نوشته‌ها

چطور می توانیم سعادتمند شویم؟ درسی از یاران امام حسین علیه السلام در کربلا

همه ما وقتی به یاد یاران سیدالشهداء علیهم السلام می افتیم می گوییم “ای کاش با شما بودیم و همچون شما سعادتمند می شدیم.

در این نوشتار با بررسی زندگی یکی از اصحاب سیدالشهدا علیه السلام به دنبال راهکاری هستیم که خودمان و فرزندانمان را به سعادت برسانیم.

قبل از معرفی این یار باوفای امام حسین علیه السلام گوشه ای از نقش هایی که در صحنه کربلا داشته است را مرور می کنیم:

۱- در روز تاسوعا امام حسین علیه السلام حضرت عباس علیه السلام را برای یک شب مهلت گرفتن از دشمنان می فرستند.

ایشان و حبیب بن مظاهر,  حضرت عباس علیه السلام را در این ماموریت همراهی می نمایند.

۲- در شب عاشورا وقتی امام حسین علیه السلام بیعت را از اصحاب بر می دارد و می فرماید هر کس می خواهد برود, برود:

ایشان دومین فردی است که اعلام وفاداری می نماید:

او می گوید: ای پسر رسول خدا, دوست داشتم  صدبار کشته می شدم, دوباره زنده می شدم و هر بار خداوند توسط من از شما دشمنان را دفع می نمود.

۳- در روز عاشورا امام علیه السلام سپاه را آرایش داد و ایشان را فرمانده سمت راست سپاه قرار داد, حبیب بن مظاهر را فرمانده سمت چپ لشکر.

همه ما با خواندن این فرازها دوست داریم در جایگاه او قرار داشتیم,

فردی که جانش را در راه مولایش تقدیم می نماید و

آنچنان مورد اعتماد حجت خداوند است که او را در کنار حضرت عباس علیه السلام به مذاکره با دشمن می فرستد و میمنه سپاهش را به او می سپارد.

چه کنیم تا ما هم به چنین مقام و موقعیتی دست یابیم؟ چطور فرزندانمان را تربیت کنیم تا آنان نیز به چنین عظمتی دست یابند؟

شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد که او کیست؟

او زهیر بن قین است, یکی از افراد تاثیر گزار و مهم در داستان کربلا!

زهیر قبل از برخورد با امام حسین علیه السلام یک فرد عادی بود, نه یک فرد عادی بلکه فردی عثمانی:

یعنی معتقد بود که عثمان به ناحق کشته شده است و حضرت امیرالمومنین علیه السلام را نیز در این امر مقصر می دانست.

زیارت رفتن یک روش تربیت شیعی: چگونه در فرزندمان تغییرات اساسی ایجاد کنیم؟

خیلی وقت ها ما با نگاه به سابقه زندگی خودمان یا اشتباهاتی که در تربیت فرزندانمان مرتکب شده ایم

فکر می کنیم کار از کار گذشته است و نمی توانیم جبران اشتباهات قبلی را نماییم.

مثلا در مورد این فرزندم رعایت های خاص دوران بارداری را ننموده ایم و یا کامش را با آدابی که در اسلام گفته شده است برنداشته ایم

و یا در دوران کودکی فرزندمان,  مراعات های لازم را نکرده ایم, آیا حالا که شخصیت فرزندمان شکل گرفته است راه نجاتی هست؟

چگونه فرزندانمان را با محبت امام زمان علیه السلام تربیت کنیم؟

دریافت رایگان فصل سوم کتاب

لطفا جهت دریافت رایگان فصل سوم کتاب تربیت به روش سلطان‌بانو ایمیلتان را وارد نمایید.

ایمیل شما نزد ما امانت است.

لطفا منتظر باشید

باتشکر از حسن انتخابتان.
فایل فصل سوم به زودی به ایمیل شما ارسال می‌شود.

از طرف دیگر این سوال برای خودمان هم وجود دارد,

والدین من که این رعایت ها را نکرده اند و  اشتباهات زیاد خودم در طول زندگی راه نجاتی برای من هست؟

آیا ممکن است من از بزرگان و یاران نزدیک امام زمانم بشوم؟

سعادتمندی فرزند

زیارت امام حسین علیه السلام و اثر آن در تربیت فرزند

چطور سعادتمند شد؟

زندگی زهیر بن قین به ما می آموزد که هادی هر دوران می تواند انسان ها را هدایت و راهنمایی کند,

هر چند مثل زهیر در گرداب تربیت نادرست در حال غرق باشد!

زهیر چگونه از یک عثمانی معمولی به سرداری سپاهی رسید که همه ما حسرت بودن در آن سپاه را می خوریم؟

اجازه دهید داستان تحول زهیر را بخوانیم:

شیخ مفید در کتاب ارشاد از یکی از همراهان زهیر نقل می کند که ما همراه زهیر داشتیم از مکه بر می گشتیم و

مسیرمان با حضرت امام حسین علیه السلام یکی بود ولی دوست نداشتیم که با ایشان در یک محل اطراق کنیم,

تا اینکه در یک منزل مجبور شدیم در جایی که کاروان ان حضرت  منزل نموده بود ما هم منزل کنیم,

در حین غذا خوردن بودیم که فرستاده حضرت امام حسین علیه السلام آمد و رو به زهیر  گفت که اباعبداله من را فرستاده تا تو را خدمت ایشان ببرم. همه ما خشکمان زد,

انگار بر سر ما پرنده ای نشسته بود. در همان حین همسر زهیر گفت

سبحان اله پسر رسول خدا کسی دنبالت فرستاده و تو نمی روی؟ برو سخنانش را بشنو و بیا!

 

زهیر رفت, و چیزی نگذشت که شاد و خندان برگشت و دستور داد خیمه و اثاثش را جمع و در کنار خیمه های حضرت حسین علیه السلام برپا نمود و به اطرافیانش گفت که هر کس می خواهد همراه من بماند و هر کس می خواهد برود

و از آن پس از همراهان امام حسین علیه السلام شد.

شاید بگویید زهیر با امام حسین علیه السلام صحبت کرد و آن حضرت از او دستگیری نمود, و او را سعادتمند کرد,

می گویم اکنون هم فرزند امام حسین علیه السلام با تمام ویژگی ها و کمالات امام حسین منتظر یاور است,

کافی است به در خیمه آن حضرت برویم و بگوییم آمده ایم برای یاری شما!

محبت ائمه علیهم السلام چه اثری بر زندگی ما دارد؟

خود آن امام مهربان در پاسخ سوال یکی از دوستانشان فرموده اند که

إِنِ اسْتَرْشَدْتَ أُرْشِدْتَ وَ إِنْ‏ طَلَبْتَ‏ وَجَدْت‏

اگر هدایت خواهی هدایتت می کنیم و اگر طلب کنی می یابی!

بیاییم هم برای سعادت خودمان و هم سعادت فرزندانمان به در خانه امام زمانمان برویم و بگوییم:

آقا جان نمی دانیم جد بزرگوارتان امام حسین به زهیر چه گفت, و چگونه زهیر را تغییر داد, ولی

من هم رو به سوی شما آورده ام و تقاضا دارم من را هم مانند زهیر سعادتمند کنید.

مطمئن باشیم که وظیفه آن آقا هدایت است و سعادتمند نمودن هر کس که به سوی ایشان قدمی بردارد!

دانلود رایگان کتابچه “پیوند با خوبان”  چگونه فرزندمان را با محبت اهل بیت علیهم السلام تربیت کنیم؟

دریافت رایگان فصل سوم کتاب

لطفا جهت دریافت رایگان فصل سوم کتاب تربیت به روش سلطان‌بانو ایمیلتان را وارد نمایید.

ایمیل شما نزد ما امانت است.

لطفا منتظر باشید

باتشکر از حسن انتخابتان.
فایل فصل سوم به زودی به ایمیل شما ارسال می‌شود.

به بخورید تا قلبتان تقویت شود

چگونه عقل خود را زیاد کنیم ؟ “به ” میوه‌ی بهشتی،‌ موجب زیبایی،‌ آرامش،‌ شجاعت

چگونه عقل خود را زیاد کنیم ؟
خوراکی‌ها نقش مهمی در سلامت روحی و جسمی ما دارند.
یکی از راه‌های افزایش قوای فکری و عقلی ما استفاده از خوراکی‌های مناسب است.

خوردن به موجب تقویت عقل،‌شجاعت،‌سخاوت،‌زیبایی چهره و … می‌شود.

به قول قدیمی‌ها به بخور تا به شوی!

در این نوشتار سعی می‌کنیم هر یک از موارد فوق را توضیح دهیم.

بخواندید: تقویت حافظه با خوراکی‌های مفید! (بادمجان – باقلا)

بخوانید: غذاهای مفید برای تقویت هوش، مغز و حافظه : برای افزایش قدرت مغزی و حافظه‌ی فرزندانمان چه کنیم؟

عقل خود را زیاد کنیم: سخاوت،‌شجاعت،‌مروت و… با خوردن به

عقل خود را زیاد کنیم

با خوردن به

عقل انسان سپاهیانی دارد که شجاعت ،‌ مروت ،‌سخاوت و بسیاری از کمالات را شامل می‌شود.

وقتی عقل زیاد شود،‌ این کمالات هم در انسان تقویت می‌شود و بالعکس وقتی این کمالات در کسی رشد کرد،‌ عقل او هم قوی‌تر می‌شود.

میوه “به” یکی از خوراکی‌هایی است که موجب تقویت عقل و سایر کمالات می‌شود.

در روایات آمده است که خوردن به افراد ترسو را شجاع،‌و افراد بخیل را سخاوتمند می‌کند.

یعنی اگر می‌خواهیم فرزندمان ترسو نباشد، نظر تنگ نباشد و … از این میوه‌ی لذیذ بیشتر استفاده کنیم.

