نوشته‌ها

چگونه با فرزندم دوست باشم ؟ چطور وقت‌هایی که با فرزندانمان هستیم، موثر باشد!

چگونه با فرزندم دوست باشم ، احتمالا شما هم شنیده‌اید که بهترین راه تربیت فرزند ایجاد یک رابطه عاطفی و محبت آمیز است!

چگونه رفتار کنیم تا فرزندمان بداند دوستش داریم؟
یکی از مهمترن و موثرترین راه برای ابراز محبت به فرزندمان، وقت‌گذاری موثر با اوست!

در مورد وقت‌گذاری عمومی به این مقاله مراجعه کنید:چگونه با فرزندمان دوست باشیم؟ وقت­ بگذاریم!

منظورمان از وقت‌گذاری خصوصی زمان‌هایی است که با فرزندمان تنها هستیم. ممکن است با پسر۱۵سالیتان به استخر بروید،‌ یا با دخترتان به خرید، یا با فرزندتان به پارک بروید. یا در منزل در یک اتاق با فرزندتان تنها باشید و با هم حرف بزنید.
این روش ابراز محبت بسیار زمان‌بر است، ولی به فرزند ما این حس را منتقل می‌کند که برای ما ارزشمند است: “اولویت زندگی من تویی” رسیدن این پیام به فرزندمان می‌تواند در زندگی او بسیار مهم باشد.

چگونه با فرزندم دوست باشم : برنامه‌هایی برای با هم بودن داشته باشیم!

خوب درزمان‌هایی که با فرزندمان هستیم،  چه‌کارهایی را باید انجام دهیم؟

من دریک دسته‌بندی یک سری از کارهایی را که می‌توانیم با فرزندمان به صورت مشترک انجام دهیم را در این دسته‌ها آورده‌ام.

البته ممکن است شما بنابر موقعیت خودتان مواردی را حذف یا اضافه نمایید:

 

چگونه با فرزندم دوست باشم : شرکت در یک فعالیت اجتماعی:

مثلا در یک مجلس مذهبی شرکت کنیم.

چگونه با فرزندم دوست باشم : زمان معین روزانه داشته باشیم!

مثلا برای کودکانمان می‌توانیم شب‌ها هنگام خواب داستان بگوییم (قصه گفتن یکی از روش‌های خیلی خوب برای آموختن مطالب ومهارت‌ها به فرزندانمان است)

چگونه با فرزندم دوست باشم : هم‌فکری با فرزندمان:

مثلا دیدن عکس‌هایی که او گرفته است، پرسیدن نظر فرزندمان در مورد مسافرت یا مهمانی رفتن

هم‌فکری باید در زمینه‌هایی باشد که فرزندمان به آن علاقه دارد.

پس در درجه اول علائق فرزندتان را بشناسید و در مرحله بعد در مورد آن‌ها صحبت کنید!

چگونه با فرزندم دوست باشم : با فرزندمان بازی کنیم:

یعنی هم‌بازی فرزندانمان شویم.

چگونه با فرزندم دوست باشم

وقت گذاری اختصاصی با فرزند

مطمئنم که شما والدین فرهیخته برای بازی با فرزندتان طرح‌هایی دارید: کتاب‌های زیادی هم در خصوص یاددادن بازی به والدین وجود دارد.

با یک جستجو در اینترنت به راحتی می‌توانید انواع و اقسام بازی‌ها را بیابید. از بازی‌های بی‌صدا مثل پانتومیم (یک کلمه را نفر اول مخفیانه به نفر دوم می‌گوید و او باید با پانتومیم فوق را به نفر سوم منتقل کند!)

تا کمک گرفتن از فرزند در کارهای خانه (مثلا امروز زهرا خانم آشپز شده است و کارهای آماده کردن پیتزا را انجام داده است)

و بازی‌های حرکتی (مثلا چهار دست و پا رفتن و فرزند را روی کمر سوار کردن: برای فرزندان کوچک‌تر) و… بازی‌ها و بازی‌کردن دنیای خودش را دارد و بررسی و دسته‌بندی و آموزش آن خارج از موضوع ماست.

فقط این نکته را می‌گوییم که آینده‌ی آموزش در جهان آموزش با بازی‌کردن است.
لطفا همین الان یک بازی که بتوانیم با فرزندمان در فضای منزل انجام دهیم را طراحی کنید!

آموزش:

البته باید دقت کنیم که آموزش با موعظه تفاوت دارد. برای اینکه آموزش ما به موعظه تبدیل نشود موارد زیر را رعایت نمایید:

  1.  دلیل ارائه دهیم: “افرادی که مطالعه بیشتری دارند جایگاه اجتماعی بالاتری در جامعه دارند.”
  2. احساسات خودمان را بگوییم. “من احساس می‌کنم مطالعه کردن انسان را برای گرفتن تصمیمات صحیح کمک می‌کند.”
  3. با تعصب همراه نباشد: “کسی که کتاب نخواند بی‌شعور است.”
  4. برای فرزندمان تعیین تکلیف نکنیم. “تو باید هر روز صد صفحه کتاب بخوانی!”
  5. بیان تشویق‌آمیز
    می‌توانیم (البته با صداقت کامل) جزء به جزء یک رفتار صحیحی را که از فرزندمان دیده‌ایم را بازگو کنیم.
چگونه با فرزندم دوست باشم

چگونه با فرزندم دوست باشم

اجازه دهید یک مثال بزنم: فرض کنید دختر کوچک شما یک نقاشی کشیده است. عکس العمل شما وقتی این نقاشی را به شما نشان می‌دهد چیست؟
می‌توانید بگویید چه نقاشی زیبایی!
می‌توانید تک تک المان‌های آن نقاشی را بررسی کنید! چه خورشید قشنگی!  این آقاهه کی هست؟ فکر کنم این دختره تو هستی که داری می‌خندی! جالبه که همه توی این عکس دارند می‌خندند! می‌شه یه درخت هم کنار این خانواده خوشحال بکشی؟….

