تربیت فرزند با شناخت عملکردهای مغز

تربیت فرزند با توجه به کارکرد مغز راست و مغز چپ!

تربیت فرزند با توجه به کارکرد مغز راست و مغز چپ بسیار موثرتر و راحت‌تر می‌باشد:

با اطلاع از عملکرد مغز می‌توانیم بهتر،‌راحت‌تر و موثر‌تر فرزندمان را تربیت کنیم.

یک مثال

تربیت فرزند با شناخت عملکردهای مغز

تربیت فرزند با توجه به کارکرد مغز

فرض کنید با دخترتان که چهار سال دارد،‌ به یک مزرعه رفته‌اید. در آنجا تصمیم می‌گیرید که دخترتان را با حیوانات مزرعه آشنا کنید،‌

دستش را می‌گیرید و او را نزدیک محل نگهداری گاوها می‌برید.
از گاوها برایش می‌گویید،‌گاوها علف می‌خورند، گاوها شیر می‌دهند ، بچه‌ی گاوها را ببین،‌این هم مادرشان هست و…
مقداری علف دست فرزندتان می‌دهید تا به گاوها بدهد، وقت دخترتان نزدیک گاوها شد،‌

یکی از آنها سرش را به سمت دخترتان می‌آورد و زبان بلندش را از دهان بیرون می‌آورد و ….
دخترتان جیغ می‌کشد و به سمتتان می‌آید.

در چنین شرایطی با دخترمان چه صحبتی باید بکنیم؟

چطور دخترمان را تربیت کنیم که این واقعه ذهنیت بدی را در مورد گاو ها در ذهنش ایجاد نکند؟

برای پاسخ‌گویی به این سوال اجازه دهید ابتدا به کارکرد مغز نگاهی بیاندازیم.

عملکرد مغز: احساسات – استدلال

دو عملکرد مغز: احساسات و استدلال

دو عملکرد مغز: احساسات و استدلال

پردازش‌های مغز را می‌توانیم به طور کلی به دو دسته تقسیم کنیم: پردازش‌های احساسی- هیجانی و پردازش‌های منطقی و فکری.
برای راحت‌تر بودن فکر کنید مغزمان از دو قسمت مجزا تشکیل شده است که هر کدام یکی از این وظایف را به عهده دارند:

مغز راست کارهای احساسی و هیجانی و عاطفی و مغز چپ کارهای منطقی،‌فکری،‌استدلالی

خوب برگردیم به مثال:
وقتی گاو به سوی دختر ما می‌آید قسمت راست مغزش درگیر می‌شود،‌ترس،‌هیجان و… موجب می‌شود که قسمت چپ مغز موقتا تعطیل شود!

هیجان زیاد قدرت استدلال و تفکر را می‌گیرد!
عملکرد ما چطور است؟
ما به طور معمول در این شرایط به دخترمان می‌گوییم:

“دخترم گاوها علف می‌خورند “

“گردن گاوه بسته است و نمی‌تواند بیشتر از این به تو نزدیک شود”

و….جملاتی که کاملا منطقی است!
در حقیقت ما سعی می‌کنیم با قسمت چپ مغز دخترمان ارتباط برقرار کنیم،‌در حالی‌که فعلا قسمت راست فعال است!

با این توضیح رفتار صحیح چیست؟

ساخت پل بین دو قسمت مغز با داستان‌گویی

تربیت فرزند با توجه به کارکرد مغز

رفتار صحیح

اگر بخواهیم تربیت فرزند ما  با توجه به کارکرد مغز صورت گیرد،‌

راهکار صحیح در این مواقع ساخت پلی بین دو قسمت مغز است،‌ مثلا از دخترمان بخواهیم تا ماجرا را برایمان تعریف کند،‌

موقع تعریف یک ماجرا باید مغز چپ چینش صحیح را تعیین کند.
اول به سمت طویله‌ی گاوها حرکت کردیم
بعدا علف را برداشتیم
علف را نزدیک گاوها بردیم
گاو سرش را نزدیک شما آورد
بعدا هم زبانش را بیرون آورد

….

نقش داستان‌گویی در تربیت

تربیت فرزند با توجه به کارکرد مغز

همین گفتن توالی موجب می‌شود مغز متفکر به کار بیافتد: هیجان با تفکر بیان شود،‌بستر مناسب برای بیان مطالب استدلالی و منطقی فراهم شود.
چند بار که دخترمان این داستان را تعریف کرد ترسش از گاو ریخته می‌شود،‌ مخصوصا با تذکر ما که گاوها برای گرفتن علف از زبانشان استفاده می‌کنند و…

داستان گویی راهی برای برقراری ارتباط بین دو بخش مغز است.  این راهکار نه تنها در کودکان بلکه در نوجوانان و بزرگسالان هم کاربرد دارد.

بعد از یک تصادف،‌یک صحنه‌ی زورگیری،‌یا … تعریف و بازسازی آن صحنه کمک می‌کند که فرد راحت‌تر با آن کنار بیاید و آثار مخرب روحی و روانی آن را کاهش می‌دهد.

استفاده از اسم فرزندمان برای بهبود رفتار او: تربیت فرزند با استفاده از نام او

تربیت فرزند با اسم او یکی از روش‌های تربیت در اسلام است.

همه ما می‌دانیم نام خوب نهادن برروی فرزندان وظیفه‌ی والدین است.

احتمالا شما نیز از این مرحله گذشته‌اید، ولی می‌خواهیم از منظر دیگری به موضوع نگاه کنیم و راه‌کاری بیابیم که از نیروی اسم فرزندمان استفاده کنیم.
شاید بگویید اسم فرزندمان جه نیرویی دارد؟

ما برای این‌که نوزادمان را صدا کنیم و برایش شناسنامه بگیریم یک اسم انتخاب کرده‌ایم،

مثلا حسین یا آرش یا …این چه ربطی به رفتار فرزندما در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی و واقعی دارد؟

نام پدرم

اجازه دهید مطلب را با داستان تولد پدرم ادامه دهم:

سلطان بانو (همان مادر پدرم) تعریف می‌کرد که قبل از تولد پدرم، (که فرزند بزرگش بود) خداوند چندتا بچه‌ی دیگر هم به آن‌ها داده بود.

که همه متاسفانه بعد از به دنیا آمدن در همان چند روز اول از دنیا می‌رفتند و سلطان‌بانو ناراحت و غمگین می‌شد.

فرزند اول، فرزند دوم، فرزند سوم. دیگه طاقتش تمام می‌شود،‌

یک شب که خیلی ناراحت و پریشان بوده خواب می‌بیند که در یک رودخانه افتاده و آب دارد می‌بردش،‌

هر کاری می‌کند نمی‌‌تواند از آب بیرون بیاید،

در حال غرق شدن بوده که می‌بیند یک آقایی سوار بر اسب کنار رودخانه هست،‌ داد می‌زند و کمک می‌خواهد:

” آقا دستم رو بگیر دارم غرق می‌شم” آقا جواب می‌دهند که پای اسب من رو بگیر و بیرون بیا!

وقتی از آب بیرون می‌‌آید تشکر می‌کند و اسم آقا را می‌پرسد،‌ ایشان خودشان را معرفی می‌کنند،‌

حضرت ابوالفضل علیه‌السلام نجاتشان داده بوده است.

بعد از این خواب نیت می‌کند که فرزند آینده‌اش را “دخیل عباس ” پناه برده به حضرت عباس علیه السلام نام گذارد.

لذا اسم پدر من دخیل عباس است.

این داستان را مادر بزرگ من به کرات و برای افراد مختلف تعریف می‌کرد.
یک لحظه خودتان را جای پدرم بگذارید.

کسی که می‌داند زندگی‌اش را از حضرت عباس علیه السلام گرفته است. هر دفعه که صدایش می‌کنند یادش می‌آید که در پناه حضرت ابوالفضل زندگی می‌کند،

اگر مشکلی برایش پیش آید خودش را وابسته به آن بزرگ می‌داند.

هر زمان بخواهد پایش بلغزد یادش می‌آید که منتسب به حضرت عباس است،

لذا رفتارهایش و توقعی که از خودش دارد تغییر می‌کند.

نام هر فرد برایش زیباترین کلمه است!

زیباترین کلمه برای هر فرد اسم اوست.

هر کدام از ما وقتی نام خودمان را می¬شنویم ناخودآگاه حس خوبی پیدا می¬کنیم.

اگر ما نام خوبی داشته باشیم و معنای اسم خودمان را هم بدانیم،‌

آگاهانه یا ناخودآگاه هربار که ناممان را می‌شنویم تلنگری می‌خوریم که باید آن صفت خوب را در خودمان ایجاد کنیم.
پس نام هر فرد این توان را دارد که در رفتارهای او تغییر ایجاد کند.

علاوه بر آن در روایات ما آمده است که اسامی مقدس مانند محمد، علی و… (که خوشبختانه در جامعه ما فراوان است) موجب می‌شود شیطان از فرد دور شود(الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ج‏۶ ؛ص۲۰).
ما می‌خواهیم فرزندمان وقتی در اینترنت‌ است بتواند خودش را کنترل کند،

وقتی در شبکه‌های اجتماعی می‌چرخد بتواند رفتاری درست و صحیح داشته باشد.

 

بخوانید: روش‌های کاهش مضرات اینترنت برای کودکان

سه راه¬کار برای تربیت فرزند با اسم او

شاید بگویید ولی من که چنین داستانی ندارم، اجازه دهید موارد مختلف و راه‌کار ما در هر یک را بررسی کنیم:

  1. اسم مقدس

اگر اسم فرزندتان اسم مقدسی است

(مانند اسامی معصومین علیهم السلام،‌که خوشبختانه بسیار هم در جامعه‌ی ما زیاد است)

مثلا اسمش زهرا است. باید از همین اسم زهرا برای پیوند دادن دخترمان با حضرت زهرا سلام الله علیها استفاده کنیم.

به فرزندمان می‌گوییم که دخترانی که چنین اسم مقدسی دارند مورد نظر و توجه خاص حضرت زهرا علیهاالسلام می‌باشد.

زمان میلاد آن معصوم، فرزندمان را بیشتر درگیر برگزاری مراسم می‌کنیم.

به فرزندمان بگوییم که وجود او با این نام مقدس موجب برکت منزلمان است. به خاطر نام او فقر از خانه‌ی ما می‌رود

(در روایات ما به این موضوع تصریح شده است) .
یادمان باشد که اولین افرادی که باید این اسم را مقدس بدانند،

خود والدین می‌باشند. اگر فرزند من اسمش محمد است،‌ احترام ویژه‌ای باید به این فرزند بگذارم.