همچنین با خوردن به عاوه بر اینکه باعث می‌شود  عقل خود را زیاد کنیم ، مروت و مردانگی نیز افزایش می‌یابد.

در روایتی است که هر کس از به بخورد خداوند چهل روز حکمت را بر زبانش جاری می‌کند.

أَنْطَقَ اللَّهُ الْحِکْمَهَ عَلَى لِسَانِهِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً

پس به جاست که از این میوه‌ی ارزشمند به صورت‌های مختلف (مربا،‌خورشت،‌ مصرف خام و ….)‌بیشتر استفاده کنیم.

 

به بخورید تا قلبتان تقویت شود

به بخورید تا قلبتان تقویت شود

به بخورید تا قلبتان تقویت شود

اگر می‌خواهید قلبتان قوی شود به بخورید!

خوردن به موجب تقویت قلب است.

با خوردن این میوه قلبمان تقویت می‌شود.

تقویت قلب ممکن است ناظر به تقویت قلب صنوبری درون سینه باشد. (همچنانکه طب سنتی نیز استفاده از به را در درمان گرفتگی رگ‌های قلب موثر می‌داند)
و یا منظور تقویت قوای قلبی و روحی انسان باشد.

أَکْلُ السَّفَرْجَلِ قُوَّهٌ لِلْقَلْبِ

 

 

 

اگر می‌خواهید فرزندتان خوشگل شود…

خیلی از مادرها دنبال خوراکی‌هایی هستند که فرزندشان را زیبا کند.

به عم موجب زیبایی روی ما می‌شود و هم فرزندمان را زیبا می‌کند.

کُلْ فَإِنَّهُ یُصَفِّی اللَّوْنَ وَ یُحَسِّنُ الْوَلَدَ.

در روایتی امده است که امام صادق علیه السلام به پسر زیبایی نگاه کردند،‌و فرمودند حتما پدر این بچه به خورده است!

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: نَظَرَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِلَى غُلَامٍ جَمِیلٍ فَقَالَ یَنْبَغِی أَنْ یَکُونَ أَبُو هَذَا الْغُلَامِ أَکَلَ السَّفَرْجَلَ

لذا با خوردن به هم عقل خود را زیاد کنیم و هم فرزندانی زیبا داشته باشیم!

از بین رفتن ناراحتی‌ها با خوردن بهاگر می‌خواهید فرزندتان خوشگل شود به بخورید

خیلی وقت‌ها ما و یا فرزندانمان ناراحت می‌شویم: افسرده و پریشان هستیم،‌

خوردن برخی مواد غذایی ناراحتی را کاهش می‌دهد. (برخی مواد شیمیایی که در داروهای افسردگی و اعصاب استفاده می‌شود از این قبیل است)

در روایات ما آمده است همچنان که با دست عرق پیشانی  را پا ک می‌کنیم،‌ خوردن به موجب می‌شود هم و غم افراد ناراحت از بین برود.،‌

السَّفَرْجَلُ یَذْهَبُ بِهَمِّ الْحَزِینِ کَمَا تَذْهَبُ الْیَدُ بِعَرَقِ الْجَبِینِ.

لذا خوردن به می‌تواند نقش موثری در کاهش افسردگی و ناراحتی‌های روانی را داشته باشد.

عطر پیامبران را ببویید!

خیلی وقت‌ها رایحه‌ی یک عطر انسان را به یاد یک دوست می‌اندازد!

پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم فرموده‌اند بوی پیامبران بوی به است،‌ بوی حورالعین بوی آس است و بوی فرشتگان بوی گل
و بوی دخترم فاطمه زهرا بوی به و اس و گل است.

خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر اینکه از او بوی به می آمد.

پس از این میوه بخورید و ان را به زنان باردار بدهید تا فرزندانتان نیکو شوند!

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: رَائِحَهُ الْأَنْبِیَاءِ رَائِحَهُ السَّفَرْجَلِ وَ رَائِحَهُ الْحُورِ الْعِینِ رَائِحَهُ الْآسِ وَ رَائِحَهُ الْمَلَائِکَهِ رَائِحَهُ الْوَرْدِ وَ رَائِحَهُ ابْنَتِی فَاطِمَهَ الزَّهْرَاءِ رَائِحَهُ السَّفَرْجَلِ وَ الْآسِ وَ الْوَرْدِ وَ لَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً وَ لَا وَصِیّاً إِلَّا وُجِدَ مِنْهُ رَائِحَهُ السَّفَرْجَلِ فَکُلُوهَا وَ أَطْعِمُوهَا حَبَالاکُمْ یُحَسِّنُ أَوْلَادَکُمْ.

لذا با خوردن به هم عقل خود را زیاد کنیم و هم بوی پیامبران استشمام کنیم!

مفید برای معده

خوردن به شیرین همراه با دانه‌اش موجب تقویت افراد ضعیف و پاکی و پاکیزگی معده است.

 

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْحِجَامَهِ یَوْمَ السَّبْتِ قَالَ تُضَعِّفُ قُلْتُ إِنَّمَا عِلَّتِی مِنْ ضَعْفِی وَ قِلَّهِ قُوَّتِی قَالَ فَعَلَیْکَ بِأَکْلِ السَّفَرْجَلِ الْحُلْوِ مَعَ حَبِّهِ فَإِنَّهُ یُقَوِّی الضَّعِیفَ وَ یُطَیِّبُ الْمَعِدَهَ وَ یُزَکِّی الْمَعِدَهَ.

در روایتی دیگر خوردن به را باعث دباغی معده معرفی نموده‌اند.

السَّفَرْجَلُ یَدْبُغُ الْمَعِدَهَ

تربیت غیر مستقیم : به فرزندانمان صبح‌گاهان به بدهیم!

صبحگاهان به بخورید!

فرموده‌اند هر کس سه روز صبح ناشتا به بخورد،‌ ذهنش صفا می‌یابد،‌درونش پر از علم و بردباری می‌شود و از حیله‌های شیطان و سپاهیانش در امان می‌ماند.

مَنْ أَکَلَ السَّفَرْجَلَ ثَلَاثَهَ أَیَّامٍ عَلَى الرِّیقِ صَفَا ذِهْنُهُ وَ امْتَلَأَ جَوْفُهُ حِلْماً وَ عِلْماً وَ وُقِیَ مِنْ کَیْدِ إِبْلِیسَ وَ جُنُودِهِ.

لذا اگر فرزندانمان صبح‌ها به بخورند و این اتفاق‌های خوب برایشان بیافتد،‌ کار ما در  تربیت فرزندمان خیلی راحت‌تر و بهتر پیش می‌رود.

فرزندی که از شر شیطان در امان باشد،‌ بردبار و دانا باشد و ذهنی به دور از آلودگی‌ها داشته باشد،‌ تقریبا تربیت شده است!

در روایت دیگر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است

به زنان باردار به بدهید،‌تا اخلاق فرزندانتان بهبود یابد!

أَطْعِمُوا حَبَالاکُمُ السَّفَرْجَلَ فَإِنَّهُ یُحَسِّنُ أَخْلَاقَ أَوْلَادِکُمْ.

هدیه بدهید

هدیه دادن یکی از روش‌های ابراز محبت است.

یکی از هدیه‌های خوب بردن به برای هم است.

کُلُوا السَّفَرْجَلَ وَ تَهَادُوهُ بَیْنَکُمْ فَإِنَّهُ یَجْلُو الْبَصَرَ وَ یُثَبِّتُ الْمَوَدَّهَ فِی الْقَلْبِ

به مایه رشد محبت در قلب افراد است.

 

نور چشم

عقل خود را زیاد کنیم

با خوردن به عقل خود را زیاد کنیم

خوردن به موجب نور چشم می‌شود. تاریکی دیده می‌رود و…

أَکْلُ السَّفَرْجَلِ یُذْهِبُ ظُلْمَهَ الْبَصَرِ.

در سال‌های چای به نیز به بازار آمده است و  در زمان‌هایی که به میوه‌ی تازه به دسترسی نداریم می‌توانیم از چای آن استفاده کنیم!

 

جمع‌بندی!

به میوه عجیبی است:

افراد ترسو را شجاع می‌کند،

انسان‌های بخیل را با سخاوت می‌کند،

موجب می‌شود گفتار حکیمانه بر زبانمان جاری شود،

ناراحتی را از ما دور می‌کند،

موجب روشنی چشم ماست،

برای معده مفید است،

موجب اخلاق خوب فرزندانمان می‌شود،

چگونه با فرزندم دوست باشم ؟ چطور وقت‌هایی که با فرزندانمان هستیم، موثر باشد!

چگونه با فرزندم دوست باشم ، احتمالا شما هم شنیده‌اید که بهترین راه تربیت فرزند ایجاد یک رابطه عاطفی و محبت آمیز است!

چگونه رفتار کنیم تا فرزندمان بداند دوستش داریم؟
یکی از مهمترن و موثرترین راه برای ابراز محبت به فرزندمان، وقت‌گذاری موثر با اوست!

در مورد وقت‌گذاری عمومی به این مقاله مراجعه کنید:چگونه با فرزندمان دوست باشیم؟ وقت­ بگذاریم!

منظورمان از وقت‌گذاری خصوصی زمان‌هایی است که با فرزندمان تنها هستیم. ممکن است با پسر۱۵سالیتان به استخر بروید،‌ یا با دخترتان به خرید، یا با فرزندتان به پارک بروید. یا در منزل در یک اتاق با فرزندتان تنها باشید و با هم حرف بزنید.
این روش ابراز محبت بسیار زمان‌بر است، ولی به فرزند ما این حس را منتقل می‌کند که برای ما ارزشمند است: “اولویت زندگی من تویی” رسیدن این پیام به فرزندمان می‌تواند در زندگی او بسیار مهم باشد.