یک‌بار دیگر این بخش را مرور کنید و بگویید . در هفت روز گذشته چند دقیقه وقت‌گذاری خصوصی با فرزندتان داشته‌اید؟

گفتگوی باکیفیت:

صحبت کردن با فرزندانمان موجب بهبود ارتباط بهتر ما با آنان است.
با رعایت اصول زیر در گفتگوی با فرزندمان کیفیت گفتگو را بالا ببریم:

  1.  رعایت زبان بدن و نگاه کردن به چشمان فرزندمان
  2. هنگام گفتگو همه‌ی کارهای دیگر را کنار بگذاریم. تلویزیون و موبایل و … خاموش!
  3. در گفتگو به دنبال درک احساسات فرزندمان باشیم.
  4. به زبان بدن فرزندمان دقت کنیم.
  5. حرف او را قطع نکنیم.
  6. با پرسیدن سوال مطمئن شویم که منظورش را درست متوجه شده‌ایم.
  7. به فرزندمان نشان دهیم که درکش می‌کنیم.
  8. اگر می‌خواهیم پیشنهاد دهیم اول از او اجازه بگیریم: می‌‌خواهی نظر من را هم بدانی؟

در این مقاله به وقت‌گذاری اختصاصی با فرزندمان پرداختیم،‌ راهکارهای ارائه شده در این نوشتار به بهبود کیفیت روابط شما با فرزندتان کمک می‌کند.

چطور مادر نمونه باشیم؟

چگونه مادر نمونه باشیم ؟ فرزندم دوستم داشته باشد و بداند من هم دوستش دارم!

چگونه مادر نمونه باشیم ؟ خیلی از والدین گله دارند که فرزندشان قدر زحمت‌های آنها را نمی‌داند، در حالیکه والدین زمان و انرژی زیادی را برای آنان صرف می‌کنند.

اگر یک کاغذ برداریم و فهرستی از کارهایی که برای فرزندمان انجام می‌دهیم را بنویسیم تازه متوجه ابعاد گسترده‌ی خدماتی که به فرزندمان ارائه می‌دهیم می‌شویم.

پدر و مادر بودن یعنی انجام خدمت: از زمانی که فرزند به دنیا می‌آید تا زمانی که ما یا فرزندمان از دنیا می‌رویم.

(واقعیت این است که خیلی وقت‌ها پدر یا مادر از دنیا رفته به خواب دیگران می‌آید که فرزندم مشکل دارد و شما کمک کنید.

همین چند وقت پیش دایی من که بیش از ۳۰ سال بود از دنیا رفته بود به خواب مادرم آمد و درخواست نموده بود که مادرم به کمک دختر داییم برود.)

چگونه مادر مهربان و نمونه باشیم

  • وقتی در بستن بند کفش فرزندمان به او کمک می‌کنیم،‌
  • وقتی مایحتاجی را که لازم دارد برایش تهیه می‌کنیم,
  • وقتی لباسش را اتو می‌کنیم و …

در حال خدمت به فرزندمان هستیم.

حدیث مفصلی از حضرت امیرمومنان علیه السلام نقل شده است که قسمتی از آن را در اینجا می‌‌آوریم. «روزى فاطمه علیها السلام نزدیک اجاق نشسته بود و من عدس پاک مى‏کردم. در این حال پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نزد ما آمد و فرمود:
اى ابوالحسن! پاسخ دادم: لبیک! اى رسول خدا صلى الله علیه و آله!
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: اى على علیه السلام! هرکس در خانه- با خوشرویى- در خدمت اهل خانه‌اش باشد، خداوند تعالى نامش را در دیوان شهیدان ثبت می‌‏کند و در برابر هر شب و روز پاداش هزار شهید براى وى می‌‏نویسد.. »

بخوانید:هدیه دادن راهی برای ابراز محبت به فرزندمان

چگونه مادر نمونه باشیم :خدمت به فرزندم اینگونه نباشد!

برای اینکه فرزندمان ما را مادر نمونه بداند،‌باید نگرش و نوع خدماتی که انجام می‌دهیم متفاوت باشد.

درادامه برخی از شرایطی که خدمات ما را از بین می‌برد با هم مرور می‌کنیم:

خدمت، بردگی نیست!

من قبل از بیان این مثال از همه پدر و مادران فداکار عذرخواهی می‌کنم ولی بابت روشن شدن بحث، این مقایسه را بیان نموده‌ام.

