تشویق

تشویق فرزندان به کارهای خوب یکی از روش‌هایی است که برای همراه نمودن فرزندمان به کار می‌گیریم.

اگر در این کار زیاده‌روی کنیم و یا ظرافت‌های ان را درنظر نگیریم ممکن است تشویق‌های ما موجب شود فرزندمان متوجه ارزش کار خوبش نشود.

 

وقتی ما کار خوبی را از فرزندمان می‌‌بینیم، ‌و دوست داریم تکرار کند،

تشویق درونی کردن انگیزه فرزندمان

‌شروع به تشویق او می­کنیم، ‌

مثلا وقتی فرزندمان شاگرد اول کلاسش می­شود می­گوییم آفرین تو خیلی باهوش هستی!

یا به خاطر اینکه شاگرد اول شدی برایت دوچرخه خریده ام.

معمولا ما برای اینکه فرزندانمان را به انجام کارهایی که می‌‌خواهیم وادار کنیم، ‌برایشان انواع و اقسام جایزه‌ها ‌را می‌‌خریم.

مطالعه نمایید: چطور فرزندمان کارهایی را انجام دهند که ما می‌خواهیم؟

 

آیا جایزه گرفتن ارزنده‌ است یا درس‌خواندن؟

اگر بستنی‌ات را بخوری به تو ترب می­دهم!

تاحالا به فرزندتان جمله­‌ی بالا را گفته­‌اید؟ این یکی چی؟ “اگر شکلاتت را بخوری، ‌اجازه می‌‌دهم کلم بخوری!”

مسلما نه! چرا؟

چون لذت خوردن شکلات و بستنی به مراتب بیش از خوردن کلم و ترب است!

لطفا به این سوال از دید خودتان جواب دهید:

آیا لذت دانستن بیش از لذت دوچرخه سواری است یا کم­تر؟

اگر واقع بین باشیم،  لذت آموختن با هیچ لذتی قابل مقایسه نیست،

وقتی دختر ما، پسر ما، کلاس اول است،

در پایان سال می‌بیند که همه‌ی نوشته‌ها برایش معنی پیدا کرده، تابلوها را می‌تواند بخواند و … چقدر ذوق می‌کند.

در سال‌های بعد هم قرار است همینطور باشد،‌
ما باید کمکش کنیم ارزش آموختن را در زندگی ببیند!

درس خواندن فرایند لذت‌بخشی است،‌
اگر فرزند ما چیزی را یاد بگیرد و خودش را تواناتر بیابد،‌

متاسفانه برخی رفتارهای نامناسب ما (والدین) و برخورد بد برخی معلمان باعث می‌شود،

فرزندمان این لذت را متوجه نشود!

وظیفه‌ی ما این است که لذت انجام کار خوب را به فرزندانمان بچشانیم.

این بالاترین و دائمی‌ترین تشویق است.

مطالعه کنید: چکار کنم پسرم درس بخواند؟

بالاترین تشویق: یافتن لذت مخالفت با خواسته‌ها

وقتی در تابستان روزه می‌گیریم،‌ با اینکه آب هم هست،‌ ساعت‌ها تشنگی را تحمل می‌کنیم،‌

لذتی از این مخالفت با خواسته‌هایمان می‌بریم که بالاتر از لذت نوشیدن آب است!

ما باید این لذت را به فرزندانمان هم منتقل کنیم.

اگر پسر نوجوان من بیابد که می‌تواند وقتی یک زن نامحرم با پوشش نامناسب در مقابل اوست،

چشمش را ببندد و پا روی خواسته‌هایش بگذارد،‌ لذت مخالفت با خواسته‌هایش را بچشد

این بالاترین تشویق برای اوست.  

 

برای این کار ما باید ارزشمندی کارهای خوب را به فرزندمان نشان دهیم.

باید فرزندمان ببیند فداکاری ارزشمند است، و ارزشمندی فداکاری به تقدیر و توجه و تشویق دیگران ربطی ندارد،

اگر همه بگویند خوب است یا بد،‌ من می‌یابم که فداکاری خوب است!