چگونه با فرزندم دوست باشم : برنامه‌هایی برای با هم بودن داشته باشیم!

خوب درزمان‌هایی که با فرزندمان هستیم،  چه‌کارهایی را باید انجام دهیم؟

من دریک دسته‌بندی یک سری از کارهایی را که می‌توانیم با فرزندمان به صورت مشترک انجام دهیم را در این دسته‌ها آورده‌ام.

البته ممکن است شما بنابر موقعیت خودتان مواردی را حذف یا اضافه نمایید:

 

چگونه با فرزندم دوست باشم : شرکت در یک فعالیت اجتماعی:

مثلا در یک مجلس مذهبی شرکت کنیم.

چگونه با فرزندم دوست باشم : زمان معین روزانه داشته باشیم!

مثلا برای کودکانمان می‌توانیم شب‌ها هنگام خواب داستان بگوییم (قصه گفتن یکی از روش‌های خیلی خوب برای آموختن مطالب ومهارت‌ها به فرزندانمان است)

چگونه با فرزندم دوست باشم : هم‌فکری با فرزندمان:

مثلا دیدن عکس‌هایی که او گرفته است، پرسیدن نظر فرزندمان در مورد مسافرت یا مهمانی رفتن

هم‌فکری باید در زمینه‌هایی باشد که فرزندمان به آن علاقه دارد.

پس در درجه اول علائق فرزندتان را بشناسید و در مرحله بعد در مورد آن‌ها صحبت کنید!

چگونه با فرزندم دوست باشم : با فرزندمان بازی کنیم:

یعنی هم‌بازی فرزندانمان شویم.

چگونه با فرزندم دوست باشم

وقت گذاری اختصاصی با فرزند

مطمئنم که شما والدین فرهیخته برای بازی با فرزندتان طرح‌هایی دارید: کتاب‌های زیادی هم در خصوص یاددادن بازی به والدین وجود دارد.

با یک جستجو در اینترنت به راحتی می‌توانید انواع و اقسام بازی‌ها را بیابید. از بازی‌های بی‌صدا مثل پانتومیم (یک کلمه را نفر اول مخفیانه به نفر دوم می‌گوید و او باید با پانتومیم فوق را به نفر سوم منتقل کند!)

تا کمک گرفتن از فرزند در کارهای خانه (مثلا امروز زهرا خانم آشپز شده است و کارهای آماده کردن پیتزا را انجام داده است)

و بازی‌های حرکتی (مثلا چهار دست و پا رفتن و فرزند را روی کمر سوار کردن: برای فرزندان کوچک‌تر) و… بازی‌ها و بازی‌کردن دنیای خودش را دارد و بررسی و دسته‌بندی و آموزش آن خارج از موضوع ماست.

فقط این نکته را می‌گوییم که آینده‌ی آموزش در جهان آموزش با بازی‌کردن است.
لطفا همین الان یک بازی که بتوانیم با فرزندمان در فضای منزل انجام دهیم را طراحی کنید!

آموزش:

البته باید دقت کنیم که آموزش با موعظه تفاوت دارد. برای اینکه آموزش ما به موعظه تبدیل نشود موارد زیر را رعایت نمایید:

  1.  دلیل ارائه دهیم: “افرادی که مطالعه بیشتری دارند جایگاه اجتماعی بالاتری در جامعه دارند.”
  2. احساسات خودمان را بگوییم. “من احساس می‌کنم مطالعه کردن انسان را برای گرفتن تصمیمات صحیح کمک می‌کند.”
  3. با تعصب همراه نباشد: “کسی که کتاب نخواند بی‌شعور است.”
  4. برای فرزندمان تعیین تکلیف نکنیم. “تو باید هر روز صد صفحه کتاب بخوانی!”
  5. بیان تشویق‌آمیز
    می‌توانیم (البته با صداقت کامل) جزء به جزء یک رفتار صحیحی را که از فرزندمان دیده‌ایم را بازگو کنیم.
چگونه با فرزندم دوست باشم

چگونه با فرزندم دوست باشم

اجازه دهید یک مثال بزنم: فرض کنید دختر کوچک شما یک نقاشی کشیده است. عکس العمل شما وقتی این نقاشی را به شما نشان می‌دهد چیست؟
می‌توانید بگویید چه نقاشی زیبایی!
می‌توانید تک تک المان‌های آن نقاشی را بررسی کنید! چه خورشید قشنگی!  این آقاهه کی هست؟ فکر کنم این دختره تو هستی که داری می‌خندی! جالبه که همه توی این عکس دارند می‌خندند! می‌شه یه درخت هم کنار این خانواده خوشحال بکشی؟….

یک‌بار دیگر این بخش را مرور کنید و بگویید . در هفت روز گذشته چند دقیقه وقت‌گذاری خصوصی با فرزندتان داشته‌اید؟

گفتگوی باکیفیت:

صحبت کردن با فرزندانمان موجب بهبود ارتباط بهتر ما با آنان است.
با رعایت اصول زیر در گفتگوی با فرزندمان کیفیت گفتگو را بالا ببریم:

  1.  رعایت زبان بدن و نگاه کردن به چشمان فرزندمان
  2. هنگام گفتگو همه‌ی کارهای دیگر را کنار بگذاریم. تلویزیون و موبایل و … خاموش!
  3. در گفتگو به دنبال درک احساسات فرزندمان باشیم.
  4. به زبان بدن فرزندمان دقت کنیم.
  5. حرف او را قطع نکنیم.
  6. با پرسیدن سوال مطمئن شویم که منظورش را درست متوجه شده‌ایم.
  7. به فرزندمان نشان دهیم که درکش می‌کنیم.
  8. اگر می‌خواهیم پیشنهاد دهیم اول از او اجازه بگیریم: می‌‌خواهی نظر من را هم بدانی؟

در این مقاله به وقت‌گذاری اختصاصی با فرزندمان پرداختیم،‌ راهکارهای ارائه شده در این نوشتار به بهبود کیفیت روابط شما با فرزندتان کمک می‌کند.

چطور مادر نمونه باشیم؟

چگونه مادر نمونه باشیم ؟ فرزندم دوستم داشته باشد و بداند من هم دوستش دارم!

چگونه مادر نمونه باشیم ؟ خیلی از والدین گله دارند که فرزندشان قدر زحمت‌های آنها را نمی‌داند، در حالیکه والدین زمان و انرژی زیادی را برای آنان صرف می‌کنند.

اگر یک کاغذ برداریم و فهرستی از کارهایی که برای فرزندمان انجام می‌دهیم را بنویسیم تازه متوجه ابعاد گسترده‌ی خدماتی که به فرزندمان ارائه می‌دهیم می‌شویم.

پدر و مادر بودن یعنی انجام خدمت: از زمانی که فرزند به دنیا می‌آید تا زمانی که ما یا فرزندمان از دنیا می‌رویم.

(واقعیت این است که خیلی وقت‌ها پدر یا مادر از دنیا رفته به خواب دیگران می‌آید که فرزندم مشکل دارد و شما کمک کنید.

همین چند وقت پیش دایی من که بیش از ۳۰ سال بود از دنیا رفته بود به خواب مادرم آمد و درخواست نموده بود که مادرم به کمک دختر داییم برود.)

چگونه مادر مهربان و نمونه باشیم

  • وقتی در بستن بند کفش فرزندمان به او کمک می‌کنیم،‌
  • وقتی مایحتاجی را که لازم دارد برایش تهیه می‌کنیم,
  • وقتی لباسش را اتو می‌کنیم و …

در حال خدمت به فرزندمان هستیم.

حدیث مفصلی از حضرت امیرمومنان علیه السلام نقل شده است که قسمتی از آن را در اینجا می‌‌آوریم. «روزى فاطمه علیها السلام نزدیک اجاق نشسته بود و من عدس پاک مى‏کردم. در این حال پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نزد ما آمد و فرمود:
اى ابوالحسن! پاسخ دادم: لبیک! اى رسول خدا صلى الله علیه و آله!
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: اى على علیه السلام! هرکس در خانه- با خوشرویى- در خدمت اهل خانه‌اش باشد، خداوند تعالى نامش را در دیوان شهیدان ثبت می‌‏کند و در برابر هر شب و روز پاداش هزار شهید براى وى می‌‏نویسد.. »

بخوانید:هدیه دادن راهی برای ابراز محبت به فرزندمان

چگونه مادر نمونه باشیم :خدمت به فرزندم اینگونه نباشد!

برای اینکه فرزندمان ما را مادر نمونه بداند،‌باید نگرش و نوع خدماتی که انجام می‌دهیم متفاوت باشد.

درادامه برخی از شرایطی که خدمات ما را از بین می‌برد با هم مرور می‌کنیم:

خدمت، بردگی نیست!

من قبل از بیان این مثال از همه پدر و مادران فداکار عذرخواهی می‌کنم ولی بابت روشن شدن بحث، این مقایسه را بیان نموده‌ام.

‌تفاوت مادری که خودش را وقف فرزندش می‌نماید با یک برده که مجبور است شبانه روز در خدمت اربابش باشد چیست؟

آن برده مجبور به انجام کار است ولی مادر با عشق کار می‌کند. واقعیت این است که اگر عشق و علاقه‌ی مادر به فرزندش نباشد تفاوت مهمی در بین این دو رفتار وجود ندارد!
علاقه‌ی مادر باعث می‌شود که انجام این همه خدمت برای فرزندان, ارزش و جایگاه مادر را بالاتر شود.
فداکاری کریمانه و بزرگ‌منشانه مادر را همه می‌ستایند، انجام کارهای ریز و درشت

مادر برای فرزندش (از شستن پای نوزادش تا هم‌بازی شدن با کودک نوپایش تا دلسوزی در آموزش فرزند دبستانی تا کنار آمدن با نوجوان بدقلق تا….) باعث بالارفتن جایگاه او در چشم دیگران است.