‌تفاوت مادری که خودش را وقف فرزندش می‌نماید با یک برده که مجبور است شبانه روز در خدمت اربابش باشد چیست؟

آن برده مجبور به انجام کار است ولی مادر با عشق کار می‌کند. واقعیت این است که اگر عشق و علاقه‌ی مادر به فرزندش نباشد تفاوت مهمی در بین این دو رفتار وجود ندارد!
علاقه‌ی مادر باعث می‌شود که انجام این همه خدمت برای فرزندان, ارزش و جایگاه مادر را بالاتر شود.
فداکاری کریمانه و بزرگ‌منشانه مادر را همه می‌ستایند، انجام کارهای ریز و درشت

مادر برای فرزندش (از شستن پای نوزادش تا هم‌بازی شدن با کودک نوپایش تا دلسوزی در آموزش فرزند دبستانی تا کنار آمدن با نوجوان بدقلق تا….) باعث بالارفتن جایگاه او در چشم دیگران است.

در مقابل: یک برده کارهایش را براساس محبت انجام نمی‌دهد، او مجبور به خدمت است,

لذا انجام هر کاری برایش تحقیر است و کوچکی.‍!
دقت کنیم تا یادمان نرود خدمات ما برای فرزندانمان به اختیار و علاقه خودمان صورت می‌گیرد و لذا باید با عشق (و نه تلخ‌کامی) همراه باشد.

اگر این چنین باشد فرزند ما هم ناخودآگاه ما را به بزرگی می‌شناسد.

هر چه بیشتر به او خدمت کنیم، در چشم او جایگاه بالاتری می‌یابیم.

اما اگر انجام کار برای فرزندمان همراه با غر و ناله و اکراه باشد،‌ هیچ‌یک از اثرات فوق را ندارد و اصلا ابراز محبت نیست.

خدمت معامله نیست!

اگر به فرزندمان بگوییم این‌کار را بکن تا من هم آن کار را انجام دهم:

اگر می‌خواهی مانتویت را اتو کنم باید شامت را کامل بخوری یا اتاقت را مرتب کن تا من به تو دیکته بگویم یا… با فرزندمان داریم معامله می‌کنیم.

او کاری را انجام می‌دهد که ما می‌خواهیم، ‌در مقابل ما هم کاری را انجام می‌دهیم که او می‌خواهد.

پس برای ابراز محبت به فرزندمان باید خدمات بدون چشم‌داشت صورت گیرد, تا او کرامت را ببیند!

محبت را نمی‌‌توان خرید و فروش کرد, وقتی محبت ارزشمند و سازنده است که فرزندمان آن را بدون هیچ پیش شرطی به طور مطلق دریافت کند.

فرزندم تو را دوست دارم چه نمره ات ۲۰ باشد چه ده! تو را دوست دارم چون پاره تن من هستی!

مواظب باشیم شخصیت فرزندمان کودک نماند.

چندسال پیش مستاجری داشتیم که بعد از چند ماه کارشان به جدایی کشید.

یکی از مشکلات اصلی این جا بود که عروس خانم قادر به انجام کارهای ساده‌ی منزل هم نبود. کارهایی از قبیل گوشت شستن و غذا پختن و جارو کردن!

متاسفانه زندگی این تازه داماد و عروس به دلیل حمایت‌ها ‌و عدم توانمند شدن عروس خانم از هم پاشید.

اگر دختران ما کارهای منزل را از همان کودکی آموخته باشند, در زندگی مستقل خود کمتر دچار مشکل خواهند شد. (البته این مسئله به نوعی دیگر برای آقا پسرها هم مطرح است.)
در اولین روزهای تولد والدین مسئولیت انجام تمام کارهای نوزاد را دارند.

از تغذیه، تعویض پوشاک، حمام بردن،‌ حفظ نوزاد از گرما و سرما و…

هر چه می‌گذرد فرزندمان در انجام امور خودش تواناتر می‌شود. لذا باید بار بیشتری از کارهای خودش را به عهده او بگذاریم. کارهایی که او توانایی انجامش را دارد.
از طرفی با رشد فرزندمان دایره‌ی نیازهایش نیز رشد می‌کند.

نیازهای یک نوزاد در حد خوردن و عوض کردن پوشاک است و تامین لباس مناسب برای او, ولی نوجوان ۱۵ساله‌ی ما نیازهایی بسیار فراتر از این را دارد.

لذا باید سطح خدمات ما به تدریج رشد نماید.

به عبارت دیگر باید فضا را برای ابراز توانایی‌های فرزندمان باز کنیم.

به عنوان مثال به مرور زمان مسئولیت پهن و جمع سفره را به عهده فرزندمان بگذاریم, یواش یواش شستشوی ظرف‌ها ‌را به او بیاموزیم, و بعد از یک سن کار با اجاق گاز و آشپزی را. خود این آموختن هم یک خدمت به فرزندمان هست.
این گونه فرزندمان می‌‌آموزد که چطور مسئولیت‌های ‌آینده‌ی خود را انجام دهد. فرزند ما (چه پسر و چه دختر) باید آماده زندگی مشترک در آینده‌ای ‌نزدیک باشد.

بخوانید: چگونه با فرزندمان دوست باشیم؟ وقت­ بگذاریم!

مادر نمونه

چگونه مادر نمونه باشیم : با یاددادن خدمت به دیگران

فرزند ما از ما یاد می‌گیرد که به دیگران خدمت نماید. اگر ما با عشق و علاقه به او خدمت کنیم،‌او هم می‌آموزد که به دیگران (درخانواده و در اجتماع) محبت کند.