اگر قرار است توبیخی هم بکنم نباید در آن از این نام مقدس استفاده کنم.

این برخورد را علاوه‌بر این‌که با فرزند خودمان انجام می‌دهیم با دیگرانی که چنین نام‌های ارزشمندی دارند به کار ببریم، تا فرزندمان ارزش نامش را بداند.
روش برخورد امامان معصوم علیهم السلام هنگامی که فردی به آن بزرگواران می‌گفت فرزندم را محمد، فاطمه و… نام نهاده‌ام برای ما نمونه‌ای عملی است.

به دو مورد از این برخوردها بنگریم:
ابی‌هارون خدمت امام صادق علیه السلام عرض می‌کند که خداوند پسری به او داده است، امام علیه السلام از نام نوزاد می‌پرسند،

عرض می‌کند: محمد، حضرت چون نام محمّد را شنیدند صورتشان را نزدیک به زمین بردند و مى‏فرمودند:

محمّد، محمّد، محمّد تا آن که نزدیک شد صورتشان به زمین بچسبد.

پس ازآن فرموند: جانم، مادرم،پدرم وتمامى اهل زمین فداى رسولخدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم باد،

سپس فرموند: این پسر را دشنام مده و او را مزن،

و با او بدی مکن. خانه¬اى ‏نیست که درآن اسم محمّد باشد مگر آنکه در هر روز پاکیزه و تقدیس می‌‌شود. (الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ج‏۶ ؛ص۳۹)
خداوند به سکونی از یاران امام صادق علیه السلام دختری عطا فرموده بود و او فرزندش را فاطمه نامیده بود.

وقتی خدمت امام صادق علیه السلام این مطلب را عرضه می‌دارد.

حضرتش ضمن دستوراتی، می‌فرمایند حالا که دخترت را فاطمه نامیدی، او را دشنام نده،‌ نفرین نکن و نزن. (الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۶ ؛ ص۴۸)

 

۲٫معنی اسمش چیست؟

اگر اسم فرزند ما بیانگر ویژگی مثبتی است،‌

مثلا حانیه( به معنای با محبت: لقب حضرت زهرا علیهاالسلام)،‌در این صورت معنای اسم فرزندمان را برایش می‌گوییم و او را به این صفت هم می‌خوانیم.

حانیه مهربان و… به او تلقین می‌کنیم که خیلی مهربان هست.

 

برای همین هم از ائمه علیهم السلام به ما دستور رسیده است که اسم با معنی و خوب برای فرزندانمان انتخاب کنیم.

اگر اسم فرزندمان را ” نامی” گذاشتیم می‌گوییم که تو باید نام نیکی از خودت به جا بگذاری!

برای این کار لازم است معنای اسم فرزندمان را بدانیم. برای این‌کار می‌توانیم از گوگل کمک بگیریم.

۳٫ اسم چه کسی را برداشته¬اید؟

اگر ما فرزندمان را به نام پدربزرگ یا مادربزرگمان یا …نامیده باشیم،

باید بگردیم و صفات خوب و برجسته‌ی پدربزرگ یا مادر بزرگمان را برای فرزندمان مستقیم و غیر مستقیم بیان کنیم تا او هم به این صفت آراسته شود.
البته اگر هیچ¬یک از این موارد در مورد اسم فرزندمان صدق نمی¬کند,

کافی است بگردیم و یک فرد هم¬نام او را پیدا کنیم و صفات خوبش را برجسته کنیم.

یادمان باشد که دوست‌داشتنی‌ترین اسم برای هر کس، ‌اسم خودش هست

‌و اگر ما بتوانند کاری کنیم که نام فرزندمان در ذهنش با یک ویژگی خوب پیوند بخورد،‌ او دارای آن صفت خوب خواهد شد.
در مورد نام‌گذاری بیان نمودیم:
• نام خوب برای فرزندمان برگزینم!
• به فرزندمان بگوییم که چرا این نام را برایش برگزیده‌ایم و این نام چه وظایف و جایگاهی را برای او ایجاد می‌کند!

پس یکی از راه‌کارهای تربیت فرزند القاء غیر مستقیم صفات خوب از طریق نام او می‌باشد.
نام فرزندتان را بررسی کنید:

معنای دقیق اسمش چیست؟
چطور می‌توانید صفات خوب را توسط اسمش به او منتقل کنید؟
در این هفته برای انجام این کار برنامه بریزید!

چکار کنم پسرم درس بخواند؟

چکار کنم پسرم درس بخواند ؟  راه های علاقه مند شدن به درس در این نوشتار تاحدودی بررسی می‌شود.

در این مقاله به ۲۴ راه‌کار برای علاقه‌مند   کردن فرزندان به درس‌خواندن پرداخته‌ایم.

با رعایت این موارد فرزندمان بیشتر به درس‌خواندن علاقه پیدا می‌کند و نمرات بهتری را می‌گیرد.
علاقه‌اش به درس‌خواندن بیشتر شده و رابطه‌ی بهتری با ما خواهد داشت.

چکار کنم پسرم درس بخواند ؟ راهکارهای عمومی:

  1. به فرزندمان تا آنجا که می‌توانیم محبت کنیم.

    ابراز محبت والدین به فرزند عامل مهمی در آموزش بهتر اوست. اگر می‌خواهید فرزندی درس خوان،‌با ادب،‌ خوش رفتار و با عزت نفس داشته باشید،
    نیازهای عاطفی او را برآورده سازید.
    برای آشنایی با روش‌های ابراز محبت به فرزندان به مقالات دیگری که در این خصوص در سایت قرار دارد، مراجعه کنید.

    در تحقیقات مختلفی که صورت گرفته،‌ فرزندانی که از سوی والدینشان بیشتر محبت دریافت نموده‌اند،‌وضعیت تحصیلی بهتری نیز داشته‌اند.

    ابراز محبت ما به فرزندمان می‌تواند به صورت: فیزیکی (مثلا در آغش گرفتن،‌بوسیدن،‌ کشتی گرفتن،‌ …)، وقت‌گذاری عمومی ،‌ وقت‌گذاری خصوصی ، انجام کاری برای فرزندمان ، هدیه دادن  باشد.
    هر کدام از این روش‌ها ریزه‌کاری‌ها و دقت‌های زیادی دارد که پیشنهاد می‌کنم با کلیک روی هر عنوان مطالب کاربردی و مفیدی را مطالعه نماییدمثلا اکثر پسران در سنین نوجوانی دوست ندارند توسط والدینشان در آغوش گرفته شوند (مخصوصا در مقابل دوستانشان)‌ آنان این عمل را منافی استقلال شخصیتشان می‌دانند،‌در این شرایط باید از روش‌های دیگر ابراز محبت فیزیکی استفاده نمود..همچنین پیشنهاد می‌کنم با تهیه کتاب “تربیت به روش سلطان‌بانو” و مطالعه فصل چهارم آن،‌ با صورت کامل با راهکارهای ابراز محبت آشنا شوید.

    تربیت به روش سلطان‌بانو

  2. تکالیف را فراموش نکنیم:

    به فرزندمان یاد بدهیم فهرست تمام تکالیفش را بنویسد
    و هر کدام را انجام داد خط بزند! (یا درکنارش تیک بزند)
    با تیک کردن هر تکلیف, او روحیه بهتری می گیرد.
    مخصوصا اگر حجم تکالیف زیاد باشد!

    علاوه بر این او  تکالیفش را فراموش نمی کند.
    همچنین از این فهرست برای برنامه ریزی و اولویت بندی تکالیف می تواند استفاده نماید.

  3. هر شب باید فرزندمان لوازم فردا را در کیفش قرار دهد و در کیفش را ببندد.

    خیلی وقت‌ها بردن تکالیف انجام شده فراموش می‌شود.
    نبردن تکالیف موجب شرمنده شدن فرزندمان در مدرسه می شود. ممکن است فرزندمان نسبت به انجام تکالیف بی انگیزه شود.

    چکار کنم پسرم درس بخواند

    چکار کنم پسرم درس بخواند

    چکار کنم پسرم درس بخواند ؟ مطالعه بهتر و بیشتر

  4. برای درس خواندن و انجام تکالیف فرزندمان یک مکان ثابت تعیین کنیم.

    این‌چنین او شرطی می‌شود و در آن مکان به راحتی به درس‌خواندن می‌پردازد.
    زمان و مکان یکسان برای مطالعه و انجام تکالیف به تمرکز بالاتر فرزندمان کمک می کند.

  5. مکان مطالعه روبروی تلویزیون نباشد. تلویزیون عامل حواس پرتی فرزندمان می‌شود.

    درس‌خواندن با تماشای تلویزیون ممکن نیست.
    اگر قرار است فرزندمان فیلم مورد علاقه اش را ببیند, باز بودن کتاب و دفتر به او کمکی نمی کند,  و اگر قرار است فرزندمان مشغول درسخواندن باشد, روشن بودن تلویزیون برایش مفید نیست.

    پیشنهاد می‌کنم دو مقاله زیر را در این خصوص مطالعه نمایید.
     روش‌های کاهش مضرات اینترنت برای کودکان
    و تبلت و کودکان

  6. مکان مطالعه با نور کافی و بدون صدای مزاحم باشد.

    برای راحت‌تر کردن کار فرزندمان در خواندن درس‌هایش فضای مناسب را به او پیشنهاد کنید.
    نور مناسب باعث می شود چشم فرزندمان دیرتر خسته شود, و او بتواند ساعات بیشتری به مطالعه مشغول باشد.
    اگر در محل مطالعه ن سر و صدای زیاد باشد, موجب کاهش تمرکز فرزندمان می شود و بهره وری او کاهش می یابد.

  7. در مکان مطالعه تمام لوازم مورد نیاز برای مطالعه‌ی فرزندمان را آماده کنید:

    لوازم التحریر،‌دفترها،‌کتاب‌ها و هر چیزی که هنگام درس خواندن به آن نیاز دارد.

    خیلی وقتها نبودن وسایل مورد نیاز در کنار فرزندمان موجب بلند شدن او از سر درس می شود, بلند شدنی که موجب از دست رفتن تمرکز او می شود.
    میدانیم که برای رسیدن به تمرکز نیاز به صرف انرژی و زمان داریم, بلند شدن از سر مطالعه باعث می شود تمرکز ما به هم بخورد و لازم باشد دوباره انرژی صرف کنیم!

  8. مکان مطالعه تمیز و مرتب و خالی از لوازم اضافه باشد.