در مقابل: یک برده کارهایش را براساس محبت انجام نمی‌دهد، او مجبور به خدمت است,

لذا انجام هر کاری برایش تحقیر است و کوچکی.‍!
دقت کنیم تا یادمان نرود خدمات ما برای فرزندانمان به اختیار و علاقه خودمان صورت می‌گیرد و لذا باید با عشق (و نه تلخ‌کامی) همراه باشد.

اگر این چنین باشد فرزند ما هم ناخودآگاه ما را به بزرگی می‌شناسد.

هر چه بیشتر به او خدمت کنیم، در چشم او جایگاه بالاتری می‌یابیم.

اما اگر انجام کار برای فرزندمان همراه با غر و ناله و اکراه باشد،‌ هیچ‌یک از اثرات فوق را ندارد و اصلا ابراز محبت نیست.

خدمت معامله نیست!

اگر به فرزندمان بگوییم این‌کار را بکن تا من هم آن کار را انجام دهم:

اگر می‌خواهی مانتویت را اتو کنم باید شامت را کامل بخوری یا اتاقت را مرتب کن تا من به تو دیکته بگویم یا… با فرزندمان داریم معامله می‌کنیم.

او کاری را انجام می‌دهد که ما می‌خواهیم، ‌در مقابل ما هم کاری را انجام می‌دهیم که او می‌خواهد.

پس برای ابراز محبت به فرزندمان باید خدمات بدون چشم‌داشت صورت گیرد, تا او کرامت را ببیند!

محبت را نمی‌‌توان خرید و فروش کرد, وقتی محبت ارزشمند و سازنده است که فرزندمان آن را بدون هیچ پیش شرطی به طور مطلق دریافت کند.

فرزندم تو را دوست دارم چه نمره ات ۲۰ باشد چه ده! تو را دوست دارم چون پاره تن من هستی!

مواظب باشیم شخصیت فرزندمان کودک نماند.

چندسال پیش مستاجری داشتیم که بعد از چند ماه کارشان به جدایی کشید.

یکی از مشکلات اصلی این جا بود که عروس خانم قادر به انجام کارهای ساده‌ی منزل هم نبود. کارهایی از قبیل گوشت شستن و غذا پختن و جارو کردن!

متاسفانه زندگی این تازه داماد و عروس به دلیل حمایت‌ها ‌و عدم توانمند شدن عروس خانم از هم پاشید.

اگر دختران ما کارهای منزل را از همان کودکی آموخته باشند, در زندگی مستقل خود کمتر دچار مشکل خواهند شد. (البته این مسئله به نوعی دیگر برای آقا پسرها هم مطرح است.)
در اولین روزهای تولد والدین مسئولیت انجام تمام کارهای نوزاد را دارند.

از تغذیه، تعویض پوشاک، حمام بردن،‌ حفظ نوزاد از گرما و سرما و…

هر چه می‌گذرد فرزندمان در انجام امور خودش تواناتر می‌شود. لذا باید بار بیشتری از کارهای خودش را به عهده او بگذاریم. کارهایی که او توانایی انجامش را دارد.
از طرفی با رشد فرزندمان دایره‌ی نیازهایش نیز رشد می‌کند.

نیازهای یک نوزاد در حد خوردن و عوض کردن پوشاک است و تامین لباس مناسب برای او, ولی نوجوان ۱۵ساله‌ی ما نیازهایی بسیار فراتر از این را دارد.

لذا باید سطح خدمات ما به تدریج رشد نماید.

به عبارت دیگر باید فضا را برای ابراز توانایی‌های فرزندمان باز کنیم.

به عنوان مثال به مرور زمان مسئولیت پهن و جمع سفره را به عهده فرزندمان بگذاریم, یواش یواش شستشوی ظرف‌ها ‌را به او بیاموزیم, و بعد از یک سن کار با اجاق گاز و آشپزی را. خود این آموختن هم یک خدمت به فرزندمان هست.
این گونه فرزندمان می‌‌آموزد که چطور مسئولیت‌های ‌آینده‌ی خود را انجام دهد. فرزند ما (چه پسر و چه دختر) باید آماده زندگی مشترک در آینده‌ای ‌نزدیک باشد.

بخوانید: چگونه با فرزندمان دوست باشیم؟ وقت­ بگذاریم!

مادر نمونه

چگونه مادر نمونه باشیم : با یاددادن خدمت به دیگران

فرزند ما از ما یاد می‌گیرد که به دیگران خدمت نماید. اگر ما با عشق و علاقه به او خدمت کنیم،‌او هم می‌آموزد که به دیگران (درخانواده و در اجتماع) محبت کند.

اینچنین او بیشتر قدردان محبت‌های ما می‌شود.(چون خودش هم دارد از این طریق محبتش را به دیگران ابراز می‌کند)

برای تمرین دادن فرزندمان می‌توانیم فهرستی از کارهایی که او می‌تواند انجام دهد را آماده نماییم و او از میان آن‌ها انتخاب نماید که الان کدام کار را می‌خواهد انجام دهد! مثلا

  • شستن ظرف
  • آماده کردن ظرف¬های شام و پهن کردن سفره
  • آماده کردن مواد غذایی برای پختن غذا (مثلا پوست گرفتن یا تکه کردن سیب¬زمینی)
  • جمع کردن وسایل و مرتب کردن خانه
  • جارو زدن
  • مرتب کردن کمد خودش
  • خالی کردن ماشین لباس¬شویی و پهن کردن لباس¬ها
  • رسیدگی و آب دادن به گلدان¬ها
  • با توجه به توانایی¬ها و سن و سال فرزندمان فهرستی از کارهایی که می¬تواند انجام دهد را بنویسیم.

بخوانیم: راه‌های دیگر ابراز محبت به فرزند

نمونه‌ای ‌از خدماتی که می‌‌توانیم به فرزندانمان ارائه کنیم:

چگونه مادر نمونه باشیم
ما به عنوان مادر نمونه باید چه خدماتی را به فرزندمان ارائه دهیم؟

خدماتی که او قادر به انجام آن نباشد.

فرزند ما بعد از یک سالگی مقداری از کارهای خودش را باید خودش انجام دهد, سعی کنیم انجام آن کارها را به او واگذاریم.

مثلا فرزند شش ساله ما می‌تواند لباسش را کامل بپوشد, این کار را به خودش می‌سپاریم, ولی ممکن است دکمه‌ی سرآستینش را نتواند ببندد در اینجا ما کمکش می‌کنیم.

قانون خدمت به فرزند این است: کارهایی را برای فرزندمان انجام دهیم که خارج از توان او باشد. مثلا موارد زیر توصیه می¬شود:
• کمک به فرزندمان در انجام تکالیف سخت مدرسه
• درست کردن غذای مورد علاقه‌ی فرزندمان در روزهای خاص (مثلا روزهایی که امتحان سختی را داشته است)
• کمک کردن و پرستاری از فرزندمان هنگام بیماری
• راهنمایی به دخترتان در انتخاب لباس مناسب برای مهمانی
• تعمیر اسباب بازی‌های ‌فرزندتان

 

راهکارهایی برای مادر نمونه بودن و انجام خدمت ارزشمند به فرزندان در این نوشته ارائه شد.
امیدوارم با انجام این راهکارها فرزندتان شما را مادر نمونه بداند و قدردان زحمات و خدماتی که برایش می‌کشید باشد.

برای خانواده وقت بگذاریم

چگونه با فرزندمان دوست باشیم؟ وقت­ بگذاریم!

با فرزندمان دوست باشیم و مهمتر از آن فرزندمان هم بداند دوستش داریم!

قبلا هم در این خصوص مطالبی را نوشته بودم:

بخوانید:هدیه دادن راهی برای ابراز محبت به فرزندمان  

بخوانید:سریع‌ترین راه ابراز محبت: محبت فیزیکی

 

این نوشتار هم راهکارهای دیگری برای ابراز محبت به فرزند را ارائه می‌دهد

 

بهتر از اعتکاف در مسجدالنبی!

بهتر از اعتکاف در مسجد پیامبر

جالب است که طبق احادیث خداوند دوست دارد ما در کنار خانواده­ی خودمان بنشینیم تا در مسجد النبی اعتکاف کنیم.

جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِیَالِهِ‏ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنِ اعْتِکَافٍ فِی مَسْجِدِی هَذَا(مجموعه ورام، ج‏۲، ص: ۱۲۲)

خیلی مهم است که ما  زمانی را برای حضور در خانه و در جمع فرزندان و همسر داشته باشیم.

متاسفانه در این زمانه اگر همه اعضاء خانه در منزل هم باشند, خیلی کم پیش می­آید که دور هم بنشینند و با هم هم کلام شوند.

فرزندمان باید سر تکالیف مدرسه بنشیند,

مادر باید دنبال غذا پختن و کارهای خانه  باشد و پدر هم اگر موبایلش اجازه دهد, به اخبار تلویزیون گوش بدهد.

اگر هم دور هم جمع شویم,

باید تلویزیون روشن باشد و سریال مورد علاقه­ی خانواده پخش شود!

پس کی می­خواهیم با فرزندمان دوست باشیم ، همدیگر را ببینیم و با هم حرف بزنیم؟

 

با فرزندمان دوست باشیم: حداقل نگاهش کنیم!

به فرزندمان نگاه کنیم!

آنقدر این دستور ساده و بدیهی است که نمی‌دانم باید در موردش بنویسم یا نه!

نگاه کردن ساده‌ترین کاری است که می‌توانیم بکنیم.

یک لحظه چشم از موبایل و تبلت و تلویزیون و…بر داریم و به فرزندمان چشم بدوزیم.