اینچنین او بیشتر قدردان محبت‌های ما می‌شود.(چون خودش هم دارد از این طریق محبتش را به دیگران ابراز می‌کند)

برای تمرین دادن فرزندمان می‌توانیم فهرستی از کارهایی که او می‌تواند انجام دهد را آماده نماییم و او از میان آن‌ها انتخاب نماید که الان کدام کار را می‌خواهد انجام دهد! مثلا

  • شستن ظرف
  • آماده کردن ظرف¬های شام و پهن کردن سفره
  • آماده کردن مواد غذایی برای پختن غذا (مثلا پوست گرفتن یا تکه کردن سیب¬زمینی)
  • جمع کردن وسایل و مرتب کردن خانه
  • جارو زدن
  • مرتب کردن کمد خودش
  • خالی کردن ماشین لباس¬شویی و پهن کردن لباس¬ها
  • رسیدگی و آب دادن به گلدان¬ها
  • با توجه به توانایی¬ها و سن و سال فرزندمان فهرستی از کارهایی که می¬تواند انجام دهد را بنویسیم.

بخوانیم: راه‌های دیگر ابراز محبت به فرزند

نمونه‌ای ‌از خدماتی که می‌‌توانیم به فرزندانمان ارائه کنیم:

چگونه مادر نمونه باشیم
ما به عنوان مادر نمونه باید چه خدماتی را به فرزندمان ارائه دهیم؟

خدماتی که او قادر به انجام آن نباشد.

فرزند ما بعد از یک سالگی مقداری از کارهای خودش را باید خودش انجام دهد, سعی کنیم انجام آن کارها را به او واگذاریم.

مثلا فرزند شش ساله ما می‌تواند لباسش را کامل بپوشد, این کار را به خودش می‌سپاریم, ولی ممکن است دکمه‌ی سرآستینش را نتواند ببندد در اینجا ما کمکش می‌کنیم.

قانون خدمت به فرزند این است: کارهایی را برای فرزندمان انجام دهیم که خارج از توان او باشد. مثلا موارد زیر توصیه می¬شود:
• کمک به فرزندمان در انجام تکالیف سخت مدرسه
• درست کردن غذای مورد علاقه‌ی فرزندمان در روزهای خاص (مثلا روزهایی که امتحان سختی را داشته است)
• کمک کردن و پرستاری از فرزندمان هنگام بیماری
• راهنمایی به دخترتان در انتخاب لباس مناسب برای مهمانی
• تعمیر اسباب بازی‌های ‌فرزندتان

 

راهکارهایی برای مادر نمونه بودن و انجام خدمت ارزشمند به فرزندان در این نوشته ارائه شد.
امیدوارم با انجام این راهکارها فرزندتان شما را مادر نمونه بداند و قدردان زحمات و خدماتی که برایش می‌کشید باشد.

برای خانواده وقت بگذاریم

چگونه با فرزندمان دوست باشیم؟ وقت­ بگذاریم!

با فرزندمان دوست باشیم و مهمتر از آن فرزندمان هم بداند دوستش داریم!

قبلا هم در این خصوص مطالبی را نوشته بودم:

بخوانید:هدیه دادن راهی برای ابراز محبت به فرزندمان  

بخوانید:سریع‌ترین راه ابراز محبت: محبت فیزیکی

 

این نوشتار هم راهکارهای دیگری برای ابراز محبت به فرزند را ارائه می‌دهد

 

بهتر از اعتکاف در مسجدالنبی!

بهتر از اعتکاف در مسجد پیامبر

جالب است که طبق احادیث خداوند دوست دارد ما در کنار خانواده­ی خودمان بنشینیم تا در مسجد النبی اعتکاف کنیم.

جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِیَالِهِ‏ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنِ اعْتِکَافٍ فِی مَسْجِدِی هَذَا(مجموعه ورام، ج‏۲، ص: ۱۲۲)

خیلی مهم است که ما  زمانی را برای حضور در خانه و در جمع فرزندان و همسر داشته باشیم.

متاسفانه در این زمانه اگر همه اعضاء خانه در منزل هم باشند, خیلی کم پیش می­آید که دور هم بنشینند و با هم هم کلام شوند.

فرزندمان باید سر تکالیف مدرسه بنشیند,

مادر باید دنبال غذا پختن و کارهای خانه  باشد و پدر هم اگر موبایلش اجازه دهد, به اخبار تلویزیون گوش بدهد.

اگر هم دور هم جمع شویم,

باید تلویزیون روشن باشد و سریال مورد علاقه­ی خانواده پخش شود!

پس کی می­خواهیم با فرزندمان دوست باشیم ، همدیگر را ببینیم و با هم حرف بزنیم؟

 

با فرزندمان دوست باشیم: حداقل نگاهش کنیم!

به فرزندمان نگاه کنیم!

آنقدر این دستور ساده و بدیهی است که نمی‌دانم باید در موردش بنویسم یا نه!

نگاه کردن ساده‌ترین کاری است که می‌توانیم بکنیم.

یک لحظه چشم از موبایل و تبلت و تلویزیون و…بر داریم و به فرزندمان چشم بدوزیم.

با محبت به او لبخند بزنیم.

فکر کنید امروز او به دنیا آمده است.

نه ­تنها چشم به فرزندمان بدوزیم بلکه‌ با احساسمان هم به او رو کنیم،‌

یعنی قسمتی از وقتمان را به او اختصاص دهیم.

توجه یعنی رو کردن! به فرزندمان توجه کنیم یعنی صورتمان را به طرف فرزندمان بگردانیم،‌

هم سرمان را و هم روی فکرمان را!