سخاوت پسندیده است،‌ دروغ بد است!

برای این‌کار ما باید ارزش دستورات عقل را برای فرزندمان روشن کنیم. بگوییم که هنگام تصمیم‌گیری به خودت مراجعه کن،

با انجام این کار یا انجام ندادنش چه احساسی داری؟

دیگران چه احساسی دارند؟

این کار درست است یا نه؟

 

بیان احساسات آری!

جایزه دادن و تشویق کردن با بیان احساسات تفاوت دارد.

موقعیت ‌های زیر را در نظر بگیرید:

  • دختر ما در کلاس اول دیکته‌ای بدون غلط نوشته است!
  • معدل فرزندمان در کلاس هفتم بالاتر از نوزده شده است!
  • پسرمان در کنکور رتبه سه رقمی آورده است!

خوب در هر یک از این شرایط ما به عنوان والدین او خوشحال می‌شویم!

حق داریم احساس خودمان را با فرزندمان مطرح کنیم:

“من از اینکه تو تمام لغت‌های دیکته‌ات را بدون غلط نوشته‌ای خوشحالم”

در اینجا ما فقط احساس خودمان را گفته‌ایم،‌ قضاوت یا مقایسه‌ای صورت نداده‌ایم!
جایزه‌ای به فرزندمان نداده‌ایم فقط یک واقعیت را ( خوشحالی خودمان)‌ بیان نموده‌ایم.

 

مقایسه کردن ممنون !

 

فرض کنیم تمام شاگردهای کلاسشان املای خوبی ندارند یا بالعکس املایشان خیلی خوب است.

مهم این است که فرزندم من باسواد شده است و توانایی خواندن و نوشتن پیدا نموده است.

 

در مسائل اخلاقی و رفتاری هم همین‌طور است.

اگر برای دخترمان چادر سر کردن و با حجاب بودن را یک کمال می‌دانیم باید این کمال را بتوانیم به صورت عقلی بیان کنیم،‌

نه اینکه بگوییم چادر سر بکن چون بقیه هم‌کلاسی‌هایت هم چادر دارند!

اگر دختر ما به خاطر اینکه بقیه چادر سر می‌کنند چادر سرکند،‌ در جای دیگری هم که دیگران بی‌حجابند،‌بی‌حجاب خواهد شد!

مطالعه نمایید: چطور به تقویت قدرت عقل فرزندمان کمک کنیم؟

 

 

این مقاله برگرفته از فصل پنجم کتاب “تربیت به روش سلطان‌بانو” می‌باشد.  جهت تهیه این کتاب روی عکس کتاب کلیک نمایید.

تربیت به روش سلطان بانو

بهترین پناهگاه

به پناه­گاه برویم!

9509141938

در یکی از روزهای زمستان ۱۳۶۶ در مدرسه  بودم,

معلم داشت درس می­داد که صدای انفجار موشک آمد،‌

البته قبل از آن هم هواپیماها تهران را بمب­باران می­کردند,

ولی از شب قبل موشک­ها مرتب به تهران می‌خوردند، آن روز صبح وضع متفاوت بود،

قبل از آن صدام با هواپیما تهران را بمباران می‌کرد،‌

معمولا چند دقیقه قبل از رسیدن هواپیما به آسمان تهران،‌رادیو وضعیت قرمز اعلام می‌کرد و مردم آماده می‌شدند،‌

ولی چون رادارها قادر به تشخیص موشک‌ها نبودند،‌  نمی‌شد قبل از برخورد موشک آمادگی لازم را کسب نمود.

موشک دوم که خورد،‌ ناظم مدرسه به کلاس آمد و گفت بچه‌ها به حیاط بروند،‌ ما را در پناهگاهی که در حیاط مدرسه بود بردند،

چند دقیقه, یک ربع, نیم ساعت ولی از بقیه­ موشک­ها خبری نبود.

بالاخره آن روز مدرسه­ را زودتر تعطیل کردند و بعد از آن هم تا ماه­ها مدرسه­ها تعطیل شد.