با محبت به او لبخند بزنیم.

فکر کنید امروز او به دنیا آمده است.

نه ­تنها چشم به فرزندمان بدوزیم بلکه‌ با احساسمان هم به او رو کنیم،‌

یعنی قسمتی از وقتمان را به او اختصاص دهیم.

توجه یعنی رو کردن! به فرزندمان توجه کنیم یعنی صورتمان را به طرف فرزندمان بگردانیم،‌

هم سرمان را و هم روی فکرمان را!

کافی نیست به فرزندمان نگاه کنیم ولی دل و فکرمان دنبال موضوع دیگری باشد.

هر نگاه ما به فرزندمان (نگاهی محبت آمیزی که موجب خوشحالی او شود) معادل آزاد کردن برده در راه خداوند ارزش دارد.

إذا نظر الوالد إلى ولده فسرّه کان للوالد عتق نسمه (مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏۱۵، ص: ۱۶۹)

یعنی یک نگاه محبت آمیز مانند آزاد کردن یک برده ارزش دارد!

نگاه ما می­تواند فرزندمان را تغییر دهد!

نگاه ما می­تواند بهترین مشوق فرزندانمان باشد.

حس دیده شدن آن­قدر قوی است که خیلی وقت­ها فرزند ما ترجیح می­دهد با انجام کار اشتباه هم توجه ما را به خود جلب کند, ولو با دعوا کردنش!

یعنی کار اشتباه می‌کند، با خواهرش دعوا می‌کند،بهانه‌می‌گیرد، غذا نمی‌خورد و… تا ما نگاهش کنیم!

بیاییم این نیاز را با محبت کردن و نگاه محبت ­آمیز داشتن پاسخ گوییم.

امروز یک ربع همه­ رسانه‌­ها (تلویزیون, موبایل, شبکه­‌های اجتماعی, کامپیوتر, …) را خاموش کنید,

دور هم جمع شویم و به همدیگر توجه کنیم!

برای خانواده وقت بگذاریم: با فرزندمان دوست باشیم

وقت گذاری عمومی

در هفته گذشته چند ساعت با خانواده بوده‌اید؟

لطفا زمان­‌هایی که سرمان توی موبایل یا نوت بوک و تبلت است را به حساب نیاوریم,

زمانی که فرزندمان در اتاق خودش است و ما در حال پای تلویزیون نشسته­‌ایم را هم حساب نکنید!

مادرها معمولا زمان بیشتری برای بودن با فرزندان دارند،‌

ولی فرزندان هم به محبت پدر و هم به محبت مادر نیاز دارند! برای بودن باهم باید برنامه‌ریزی کنیم،

مثلا زمان صرف غذا از بهترین زمان‌هایی است که می‌توان در جمع خانواده با هم بود.

با فرزندمان دوست باشیم : سر سفره پیش هم باشیم!

اگر ممکن است یک وعده­ غذایی را در نظر بگیرید (مثلا شام)‌ که تمامی اعضاء‌خانواده دور هم جمع شوند.

در زمان صرف غذا قانون‌های زیر را اجرا کنید:

  • رسانه‌ها تعطیل: تلویزیون خاموش، ‌موبایل‌ها خاموش یا بی‌صدا و دور از دسترس، تبلت‌ها و نوت‌بوک‌ها هم مزاحم نباشند!
  • در زمان صرف‌غذا هیچ‌کس حق عیب‌جویی ندارد! نباید هیچ حرفی که دیگر اعضاء خانواده را ناراحت می‌کند به زبان بیاوریم!
  • هر کس یکی دو اتفاقی که در طول روز برایش رخ‌داده است را تعریف می‌کند!

“امروز صبح که داشتم می‌رفتم مدرسه سر راه یک گربه‌ برای گرفتن کبوتر کمین ‌کرده بود من پریدم و کبوتر را فراری‌اش دادم.”

از این فضا استفاده کنیم برای گفتن سخنان محبت آمیز به فرزندان!

در همین زمان ظرف محبت فرزندانمان را لبریز از مهر خودمان بکنیم.

 

در این نوشتار راهکارهایی برای دور هم بودن و توجه به فرزندمان ارائه دادیم:

از ارزش بودن با فرزندامان گفتیم و روش‌هایی که برای این کار می‌توانیم به کار ببندیم.
در مقاله‌ای جداگانه در مورد وقت گذاری مخصوص یک فرزند صحبت می‌کنیم.

 

 

تربیت فرزند با شناخت عملکردهای مغز

تربیت فرزند با توجه به کارکرد مغز راست و مغز چپ!

تربیت فرزند با توجه به کارکرد مغز راست و مغز چپ بسیار موثرتر و راحت‌تر می‌باشد:

با اطلاع از عملکرد مغز می‌توانیم بهتر،‌راحت‌تر و موثر‌تر فرزندمان را تربیت کنیم.

یک مثال

تربیت فرزند با شناخت عملکردهای مغز

تربیت فرزند با توجه به کارکرد مغز

فرض کنید با دخترتان که چهار سال دارد،‌ به یک مزرعه رفته‌اید. در آنجا تصمیم می‌گیرید که دخترتان را با حیوانات مزرعه آشنا کنید،‌

دستش را می‌گیرید و او را نزدیک محل نگهداری گاوها می‌برید.
از گاوها برایش می‌گویید،‌گاوها علف می‌خورند، گاوها شیر می‌دهند ، بچه‌ی گاوها را ببین،‌این هم مادرشان هست و…
مقداری علف دست فرزندتان می‌دهید تا به گاوها بدهد، وقت دخترتان نزدیک گاوها شد،‌

یکی از آنها سرش را به سمت دخترتان می‌آورد و زبان بلندش را از دهان بیرون می‌آورد و ….
دخترتان جیغ می‌کشد و به سمتتان می‌آید.

در چنین شرایطی با دخترمان چه صحبتی باید بکنیم؟

چطور دخترمان را تربیت کنیم که این واقعه ذهنیت بدی را در مورد گاو ها در ذهنش ایجاد نکند؟

برای پاسخ‌گویی به این سوال اجازه دهید ابتدا به کارکرد مغز نگاهی بیاندازیم.

عملکرد مغز: احساسات – استدلال

دو عملکرد مغز: احساسات و استدلال

دو عملکرد مغز: احساسات و استدلال

پردازش‌های مغز را می‌توانیم به طور کلی به دو دسته تقسیم کنیم: پردازش‌های احساسی- هیجانی و پردازش‌های منطقی و فکری.
برای راحت‌تر بودن فکر کنید مغزمان از دو قسمت مجزا تشکیل شده است که هر کدام یکی از این وظایف را به عهده دارند:

مغز راست کارهای احساسی و هیجانی و عاطفی و مغز چپ کارهای منطقی،‌فکری،‌استدلالی

خوب برگردیم به مثال:
وقتی گاو به سوی دختر ما می‌آید قسمت راست مغزش درگیر می‌شود،‌ترس،‌هیجان و… موجب می‌شود که قسمت چپ مغز موقتا تعطیل شود!

هیجان زیاد قدرت استدلال و تفکر را می‌گیرد!
عملکرد ما چطور است؟
ما به طور معمول در این شرایط به دخترمان می‌گوییم:

“دخترم گاوها علف می‌خورند ”

“گردن گاوه بسته است و نمی‌تواند بیشتر از این به تو نزدیک شود”

و….جملاتی که کاملا منطقی است!
در حقیقت ما سعی می‌کنیم با قسمت چپ مغز دخترمان ارتباط برقرار کنیم،‌در حالی‌که فعلا قسمت راست فعال است!

با این توضیح رفتار صحیح چیست؟

ساخت پل بین دو قسمت مغز با داستان‌گویی

تربیت فرزند با توجه به کارکرد مغز

رفتار صحیح

اگر بخواهیم تربیت فرزند ما  با توجه به کارکرد مغز صورت گیرد،‌

راهکار صحیح در این مواقع ساخت پلی بین دو قسمت مغز است،‌ مثلا از دخترمان بخواهیم تا ماجرا را برایمان تعریف کند،‌

موقع تعریف یک ماجرا باید مغز چپ چینش صحیح را تعیین کند.
اول به سمت طویله‌ی گاوها حرکت کردیم
بعدا علف را برداشتیم
علف را نزدیک گاوها بردیم
گاو سرش را نزدیک شما آورد
بعدا هم زبانش را بیرون آورد

….

نقش داستان‌گویی در تربیت

تربیت فرزند با توجه به کارکرد مغز

همین گفتن توالی موجب می‌شود مغز متفکر به کار بیافتد: هیجان با تفکر بیان شود،‌بستر مناسب برای بیان مطالب استدلالی و منطقی فراهم شود.
چند بار که دخترمان این داستان را تعریف کرد ترسش از گاو ریخته می‌شود،‌ مخصوصا با تذکر ما که گاوها برای گرفتن علف از زبانشان استفاده می‌کنند و…

داستان گویی راهی برای برقراری ارتباط بین دو بخش مغز است.  این راهکار نه تنها در کودکان بلکه در نوجوانان و بزرگسالان هم کاربرد دارد.

بعد از یک تصادف،‌یک صحنه‌ی زورگیری،‌یا … تعریف و بازسازی آن صحنه کمک می‌کند که فرد راحت‌تر با آن کنار بیاید و آثار مخرب روحی و روانی آن را کاهش می‌دهد.