    وسایل اضافی موجب حواس پرتی و اتلاف وقت است!
    بررسیها نشان می دهد میز خلوت تر موجب بالا رفتن بهره وری و تمرکز است.
    اگر قرار است فرزندمان یک ساعت مشغول مطالعه باشد, در آن یک ساعت نباید موبایل یا هر “وسیله حواس پرت کن ” در کنار او باشد!

  9. موج ها را بشناسیم  بهترین زمان مطالعه برای فرزندمان را بیابید:

    برخی انسان‌ها صبح اول وقت هوشیاری بالاتر دارند و برخی عصر‌ها یا ….
    معمولا صبح باانرژی هستیم, احساس مثبتی داریم و کارایی بالاتر
    عصرها یک فرود داریم, خوابمان می گیرد و کاراییو تمرکز پایین تری داریم
    دراوایل شب دوباره با انرژی می شویم, حوصله و تمرکز و دقتمان بالا میرود.
    اگر بتوانیم مدل شخصی فرزندمان را بیابیم, می توانیم به او کمک کنیم تا در زمان هایی که راندمانش بالا است کارهای سختتر را انجام دهد و در زمان های دیگر استراحت یا تکالیف راحتتر را. با یافتن بهترین زمان، فرزندتان را تشویق کنید در آن زمان‌ها درس بخواند.
    در کتاب When: The Scientific Secrets of Perfect Timing انسان ها به سه دسته تقسیم شده اند:
    “چکاوک”: انسان هایی که سحرخیزند و در سر صبح احساس شادابی و سرزندگی می کنند
    “جغد”: آدم هایی که تا دم عصر انرژی خوبی ندارند ولی در عصرها و شب ها توانشان زیاد است.
    “پرنده سوم”: آنان که در دو گروه بال اجا نمی گیرند و زمان پرانرژی بودنشان متغییر است.
    حالا اگر برای چند روز میزان انرژی و سرحالی فرزندمان را یادداشت کنیم بهتر می یابیم که الگوی میزان انرژی او چگونه است. با این اطلاعات برنامه ریزی نمودن برای فرزندمان آسانتر می شود.

  10. توصیه کنید در ابتدا که انرژی بیشتری دارد: با سخت‌ترین درس یا تکلیف مطالعه را آغاز نماید.

  11. هر وقت خسته شد و خواست از سر درس بلند شود به خودش بگوید فقط ۵ دقیقه بیشتر مطالعه می‌کنم.
    این کار باعث می‌شود هم توانایی  و تسلط بر خودش بیشتر شود و هم بیشتر درس بخواند!

  12. بعد از هر ۴۵ دقیقه (یا ۳۰دقیقه: برای کودکان ابتدایی) ده دقیقه استراحت کند.

    زمان مطالعه کمتر از نیم ساعت خیلی مفید نیست.زمان استراحت و مطالعه را با یک تایمر (مثلا تایمر آشپزخانه)‌ اندازه بگیرید!
    تحقیقات نشان داده است یک دوره زمانی مطالعه مستمر و بعد یک استراحت کمک بسیاری به یادگیری بهتر می‌نماید.  در این خصوص مطالعه نمایید : مقابله با تنبلی فرزند مان

  13. اگر فرزندمان کوچک است (سال‌های اول دبستان) ممکن است دوست داشته باشد در کنارش باشید.

    به خواستش احترام بگذاریم و هنگام درس‌خواندن و انجام تکلیف مدرسه پیش او بمانیم،‌
    ولی در کارش دخالت نکنید: شما هم بنشینیم و کتاب بخوانید!

  14. یادداشت‌برداری را به فرزندمان بیاموزید:

    با کلمات کوتاه- تمیز و با استفاده از علائم اختصاری. یادداشت برداری فرزندمان را به درس‌خواندن علاقه‌مند می‌کند.پیشنهاد می‌کنم ترسیم و استفاده از نقشه ذهنی را از همین حالا به فرزندتان بیاموزید.

    چکار کنم پسرم درس بخواند

    چکار کنم پسرم درس بخواند

    چکار کنم پسرم درس بخواند؟ راز شاگرد اول شدن : امتحان دادن بهتر

  15. برای گذراندن بهتر امتحانات:

    به فرزندمان بیاموزیم که در جلسات پایانی کلاس ارتباطش را با معلم حفظ کند
    و قبل از امتحان از معلم راهنمایی بخواهد.

  16. در روزهای قبل از امتحان از فرزندمان بخواهیم نمونه سوال‌های مهم را دربیاورد.

  17. قبل از امتحان در فرزندمان آمادگی روانی لازم را فراهم کنید.

    به فرزندمان بگوییم که باید تا حد توانمان تلاش کنیم ولی برای گرفتن نتیجه از خداوند کمک بخواهیم.
    و به خوداوند توکل کنیم.
    در ایام امتحانات سعی کنیم فضای خانه را شاداب و با طراوت نگه داریم،‌ با همسرمان هم در این زمینه صحبت کنیم.

    خوردن برخی از خوراکی‌ها نیز به بهبود شرایط روحی فرزندمان کمک می‌کند : مثلا خوردن دم‌کرده گل‌گاوزبان و سنبل طیب

    گل‌گاوزبان: دمنوشی برای آرامش!

  18. شب قبل از امتحان محیط مناسب برای استراحت کافی فرزندمان را فراهم کنید.

    مثلا معطر کردن اتاق خواب او با پاشیدن گلاب به خواب بهتر او کمک می‌کند.
    راهکارهای دیگر برای داشتن خواب خوب را در این مقاله مطالعه نمایید:
    اثر کالای خواب بر کیفیت خواب: چطور فرزندانمان خواب بهتری داشته باشند؟
    بالابردن کیفیت خوابهمچنین می‌توانید فیلم وبینار “چطور فرزندانمان خواب خوبی داشته باشند؟” را نیز تهیه کنید.
    مطالعه مقاله راهکار عملی درمان دیر خوابیدن کودکان

  19. سعی کنیم در صورت امکان فرزندمان در آزمون‌های آزمایشی شرکت کند.

  20. خودمان در فضای خانه اضطراب ایجاد نکنیم.

    در زمینه ایجاد آرامش در منزل این دو مقاله را بخوانید و به کار ببندید.
    هوای تازه! قسمت اول  و هوای تازه! قسمت دوم

  21. فرزندمان را با هر نمره و هر سطح تحصیلی قبول کنیم. نمره‌ی پایین دلیلی برای نامهربان بودن با او نیست.
    درعوض او را تشویق کنیم و به تلاش فرزندمان برای آموختن بها دهیم نه نمره و معدل و کارنامه.
    اینچنین فرزندمان نه برای خوشنودی ما بلکه برای آموختن درس می‌خواند.
    پیشنهاد می‌کنم مقاله تشویق را مطالعه کنید که به این موضوع پرداخته است. تشویق

  22. شب قبل از امتحان از غذاهای مناسب استفاده کنیم: کم حجم و مفید برای حافظه.

    برای خوراکی‌های مفید برای مغز لطفا این مقالات را حتما مطالعه کنید:
    غذاهای مفید برای تقویت هوش  و تقویت حافظه با خوراکی‌های مفید! و چگونه عقل خود را زیاد کنیم ؟

    عقل خود را زیاد کنیم

    با خوردن به عقل خود را زیاد کنیم

  23. فرزندمان در روز امتحان لباس مناسب بپوشد.

    احساس گرما یا سرما روی بازده فرزندمان هنگام امتحان اثر دارد.
    همچنین لباس هایی که گردش خون را مختل می کند(مانند لباس های تنگ و چسبان) باعث کاهش اختلال در رسیدن اکسیژن به بدن و نتیجتا کاهش تمرکز و هوشیاری است.

  24. در روز امتحان کمی مواد غذایی کم‌حجم و مفید (مثل کشمش و مویز)‌در جیب فرزندمان بگذاریم.

    خوردن این مواد هم باعث بالا رفتن قند خون می‌شود و علاوه‌برآن باعث رفع خستگی و تغییر ذائقه فرزندمان هم می‌گردد.
    البته باید دقت داشت که استفاده از قندهای صنعتی موجب بالا رفتن یکباره قند خون و به تبع آن آزاد شدن انسولین و کاهش شدید قند خون است. لذا باید از موادی که دارای قند طبیعی و با زمان  آزادشدن طولانی است استفاده نمود. برای این کار باید به گلایسمسک ایندکس یا شاخص گلوکز توجه نماییم و موادی با شاخص گلوکز پایین را انتخاب کنیم.

چکار کنم پسرم درس بخواند؟

در این مقاله گفتیم که ” چگونه کودکان را به درس خواندن علاقه مند کنیم” و راه های علاقه مند شدن به درس را بررسی نمودیم.

ضمن تشکر از شما بخاطر مطالعه کامل این مقاله،‌ از شما دعوت می‌کنم برای آگاهی از راهکارهای اساسی تربیت فرزند در عصر شبکه‌های اجتماعی،‌ کتاب ” تربیت به روش سلطان بانو ” را  مطالعه و به راهکارهای ارائه شده در آن عمل نمایید.
اگر می‌خواهید از راهکارهای اساسی تربیت فرزند که توسط سلطان بانو به کار گرفته شده است اطلاع یابید: لطفا روی عکس کتاب کلیک کنید.

تربیت به روش سلطان بانو

فرزندمان را سعادتمند کنیم! زیارت رفتن یک روش تربیت شیعی

زیارت معصومین علیهم السلام  راهی برای تغییرات عمیق

چند سال قبل داشتم با اتوبوس از کاشان به تهران می‌‌آمدم,

حدودا دو هفته‌­ای تا اربعین فاصله بود,

یکی از مسافران از راننده تقاضا نمود که او را کنار جاده­‌ی فرودگاه پیاده کند,

می­گفت می­خواهد با هواپیما به کربلا برود

و هم­سفرهایش آنجا می­آیند دنبالش و….  بغل دستی من که این صحبت را شنید شروع به تعریف داستان خودش کرد,

پسر جوانی بود حدود ۲۵-۲۶ ساله به نظر می‌­رسید,

می­‌گفت چند سال قبل که صدام رفته بود و بدون پاسپورت و ویزا می­‌شد رفت عراق, به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شده است,

و از آن به بعد مشروبات الکلی را کنار گذاشته است.

 

شبیه این داستان را خیلی از زائرین کربلا دارند.

رفتن به کربلا, در رفتار و نگرششان تغییرات زیادی داده است!