آن‌وقت‌ها می‌گفتند اگر درون این پناهگاه‌ها بروید،‌ حتی اگر موشک‌ یا بمب مستقیما روی پناهگاه بخورد، درون آن زنده می‌مانید.

 

 

مدرسه­ ی خوب امن هست؟

بهترین پناهگاه برای فرزندان ما در برابر فضاهای ناسالم واقعی و مجازی چیست؟

خیلی وقت‌ها ما والدین فکر می‌کنیم اگر فرزندمان را در یک مدرسه‌ی خیلی خوب ثبت نام کنیم فرزندمان از مشکلات اخلاقی در امان می‌باشد.

ولی مسئولین منصف این مدارس چیز دیگری می‌گویند.

چند سال قبل با مدیر یکی از برترین مدارس مذهبی تهران صحبت می‌کردم.

می‌گفت دانش‌آموزی را در یک مدرسه غیر انتفاعی و مذهبی خیلی خوب ثبت‌نام می‌کنند,

اتفاقا این فرد در کلاس پیش دانش‌آموز دیگری می‌نشیند که از لحاظ اخلاقی و خانواده‌گی مشکل دارد،

از طرفی برخی اوقات فرزند ما در یک مدرسه‌ی دولتی در کنار کسانی می­نشیند که خانواده‌دار و با اخلاق هستند

و در هر دو صورت از هم‌کلاسی‌هایش بیش از محیط مدرسه رنگ می‌گیرد!

لذا نمی‌توانیم چون فرزندمان را در یک مدرسه خوب ثبت‌نام کرده‌ایم بگوییم که حتما تربیت مناسبی پیدا می‌کند.

 

 

بهترین پناه­ فرزند مان

چه کنیم؟  کدام پناه­گاه هست که اگر داخل آن برویم مطمئن می­شویم که از خطرات در امان می­مانیم؟

آیا اگر از فرزندانمان موبایل‌های هوشمند را بگیریم آنان در امان هستند؟

یا اگر فرزندانمان را رها کنیم؟

این همان دوراهی بود که سلطان بانو داشت: فرزندم را بفرستم تهران از دست می‌رود یا اگر در روستا پیش خودم بماند، در امان است؟

برای اشنا شدن با داستان سلطان بانو خواندن کتاب “تربیت به روش سلطان بانو” توصیه می‌شود.

https://goo.gl/BxxEp5

 

واقعیت این است که من توانایی نگه‌داری خودم را هم ندارم چه رسد به فرزندم!

ما سعی می‌کنیم که فرزندمان در محیطی سالم رشد یابد،

ولی در حیطه‌ای که خارج از کنترل ماست چه کنیم؟

کدام پناه­گاه هست که اگر داخل آن برویم مطمئن می­شویم که از خطرات در امان مانده­ایم؟

راه نجاتی که بتوانیم بگوییم قطعا ما را از انحرافات نجات می­دهد چیست؟

خداوند متعال از سر لطف و عنایتش در هر زمان یک پناه‌گاهی برای ما  قرار داده است که

می‌توانیم با مراجعه‌ی به او خودمان را از خطرات در امان بداریم.

تا زمانی که ما درون این پناه‌گاه قرار داشته باشیم، از تمام آسیب‌ها مصون هستیم.

تنها و تنها در یک صورت است که این پناه‌گاه ما را نجات نمی‌دهد: وقتی از این پناهگاه خارج شویم!

اهل بیت پیامبر صلوات الله علیهم اجمعین این پناهگاه مستحکم هستند,

هر که به آنان متوسل شود و دست به دامن ایشان شود از تمام خطرات در امان می‌ماند.

بیاییم دست نیاز به دامان آن بزرگانی بزنیم که خداوند متعال آنان را پناهگاه ما قرار داده است,

خودمان و فرزندانمان به آن بزرگان پناه ببریم.

اول خودمان بچشیم!