فرزندمان را سعادتمند کنیم! زیارت رفتن یک روش تربیت شیعی

زیارت معصومین علیهم السلام  راهی برای تغییرات عمیق

چند سال قبل داشتم با اتوبوس از کاشان به تهران می‌‌آمدم,

حدودا دو هفته‌­ای تا اربعین فاصله بود,

یکی از مسافران از راننده تقاضا نمود که او را کنار جاده­‌ی فرودگاه پیاده کند,

می­گفت می­خواهد با هواپیما به کربلا برود

و هم­سفرهایش آنجا می­آیند دنبالش و….  بغل دستی من که این صحبت را شنید شروع به تعریف داستان خودش کرد,

پسر جوانی بود حدود ۲۵-۲۶ ساله به نظر می‌­رسید,

می­‌گفت چند سال قبل که صدام رفته بود و بدون پاسپورت و ویزا می­‌شد رفت عراق, به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شده است,

و از آن به بعد مشروبات الکلی را کنار گذاشته است.

 

شبیه این داستان را خیلی از زائرین کربلا دارند.

رفتن به کربلا, در رفتار و نگرششان تغییرات زیادی داده است!

این مطلب در روایات هم آمده است:

کسی که به زیارت امام حسین علیه السلام برود, اگر از نگون­بختان باشد, سعادتمند می­شود.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا لِمَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع زَائِراً عَارِفاً بِحَقِّهِ غَیْرَ مُسْتَنْکِفٍ وَ لَا مُسْتَکْبِرٍ قَالَ یُکْتَبُ لَهُ أَلْفُ حِجَّهٍ مَقْبُولَهٍ وَ أَلْفُ عُمْرَهٍ مَبْرُورَهٍ وَ إِنْ کَانَ شَقِیّاً کُتِبَ سَعِیداً وَ لَمْ یَزَلْ یَخُوضُ فِی رَحْمَهِ اللَّهِ. (کامل الزیارات ؛ ؛ ص۱۴۵)

سعادتمندی فرزند با زیارت امام حسین علیه السلام

زیارت امام حسین علیه السلام و اثر آن در تربیت فرزند


سعادتمندان چه خصوصیاتی دارند؟

در این زمانه چطور از اینترنت و شبکه های مجازی استفاده می­‌کنند؟

آیا نمی­‌خواهیم فرزند ما سعادتمند باشد:

در شغلش, در زندگی خانوادگی, در روابطش با دوستانش, و …

سعادتمندان در همه­ عرصه­‌های زندگی موفقند!

اگر در شبکه­های اجتماعی هم بروند استفاده­ای به جا و مناسب و مفید از آن وسایل می­‌کنند!

البته این ویژگی تنها مختص به حضرت سیدالشهداء علیه السلام نیست,

زیارت هر یک از امامان معصوم علیهم السلام  در روح و جان انسان اثر مثبت و مفید می­گذارد.

 

بگوییم کجا می­‌رویم!

ما خیلی وقت­‌ها به زیارت ائمه معصوم علیهم السلام می‌‌رویم,

کمتر خانواده­‌ی ایرانی است که تا کنون به پابوسی امام هشتم علیه السلام نرفته باشد.

زیارت رفتن و به زیارت بردن فرزندانمان راهی است برای ایجاد و تقویت محبت خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در جان فرزندانمان.

خود حضور در کنار مراقد مطهر ائمه معصومین علیهم السلام موجب تغییر در زائر می­شود.

البته خوب است ما از این فضا استفاده کنیم و فرزندانمان را با مقامات امامان آشنا کنیم.

به این منظور هنگام برنامه­‌ریزی برای سفرهای زیارتی, قبل از سفر زمانی را برای آشنا نمودن فرزندانمان با امامان معصوم علیهم السلام (خصوصا امامی که به زیارتش می­رویم) اختصاص دهیم.

برای مثال موارد زیر را برحسب سن و فهم فرزندمان به او بگوییم:

  1. بهترین فرد در بین همه­‌ی انسان­ها پیامبر اکرم صلی­‌الله علیه و آله و سلم است, خداوند متعال برای راهنمایی انسان­ها ایشان را به پیغام­آوری خود انتخاب کرده است. و ما باید از ایشان قدردانی و تشکر کنیم.
  2. بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ایشان دوازده جانشین برای خود تعیین نمودند. آن بزرگواران نسبت به ما بسیار با محبت و مهربان هستند.
  3. هر چیز خوبی که به ما می­‌رسد, به خاطر وجود ایشان است.
  4. امامان ما علیه السلام صدای زیارت­‌کنندگان را می­‌شنود و سلامشان را جواب می­‌دهد, پس ما باید وقت زیارت خیلی دقت کنیم, با احترام با امام صحبت کنیم و بدانیم که مورد توجه و نظر ایشان هستیم.
  5. امامان ما به کسانی که به زیارتشان می­‌روند محبت ویژه دارند,
  6. خوب است وقتی به زیارت امامان می‌­رویم در کنار حرم آن بزرگواران برای آینده­ی خودمان دعا کنیم.
  7. از امامی که به زیارتش رفته­ایم بخواهیم که آینده­ی زندگی ما خوب و مورد رضایت ایشان باشد.
  8. امامان ما از این­که ما کار اشتباه انجام دهیم, ناراحت می­‌شوند, ما باید برای تمام اشتباهاتمان ازامام عذرخواهی کنیم, و قول دهیم که دیگر موجب ناراحتی ایشان نشویم.
  9. قسمت­‌هایی از زیارت­‌های آن بزرگواران را برای فرزندانمان توضیح دهیم.
نقش زیارت ائمه اطهار علیهم السلام در تربیت فرزند

نقش زیارت ائمه اطهار علیهم السلام در تربیت فرزند

ادب حضور : آداب زیارت را به فرزندمان یاد دهیم.

هنگام زیارت هم خودمان آداب زیارت را رعایت کنیم, و هم فرزندانمان را (در حد توانشان) به رعایت آداب زیارت توصیه کنیم. (مجموعه‌ای از این آداب در کتاب مفاتیح الجنان آمده است) مثلا:

  1. غسل زیارت:

    قبل از حرکت از منزل و نیز قبل از رفتن به زیارت امام, خوب است غسل کنیم.

    غسل زیارت بهانه­‌ای است که فرزندمان با مفهوم غسل کردن و احکام غسل کردن آشنا شود.

 

۲-لباس نو و تمیز:

بگوییم که برای زیارت رفتن این لباس نو را کنار گذاشته‌­ایم,

و یا چون می­‌خواهی زیارت بروی باید لباست تمیز باشد.

 

۳-وضو گرفتن:

قبل از زیارت وضو بگیریم و فرزندمان را هم توصیه کنیم وضو بگیرد.

 

۴-صلوات و ذکر در طول مسیر:

در طول مسیر رفتن به حرم, معنای صلوات و اذکار را به فرزندمان بگوییم,

و او را به گفتن آن تشویق کنیم.

 

۵-اذن دخول طلبیدن:

بگوییم که حرم­ها مانند خانه­ امام است و باید برای ورود به آن­ها از صاحب خانه اجازه بگیریم.

اذن دخول همان اجازه گرفتن است.

خوب است که معنای زیبای عبارات اذن دخول را برای فرزندانمان بگوییم.

 

۶-بوسیدن آستان مقدس:

وقتی به آستان امام علیه السلام رسیدیم,

عتبه­‌ی مقدس را ببوسیم. فرزندمان نیز از ما خواهد آموخت.

 

۷-خواندن نماز زیارت:

بعد از زیارت با توجه به حوصله‌­ی فرزندمان نماز زیارت را بخوانیم.

شاید بهتر باشد اگر فرزندمان همراه ماست و حوصله­‌اش سر رفته است,نماز زیارت را مختصرتر بخوانیم.

 

۸-توبه:

به فرزندمان بگوییم که حرم مطهر ائمه علیهم السلام محلی برای تغییر در رفتار است.

اگر به زیارت رفتیم باید کارهای ناشایستمان را ترک کنیم.

از امام بخواهیم کمکمان کند که بتوانیم کار اشتباهمان را کنار بگذاریم.

 

۹-صحبت کردن با امام:

چند دقیقه‌­ای هم خودمان با مولایمان صحبت کنیم و هم از فرزندمان بخواهیم که در دل نجوایی داشته باشد.

بدانیم که در محضر امام هستیم,

و تمام صحبت­‌هایمان مورد توجه­‌ی امام می­باشد

و ایشان با اجازه­‌ی خداوند می­‌تواند خواسته‌­های ما را برآورده نمایند.

 

۱۰-موقع برگشت, با احترام از کنار ضریح بیرون بیاییم و پشتمان را به ضریح نکنیم.

این دستور را به فرزندمان هم یاد بدهیم.

 

۱۱-فرزند ما باید حالت خضوع و خشوع ما را در کنار آن مکان­‌های آسمانی ببیند.

 

خلاصه

اگر می‌خواهیم فرزندمان را در این دوران خوب تربیت کنیم،‌

راهی به جز ایجاد محبت اهل بیت علیهم السلام در جان و قلب او نداریم،

یک راه ایجاد محبت این خاندان بردن او به زیارت ائمه اطهار علیهم السلام است،‌

با رعایت راه‌کارهای گفته شده در بالا می‌توانیم اثربخشی این زیارت‌ها را بیشتر کنیم.
دیگر راه‌کارهای ایجاد محبت اهل بیت علیهم السلام در فرزندمان را در مقالات زیر پیگیری نمایید.

 

 

راهنمای من تویی!

امام زمان علیه السلام راهنمای ما و فرزندانمان

راهنما ی فرزند ما امام زمان علیه السلام است.

خداوند در قرآن کریم فرموده‌است که

لِکُلِّ قَوْمٍ هاد برای هر قومی هدایت‌گری است

(سوره رعد آیه‌ی ۷).

هر امامی برای کسانی که هم عصر او هستند هدایت­گر است

(عَنِ الْفُضَیْلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ ع عَن قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ- وَلِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ فَقَالَ کُلُّ إِمَامٍ هَادٍ لِلْقَرْنِ الَّذِی هُوَ فِیهِمْ.  (الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ج‏۱ ؛ ۱۹۱)).