این مطلب در روایات هم آمده است:

کسی که به زیارت امام حسین علیه السلام برود, اگر از نگون­بختان باشد, سعادتمند می­شود.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا لِمَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع زَائِراً عَارِفاً بِحَقِّهِ غَیْرَ مُسْتَنْکِفٍ وَ لَا مُسْتَکْبِرٍ قَالَ یُکْتَبُ لَهُ أَلْفُ حِجَّهٍ مَقْبُولَهٍ وَ أَلْفُ عُمْرَهٍ مَبْرُورَهٍ وَ إِنْ کَانَ شَقِیّاً کُتِبَ سَعِیداً وَ لَمْ یَزَلْ یَخُوضُ فِی رَحْمَهِ اللَّهِ. (کامل الزیارات ؛ ؛ ص۱۴۵)

سعادتمندی فرزند با زیارت امام حسین علیه السلام

زیارت امام حسین علیه السلام و اثر آن در تربیت فرزند


سعادتمندان چه خصوصیاتی دارند؟

در این زمانه چطور از اینترنت و شبکه های مجازی استفاده می­‌کنند؟

آیا نمی­‌خواهیم فرزند ما سعادتمند باشد:

در شغلش, در زندگی خانوادگی, در روابطش با دوستانش, و …

سعادتمندان در همه­ عرصه­‌های زندگی موفقند!

اگر در شبکه­های اجتماعی هم بروند استفاده­ای به جا و مناسب و مفید از آن وسایل می­‌کنند!

البته این ویژگی تنها مختص به حضرت سیدالشهداء علیه السلام نیست,

زیارت هر یک از امامان معصوم علیهم السلام  در روح و جان انسان اثر مثبت و مفید می­گذارد.

 

بگوییم کجا می­‌رویم!

ما خیلی وقت­‌ها به زیارت ائمه معصوم علیهم السلام می‌‌رویم,

کمتر خانواده­‌ی ایرانی است که تا کنون به پابوسی امام هشتم علیه السلام نرفته باشد.

زیارت رفتن و به زیارت بردن فرزندانمان راهی است برای ایجاد و تقویت محبت خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در جان فرزندانمان.

خود حضور در کنار مراقد مطهر ائمه معصومین علیهم السلام موجب تغییر در زائر می­شود.

البته خوب است ما از این فضا استفاده کنیم و فرزندانمان را با مقامات امامان آشنا کنیم.

به این منظور هنگام برنامه­‌ریزی برای سفرهای زیارتی, قبل از سفر زمانی را برای آشنا نمودن فرزندانمان با امامان معصوم علیهم السلام (خصوصا امامی که به زیارتش می­رویم) اختصاص دهیم.

برای مثال موارد زیر را برحسب سن و فهم فرزندمان به او بگوییم:

  1. بهترین فرد در بین همه­‌ی انسان­ها پیامبر اکرم صلی­‌الله علیه و آله و سلم است, خداوند متعال برای راهنمایی انسان­ها ایشان را به پیغام­آوری خود انتخاب کرده است. و ما باید از ایشان قدردانی و تشکر کنیم.
  2. بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ایشان دوازده جانشین برای خود تعیین نمودند. آن بزرگواران نسبت به ما بسیار با محبت و مهربان هستند.
  3. هر چیز خوبی که به ما می­‌رسد, به خاطر وجود ایشان است.
  4. امامان ما علیه السلام صدای زیارت­‌کنندگان را می­‌شنود و سلامشان را جواب می­‌دهد, پس ما باید وقت زیارت خیلی دقت کنیم, با احترام با امام صحبت کنیم و بدانیم که مورد توجه و نظر ایشان هستیم.
  5. امامان ما به کسانی که به زیارتشان می­‌روند محبت ویژه دارند,
  6. خوب است وقتی به زیارت امامان می‌­رویم در کنار حرم آن بزرگواران برای آینده­ی خودمان دعا کنیم.
  7. از امامی که به زیارتش رفته­ایم بخواهیم که آینده­ی زندگی ما خوب و مورد رضایت ایشان باشد.
  8. امامان ما از این­که ما کار اشتباه انجام دهیم, ناراحت می­‌شوند, ما باید برای تمام اشتباهاتمان ازامام عذرخواهی کنیم, و قول دهیم که دیگر موجب ناراحتی ایشان نشویم.
  9. قسمت­‌هایی از زیارت­‌های آن بزرگواران را برای فرزندانمان توضیح دهیم.
نقش زیارت ائمه اطهار علیهم السلام در تربیت فرزند

نقش زیارت ائمه اطهار علیهم السلام در تربیت فرزند

ادب حضور : آداب زیارت را به فرزندمان یاد دهیم.

هنگام زیارت هم خودمان آداب زیارت را رعایت کنیم, و هم فرزندانمان را (در حد توانشان) به رعایت آداب زیارت توصیه کنیم. (مجموعه‌ای از این آداب در کتاب مفاتیح الجنان آمده است) مثلا:

  1. غسل زیارت:

    قبل از حرکت از منزل و نیز قبل از رفتن به زیارت امام, خوب است غسل کنیم.

    غسل زیارت بهانه­‌ای است که فرزندمان با مفهوم غسل کردن و احکام غسل کردن آشنا شود.

 

۲-لباس نو و تمیز:

بگوییم که برای زیارت رفتن این لباس نو را کنار گذاشته‌­ایم,

و یا چون می­‌خواهی زیارت بروی باید لباست تمیز باشد.

 

۳-وضو گرفتن:

قبل از زیارت وضو بگیریم و فرزندمان را هم توصیه کنیم وضو بگیرد.

 

۴-صلوات و ذکر در طول مسیر:

در طول مسیر رفتن به حرم, معنای صلوات و اذکار را به فرزندمان بگوییم,

و او را به گفتن آن تشویق کنیم.

 

۵-اذن دخول طلبیدن:

بگوییم که حرم­ها مانند خانه­ امام است و باید برای ورود به آن­ها از صاحب خانه اجازه بگیریم.

اذن دخول همان اجازه گرفتن است.

خوب است که معنای زیبای عبارات اذن دخول را برای فرزندانمان بگوییم.

 

۶-بوسیدن آستان مقدس:

وقتی به آستان امام علیه السلام رسیدیم,

عتبه­‌ی مقدس را ببوسیم. فرزندمان نیز از ما خواهد آموخت.

 

۷-خواندن نماز زیارت:

بعد از زیارت با توجه به حوصله‌­ی فرزندمان نماز زیارت را بخوانیم.

شاید بهتر باشد اگر فرزندمان همراه ماست و حوصله­‌اش سر رفته است,نماز زیارت را مختصرتر بخوانیم.

 

۸-توبه:

به فرزندمان بگوییم که حرم مطهر ائمه علیهم السلام محلی برای تغییر در رفتار است.

اگر به زیارت رفتیم باید کارهای ناشایستمان را ترک کنیم.

از امام بخواهیم کمکمان کند که بتوانیم کار اشتباهمان را کنار بگذاریم.

 

۹-صحبت کردن با امام:

چند دقیقه‌­ای هم خودمان با مولایمان صحبت کنیم و هم از فرزندمان بخواهیم که در دل نجوایی داشته باشد.

بدانیم که در محضر امام هستیم,

و تمام صحبت­‌هایمان مورد توجه­‌ی امام می­باشد

و ایشان با اجازه­‌ی خداوند می­‌تواند خواسته‌­های ما را برآورده نمایند.

 

۱۰-موقع برگشت, با احترام از کنار ضریح بیرون بیاییم و پشتمان را به ضریح نکنیم.

این دستور را به فرزندمان هم یاد بدهیم.

 

۱۱-فرزند ما باید حالت خضوع و خشوع ما را در کنار آن مکان­‌های آسمانی ببیند.

 

خلاصه

اگر می‌خواهیم فرزندمان را در این دوران خوب تربیت کنیم،‌

راهی به جز ایجاد محبت اهل بیت علیهم السلام در جان و قلب او نداریم،

یک راه ایجاد محبت این خاندان بردن او به زیارت ائمه اطهار علیهم السلام است،‌

با رعایت راه‌کارهای گفته شده در بالا می‌توانیم اثربخشی این زیارت‌ها را بیشتر کنیم.
دیگر راه‌کارهای ایجاد محبت اهل بیت علیهم السلام در فرزندمان را در مقالات زیر پیگیری نمایید.

 

 

تربیت فرزند با محبت اهل بیت علیهم السلام, اثرات محبت امیرالمومنین و فرزندانشان علیهم السلام بر رفتار فرزندانمان

پیرمرد را همه‌ی شهر می‌شناختند، احترامش می‌گذاشتند،‌

سنش زیاد بود،‌ ولی این تنها دلیل جایگاه برجسته‌اش نبود،

  “جابر بن عبدالله انصاری” تنها بازمانده‌ی اصحاب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بود.

به همین خاطر حکومت وقت هم جرات تعرض به او را نداشت.

جابر هم از این فرصت استفاده می‌کرد و در کوچه‌های مدینه می‌گشت و می‌گفت:

علی علیه السلام بهترین انسان‌هاست،‌ و هر کس از این سخن رو برگرداند کافر است،‌
ای جماعت انصار،‌فرزندانتان را با محبت امیرالمومنین علی علیه السلام پرورش دهید!

تربیت فرزند با محبت اهل بیت علیهم السلام: تربیت فرزند یا محبت امیرمومنان علیه السلام

یکی از راه کارهای مهم در پرورش فرزند, تربیت فرزند با محبت اهل بیت علیهم السلام و

ارتباط دادن او با ائمه­ اطهار علیهم السلام است.

محبت اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  کیمیایی است که مس وجود انسان­ها را طلا می­‌کند.

ارتباط قلبی بین هر انسانی با این خاندان پاک، موجب می‌شود انسان از ناپاکی‌ها و کجی‌ها و انحرافات به دور بماند،

خصوصا  در این عصر که ما پدر و مادرها تسلط و اشراف کم‌رنگ‌تری نسبت به فرزندان داریم.

خداوند متعال از امیرالمومنین و اولاد ایشان علیهم السلام به عنوان”العروه الوثقی” طناب مستحکم نام می­برند,

طنابی که درافتادگان در چاه غفلت اگر به آن چنگ زنند,نجات می­ یابند و تا زمانی که دستشان به این طناب است از هر خطری در امان هستند.

این مقاله به بررسی اثر محبت اهل بیت علیهم السلام در تربیت فرزندانمان می‌پردازد.