 

تا بحال شده است بدانیم کاری اشتباه است ولی انجامش دهیم؟

می­دانیم و عقلمان به ما می‌‌گوید که نباید دروغ بگوییم,

ولی وقتی پای یک معامله­ بزرگ می­رسیم,

نمی­توانیم خودمان را کنترل کنیم و دروغ می­گوییم. خیلی ­جاها می­دانیم کاری درست است و می­خواهیم انجامش دهیم,

ولی توان انجامش را نداریم.

خداوند مهربان برای ما امامانی را قرار داده است که در این مواقع, اگر از آنان کمک بخواهیم دستمان را می­گیرند.

یک بار امتحان کنید,

در جایی که به دستور عقلمان کاری را باید ترک کنیم ولی دلمان همراهی نمی­کند از آن امام بزرگ کمک بگیریم!

باور کنیم که الان هم امام داریم, اگرچه غایب است,

ولی مسئولیت محافظت ازما با اوست, و او در همین زمان هم اگر ما به ایشان مراجعه کنیم,

دستمان را می­گیرد و نجاتمان می­دهد.

به فرزندانمان بیاموزیم:  فرزندم هر وقت می­‌دانستی کاری اشتباه است ولی نمی­توانستی خودت را کنترل کنی, به امام زمانت متوسل شو!

بگوییم یا صاحب الزمان شما امام من  و پناه من هستی,

من از شما کمک می­خواهم تا این کار اشتباه را انجام ندهم.

همیشه با کمک خواستن از امام زمان علیه السلام, ما موفق می­شویم کار اشتباه را ترک کنیم!

بیاییم این کار را انجام دهیم,

اگر خودمان دیدیم و تجربه کردیم و یافتیم که امام زمان علیه السلام کمک­ کار و یاور ماست, و در هر پرتگاه و لغزشگاهی دست­ما را می­گیرد,

آن­وقت می­توانیم همین مطلب را به فرزندمان هم انتقال دهیم

برای فرزندمان دعا کنیم!

دعای مادر یکی از ارکان رشد و هدایت و تربیت فرزندان می‌باشد.
به قول شاعر:

آبروی اهل دل از خاک پای مادر است.                  هرچه دارند این جماعت از دعای مادر است.

دعای مادر

مادربزرگ من همیشه پدرم را دعا می‌کرد. یکی از دعاهایش این بود که: ” الهی همیشه نونت گرم و آبت سرد باشه.”

این دعای مادر موجب شده است که تقریبا همیشه نان گرم در منزل پدرم باشد. (به ندرت از نان فریزری استفاده می‌کنند!) و همیشه نزدیک مغازه­‌یشان آب‌سرد کن وجود داشت!

هرچند نظر مادربزرگم از این دعا در آسایش و رفاه بودن پدرم بود! (که البته آن هم حاصل شده بود.)

در دنیای ارتباطات، ارتباط افراد با هم دست‌خوش تغییر بسیاری شده است ولی ارتباط ما با خدا تغییر نکرده است.

فرق نمی‌کند در کدام قرن زندگی می‌کنیم یا فرزندمان در چه شرایطی است،‌ همیشه خداوند متعال سخن ما را می‌شنود و درخواست ما را اجابت می‌کند.

خداوند قول داده کمکمان کند!

استادی داشتیم بسیار دقیق و مسلط و مهربان, از ما خواسته بود تا در مورد یک درس خاص طرح درس بنویسیم,

طرح درس نوشتن بر اساس آموزش­های او برای آن مبحث بسیار سخت بود.

در طول هفته هرچه فکر کردم, مطالعه کردم, از این و آن پرسیدم به نتیجه­ی مطلوب نرسیدم.

حتی با برخی از شاگردهای کلاس هم تماس گرفتم و از آن­ها هم مطالبی را پرسیدم, ولی نتوانستم طرح درس مناسبی را آماده کنم.

در کلاس استاد از من خواست طرح درسم را ارائه کنم, شرح کارهایی را که برای نوشتن طرح درس انجام داده بودم را گفتم. نکته‌­ای را برایم گفت که در گوشم مانده است:

“چرا برای راهنمایی به خود من مراجعه نکردی؟ من که به شما چنین تکلیفی می­دهم, آماده‌­ام راهنماییتان هم بکنم!”

