم.
  8. اگر می‌خواهیم پیشنهاد دهیم اول از او اجازه بگیریم: می‌‌خواهی نظر من را هم بدانی؟

در این مقاله به وقت‌گذاری اختصاصی با فرزندمان پرداختیم،‌ راهکارهای ارائه شده در این نوشتار به بهبود کیفیت روابط شما با فرزندتان کمک می‌کند.

تربیت فرزند با شناخت عملکردهای مغز

تربیت فرزند با توجه به کارکرد مغز راست و مغز چپ!

تربیت فرزند با توجه به کارکرد مغز راست و مغز چپ بسیار موثرتر و راحت‌تر می‌باشد:

با اطلاع از عملکرد مغز می‌توانیم بهتر،‌راحت‌تر و موثر‌تر فرزندمان را تربیت کنیم.

یک مثال

تربیت فرزند با شناخت عملکردهای مغز

تربیت فرزند با توجه به کارکرد مغز

فرض کنید با دخترتان که چهار سال دارد،‌ به یک مزرعه رفته‌اید. در آنجا تصمیم می‌گیرید که دخترتان را با حیوانات مزرعه آشنا کنید،‌

دستش را می‌گیرید و او را نزدیک محل نگهداری گاوها می‌برید.
از گاوها برایش می‌گویید،‌گاوها علف می‌خورند، گاوها شیر می‌دهند ، بچه‌ی گاوها را ببین،‌این هم مادرشان هست و…
مقداری علف دست فرزندتان می‌دهید تا به گاوها بدهد، وقت دخترتان نزدیک گاوها شد،‌

یکی از آنها سرش را به سمت دخترتان می‌آورد و زبان بلندش را از دهان بیرون می‌آورد و ….
دخترتان جیغ می‌کشد و به سمتتان می‌آید.

در چنین شرایطی با دخترمان چه صحبتی باید بکنیم؟

چطور دخترمان را تربیت کنیم که این واقعه ذهنیت بدی را در مورد گاو ها در ذهنش ایجاد نکند؟

برای پاسخ‌گویی به این سوال اجازه دهید ابتدا به کارکرد مغز نگاهی بیاندازیم.

عملکرد مغز: احساسات – استدلال

دو عملکرد مغز: احساسات و استدلال

دو عملکرد مغز: احساسات و استدلال

پردازش‌های مغز را می‌توانیم به طور کلی به دو دسته تقسیم کنیم: پردازش‌های احساسی- هیجانی و پردازش‌های منطقی و فکری.
برای راحت‌تر بودن فکر کنید مغزمان از دو قسمت مجزا تشکیل شده است که هر کدام یکی از این وظایف را به عهده دارند:

مغز راست کارهای احساسی و هیجانی و عاطفی و مغز چپ کارهای منطقی،‌فکری،‌استدلالی

خوب برگردیم به مثال:
وقتی گاو به سوی دختر ما می‌آید قسمت راست مغزش درگیر می‌شود،‌ترس،‌هیجان و… موجب می‌شود که قسمت چپ مغز موقتا تعطیل شود!

هیجان زیاد قدرت استدلال و تفکر را می‌گیرد!
عملکرد ما چطور است؟
ما به طور معمول در این شرایط به دخترمان می‌گوییم:

“دخترم گاوها علف می‌خورند ”

“گردن گاوه بسته است و نمی‌تواند بیشتر از این به تو نزدیک شود”

و….جملاتی که کاملا منطقی است!
در حقیقت ما سعی می‌کنیم با قسمت چپ مغز دخترمان ارتباط برقرار کنیم،‌در حالی‌که فعلا قسمت راست فعال است!

با این توضیح رفتار صحیح چیست؟

ساخت پل بین دو قسمت مغز با داستان‌گویی

تربیت فرزند با توجه به کارکرد مغز

رفتار صحیح

اگر بخواهیم تربیت فرزند ما  با توجه به کارکرد مغز صورت گیرد،‌

راهکار صحیح در این مواقع ساخت پلی بین دو قسمت مغز است،‌ مثلا از دخترمان بخواهیم تا ماجرا را برایمان تعریف کند،‌

موقع تعریف یک ماجرا باید مغز چپ چینش صحیح را تعیین کند.
اول به سمت طویله‌ی گاوها حرکت کردیم
بعدا علف را برداشتیم
علف را نزدیک گاوها بردیم
گاو سرش را نزدیک شما آورد
بعدا هم زبانش را بیرون آورد

….