چه اتفاقی می‌افتد که وقتی محبت این خاندان در دل آلوده‌ترین انسان‌ها می‌افتد،‌ به ناگاه رفتارهایش تغییر می‌کند؟

در ابتدا به اثرات دوست داشتن و دوست بودن (با هر کس چه اهل بیت علیهم السلام و چه دیگران) در تربیت فرزندمان می‌پردازیم

و سپس از نقش تربیتی محبت اهل بیت علیهم السلام صحبت خواهیم نمود.

اثر ناخودآگاه محبت

اثر دوست در تربیت فرزند با محبت اهل بیت علیهم السلام

تربیت فرزند با محبت اهل بیت علیهم السلام: اثر دوستی

یک تمرین

چند ثانیه فکر کنید و نام پنج نفر از اطرافیانتان را که دوستانه‌ترین رابطه را با شما دارند تصور کنید:

نوع پوشش،‌ میزان تحصیلات،‌ اخلاق و رفتار،‌ نوع تفریحات و حتی میزان درآمد ماهیانه‌ی شما در غالب اوقات بین این پنج نفر قرار دارد.

درآمد شما غالبا نمی‌تواند از بیش از پردرآمدترین و یا کم‌تر از کم‌درآمدترین این افراد باشد.

من در برخی سمینارها از افراد می‌خواهم این آزمایش را انجام دهند،

همواره مشخصات شرکت‌کنندگان بین مشخصات دوستان نزدیکشان می‌باشد!

 

لطفا شما هم امتحان کنید!

 

لطفا شما هم این آزمایش را برای خودتان انجام دهید! نوع پوشش ، سبک زندگی،‌ نوع گذراندن اوقات فراغت،‌ … خودتان را با نزدیک‌ترین دوستانتان مقایسه کنید:

  • معمولا خانمی که با پوشش چادر در اجتماع ظاهر می‌شود: حداقل یکی از دوستان نزدیکش چادری می‌باشد!
  • آقایی که درآمدش ماهی ۳ملیون تومان است: دوستانی داردکه درآمدشان بیش از این مقدار می‌باشد!
  • فردی که سیگاری است: لااقل یکی از دوستان نزدیکش هم سیگار می‌کشد!

آیا این مطلب در مورد خصوصیات شما هم صادق است؟

شاید تا به حال به آن فکر هم نکرده باشید ولی واقعیت این است که ما از دوستانمان ناخودآگاه اثر می‌گیریم!

شاید شما هیچ‌گاه با دوست نزدیکتان در مورد میزان درآمدش صحبت نکرده باشید،‌

ولی همین دوستی و محبت ناخودآگاه باعث می‌شود میزان درآمد شما کاهش یا افزایش یابد.

با این توصیف ما چه کسی را برای دوستی با فرزندمان انتخاب کنیم؟

آیا هوشمندانه نیست که محبت  بهترین، پاک‌ترین، درست رفتار‌ترین، دانشمندترین، با ادب‌ترین و … انسان‌های جهان را در قلب فرزندمان بیاندازیم؟

اگر اعتقاد داریم اهل بیت علیهم السلام از هر نظر در بالاترین سطح کمالات قرار دارند،‌ عاقلانه‌ترین کار این است که فرزندمان را با آن بزرگواران دوست کنیم تا از آنان رنگ و آب بگیرد!

اگر بتوانیم فرزندمان را با آن بزرگان دوست کنیم،‌ آن وقت ناخودآگاه او هم به سوی کمالات کشیده می‌شود.

یکی از راه‌های ایجاد و تقویت محبت اهل بیت علیهم السلام  بردن فرزندانمان به زیارت اهل بیت علیهم السلام است:

 

انتخاب رفتار به خاطر دوستان!

 

تربیت فرزند با محبت اهل بیت علیهم السلام

تربیت فرزند با محبت اهل بیت علیهم السلام: به خاطر دوستان

خیلی وقت‌ها من حوصله‌ی استخر رفتن را ندارم،

ولی وقتی می‌بینم دوستانم دارند استخر می‌روند من هم ترغیب می‌شوم که بروم!

یا به دلیل اینکه آنها دوست دارند کاری را انجام دهم،‌ من هم به آن کار علاقه‌مند می‌شوم!

وقتی کسی را دوست داریم،‌ سعی می‌کنیم به هر طریق خوشحالش کنیم،

اگر بدانیم کاری را دوست دارد انجام می‌دهیم و از آن‌چه او را ناراحت می‌کند دوری می‌کنیم.

 

اثر محبت امام زمان در رفتار فرزندمان

این کار من امام را خوشحال میکند یا ناراحت؟

وقتی می‌خواهیم کاری را انجام دهیم

پیش خودمان فکر کنیم که آیا این کار امام زمان علیه السلام را خوشحال می‌کند یا ناراحت؟

اگر دیدیم آن کار موجب ناراحتی امام زمان علیه السلام می‌باشد،

از خودشان برای ترک آن کمک بگیریم. اگر ارزش محبت اهل بیت علیهم السلام را بدانیم

و بیابیم که اعمال ناشایست ما موجب آزردن آن بزرگان می‌شود،

و رابطه‌ی محبت‌آمیز ما را تهدید می‌کند،‌دست از خطا باز می‌داریم.

از طرف دیگر وقتی می‌دانیم امام زمان علیه السلام از نماز اول وقت ما خوشحال می‌شوند،‌

به خاطر خوشحال کردن آن آقا هم که شده،‌نمازهایم را اول وقت می‌خوانم.

اگر دوست داشتید رابطه‌ی بین خودتان و امام زمان علیه السلام هم بهتر شود پیشنهاد می‌کنم این مقاله را مطالعه نمایید:

پس اگر بتوانیم محبت اهل بیت علیهم السلام را در قلب فرزندمان جای دهیم،‌ رفتارهای او هم اصلاح می‌شود،

به خاطر این دوستی کارهای اشتباه را کنار می‌گذارد و به سوی رفتارهای پسندیده سوق می‌یابد!

اثر دوستی اهل بیت علیهم السلام در تربیت فرزندان, تربیت فرزند با محبت اهل بیت علیهم السلام

حضرت امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه فرموده‌اند:

لا یـُقـاسُ بـِآلِ مـُحَمَّدٍ (صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ) مِنْ هذِهِ الاُْمَّهِ اَحَدٌ 

خاندان پیامبر علیهم السلام را نمیتوان با هیچ یک از مسلمانان مقایسه نمود, 

با این حساب نباید دوستی با اهل بیت علیهم الالسلام را مانند دوستی با دیگر انسان‌ها دانست. سازوکار اثربخشی محبت این خاندان بر رفتار ما و فرزندانمان از قدرت ذهن و عقل بشر فراتر است. آنچه در این مختصر از آن صحبت می‌کنیم، مختصری است از آثار این محبت بر ما!

 

نگاهی به این مقاله بیاندازید:

امنیت در کجاست؟

برای در امان بودن از مشکلات چه کنیم؟

چه رفتاری با فرزندمان داشته باشیم که او در زندگی از لغزش‌ها و سقوط‌ها مصون باشد؟

مکاتب مختلف روانشناسی و تربیتی هیچ‌یک نمی‌توانند تضمینی صددرصد در تربیت انسان‌ها ارائه دهند،‌

تنها خداوند است که راهی در مقابل انسان‌ها قرار داده است که در صورت بودن در آن مسیر سعادتشان تضمین است!

خداوند متعال ما را امر نموده است که به ریسمانی چنگ زنیم که مطمئن است:

به اهل بیت پیامبر متمسک شویم و مطمئن باشیم که تا دستمان به دامن آن بزرگان است،‌در هیچ دره‌ای سقوط نمی‌کنیم.

به کجا اتکا کنیم؟

محبت اهل بیت علیهم السلام تضمین نجات فرزندمان

 برای آشنایی با راه‌های ایجاد محبت امام زمان علیه السلام در فرزندمان مطالعه مقاله زیر توصیه می‌شود:

 

چطور از اهمال کاری فرزندمان جلوگیری کنیم؟ مقابله با تنبلی فرزند مان

تنبلی فرزند: مشکلی آشنا

آیا شما هم با این مشکل مواجه هستید: تنبلی فرزند ؟

پسرم سوم دبستان است،
چهارشنبه‌ها که تعطیل می‌شود، تا عصر روز جمعه مشغول بازی و تلویزیون نگاه کردن و وقت‌کشی است،
آخر روز جمعه با گریه و ناراحتی، به خاطر این‌که فردا معلم دعوایش نکند،
 
تکالیفش را انجام می‌دهد، هر چی هم بگوییم سر درست بشین و زودتر کارهایت را انجام بده گوش نمی‌کند
!

 

من دو تا دختر دارم،
هر دوتا هم دبستانی، هیچ‌وقت لباس‌هایشان را در کمدشان یا جا لباسی نمی‌زنند،
کتاب و دفتر و وسایلشان هم توی خونه پخش است، هر چی می‌گویم مرتب باشید،
اتاقتان را مرتب کنید، وسایلتان را از اتاق بیرون نیاورید و … اثر ندارد

پسرم شب‌ها مسواک نمی‌زند،
هر چقدرهم می‌گویم که دندان‌هایت خراب می‌شود و … فایده ندارد،
یک شب مسواک می‌زند، شب‌های بعد تنبلی می‌کند
.

 

این مثال‌ها برای شما آشنا است؟
اگر فرزندانمان کارهایشان را سر وقت انجام نمی‌دهند، چه کار کنیم؟
این مقاله راهکارهای عملی رفع این مشکل را بیان می‌نماید
.

 

اگر از تنبلی فرزندتان در درس‌خواندن خسته شده اید این مقاله را هم بخوانید:

https://goo.gl/i3Wb54

 

 

 

تنبلی فرزند : اتاق بهم ریخته ، شلختگی فرزندان

اهمال کاری فرزندانمان

۱-    اهمال کاری مهم نیست!

چرا اهمال کاری خیلی هم مهم است!

ولی نه انقدر که رابطه‌ی شما و فرزندتان را خراب کند.

 

درس نخواندن،‌ غذانخوردن، نامرتب بودن اتاق، حتی مسواک نزدن نباید باعث شود که رابطه‌ی ما و فرزندمان خراب شود.

ما فرزندمان را دوست داریم، حتی اگر کار بدی هم بکند، بازهم دوستش داریم.

ما فرزندمان را به‌خاطر زبر و زرنگ بودنش دوست نداریم:

خودش را دوست داریم، و چون دوستش داریم می‌خواهیم کارهایش را درست و به موقع انجام دهد.

 

اولین راه‌کار برای داشتن فرزندی زرنگ و مسئولیت شناس،‌ایجاد و تقویت رابطه‌ی محبت‌آمیز بین خودمان و فرزندمان می‌باشد.