کافی نیست به فرزندمان نگاه کنیم ولی دل و فکرمان دنبال موضوع دیگری باشد.

هر نگاه ما به فرزندمان (نگاهی محبت آمیزی که موجب خوشحالی او شود) معادل آزاد کردن برده در راه خداوند ارزش دارد.

إذا نظر الوالد إلى ولده فسرّه کان للوالد عتق نسمه (مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏۱۵، ص: ۱۶۹)

یعنی یک نگاه محبت آمیز مانند آزاد کردن یک برده ارزش دارد!

نگاه ما می­تواند فرزندمان را تغییر دهد!

نگاه ما می­تواند بهترین مشوق فرزندانمان باشد.

حس دیده شدن آن­قدر قوی است که خیلی وقت­ها فرزند ما ترجیح می­دهد با انجام کار اشتباه هم توجه ما را به خود جلب کند, ولو با دعوا کردنش!

یعنی کار اشتباه می‌کند، با خواهرش دعوا می‌کند،بهانه‌می‌گیرد، غذا نمی‌خورد و… تا ما نگاهش کنیم!

بیاییم این نیاز را با محبت کردن و نگاه محبت ­آمیز داشتن پاسخ گوییم.

امروز یک ربع همه­ رسانه‌­ها (تلویزیون, موبایل, شبکه­‌های اجتماعی, کامپیوتر, …) را خاموش کنید,

دور هم جمع شویم و به همدیگر توجه کنیم!

برای خانواده وقت بگذاریم: با فرزندمان دوست باشیم

وقت گذاری عمومی

در هفته گذشته چند ساعت با خانواده بوده‌اید؟

لطفا زمان­‌هایی که سرمان توی موبایل یا نوت بوک و تبلت است را به حساب نیاوریم,

زمانی که فرزندمان در اتاق خودش است و ما در حال پای تلویزیون نشسته­‌ایم را هم حساب نکنید!

مادرها معمولا زمان بیشتری برای بودن با فرزندان دارند،‌

ولی فرزندان هم به محبت پدر و هم به محبت مادر نیاز دارند! برای بودن باهم باید برنامه‌ریزی کنیم،

مثلا زمان صرف غذا از بهترین زمان‌هایی است که می‌توان در جمع خانواده با هم بود.

با فرزندمان دوست باشیم : سر سفره پیش هم باشیم!

اگر ممکن است یک وعده­ غذایی را در نظر بگیرید (مثلا شام)‌ که تمامی اعضاء‌خانواده دور هم جمع شوند.

در زمان صرف غذا قانون‌های زیر را اجرا کنید:

  • رسانه‌ها تعطیل: تلویزیون خاموش، ‌موبایل‌ها خاموش یا بی‌صدا و دور از دسترس، تبلت‌ها و نوت‌بوک‌ها هم مزاحم نباشند!
  • در زمان صرف‌غذا هیچ‌کس حق عیب‌جویی ندارد! نباید هیچ حرفی که دیگر اعضاء خانواده را ناراحت می‌کند به زبان بیاوریم!
  • هر کس یکی دو اتفاقی که در طول روز برایش رخ‌داده است را تعریف می‌کند!

“امروز صبح که داشتم می‌رفتم مدرسه سر راه یک گربه‌ برای گرفتن کبوتر کمین ‌کرده بود من پریدم و کبوتر را فراری‌اش دادم.”

از این فضا استفاده کنیم برای گفتن سخنان محبت آمیز به فرزندان!

در همین زمان ظرف محبت فرزندانمان را لبریز از مهر خودمان بکنیم.

 

در این نوشتار راهکارهایی برای دور هم بودن و توجه به فرزندمان ارائه دادیم:

از ارزش بودن با فرزندامان گفتیم و روش‌هایی که برای این کار می‌توانیم به کار ببندیم.
در مقاله‌ای جداگانه در مورد وقت گذاری مخصوص یک فرزند صحبت می‌کنیم.

 

 

برداشت ما از رفتار فرزندمان

آیا برداشت ما از رفتار فرزندمان با واقعیت یکسان است؟

برداشت ما از رفتار فرزندمانبرداشت ما از رفتار فرزندمان ممکن است مطابق واقعیت نباشد.

ما انسان‌ها در موقعیت‌های گوناگون براساس تجربه‌هایی که از قبل دارند،

دانسته‌هایشان، ارزش‌هایی که در ذهنمان داریم و

خواسته‌های خودمان دریافت‌هایشان از محیط را پردازش می‌کنیم

و ادراکی جدید برای خودمان می‌سازیم.

مثلا خیلی وقت‌ها فرزند ما رفتاری می‌کند، و ما از رفتار او برداشتی می‌کنیم،

که ممکن است با واقعیت فاصله داشته باشد.

بیایید چند موقعیت را باهم بررسی کنیم:

  • دختر نوزاد من گریه می‌کند، و من فکر می‌کنم که گرسنه شده است.
  • پسر دوازد ساله‌ی من وقتی از مدرسه می‌آید، بدون اینکه با من حرف بزند داخل اتاقش می‌رود و در را می‌بندد، برداشت ما از رفتار فرزندمان این است که  از دست من، ‌به خاطر اینکه دیشب غذای مورد نظرش را تهیه نکرده‌ام، دلخور شده است.
  • دختر پانزده ساله‌ی من امشب شام نخورد،‌ فکر می‌کنم می‌خواهد مانند دختر همسایه‌مان، رژیم لاغری بگیرد.