نقش داستان‌گویی در تربیت

تربیت فرزند با توجه به کارکرد مغز

همین گفتن توالی موجب می‌شود مغز متفکر به کار بیافتد: هیجان با تفکر بیان شود،‌بستر مناسب برای بیان مطالب استدلالی و منطقی فراهم شود.
چند بار که دخترمان این داستان را تعریف کرد ترسش از گاو ریخته می‌شود،‌ مخصوصا با تذکر ما که گاوها برای گرفتن علف از زبانشان استفاده می‌کنند و…

داستان گویی راهی برای برقراری ارتباط بین دو بخش مغز است.  این راهکار نه تنها در کودکان بلکه در نوجوانان و بزرگسالان هم کاربرد دارد.

بعد از یک تصادف،‌یک صحنه‌ی زورگیری،‌یا … تعریف و بازسازی آن صحنه کمک می‌کند که فرد راحت‌تر با آن کنار بیاید و آثار مخرب روحی و روانی آن را کاهش می‌دهد.

حمایت خانواده

تربیت دختران: از دخترمان حمایت کنیم!

تربیت دختر : راهکارها،‌محدودیت‌ها و شرایطش!

“حدود ۱۰ نفر بودیم که برای صرف شام به رستوران رفتیم.

همه ما گرم صحبت شدیم، یکدفعه متوجه شدم که دخترم نیست،

با شوهرم داشتیم دنبالش می‌‌گشتیم که دخترم از پشت سالن بیرون آمد.

زن جوان ادامه داد، متوجه شدم لباس‌های ‌دخترم خونی است و به شدت می‌‌لرزد.

وقتی وی را در آغوش گرفتم و کمی آرامش کردم به من گفت از سوی کارگر رستوران مورد آزار قرار گرفته است.”

این‌ها صحبت یک مادر است که درروزنامه‌های سال ۱۳۹۰ و فضای مجازی آن زمان خیلی سر و صدا کرد!

فکر نکنید این اتفاق در کشور‌های غربی افتاده است،‌در همین تهران خودمان و اتفاقا در مرکز شهر و در یک رستوران شیک!

متاسفانه اخباری مشابه این ( خبر از تجاوز به دخترکان کم سن و سال است) در جامعه‌ی ما کم نیست.

اخباری که شنیدنش هم لرزه به تن هر پدر و مادری می‌اندازد.

این‌که مقصر کیست؟ و چه شده است که این وضعیت اسفناک در جامعه‌ی ما حکم‌فرما شده است خارج از بحث ماست.

ما به عنوان پدر و مادر وظیفه‌ای سنگین در قبال نگه‌داری و حراست از دخترانمان داریم.

از قدیم گفتند مادر باید دختر را مثل گربه بچه‌اش را به دندان بگیرد!

هر چند این کار سخت است ولی باید پدر با اقتدار و جذبه و مادر با مهر و محبت محافظ دخترشان باشند.

هر چه سن دخترمان بالاتر رود،‌ نگه‌داری و صاینت از او شکل متفاوت‌تری به خود می‌گیرد.

شاید لازم باشد دختر پنج ساله‌مان را حتی به اندازه چند دقیقه در یک رستوران تنها نگذاریم،‌

ولی صیانت از دختر ۱۴ ساله به این است که از حال و روز دوستانش مطلع باشیم.

با مادر و پدر دوستانش سلام و علیک داشته باشیم،‌نسبت به پوشش او حساس باشیم و…

 

۱- در تربیت دختر ت اقتدار داشته باش!

پدر در خانه مظهر اقتدار است.

پدری در نزد دخترش ارزشمندتر است که با اقتدار بیشتر باشد.

ما باید در خانه‌ی خودمان خط قرمزهای معینی داشته باشیم،‌

دخترمان باید بداند برای بیرون رفتن از خانه چه نکاتی را رعایت کند،‌ حد و مرز آزادی‌اش تا کجاست؟

دختر ما باید بداند مرز کجاست و ما هیچ‌گاه تخطی از آن مرز را نمی‌پذیریم.

(در این مورد پدر و مادر باید با هم همراه باشند.)

منظور از بیرون رفتن از خانه هم به صورت فیزیکی است و هم به صورت مجازی!

فرزند ما هنگام حضور در یک شبکه‌ی مجازی هم مانند زمانی که از خانه بیرون می‌رود در خطر است.

همین‌طور که در فضای فیزیکی باید حریم خودش را در مقابل بیگانگان حفظ کند،

در فضای مجازی هم نباید اجازه دهد هر کس به حریم خصوصی او وارد شود.

ممکن است در یک خانواده، پدر چادر را برای دخترش ساله‌اش الزامی نداند،‌

و در خانواده‌ای پدر به دختر شش‌ساله‌اش بگوید که بدون چادر حق نداری از خانه بیرون بروی.

این به فرهنگ خانواده و اعتقادات افراد برمی‌گردد و خارج از بحث ماست.