راهکارهای ابرای محبت به فرزندانمان در این مقالات بررسی شده است.

 

 

ما در این نوشتار به راه‌کارهایی اشاره می‌نماییم که بدون تخریب این رابطه، فرزندمان هم تنبلی را کنار بگذارد.

۲-    اهمال کاری مهم است!

سال‌ها پیش مادری گله داشت، می‌گفت:

تا پیش پسرم نشینم و مرتب بهش نگم درست را بخوان! او درس نمی‌خواند.”

آن پسر تا پنجم دبستان بیشتر درس نخواند، و الان هم نه در شغل موفق است و نه در روابط اجتماعی و نه در روابط خانوادگی!

هیچ وقت مسئولیت‌پذیری را تمرین نکرده است.
ما به عنوان پدر و مادر موظفیم فرزندمان را مسئولیت‌پذیر بزرگ کنیم.

با اصرار و التماس و دعوا کار پیش نمی‌رود،‌

فرزندمان انگیزه‌ی کافی برای انجام کار پیدا نمی‌کند و

 


پس اهمال کاری را باید جدی بگیریم،‌ و آن را درمان کنیم.

 

۳-    خودمان الگو هستیم!

به فرزندمان نگوییم من که در سن تو بودم، خیلی درس‌خوان بودم،‌

یا هر شب مسواک می‌زدم یا ….

فرزند ما به گذشته نگاه نمی‌کند،‌ الان چطور هستیم؟

فرزندمان می‌بیند آیا پدر و مادرش الان کارهایشان را سر وقت انجام می‌دهند؟

آیا نسبت به مسواک زدن دقت دارند؟ یا ….
اگر خودمان اهمال کار هستیم،‌پیشنهاد می‌کنم کتاب بسیار خوب و روان از شنبه نوشته‌ی آقای بهرام‌پور را مطالعه نمایید.

در آن کتاب به طور مفصل به راه‌کارهای درمان اهمال‌کاری پرداخته شده است.

۴-    زمان خاکستری نباشد!

وقتی کار مشکل و مهمی داریم، به جای انجام دادن آن سراغ انجام کارهای ساده‌تر می‌رویم.

نمی‌توانیم بی‌کار بشینیم، عذاب وجدان می‌گیریم،

ولی وقتی به کار دیگری سرگرم هستیم، خیلی بد نیست،

نه آن عذاب وجدان را داریم و نه آن کار سخت را انجام می‌دهیم.

برای همین هم فرزندمان تکالیفش را می‌برد جلوی تلویزیون انجام دهد،

تا هم از مواهب تلویزیون بهره‌برده باشد و هم به خودش (و دیگران) بگوید مشغول انجام تکالیف مدرسه هستم.

متاسفانه این روش وقت‌گذاری خیلی اتلاف انرژی و وقت را به همراه دارد. نه لذت دیدن تلویزیون را کامل می‌چشد،‌ و انجام تکلیف هم تقریبا هیچ سودی ندارد.

علاوه‌بر آن تکلیفی که با نیم ساعت وقت‌گذاری کامل (اصطلاحا وقت سیاه) انجام می‌شد الان با دو ساعت هم پایان نمی‌یابد.

خیلی وقت‌ها خود ما والدین هم دچار این مشکل هستیم،

ولی راه‌کارهای زیر به راحتی این مشکل را حل می‌کند:

(البته اگر می‌خواهید بیشتر بخوانید بد نیست در گوگل هم جستجویی کنید)

  • کار را دقیق تعریف کنیم: می‌خواهم تمرین ریاضی صفحه‌ی ۹۸ را در پشت میزم از ساعت ۴ تا ۴:۳۰ حل کنم.
  • کتاب و لوازم لازم را در مکانی که در نظر گرفته‌ام، آماده می‌کنیم.
  • همه‌ی لوازم حواس پرت کن (موبایل، تبلت، کامپیوتر و….) را از خودم دور کنم. (اگر با کامپیوتر کار دارم، صفحات و نرم‌افزارهای غیر مرتبط با کارم را می‌بندم)
  • مطمئن باشم در حین مدت مورد نظر نیاز به تغذیه یا سرویس بهداشتی یا… ندارم.
  • اگر توانستم کارم را قبل از زمانی که تعیین کرده بودم به انجام برسانم (مثلا تمرین صفحه‌ی ۹۸ را قبل از ۴:۳۰ تمام کردم) بقیه‌ی وقت جزء زمان سفید حساب می‌شود.
  • به موبایلمان یا دیگری بگوییم که هنگام پایان یافتن زمان سیاه را به ما اعلام کند.
  • زمان‌های سفید را به رسمیت می‌شمارم: بعد از حل تمرین‌ها ۱۰دقیقه استراحت دارم.

۵-    کار مناسب را به عهده فرزندمان بگذاریم!

اگر کاری که به عهده‌ی فرزندمان می‌باشد خیلی سخت یا خیلی آسان باشد، تنبلی خیلی بیشتر می‌شود.

کارها باید در مرز توانمندی فرزندانمان باشد.

مثلا می‌توانیم از دختر شش‌ساله‌مان بخواهیم که دکمه‌ی پیراهن ما را بدوزد.

برای این کار خودمان سوزن را نخ می‌کنیم، یکی دو کوک را می‌زنیم و بعد از دخترمان می‌خواهیم که ادامه دهد.

در عین این‌که از پس این کار بر می‌آید،‌ کار سختی هم برایش می‌باشد.

کارهای ساده حوصله‌ی فرزندمان را سر می‌برد،

از طرفی اگر کار آنفدر سخت باشد که او از پس انجامش بر نیاید هم کار را رها می‌کند.

البته برخی از کارهایی به عهده‌ی فرزندمان می‌باشد تکراری و ساده است:

مثلا مسواک زدن،‌ آنجا باید بیشتر از اهمیت مسواک و بهداشت دهان صحبت کنیم.

چطور اهمال کاری کودکان را رفع کنیم؟

اهمال کاری کودکان

۶-    جلسه‌ی خانوادگی

برای انتقال این فرهنگ به فرزندانمان نیاز داریم با آنان در فضایی متفاوت صحبت کنیم.

در جلسات خانوادگی. به جهت اهمیت این جلسات در تربیت فرزند،‌ و ریزه‌کاری‌های بسیاری که در مدیریت آن باید لحاظ کنیم،‌

صحبت در این خصوص را به مقاله‌ای اختصاصی در زمینه‌ی جلسات خانوادگی محول می‌کنیم.

 

جمع‌بندی:

  • رفع تنبلی فرزند رابطه‌ی ما و فرزندمان را خراب نکند.
  • یادمان نرود اهمال کاری را درمان کنیم.
  • در رفع تنبلی فرزند مان از خودمان شروع کنیم.
  • بین زمان‌های سیاه و سفید فرزندانمان تمایز قائل باشیم.
  • کار مناسب را تعریف کنیم.
  • از جلسات خانوادگی استفاده ببریم.

 

 

راهنمای من تویی!

امام زمان علیه السلام راهنمای ما و فرزندانمان

راهنما ی فرزند ما امام زمان علیه السلام است.

خداوند در قرآن کریم فرموده‌است که

لِکُلِّ قَوْمٍ هاد برای هر قومی هدایت‌گری است

(سوره رعد آیه‌ی ۷).

هر امامی برای کسانی که هم عصر او هستند هدایت­گر است

(عَنِ الْفُضَیْلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ ع عَن قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ- وَلِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ فَقَالَ کُلُّ إِمَامٍ هَادٍ لِلْقَرْنِ الَّذِی هُوَ فِیهِمْ.  (الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ج‏۱ ؛ ۱۹۱)).

آیا خود ما به این مطلب باور داریم؟

آیا سر دوراهی­ های زندگی به آن آقای بزرگوار مراجعه می­کنیم؟

یا در هر مشکل به هر کس و ناکسی رو می­زنیم,  به هر چنار و مناری متوسل می­شویم,

در خانه­ هر صاحب مقام و بی­ مقامی می­رویم به جز مراجعه به حضرت صاحب الزمان علیه السلام!

بیاییم از ان بزرگوار کمک بگیریم, به ایشان مراجعه کنیم, با ایشان درد و دل کنیم.

نگوییم که ایشان در غیبت هستند,

امامان و پیامبران دیگر هم در غیبت بوده ­اند،‌

(کتاب کمال الدین شیخ صدوق مجموعه‌ی داستان‌های غیبت پیامبران قبل است) کتاب کمال الدین و تمام النعمه

امام چه غایب و چه حاضر حجت خداوند بر روی زمین است و به امر خداوند مسئول هدایت و راهنمایی ماست.

امام صادق علیه السلام که در مدینه بودند برای شیعیان ایران هم امام بودند و هدایت گر!

چه بسا یک فرد شیعه در ایران به دنیا می­آمد, زندگی می­کرد و از دنیا می­رفت و امام صادق علیه السلام را نمی­دید,

ولی حضرت صادق علیه­السلام امامش بود, راهنمایش بود…

امروز هدایت­گر ما حضرت امام زمان, حجت بن الحسن, علیه السلام است.

طبق فرموده قرآن امروز هدایت را باید از ایشان خواست.

در درجه اول برای تربیت خودمان و سپس تربیت فرزندانمان باید به آن بزرگ مراجعه کنیم و از ایشان هدایت بجوییم.

اگر امام زمان را به امامت قبول داریم, از ایشان راهنمایی بگیریم,

اگر قبولش نداریم…

پدر و مادر عزیز! بیایید اگر هم امام زمان را قبول نداریم,

(حتی اگر مسلمان و شیعه نیستیم)  امتحان کنیم,

رو به سوی قبله کنیم و از ته دل بگوییم که آقا در سایتی خوانده­‌ام که شما هستید,

اگر هستید و کاری از دستتان برمی­آید, من را به سوی خودتان راهنمایی کنید.

بیایید این راه را هم امتحان کنید

در مشکلاتتان به این آقای مهربانی که خداوند برای دست­گیری و کمک به ما قرارش داده است, مراجعه کنیم و از او مدد بگیریم.

چطور با ایشان صحبت کنیم؟

بررسی تفضیلی راه‌های مراجعه به امام زمان علیه ‌السلام به مجالی دیگر نیازمند است،

ولی آسان­ترین راه برای ارتباط ایشان, صحبت خودمانی هر روزه با امام زمان علیه السلام است.