آیا خود ما به این مطلب باور داریم؟

آیا سر دوراهی­ های زندگی به آن آقای بزرگوار مراجعه می­کنیم؟

یا در هر مشکل به هر کس و ناکسی رو می­زنیم,  به هر چنار و مناری متوسل می­شویم,

در خانه­ هر صاحب مقام و بی­ مقامی می­رویم به جز مراجعه به حضرت صاحب الزمان علیه السلام!

بیاییم از ان بزرگوار کمک بگیریم, به ایشان مراجعه کنیم, با ایشان درد و دل کنیم.

نگوییم که ایشان در غیبت هستند,

امامان و پیامبران دیگر هم در غیبت بوده ­اند،‌

(کتاب کمال الدین شیخ صدوق مجموعه‌ی داستان‌های غیبت پیامبران قبل است) کتاب کمال الدین و تمام النعمه

امام چه غایب و چه حاضر حجت خداوند بر روی زمین است و به امر خداوند مسئول هدایت و راهنمایی ماست.

امام صادق علیه السلام که در مدینه بودند برای شیعیان ایران هم امام بودند و هدایت گر!

چه بسا یک فرد شیعه در ایران به دنیا می­آمد, زندگی می­کرد و از دنیا می­رفت و امام صادق علیه السلام را نمی­دید,

ولی حضرت صادق علیه­السلام امامش بود, راهنمایش بود…

امروز هدایت­گر ما حضرت امام زمان, حجت بن الحسن, علیه السلام است.

طبق فرموده قرآن امروز هدایت را باید از ایشان خواست.

در درجه اول برای تربیت خودمان و سپس تربیت فرزندانمان باید به آن بزرگ مراجعه کنیم و از ایشان هدایت بجوییم.

اگر امام زمان را به امامت قبول داریم, از ایشان راهنمایی بگیریم,

اگر قبولش نداریم…

پدر و مادر عزیز! بیایید اگر هم امام زمان را قبول نداریم,

(حتی اگر مسلمان و شیعه نیستیم)  امتحان کنیم,

رو به سوی قبله کنیم و از ته دل بگوییم که آقا در سایتی خوانده­‌ام که شما هستید,

اگر هستید و کاری از دستتان برمی­آید, من را به سوی خودتان راهنمایی کنید.

بیایید این راه را هم امتحان کنید

در مشکلاتتان به این آقای مهربانی که خداوند برای دست­گیری و کمک به ما قرارش داده است, مراجعه کنیم و از او مدد بگیریم.

چطور با ایشان صحبت کنیم؟

بررسی تفضیلی راه‌های مراجعه به امام زمان علیه ‌السلام به مجالی دیگر نیازمند است،

ولی آسان­ترین راه برای ارتباط ایشان, صحبت خودمانی هر روزه با امام زمان علیه السلام است.

هیچ مقدماتی نمی­خواهد, خیلی راحت رو به قبله بایستیم یا بنشینیم,

به امام زمانمان سلام عرض کنیم و به زبان فارسی با ایشان صحبت کنیم.

مشکلاتمان را بگوییم، از ایشان کمک بخواهیم, راهنمایی بخواهیم, خداوند متعال امام زمان علیه السلام را هدایت­گر ما قرار دارد

و با لطفش ایشان را از گفتار ما باخبر می­کند.

مطمئن باشیم سلام ما به محضر ایشان می‌رسد، و به اذن خداوند متعال از گفتار ما با خبر می‌شوند.

این راه هموارترین , بدون مقدمه­ترین و سریع­ترین راه ممکن است.

برای این صحبت خودمانی برنامه­ریزی کنیم, یک زمانی در ۲۴ ساعت را به این کار اختصاص دهیم.

مثلا بعد از نماز مغرب یا قبل از خواب یا …پنج دقیقه با آقایمان حرف بزنیم و درد و دل کنیم!

همین الان رو به قبله کنید و سلامی به آقا بدهید و برای تربیت فرزندمان از ایشان کمک بگیریم.

البته سلام ­های متعدد و زیارت نامه­ های مختلفی برای این­ کار نقل شده است,

ولی روح ارتباط با آن حضرت مهم­تر از این آداب ظاهری است. اگر از همین گفتگوهای بی­ مقدمه و خودمانی نتیجه گرفتیم,

و خواستیم بهتر و مودبانه­تر با آن بزرگ صحبت کنیم, خواندن زیارت آل­ یس و زیارت سلام الله الکامل (هر دو در کتاب مفاتیح الجنان نقل شده است) توصیه می­‌شود.

 

آلودگی‌ها را از بین ببریم!

برای فرزندمان استغفار کنیم

استغفار برای فرزند مان موجب می‌شود رفتارهای بهتری داشته باشد.

آیا می‌‌دانستید که وقتی لباس ما به چیزی آلوده شود

(مثلا خودکارمان جوهر پس دهد و پیرهن ما لک شود)

هر چقدر هم که با قوی­ترین لکه­بر­ها و شوینده­ها آن را بشوییم, اثرات لکه زیر میکروسکوپ قابل تشخیص است؟

یعنی ما به هیچ­وجه نمی­توانیم اثرات یک آلودگی را از روی لباسمان به طور کامل پاک کنیم.

با هر شستشو, مقداری از آلودگی رفع می­شود,

ولی بالاخره چند ملکولی از مواد آلوده در بین تار و پود لباسمان خواهند ماند.

این مثالی بود برای آلودگی روح ما!

وقتی ما گناهی را مرتکب می­شویم, روحمان آلوده می­شود. چطور می­توانیم اثرات این آلودگی را از بین ببریم؟

خداوند متعال وعده داده است که

اگر ما گناهی را انجام دادیم, و از او طلب بخشش کردیم, او کاری می­کند که اثرات آن گناه از جان و روح ما پاک شود!

به گونه­ای که هیچ اثری از گناه (و لو به اندازه­ی یک ملکول) باقی نماند.

عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ لَاذَنْبَ لَه‏ (الکافی (ط – الإسلامیه)،ج‏۲،ص: ۴۳۵).

وقتی ما برای خودمان یا دیگری استغفار می‌کنیم،

از خداوند می‌خواهیم که کار اشتباه ما را از بین ببرد. اگر کارهای بد من از بین برود من، آن‌وقت من یک فرد دیگر می‌شوم

بدون هیچ پرونده‌ی سیاه.

یکی از استادهای من که تحصیل‌کرده‌ی آمریکاست و البته فرد بسیار معتقدی است،

می‌فرمود که در ادارات دولتی وقتی می‌بینم کارمندی که کارم زیر دست اوست، ‌الکی دارد بهانه می‌آورد و کارم را می‌پیچاند،‌

می‌روم و در گوشه‌ای می‌نشینم و برایش استغفار می‌کنم. همین کار من باعث می‌شود که چند دقیقه‌ی بعد رفتار او تفاوت کند!

خودش می‌آید و کارم را راه می‌اندازد.

۱-چرخه­‌ی سقوط

اشتباهات ما،‌ بسیاری اوقات به خاطر گناهان قبلی ماست.

هر گناه یک نقطه­ی سیاه روی قلب انسان می‌اندازد و ما را مجدد به کارهای ناشایست می‌کشاند.

فرض کنید که برای مسافرت به یک شهری برویم که هیچ جا سطل زباله وجود ندارد,

زباله­ها همه جا پخش است. در چنین شهری ما هم نسبت به نریختن زباله کم اهمیت تر می­شویم,

به عکس اگر به جایی وارد شویم که بسیار تمیز و مرتب است, حتی اگر سطل زباله­ای هم نیابیم,

سعی می­کنیم تا حد ممکن نظافت را رعایت کنیم.

وقتی روی قلبمان با گناه کردن تاریک شود,

احتمال انجام کارهای اشتباه بعدی نیز بیشتر می‌شود.

تیرگی بیشتر, گناه بیشتر, و یک چرخه­ی گناه تیرگی شکل می­گیرد. این چرخه با استغفار می‌شکند.

بعضی وقت‌ها که آدم زیارت می‌رود یا نماز می‌خواند احساس سبکی می‌کند،

از اشتباهات قبلی­اش پشیمان می­شود, دلش می‌خواهد کمتر گناه کند

و روش بهتری برای زندگی بیابد! چرا؟

چون بار گناهان از دوشش برداشته شده است!

۲-خدایا ببخشش! برای فرزندمان استغفار کنیم

بیایید برای فرزندمان استغفار کنیم!

با این کار خداوند پرده‌ی گناهان را از روی قلب فرزندمان کنار می‌زند،

و او به انجام کارهای خوب ترغیب می‌شود.

گفته شده است که اگر پدر و مادری برای فرزندشان از خداوند متعال طلب بخشش کنند، خداوند او را می‌بخشد.

با بخشوده شدن گناهان فرزندمان, قلبش پاک و صاف می­شود و آن نقطه­ی سیاه از قلبش برداشته می­شود,

و به کارهای خوب رو می­کند.

لذا ممکن است یک استغفار من برای فرزندم, زندگی او را تغییر دهد و آنچنان جایگاه بلندی به او داده شود که خودش هم باورش نمی‌شود.

طبق روایات ما استغفار باعث می‌شود که رگ قلب شیطان پاره شود.

اگر این اتفاق برای ما بیافتد،‌ کم‌تر دنبال خطا می‌رویم.

حالا ما برای فرزندمان استغفار می‌کنیم،

‌این‌چنین فرزندمان را از افتادن در دام شیطان محفوظ می‌داریم.

۳-مشکلاتزندگی­ اش را کم کنیم!

یادمان باشد هر مشکلی که برای ما بوجود می‌آید، به خاطر گناهان ماست.

هر سردرد،‌ هر بیماری، هر زمین خوردن به خاطر گناهانی است که از ما سرمی‌زند.