آقا بهروز مرد سخت‌گیری بود،‌در دوران نوجوانی وقتی به خانواده‌ی او نگاه می‌کردم،‌می‌گفتم در آینده فرزندانش به مشکل برمی‌خورند،‌

در خانه‌ی آن‌ها قوانین محکمی وجود داشت،‌

حساب و کتاب مالی دقیق،‌ قوانین معین و… امروز فرزندان آقا بهروز در بین فامیلشان بهترین زندگی‌ها را دارند.

البته یادمان باشد که این اقتدار در کنار آن محبت معنا می یابد,

دخترمان بداند که خیلی دوستش داریم, و به خاطر همین هم حاضر نیستیم از خط قرمزهایمان عبور کنیم!

۳-آموزش دهیم!

چند وقت پیش با دخترم که آن وقت ۵ سالش بود نانوایی رفته بودم.

نانوایی شلوغ بود و چیدمان کیسه‌های آرد موجب شده بود که فضای تنگی ایجاد شود،‌

دخترم دم در نانوایی ایستاده بود و من برای خرید یک نان داخل مغازه شدم.

یکی دو دقیقه‌ای دخترم بیرون مغازه منتظر من بود. البته مدام نگاهش می‌کردم.

وقتی نان را گرفتم و بیرون آمدم ازش پرسیدم اگر وقتی من داخل نانوایی بودم یک آقای مهربان می‌آمد و یک شکلات به تو تعارف می‌کرد و می‌گفت بیا بریم با دخترم که تو ماشینه دوست بشو!”

چی کار می‌کردی؟ می‌رفتی یا نه؟ جوابش من رو متعجب کرد. گفت می‌‌رفتم!

آنجا بود که دیدم با این‌که خودم خیلی نگران دخترم هستم و در مورد تربیت دختر م دقت دارم،‌

ولی در مورد خطراتی که در جامعه‌ برای دخترم وجود دارد خیلی با او صحبت نکرده‌ام!

ما موظفیم علاوه بر اینکه از دخترمان محافظت کنیم، ‌به او آموزش‌های لازم برای محافظت از خودش را بدهیم. این آموزش‌ها قسمتی از تربیت دختر مان را شامل می‌شود.

دخترانمان در هر سن با توجه به ادبیات خاص خودشان،‌ آن‌ها را با واقعیات جامعه آشنا کنیم.

دخترها معمولا با مادرشان راحت‌تر هستند تا با پدر. مادر باید آن‌ها را با مرز‌ها و حریم شخصی‌آن‌ها آگاه بکند.

مثلا در سنین ۴-۶ سال دخترمان باید بداند که کسی حق ندارد به قسمت‌هایی از بدن آن‌ها دست بزند،‌

و نیز بداند که در صورت بروز چنین اتفاقی چه باید بکند!

۴- بد آموزی‌ها را کنار بزنیم!

تا به حال به تبلیغات تلویزیون دقت نموده‌اید؟

“شامپوی … را بزنید تا موهای زیبا داشته باشید. ” “خمیردندان … دندان‌های شما را زیباتر می‌کند” 

در کنار این عبارات می‌بینیم که مردم جذب  کسی که از آن شامپو یا خمیردندان استفاده نموده‌اند می‌شوند.

با دیدن این تبلیغات‌ها ناخودآگاه این تصور برای ما ایجاد می‌شود که:

  • جذاب بودن یک ارزش است.
  • اگر ظاهری زیبا داشته باشیم جذابیم!

خوب با این اوصاف باید هر کاری که می‌توانیم بکنیم تا زیباتر شویم:

رژیم غذایی (رژیم گرفتن­های شدید دختران در غرب به یک بحران وحشتناک و فراگیر تبدیل شده است, علائمی از ورود آن به کشور هم دیده می­شود.) بگیریم،‌

در لباس پوشیدن وسواس داشته باشیم،‌

از لوازم آرایش استفاده کنیم و…

 

در این بین ارزش‌های اخلاقی مثل مهمان‌نوازی،‌ تواضع،‌ راست‌گویی، فداکاری و… چه جایگاهی دارد؟

من باید تمام تلاشم را بکنم تا زیباتر و جذاب‌تر باشم،‌

اگر خودم را مهم‌تر یا با ارزش‌تر از دیگران بدانم ایرادی ندارد!

متاسفانه برخی دیگر از فیلم‌ها و داستانها و… هم جذاب بودن را ارزش (بلکه تنها ارزش) برای یک دختر می­دانند.

ما باید با تکیه بر ارزش­ها و کرامت انسانی فرزندمان را از افتادن در این وادی نجات دهیم. 

 

 

[۱]