برداشت ما از رفتار فرزندماندر حالیکه وقتی بررسی می‌کنم:

نوزادم بی‌قرار است چون جایش را خیس کرده است.

پسرم از باختن تیمشان در بازی فوتبال مدرسه ناراحت است.

 دخترم  به خاطر اینکه عصر  شکلات و کیک خورده است، اشتها ندارد.

برداشت ما از رفتار فرزندمان

برای توضیح دادن اجازه دهید در ادامه مثال نوزاد را با هم مرور کنیم:  

چه اتفاقی افتاد؟من چطور به برداشت اشتباه رسیدم؟

بیایید قدم به قدم مرور کنیم:

قدم اول یافتن: گوش من صدای گریه‌ را شنید، 

      متوجه نوزادمان شدم و  دیدم که گریه می‌کند،

ادراک و برداشت ما

قدم دوم پردازش: گریه‌ی نوزاد دلیلی دارد،‌

از آخرین دفعه ی که شیر خورده است بیش از دو ساعت می‌گذرد،

معمولا نوزاد هر دو ساعت یکبار باید شیر بخورد.

قدم سوم ادراک: نوزاد ما گرسنه است.

 

این روال را می‌توان در مورد برداشت‌های دیگرمان هم تکرار کنیم:

یک چیزی را می‌یابیم (حس می‌کنیم)،‌

بر روی آن پردازش انجام می‌دهیم و

سپس نتیجه‌گیری می‌کنیم. در کدام مرحله من اشتباه می‌کنم؟

  • حس به ما دروغ نمی‌گوید،‌ وقتی من می‌بینم که نوزادم گریه می‌کند،واقعا نوزادم گریه می‌کند. اگر چیزی را ببینم،‌ واقعا دیده‌ام!
  • در پردازش معمولا ما دانسته‌های قبلی را کنار هم می‌گذاریم،‌ ولی آیا به همه‌ی ابعاد واقعه اشراف داریم؟ و ایا تمام دانسته‌هایمان را به کار می‌گیریم؟ خیلی وقت‌ها یا اطلاعاتمان محدود است و یا از تمام دانسته‌های خودمان استفاده نمی‌کنیم! در همین مثال آیا به زمان عوض کردن نوزادمان هم دقت کرده‌ایم؟ شاید هم به صورت ناخودآگاه (چون از تعویض نوزادمان خیلی خوشمان نمی‌آید) گزینه شایدنوزادمان نیاز به تعویض دارد از ذهنمان رفته است!!!
  • در قدم سوم ما با اطلاعات دستکاری شده روبرو هستیم!‌ لذا نمی‌توانیم نتیجه‌گیری درست داشته باشیم.

 

ما در این جهان مرتب داریم پردازش می‌کنیم،

داده‌های خودمان را کنار هم می‌گذاریم و نتیجه گیری می‌کنیم،

فکر کردن یعنی همین!

ما تا زمانی که در این جهان هستیم داریم این پردازش‌ها را انجام می‌دهیم.  

صبح که از خواب بیدار می‌شویم فکر می‌کنیم و فکر می‌کنیم

و فکر می‌کنیم تا لحظه‌ی خواب! این طبیعت انسان است!

پس چه کار کنیم تا برداشت ما خیلی با واقعیت فاصله نداشته باشد؟

برداشت فرزند ما از رفتار ما نیز ممکن است بارفتار ما مطابق نباشد. برای مطالعه بیشتر به این مقاله مراجعه کنید.

راهکارهایی برای تصحیح برداشت ما از رفتار فرزندمان

چکار کنیم که از رفتار فرزندمان برداشت درستی داشته باشیم؟

راهکارهای زیر می‌توانند از سوء برداشت ما جلوگیری کند:

۱- قبول کنیم که برداشت ما چیزی متفاوت از واقعیت می‌تواند باشد!

دانستن و اطلاع داشتن از خطاهای شناختی می‌تواند قاطعیت ما را در صدور حکم کاهش دهد.

اگر پسرمان رفت داخل اطاقش و در را هم بست،‌ فورا  نگوییم با من مشکل دارد!

شاید از چیز دیگری (در مثال ما: باختن تیمشان در بازی فوتبال)‌ ناراحت است.

بپذیریم که برداشت من ممکن است اشتباه باشد.

 

۲- بدون پردازش به آنچه را حس می‌کنیم (می‌یابیم) نگاه کنیم.

کار بسیار سختی است. وقتی ما تصوری از چیزی داشته باشیم،

یعنی از آن چیز برداشت داریم، به عبارت دیگر خود آن چیز نیست!

وقتی من تصور می‌کنم فرزندم به من بی‌احترامی می‌کند،‌

این نتیجه‌ی پردازش ذهن من است، من فقط سلام کردن او را نشنیده‌ام

(شاید سلام کرده است ولی آهسته! شاید آن‌قدر غرق در افکار خودش هست که واقعا یادش رفته سلام کند، ‌شاید…)

دقت کنید، نمی‌خواهیم خودمان را گول بزنیم، ولی

می‌خواهیم واقعیت را ببینیم نه پردازش‌های فکری خودمان را!

 

۳- ‌ به سوی اعداد برویم!