هیچ مقدماتی نمی­خواهد, خیلی راحت رو به قبله بایستیم یا بنشینیم,

به امام زمانمان سلام عرض کنیم و به زبان فارسی با ایشان صحبت کنیم.

مشکلاتمان را بگوییم، از ایشان کمک بخواهیم, راهنمایی بخواهیم, خداوند متعال امام زمان علیه السلام را هدایت­گر ما قرار دارد

و با لطفش ایشان را از گفتار ما باخبر می­کند.

مطمئن باشیم سلام ما به محضر ایشان می‌رسد، و به اذن خداوند متعال از گفتار ما با خبر می‌شوند.

این راه هموارترین , بدون مقدمه­ترین و سریع­ترین راه ممکن است.

برای این صحبت خودمانی برنامه­ریزی کنیم, یک زمانی در ۲۴ ساعت را به این کار اختصاص دهیم.

مثلا بعد از نماز مغرب یا قبل از خواب یا …پنج دقیقه با آقایمان حرف بزنیم و درد و دل کنیم!

همین الان رو به قبله کنید و سلامی به آقا بدهید و برای تربیت فرزندمان از ایشان کمک بگیریم.

البته سلام ­های متعدد و زیارت نامه­ های مختلفی برای این­ کار نقل شده است,

ولی روح ارتباط با آن حضرت مهم­تر از این آداب ظاهری است. اگر از همین گفتگوهای بی­ مقدمه و خودمانی نتیجه گرفتیم,

و خواستیم بهتر و مودبانه­تر با آن بزرگ صحبت کنیم, خواندن زیارت آل­ یس و زیارت سلام الله الکامل (هر دو در کتاب مفاتیح الجنان نقل شده است) توصیه می­‌شود.

 

آلودگی‌ها را از بین ببریم!

برای فرزندمان استغفار کنیم

استغفار برای فرزند مان موجب می‌شود رفتارهای بهتری داشته باشد.

آیا می‌‌دانستید که وقتی لباس ما به چیزی آلوده شود

(مثلا خودکارمان جوهر پس دهد و پیرهن ما لک شود)

هر چقدر هم که با قوی­ترین لکه­بر­ها و شوینده­ها آن را بشوییم, اثرات لکه زیر میکروسکوپ قابل تشخیص است؟

یعنی ما به هیچ­وجه نمی­توانیم اثرات یک آلودگی را از روی لباسمان به طور کامل پاک کنیم.

با هر شستشو, مقداری از آلودگی رفع می­شود,

ولی بالاخره چند ملکولی از مواد آلوده در بین تار و پود لباسمان خواهند ماند.

این مثالی بود برای آلودگی روح ما!

وقتی ما گناهی را مرتکب می­شویم, روحمان آلوده می­شود. چطور می­توانیم اثرات این آلودگی را از بین ببریم؟

خداوند متعال وعده داده است که

اگر ما گناهی را انجام دادیم, و از او طلب بخشش کردیم, او کاری می­کند که اثرات آن گناه از جان و روح ما پاک شود!

به گونه­ای که هیچ اثری از گناه (و لو به اندازه­ی یک ملکول) باقی نماند.

عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ لَاذَنْبَ لَه‏ (الکافی (ط – الإسلامیه)،ج‏۲،ص: ۴۳۵).

وقتی ما برای خودمان یا دیگری استغفار می‌کنیم،

از خداوند می‌خواهیم که کار اشتباه ما را از بین ببرد. اگر کارهای بد من از بین برود من، آن‌وقت من یک فرد دیگر می‌شوم

بدون هیچ پرونده‌ی سیاه.

یکی از استادهای من که تحصیل‌کرده‌ی آمریکاست و البته فرد بسیار معتقدی است،

می‌فرمود که در ادارات دولتی وقتی می‌بینم کارمندی که کارم زیر دست اوست، ‌الکی دارد بهانه می‌آورد و کارم را می‌پیچاند،‌

می‌روم و در گوشه‌ای می‌نشینم و برایش استغفار می‌کنم. همین کار من باعث می‌شود که چند دقیقه‌ی بعد رفتار او تفاوت کند!

خودش می‌آید و کارم را راه می‌اندازد.

۱-چرخه­‌ی سقوط

اشتباهات ما،‌ بسیاری اوقات به خاطر گناهان قبلی ماست.

هر گناه یک نقطه­ی سیاه روی قلب انسان می‌اندازد و ما را مجدد به کارهای ناشایست می‌کشاند.

فرض کنید که برای مسافرت به یک شهری برویم که هیچ جا سطل زباله وجود ندارد,

زباله­ها همه جا پخش است. در چنین شهری ما هم نسبت به نریختن زباله کم اهمیت تر می­شویم,

به عکس اگر به جایی وارد شویم که بسیار تمیز و مرتب است, حتی اگر سطل زباله­ای هم نیابیم,

سعی می­کنیم تا حد ممکن نظافت را رعایت کنیم.

وقتی روی قلبمان با گناه کردن تاریک شود,

احتمال انجام کارهای اشتباه بعدی نیز بیشتر می‌شود.

تیرگی بیشتر, گناه بیشتر, و یک چرخه­ی گناه تیرگی شکل می­گیرد. این چرخه با استغفار می‌شکند.

بعضی وقت‌ها که آدم زیارت می‌رود یا نماز می‌خواند احساس سبکی می‌کند،

از اشتباهات قبلی­اش پشیمان می­شود, دلش می‌خواهد کمتر گناه کند

و روش بهتری برای زندگی بیابد! چرا؟

چون بار گناهان از دوشش برداشته شده است!

۲-خدایا ببخشش! برای فرزندمان استغفار کنیم

بیایید برای فرزندمان استغفار کنیم!

با این کار خداوند پرده‌ی گناهان را از روی قلب فرزندمان کنار می‌زند،

و او به انجام کارهای خوب ترغیب می‌شود.

گفته شده است که اگر پدر و مادری برای فرزندشان از خداوند متعال طلب بخشش کنند، خداوند او را می‌بخشد.

با بخشوده شدن گناهان فرزندمان, قلبش پاک و صاف می­شود و آن نقطه­ی سیاه از قلبش برداشته می­شود,

و به کارهای خوب رو می­کند.

لذا ممکن است یک استغفار من برای فرزندم, زندگی او را تغییر دهد و آنچنان جایگاه بلندی به او داده شود که خودش هم باورش نمی‌شود.

طبق روایات ما استغفار باعث می‌شود که رگ قلب شیطان پاره شود.

اگر این اتفاق برای ما بیافتد،‌ کم‌تر دنبال خطا می‌رویم.

حالا ما برای فرزندمان استغفار می‌کنیم،

‌این‌چنین فرزندمان را از افتادن در دام شیطان محفوظ می‌داریم.

۳-مشکلاتزندگی­ اش را کم کنیم!

یادمان باشد هر مشکلی که برای ما بوجود می‌آید، به خاطر گناهان ماست.

هر سردرد،‌ هر بیماری، هر زمین خوردن به خاطر گناهانی است که از ما سرمی‌زند.

البته بسیاری از گناهان را هم خداوند می‌آمرزد.

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَا مِنْ نَکْبَهٍ تُصِیبُ الْعَبْدَ إِلَّا بِذَنْبٍ وَ مَا یَعْفُو اللَّهُ عَنْهُ أَکْثَرُ. (الکافی (ط-الإسلامیه)؛ج‏۲؛ص۲۶۹)

وقتی ما از خداوند متعال می‌‌خواهیم فرزندمان را بیامرزد, روح و قلب فرزندمان پاک می­شود,

آنچنان که انگار هیچ گناهی نکرده است, لذا هم رفتارش بهتر می‌‌شود و هم مشکلات دنیایی کم­تری برای آنان رخ می­دهد.

معمولا ما از این نیروی خدادادی و قوی استفاده­ی مناسب نمی­کنیم.

بیاییم از امروز بعد از هر نماز, چند ثانیه برای فرزندانمان استغفار کنیم.

حتی اگر فرزندانمان کوچک هم باشند, این استغفار موجب بالارفتن مقام آن­ها و صفای ذهن و بینش بهتر آنان می­شود.

آیا در هفت روز گذشته برای فرزندمان استغفار نموده‌ایم؟.

یک برنامه‌ای هفتگی ‌برای استغفار فرزندانمان طراحی کنیم. (مثلا هر پنج‌شنبه قبل از خواب )

 

حمایت خانواده

تربیت دختران: از دخترمان حمایت کنیم!

تربیت دختر : راهکارها،‌محدودیت‌ها و شرایطش!

“حدود ۱۰ نفر بودیم که برای صرف شام به رستوران رفتیم.

همه ما گرم صحبت شدیم، یکدفعه متوجه شدم که دخترم نیست،

با شوهرم داشتیم دنبالش می‌‌گشتیم که دخترم از پشت سالن بیرون آمد.

زن جوان ادامه داد، متوجه شدم لباس‌های ‌دخترم خونی است و به شدت می‌‌لرزد.

وقتی وی را در آغوش گرفتم و کمی آرامش کردم به من گفت از سوی کارگر رستوران مورد آزار قرار گرفته است.”

این‌ها صحبت یک مادر است که درروزنامه‌های سال ۱۳۹۰ و فضای مجازی آن زمان خیلی سر و صدا کرد!

فکر نکنید این اتفاق در کشور‌های غربی افتاده است،‌در همین تهران خودمان و اتفاقا در مرکز شهر و در یک رستوران شیک!

متاسفانه اخباری مشابه این ( خبر از تجاوز به دخترکان کم سن و سال است) در جامعه‌ی ما کم نیست.

اخباری که شنیدنش هم لرزه به تن هر پدر و مادری می‌اندازد.

این‌که مقصر کیست؟ و چه شده است که این وضعیت اسفناک در جامعه‌ی ما حکم‌فرما شده است خارج از بحث ماست.

ما به عنوان پدر و مادر وظیفه‌ای سنگین در قبال نگه‌داری و حراست از دخترانمان داریم.

از قدیم گفتند مادر باید دختر را مثل گربه بچه‌اش را به دندان بگیرد!

هر چند این کار سخت است ولی باید پدر با اقتدار و جذبه و مادر با مهر و محبت محافظ دخترشان باشند.

هر چه سن دخترمان بالاتر رود،‌ نگه‌داری و صاینت از او شکل متفاوت‌تری به خود می‌گیرد.

شاید لازم باشد دختر پنج ساله‌مان را حتی به اندازه چند دقیقه در یک رستوران تنها نگذاریم،‌

ولی صیانت از دختر ۱۴ ساله به این است که از حال و روز دوستانش مطلع باشیم.