البته بسیاری از گناهان را هم خداوند می‌آمرزد.

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَا مِنْ نَکْبَهٍ تُصِیبُ الْعَبْدَ إِلَّا بِذَنْبٍ وَ مَا یَعْفُو اللَّهُ عَنْهُ أَکْثَرُ. (الکافی (ط-الإسلامیه)؛ج‏۲؛ص۲۶۹)

وقتی ما از خداوند متعال می‌‌خواهیم فرزندمان را بیامرزد, روح و قلب فرزندمان پاک می­شود,

آنچنان که انگار هیچ گناهی نکرده است, لذا هم رفتارش بهتر می‌‌شود و هم مشکلات دنیایی کم­تری برای آنان رخ می­دهد.

معمولا ما از این نیروی خدادادی و قوی استفاده­ی مناسب نمی­کنیم.

بیاییم از امروز بعد از هر نماز, چند ثانیه برای فرزندانمان استغفار کنیم.

حتی اگر فرزندانمان کوچک هم باشند, این استغفار موجب بالارفتن مقام آن­ها و صفای ذهن و بینش بهتر آنان می­شود.

آیا در هفت روز گذشته برای فرزندمان استغفار نموده‌ایم؟.

یک برنامه‌ای هفتگی ‌برای استغفار فرزندانمان طراحی کنیم. (مثلا هر پنج‌شنبه قبل از خواب )

 

حمایت خانواده

تربیت دختران: از دخترمان حمایت کنیم!

تربیت دختر : راهکارها،‌محدودیت‌ها و شرایطش!

“حدود ۱۰ نفر بودیم که برای صرف شام به رستوران رفتیم.

همه ما گرم صحبت شدیم، یکدفعه متوجه شدم که دخترم نیست،

با شوهرم داشتیم دنبالش می‌‌گشتیم که دخترم از پشت سالن بیرون آمد.

زن جوان ادامه داد، متوجه شدم لباس‌های ‌دخترم خونی است و به شدت می‌‌لرزد.

وقتی وی را در آغوش گرفتم و کمی آرامش کردم به من گفت از سوی کارگر رستوران مورد آزار قرار گرفته است.”

این‌ها صحبت یک مادر است که درروزنامه‌های سال ۱۳۹۰ و فضای مجازی آن زمان خیلی سر و صدا کرد!

فکر نکنید این اتفاق در کشور‌های غربی افتاده است،‌در همین تهران خودمان و اتفاقا در مرکز شهر و در یک رستوران شیک!

متاسفانه اخباری مشابه این ( خبر از تجاوز به دخترکان کم سن و سال است) در جامعه‌ی ما کم نیست.

اخباری که شنیدنش هم لرزه به تن هر پدر و مادری می‌اندازد.

این‌که مقصر کیست؟ و چه شده است که این وضعیت اسفناک در جامعه‌ی ما حکم‌فرما شده است خارج از بحث ماست.

ما به عنوان پدر و مادر وظیفه‌ای سنگین در قبال نگه‌داری و حراست از دخترانمان داریم.

از قدیم گفتند مادر باید دختر را مثل گربه بچه‌اش را به دندان بگیرد!

هر چند این کار سخت است ولی باید پدر با اقتدار و جذبه و مادر با مهر و محبت محافظ دخترشان باشند.

هر چه سن دخترمان بالاتر رود،‌ نگه‌داری و صاینت از او شکل متفاوت‌تری به خود می‌گیرد.

شاید لازم باشد دختر پنج ساله‌مان را حتی به اندازه چند دقیقه در یک رستوران تنها نگذاریم،‌

ولی صیانت از دختر ۱۴ ساله به این است که از حال و روز دوستانش مطلع باشیم.

با مادر و پدر دوستانش سلام و علیک داشته باشیم،‌نسبت به پوشش او حساس باشیم و…

 

۱- در تربیت دختر ت اقتدار داشته باش!

پدر در خانه مظهر اقتدار است.

پدری در نزد دخترش ارزشمندتر است که با اقتدار بیشتر باشد.

ما باید در خانه‌ی خودمان خط قرمزهای معینی داشته باشیم،‌

دخترمان باید بداند برای بیرون رفتن از خانه چه نکاتی را رعایت کند،‌ حد و مرز آزادی‌اش تا کجاست؟

دختر ما باید بداند مرز کجاست و ما هیچ‌گاه تخطی از آن مرز را نمی‌پذیریم.

(در این مورد پدر و مادر باید با هم همراه باشند.)

منظور از بیرون رفتن از خانه هم به صورت فیزیکی است و هم به صورت مجازی!

فرزند ما هنگام حضور در یک شبکه‌ی مجازی هم مانند زمانی که از خانه بیرون می‌رود در خطر است.

همین‌طور که در فضای فیزیکی باید حریم خودش را در مقابل بیگانگان حفظ کند،

در فضای مجازی هم نباید اجازه دهد هر کس به حریم خصوصی او وارد شود.

ممکن است در یک خانواده، پدر چادر را برای دخترش ساله‌اش الزامی نداند،‌

و در خانواده‌ای پدر به دختر شش‌ساله‌اش بگوید که بدون چادر حق نداری از خانه بیرون بروی.

این به فرهنگ خانواده و اعتقادات افراد برمی‌گردد و خارج از بحث ماست.

آقا بهروز مرد سخت‌گیری بود،‌در دوران نوجوانی وقتی به خانواده‌ی او نگاه می‌کردم،‌می‌گفتم در آینده فرزندانش به مشکل برمی‌خورند،‌

در خانه‌ی آن‌ها قوانین محکمی وجود داشت،‌

حساب و کتاب مالی دقیق،‌ قوانین معین و… امروز فرزندان آقا بهروز در بین فامیلشان بهترین زندگی‌ها را دارند.

البته یادمان باشد که این اقتدار در کنار آن محبت معنا می یابد,

دخترمان بداند که خیلی دوستش داریم, و به خاطر همین هم حاضر نیستیم از خط قرمزهایمان عبور کنیم!

۳-آموزش دهیم!

چند وقت پیش با دخترم که آن وقت ۵ سالش بود نانوایی رفته بودم.

نانوایی شلوغ بود و چیدمان کیسه‌های آرد موجب شده بود که فضای تنگی ایجاد شود،‌

دخترم دم در نانوایی ایستاده بود و من برای خرید یک نان داخل مغازه شدم.

یکی دو دقیقه‌ای دخترم بیرون مغازه منتظر من بود. البته مدام نگاهش می‌کردم.

وقتی نان را گرفتم و بیرون آمدم ازش پرسیدم اگر وقتی من داخل نانوایی بودم یک آقای مهربان می‌آمد و یک شکلات به تو تعارف می‌کرد و می‌گفت بیا بریم با دخترم که تو ماشینه دوست بشو!”

چی کار می‌کردی؟ می‌رفتی یا نه؟ جوابش من رو متعجب کرد. گفت می‌‌رفتم!

آنجا بود که دیدم با این‌که خودم خیلی نگران دخترم هستم و در مورد تربیت دختر م دقت دارم،‌

ولی در مورد خطراتی که در جامعه‌ برای دخترم وجود دارد خیلی با او صحبت نکرده‌ام!

ما موظفیم علاوه بر اینکه از دخترمان محافظت کنیم، ‌به او آموزش‌های لازم برای محافظت از خودش را بدهیم. این آموزش‌ها قسمتی از تربیت دختر مان را شامل می‌شود.

دخترانمان در هر سن با توجه به ادبیات خاص خودشان،‌ آن‌ها را با واقعیات جامعه آشنا کنیم.

دخترها معمولا با مادرشان راحت‌تر هستند تا با پدر. مادر باید آن‌ها را با مرز‌ها و حریم شخصی‌آن‌ها آگاه بکند.

مثلا در سنین ۴-۶ سال دخترمان باید بداند که کسی حق ندارد به قسمت‌هایی از بدن آن‌ها دست بزند،‌

و نیز بداند که در صورت بروز چنین اتفاقی چه باید بکند!

۴- بد آموزی‌ها را کنار بزنیم!

تا به حال به تبلیغات تلویزیون دقت نموده‌اید؟

“شامپوی … را بزنید تا موهای زیبا داشته باشید. ” “خمیردندان … دندان‌های شما را زیباتر می‌کند” 

در کنار این عبارات می‌بینیم که مردم جذب  کسی که از آن شامپو یا خمیردندان استفاده نموده‌اند می‌شوند.

با دیدن این تبلیغات‌ها ناخودآگاه این تصور برای ما ایجاد می‌شود که:

  • جذاب بودن یک ارزش است.
  • اگر ظاهری زیبا داشته باشیم جذابیم!

خوب با این اوصاف باید هر کاری که می‌توانیم بکنیم تا زیباتر شویم:

رژیم غذایی (رژیم گرفتن­های شدید دختران در غرب به یک بحران وحشتناک و فراگیر تبدیل شده است, علائمی از ورود آن به کشور هم دیده می­شود.) بگیریم،‌

در لباس پوشیدن وسواس داشته باشیم،‌

از لوازم آرایش استفاده کنیم و…

 

در این بین ارزش‌های اخلاقی مثل مهمان‌نوازی،‌ تواضع،‌ راست‌گویی، فداکاری و… چه جایگاهی دارد؟

من باید تمام تلاشم را بکنم تا زیباتر و جذاب‌تر باشم،‌

اگر خودم را مهم‌تر یا با ارزش‌تر از دیگران بدانم ایرادی ندارد!

متاسفانه برخی دیگر از فیلم‌ها و داستانها و… هم جذاب بودن را ارزش (بلکه تنها ارزش) برای یک دختر می­دانند.

ما باید با تکیه بر ارزش­ها و کرامت انسانی فرزندمان را از افتادن در این وادی نجات دهیم. 

 

 

[۱]