اگر برداشت من و فرزندم از یک موضوع متفاوت است،‌

مثلا او می‌گویدخیلی کم،‌ فقط در حد ضرورت به تلگرام سر می‌زند

و من می‌گویم “چرا از صبح تا شب سرت توی موبایلت هست؟”.

در حقیقت برداشت فرزندم این است که موبایلش خیلی کم وقتش را می‌گیرد و

برداشت من این است که موبایل خیلی از او زمان می‌گیرد. 

خیلی راحت با نصب یک برنامه می‌توان میزان ساعت‌های استفاده از موبایل را اندازه‌گرفت!

آن‌وقت دعوای ما و فرزندمان از برداشت به عدد تبدیل می‌شود.

حالا راحت‌تر می‌توان در مورد استفاده از موبایل صحبت نمود.

درصورتی‌که اگر متوجه تفاوت برداشت ما و فرزندمان از یک واقعیت خارجی (میزان زمان استفاده از موبایل)‌نباشیم،‌

شروع می‌کنیم به نصیحت کردن و او شروع به توجیه می‌کند.

ولی وقتی زمان استفاده از موبایل را به دست آوردیم به راحتی می‌توان برایش قانون وضع کرد

و بدون دلخوری و اوقات تلخی اختلاف را حل نمود!

 

از این به بعد با رعایت این راه‌کارها سعی کنیم

برداشت صحیحی از واقعیت داشته باشیم تا روابط بهتری را با فرزندانمان داشته باشیم.

 

 

تماس فیزیکی سریع‌ترین راه ابراز محبت

سریع‌ترین راه ابراز محبت: محبت فیزیکی

[blog style=”def” cols=”2″ posts_per_page=”15″ offset=”0″ pagination=”no” ad_id=”0″ ad_repeat=”yes”]

ابراز محبت فیزیکی یکی از سریعترین و موثرترین راه‌های ابراز محبت به فرزندان می‌باشد.

اگر شما یا همسرتان هم جزو آن دسته افرادی هستید که سرتان خیلی شلوغ است

و کارهای زیادی برای انجام دادن دارید،

خواند این مقاله را از دست ندهید،‌

برای افرادی هم که سرشان خلوت هست و وقت باز دارند راه‌های ارائه شده در این نوشتار ارزش خواندن و امتحان کردن را دارد.

من فرزندم را دوست دارم” همین کافی نیست؟

واقعیت این است که پدر و مادرها فرزندانشان را دوست دارند،‌

ولی خیلی وقت‌ها نمی‌دانند و یا نمی‌توانند و یا فراموش می‌کنند محبتشان را به فرزندانشان ابراز کنند.

ما آنقدر در زندگی خودمان غرق هستیم،

که معمولا از یاد می‌بریم که فرزندانمان به محبت ما (شما بخوانید ابراز محبت ما!) نیاز دارند.

محبتی که در قلب ما باشد کافی نیست ما باید به نحوی رفتار کنیم که فرزندانمان طعم محبت ما را بچشند.

از من می‌پرسند مگر بشر در طول هزاران سال زندگی نیاز به شناخت این راه‌ها داشته است؟

واقعیت این است که تغییر زندگی در این سال‌ها و زمان کمی که اکثر والدین همراه  فرزندشان هستند،

بر ابعاد ماجرا افزوده است.

ساعات حضور همه اعضاء خانواده در خانه دارد هر روز به بهانه‌های مختلف کاهش می‌یابد.

از طرفی کیفیت زمان هم دائما در حال کاهش است.

تلویزیون،‌ماهواره، رایانه، موبایل و این اواخر شبکه‌های اجتماعی دارند توجه ما را می‌ربایند و

ما ساعت‌های زیادی را به دنبال حل مشکلات مالی و ارتقاء سطح رفاه خانواده‌ هستیم،

اگر محبتم را ابراز نکنم چه اتفاقی می‌افتد؟

مشکل آن‌جا به بحران تبدیل می‌شود که بندرت فرزندمان علنا می‌گوید که “چرا ما او را دوست نداریم؟”

معمولا وقتی فرزند محبت کافی را دریافت نکند مشکلات شروع می‌شود،

در سنین پایین‌تر بچه بی‌قراری می‌کند،

بداخلاق می‌شود،

بهانه‌گیر می‌شود،

کمی‌ که بزرگ‌تر شد درسش رانمی‌خواند،

وقت کشی می‌کند،

تمرد می‌نماید،‌

در نوجوانی ما را طرد می‌کند

و در بزرگ‌سالی….

 

مشکلاتی که در اثر کم ابراز شدن محبت به فرزندانمان رخ می‌دهند مبحثی مجزا و مفصل است که به خواست خداوند در نوشتاری دیگری به آن می‌پردازیم.

راه‌های ابراز محبت

برای ابراز محبت ما می‌توانیم از روش‌های مختلف استفاده کنیم،‌

هر روش مزایا و محدودیت‌های خاص خودش را دارد.

از طرفی هر یک از ما به یکی از این روش‌ها بیشتر خوگرفته‌ایم.

مثلا هدیه دادن، زمان گذاشتن و صحبت کردن، انجام یک کار برای طرف مقابل و…

ولی در این نوشتار به روشی می‌پردازیم که خیلی آسان و بدون مقدمه می‌توان در چند ثانیه آن را انجام داد.