با مادر و پدر دوستانش سلام و علیک داشته باشیم،‌نسبت به پوشش او حساس باشیم و…

 

۱- در تربیت دختر ت اقتدار داشته باش!

پدر در خانه مظهر اقتدار است.

پدری در نزد دخترش ارزشمندتر است که با اقتدار بیشتر باشد.

ما باید در خانه‌ی خودمان خط قرمزهای معینی داشته باشیم،‌

دخترمان باید بداند برای بیرون رفتن از خانه چه نکاتی را رعایت کند،‌ حد و مرز آزادی‌اش تا کجاست؟

دختر ما باید بداند مرز کجاست و ما هیچ‌گاه تخطی از آن مرز را نمی‌پذیریم.

(در این مورد پدر و مادر باید با هم همراه باشند.)

منظور از بیرون رفتن از خانه هم به صورت فیزیکی است و هم به صورت مجازی!

فرزند ما هنگام حضور در یک شبکه‌ی مجازی هم مانند زمانی که از خانه بیرون می‌رود در خطر است.

همین‌طور که در فضای فیزیکی باید حریم خودش را در مقابل بیگانگان حفظ کند،

در فضای مجازی هم نباید اجازه دهد هر کس به حریم خصوصی او وارد شود.

ممکن است در یک خانواده، پدر چادر را برای دخترش ساله‌اش الزامی نداند،‌

و در خانواده‌ای پدر به دختر شش‌ساله‌اش بگوید که بدون چادر حق نداری از خانه بیرون بروی.

این به فرهنگ خانواده و اعتقادات افراد برمی‌گردد و خارج از بحث ماست.

آقا بهروز مرد سخت‌گیری بود،‌در دوران نوجوانی وقتی به خانواده‌ی او نگاه می‌کردم،‌می‌گفتم در آینده فرزندانش به مشکل برمی‌خورند،‌

در خانه‌ی آن‌ها قوانین محکمی وجود داشت،‌

حساب و کتاب مالی دقیق،‌ قوانین معین و… امروز فرزندان آقا بهروز در بین فامیلشان بهترین زندگی‌ها را دارند.

البته یادمان باشد که این اقتدار در کنار آن محبت معنا می یابد,

دخترمان بداند که خیلی دوستش داریم, و به خاطر همین هم حاضر نیستیم از خط قرمزهایمان عبور کنیم!

۳-آموزش دهیم!

چند وقت پیش با دخترم که آن وقت ۵ سالش بود نانوایی رفته بودم.

نانوایی شلوغ بود و چیدمان کیسه‌های آرد موجب شده بود که فضای تنگی ایجاد شود،‌

دخترم دم در نانوایی ایستاده بود و من برای خرید یک نان داخل مغازه شدم.

یکی دو دقیقه‌ای دخترم بیرون مغازه منتظر من بود. البته مدام نگاهش می‌کردم.

وقتی نان را گرفتم و بیرون آمدم ازش پرسیدم اگر وقتی من داخل نانوایی بودم یک آقای مهربان می‌آمد و یک شکلات به تو تعارف می‌کرد و می‌گفت بیا بریم با دخترم که تو ماشینه دوست بشو!”

چی کار می‌کردی؟ می‌رفتی یا نه؟ جوابش من رو متعجب کرد. گفت می‌‌رفتم!

آنجا بود که دیدم با این‌که خودم خیلی نگران دخترم هستم و در مورد تربیت دختر م دقت دارم،‌

ولی در مورد خطراتی که در جامعه‌ برای دخترم وجود دارد خیلی با او صحبت نکرده‌ام!

ما موظفیم علاوه بر اینکه از دخترمان محافظت کنیم، ‌به او آموزش‌های لازم برای محافظت از خودش را بدهیم. این آموزش‌ها قسمتی از تربیت دختر مان را شامل می‌شود.

دخترانمان در هر سن با توجه به ادبیات خاص خودشان،‌ آن‌ها را با واقعیات جامعه آشنا کنیم.

دخترها معمولا با مادرشان راحت‌تر هستند تا با پدر. مادر باید آن‌ها را با مرز‌ها و حریم شخصی‌آن‌ها آگاه بکند.

مثلا در سنین ۴-۶ سال دخترمان باید بداند که کسی حق ندارد به قسمت‌هایی از بدن آن‌ها دست بزند،‌

و نیز بداند که در صورت بروز چنین اتفاقی چه باید بکند!

۴- بد آموزی‌ها را کنار بزنیم!

تا به حال به تبلیغات تلویزیون دقت نموده‌اید؟

“شامپوی … را بزنید تا موهای زیبا داشته باشید. ” “خمیردندان … دندان‌های شما را زیباتر می‌کند” 

در کنار این عبارات می‌بینیم که مردم جذب  کسی که از آن شامپو یا خمیردندان استفاده نموده‌اند می‌شوند.

با دیدن این تبلیغات‌ها ناخودآگاه این تصور برای ما ایجاد می‌شود که:

  • جذاب بودن یک ارزش است.
  • اگر ظاهری زیبا داشته باشیم جذابیم!

خوب با این اوصاف باید هر کاری که می‌توانیم بکنیم تا زیباتر شویم:

رژیم غذایی (رژیم گرفتن­های شدید دختران در غرب به یک بحران وحشتناک و فراگیر تبدیل شده است, علائمی از ورود آن به کشور هم دیده می­شود.) بگیریم،‌

در لباس پوشیدن وسواس داشته باشیم،‌

از لوازم آرایش استفاده کنیم و…

 

در این بین ارزش‌های اخلاقی مثل مهمان‌نوازی،‌ تواضع،‌ راست‌گویی، فداکاری و… چه جایگاهی دارد؟

من باید تمام تلاشم را بکنم تا زیباتر و جذاب‌تر باشم،‌

اگر خودم را مهم‌تر یا با ارزش‌تر از دیگران بدانم ایرادی ندارد!

متاسفانه برخی دیگر از فیلم‌ها و داستانها و… هم جذاب بودن را ارزش (بلکه تنها ارزش) برای یک دختر می­دانند.

ما باید با تکیه بر ارزش­ها و کرامت انسانی فرزندمان را از افتادن در این وادی نجات دهیم. 

 

 

[۱]

ارتباط والدین با یکدیگر

هوای تازه قسمت دوم: سه گام برای داشتن زندگی بهتر

ارتباط والدین با یکدیگر یکی از عوامل مهم در تربیت درست فرزندان می‌باشد.

سه راکار اصلی و مهم را در این مورد با هم بررسی می‌کنیم. قطعا مطالعه این مقاله بدون عمل به این راهکارها موثر نخواهد بود!

۱- از خدا کمک بخواهیم.

ارتباط والدین با یکدیگر

هوای تازه
راهکارهایی برای ارتباط بهتر با همسرمان 

آمار طلاق‌های رسمی و عاطفی در جامعه‌ی ما نشان از وضعیت خارج از کنترل این مشکل دارد.

چند دقیقه در روز (مثلا بعد از نماز صبح)‌رو به قبله با خداوند متعال با زبان فارسی خودمان صحبت کنیم. بگوییم:”می‌خواهیم فضای مناسبی را در خانه ایجاد کنیم تا فرزندانمان رشد بهتری بیابند و سالم‌تر زندگی کنند،‌ و در این راه به کمک تو نیاز داریم.”

بدون هیچ تکلفی نیاز خودمان را به آستان الهی ابراز کنیم و در این راه از توسل به ساحت حجت‌های الهی نیز کوتاهی نکنیم.

بدانیم ارتباط والدین با یکدیگر یکی از مهمترین عوامل تربیت فرزندان می‌باشد،‌و این ارتباط با استمداد از  درگاه الهی درست شدنی است!

 

در هر بیست و چهار ساعت،‌۵دقیقه را برای صحبت با خداوند اختصاص دهیم:  مثلا هر شب قبل از خواب،‌ هر روز بعد از نماز …. یا هر وقت دیگر

برای این صحبت برنامه‌ریزی بکنیم و بدانیم که از درگاه الوهیت چه باید بخواهیم!

 

 

 

۲- حسابمان با همسرمان را تسویه کنیم.

اگر کدورتی با همسرمان داریم، قبل از اینکه کهنه‌تر شود،‌ با او در میان بگذاریم.

بهترین وقت برای بیان احساسمان همان زمان رخداد مشکل است. با زبانی پرمحبت و بدون جبهه‌گیری و قضاوت احساسمان را بگوییم:

“من از اینکه این وسیله‌ را خریدی ناراحت شدم،‌ احساس می‌کنم این خرید برای ما مناسب نیست.”

” در شب‌هایی که شما بعد از ساعت نه به منزل می‌آیی من احساس تنهایی می‌کنم”

از این به بعد هر زمان از دست همسرتان ناراحت شدید، احساستان را بیان کنید،‌ و از او برای یافتن راه‌حل کمک بخواهید.

و در مقابل کاری که می‌دانیم موجب ناراحتی همسرمان می‌شود انجام ندهیم.

فضایی را بین خودمان برای بهبود شرایط منزل و بهبود روابط ایجاد کنیم.

 

کمی فکر کنیم فهرستی از کارهایی که موجب ناراحتی همسرمان می‌شود تهیه کنیم!

پرسیدن این سوال از همسرتان مفید است: در ماه گذشته از چه رفتارهای من ناراحتی شدی؟

چه تغییری در رفتار و گفتارم باعث می‌شود که زندگی‌ما شیرین شود؟

سعی کنید این رفتارها در هفته آینده تکرار نشود!

 

 

۳- همسرمان را بزرگ بداریم!

سال‌ها قبل با والدین فراگیران یکی از کلاس‌هایم جلسه داشتم.

پدر یکی از فراگیرهای بسیار مودب و با ادب،‌ در بین صحبت گفت که من مرتب جایگاه و ارزش و حرمت مادر را برای فرزندانم با عمل و با گفتار یادآوری می‌شوم و همسرم نیز همین‌ روش را نسبت به من دارد.

اگر ما به همسرمان احترام بگذاریم فرزندمان بهتر تربیت می‌شود.

اکثر انسان‌ها دوست دارند که در چشم دیگران مهم باشند. چه کسی مهم‌تر از همسر من؟

ما باید حرمت همسرمان را خصوصا در مقابل فرزندمان حفظ کنیم. فرزند ما از خود ما می‌آموزد که چگونه رفتار کند.

اگر مادر به پدر احترام نمی‌گذارد، اگر پدر به مادر احترام نمی‌گذارد، چرا من باید به آن‌ها احترام بگذارم؟