در تربیت فرزند هم خداوند به ما پدر و مادرها دستور داده است که فرزندمان را حفاظت کنیم, خوب پرورش دهیم, خوب تربیت کنیم,

اگر نمی­توانیم (که واقعا هم نمی­توانیم) به درگاه الهی مراجعه کنیم و از خداوند متعال بخواهیم ما را کمک کند.

خبر خوب این­که هر چند درگاه خداوند همیشه و به روی همه گشوده است, و خداوند درخواست همه را اجابت می­کند و پاسخ می­دهد, ولی هنگام دعای پدر و مادر برای فرزندشان درهای آسمان گشوده می شود و این دعا تا عرش بالا می­رود و اجابت می­شود.

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ، قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: أَرْبَعَهٌ لَاتُرَدُّ لَهُمْ دَعْوَهٌ حَتّى‏ تُفَتَّحَ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ، وَ تَصِیرَ إِلَى الْعَرْشِ: الْوَالِدُ لِوَلَدِهِ‏،…

به عبارت دیگر خداوند درخواست‌هایی را که  پدر و مادر برای فرزندشان دارند را  به صورت ویژه جواب می‌دهد.

بیایید همین الان رو به سوی خداوند کنیم و از درگاه او بخواهیم که:

  • یادمان بدهد که چگونه فرزندداری کنیم!
  • کمکمان کند که دانسته­‌هایمان را به­کار ببندیم!
  • کاری کند که انجام این وظیفه برای ما لذت­بخش هم باشد.

روشی که امام صادق علیه السلام برای دعای مادر فرمودند

پسر خواهر حضرت صادق علیه السلام می‌گوید:

به شدت مریض شدم، مادرم که می‌دید فرزندش در حال از دست رفتن است کسی را دنبال دایی‌ام حضرت صادق علیه السلام فرستادند.

مادر هم قرار از دست داده بود و در کنار در خانه منتظر آمدن امام علیه السلام بود.

وقتی ایشان تشریف آوردند به مادرم فرمودند که لباست را دربرگیر و به بالای بام برو بعد روسریت را از سرت بردار و موهایت را در برابر آسمان آشکار کن و بگو:

خداوندا! تو این فرزند را به من عطا کردى و بخشیدى، خدایا! امروز بخشش خود را تجدید کن که تو قادرى»

رَبِّ أَنْتَ أَعْطَیْتَنِیهِ وَ أَنْتَ وَهَبْتَهُ لِی اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ هِبَتَکَ الْیَوْمَ جَدِیدَهً إِنَّکَ قَادِرٌ مُقْتَدِرٌ

سپس به سجده برو. سرت را از سجده بر نمی‌داری مگر اینکه فرزندت بهبود یافته است.

مادرم هم همین کارها را نمود، من همان ساعت خوب شدم (به نحوی که توانستم) برای نماز با دایی‌ام به مسجد بروم .

اگر یک دعای مادر می‌تواند فرزند لب مرگ را به زندگی برگرداند،‌

دعای مادر برای بیماری‌های ایمانی، و اخلاقی بسیار کاربردی‌تر و موثرتر است.

بیاییم برای درمان مریضی‌های اخلاقی و ایمانی، بلکه برای جلوگیری از انحرافات فرزندانمان و سلامتی و عاقبت بخیری آن‌ها دست نیاز به سوی بی‌نیاز برداریم،

بدانیم که رشته‌ی امور کلا به دست قدرت اوست،‌ و او می‌تواند فرزندانمان را در همین فضاهای غیر قابل کنترل هم نجات بخشد.

دعای مادر و پدر برای فرزند آنقدر موثر است که بعد از مرگ نیز توصیه شده است, خواسته‌هایمان را در کنار قبر والدینمان از خدا بخواهیم.

قالَ مولانا امیرُ المُؤمنینَ علیٌّ علیه السّلام: «زُورُوا مَوْتَاکُمْ‏ فَإِنَّهُمْ یَفْرَحُونَ بِزِیَارَتِکُمْ وَ لْیَطْلُبِ الرَّجُلُ حَاجَتَهُ عِنْدَ قَبْرِ أَبِیهِ وَ أُمِّهِ بَعْدَ مَا یَدْعُو لَهُمَا».