سریع‌ترین و بی‌مقدمه‌ترین راه! ابراز محبت فیزیکی

چه کنیم تا در کوتاه‌ترین زمان، فرزندمان بداند ما دوستش داریم؟

چطور محبتمان را به فرزندمان بی‌هیچ بهانه‌ای ابراز کنیم؟

خیلی راحت محبتمان را با تماس فیزیکی به فرزندمان ابراز کنیم.

البته این کار بسته به سن فرزند، جنس فرزند،‌اینکه توسط پدر یا مادر ابراز می‌شود،

فرهنگ جامعه، محل ابراز محبت (مثلا در مقابل دوستان فرزندتان یا در منزل) و ده‌ها مورد دیگر شکل‌های مختلفی به خود می‌گیرد.

مثال‌هایی از این ارتباط را در زیر مرور می‌کنیم.

قطعا شما بنابر شرایط خودتان،  فرزندتان و فرهنگ خانوادتان نیاز دارید این فهرست را بازنویسی و مواردی را حذف یا اضافه  نمایید:

  • در ابتدای تولد نوزاد را به آغوش مادر می‌دهند تا از همان لحظات اولیه این رابطه‌ی محبت‌آمیز برقرار می‌شود. لمس نوزاد،‌در همان ابتدای تولد نقش اساسی و اصلی در شکل‌گیری این رابطه دارد.
  • بغل کردن فرزند (از نوزادی تا ….) همیشه حس محبت را به فرزندانمان منتقل می‌کند.
  • فرزندمان را می‌بوسیم!
  • پدران معمولا کودکان را به بالا می‌اندازند،‌ دست‌کودک را می‌گیرند و او را دور خودشان می‌چرخانند، چهاردست‌و پا راه می‌روند و فرزند را روی کمر خودشان می‌نشانند، …
  • با نوجوانمان دست بدهیم!
  • (مخصوص پدر‌ها) با پسرمان کشتی می‌گیریم!
  • هنگام موفقیت به شانه‌ی فرزندمان می‌زنیم!
  • وقتی در خیابان کنارمان راه می‌رود به او تنه می‌زنیم.

شاید بگویید من از این روش‌ها (لااقل برخی از این روش‌ها) استفاده می‌کنم،

سوال اینجاست که در یک هفته گذشته چند بار به این طریق به فرزندتان ابراز محبت نموده‌اید؟

البته میزان استفاده از این روش ابراز محبت  در شرایط مختلف متفاوت است.

یک نوزاد نیاز دارد هر ساعت توسط مادر بغل شود و علاوه بر خوردن شیر ظرف وجودش از محبت مادر پر شود،

ولی یک پسر نوجوان شاید هفته‌ای یک‌بار توسط پدر به این شیوه مورد محبت قرار گیرد.

(البته وقت‌هایی که از دست فرزندتان عصبانی می‌شوید و با لگد یا مشت تماس فیزیکی برقرار می‌شود را در این شمارش لحاظ نفرمایید!!!)

برای این‌که از این راه ابراز محبت بهترین نتیجه را بگیریم

،‌زمان‌هایی را در طول روز ( در اکثر مواقع باید به طور روزانه با فرزندمان بااین روش ابراز محبت کنیم)‌ تعیین می‌کنیم که به فرزندمان ابراز محبت کنیم

مثلا اگر پدر خانواده هستید و سر کار می‌روید صبح ها هنگام خداحافظی و شب یا عصر هنگام ورود به منزل،

یا اگر مادر هستید: صبح‌ها زمان بیدار شدن فرزندتان و شب قبل از خوابیدن.

سعی می‌نماییم در این زمان‌ها تماس فیزیکی با فرزندمان داشته باشیم.

مثلا فرزند خردسالتان را در آغوش بگیریم،  ببوسیم و جملات محبت آمیز به او  بگوییم.

این روش‌ را برای مدت یک هفته استفاده نمایید و سپس نتیجه‌ی کار را ببینید.

محدودیت‌ها

قطعا این روش ابراز محبت مانند دیگر روش‌ها محدودیت‌هایی دارد.

باید دقت کنیم اگر فرزندمان از این روش خوشش نمی‌آید از آن استفاده نکنیم:

  • اگر رابطه‌ی ما با فرزندمان خیلی بد است، استفاده از این روش اصلا توصیه نمی‌شود. چون آمادگی پذیرش آن از طرف فرزندمان وجود ندارد.
  • دقت نمایید نوجوانان خصوصا پسران در دوران بلوغ دوست ندارند در مقابل دوستانشان درآغوش گرفته شوند. در این مواقع باید به روش‌های دیگر محبتمان را ابراز نماییم.
  • مکان و زمان در ابراز محبت به شیوه‌ی تماس فیزیکی خیلی مهم است:
  • کودکان معمولا از این روش استقبال بیشتری نشان می‌دهند.
  • دختران (خصوصا نسبت به مادرشان) غالبا پذیرای این محبت هستند.

توصیه

اگر می‌خواهید در کوتاه مدت بتوانید رابطه‌ی خودتان با فرزندانتان را بهبود دهید،

پیشنهاد می‌کنم زمان‌های معینی در روز را تعیین کنید

و در آن‌ها با توجه به سن، جنسیت و شرایط فرهنگی خانواده، فرزندانتان را در آغوش بگیرید

یا به گونه‌ی دیگری لمس نمایید. این کار را هر روز به مدت یک هفته تکرار نموده و اثرات آن را ببینید.