مولا امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند: امواتتان را زیارت کنید، به درستی که ایشان به سبب زیارت شما خوشحال می شوند و باید که انسان حاجتش را نزد قبر پدر و مادرش بخواهد، بعد از آن که برایشان دعا کرد.

 

اگر پدر و مادری که در قید حیات نیستند, می­توانند برای فرزندشان دعا کنند و دعایشان پذیرفته است, چرا ما که زنده هستیم  برای فرزندمان دعا نکنیم؟

 

این را خداوند متعال قرار داده است که دعای ما در حق اولادمان قبول درگاه الهی می‌شود. ما چقدر از این نعمت استفاده می‌کنیم؟

  • امروز چند بار فرزندمان را دعا کرده‌ایم؟
  • چه دعاهایی برای فرزندمان کرده‌ایم؟

فرزندانمان را نظر بلند تربیت کنیم!

parvaresh-amooz-9509142139

در تابستان, افراد زیادی مسیرشان از مزدآباد (روستایی که سلطان­ بانو در آن زندگی می­کرد) می­گذشت, با وسایل و شرایط آن روز (معمولا یک چهار پا که وسایلشان را حمل می­کرد) مسافرین مجبور بودند شب را در مزدآباد بگذرانند, آن­هایی که آشنایی داشتند, خانه­ی آشنایشان می رفتند و شب را به روز می­رساندند, از آنجا که روستای کوچک مزدآباد هتل و مسافرخانه­ای برای توقف مسافران نداشت, آن­هایی که غریب بودند, جایی نداشتند و مجبور بودند, در کنار مسجد شب را بگذرانند, “مش یدالله”

در تابستان, افراد زیادی مسیرشان از مزدآباد (روستایی که سلطان­بانو در آن زندگی می­کرد) می­گذشت, با وسایل و شرایط آن روز (معمولا یک چهار پا که وسایلشان را حمل می­کرد) مسافرین مجبور بودند شب را در مزدآباد بگذرانند, آن­هایی که آشنایی داشتند, خانه­ی آشنایشان می رفتند و شب را به روز می­رساندند, از آنجا که روستای کوچک مزدآباد هتل و مسافرخانه­ای برای توقف مسافران نداشت, آن­هایی که غریب بودند, جایی نداشتند و مجبور بودند, در کنار مسجد شب را بگذرانند, “مش یدالله” شوهر سلطان­بانو هر شب وقتی غریبی را می­دید, ازش دعوت می­کرد تا شب را مهمان خانه­ی آنان باشد. مهمان را به خانه می­آورد, یک لقمه شام را با هم می­خوردند, جای خواب مسافر را آماده می کرد, و صبح هم لقمه­ی نانی همراهشان می­نمود. هنوز هم با اینکه سالیان سال است از فوت مش یداله و سلطان­بانو گذشته است, خیلی­ها از پدرانشان مهمان­نوازی و محبت پدربزرگ ما را یاد می­کنند. کاری که به قول قدیمی­ها دیگر تخمش را ملخ خورده است.[۱]

شاید ما نتوانیم به این شکل محبت و مهمان­نوازی و سخاوتمان را ابراز کنیم, ولی فرزندی که از والدینش سخاوت و مهمان­نوازی  و انسان دوستی را ببیند, در روحیه­اش مهمان­نوازی, محبت و سخاوت شکل می­گیرد. بهترین روش برای این­که بخواهیم فرزندانمان سخاوت­مند و بلند نظر شونداین است که خودمان این­چنین باشیم. اگر ما به خاطر سبک زندگیمان نمی­توانیم هر غریبه­ای را در آپارتمانمان مهمان کنیم! ولی روش­های دیگری هم برای ابراز سخاوت و بلند منشی وجود دارد.

مثلا فامیلمان را به خانه دعوت کنیم, مهمانی­های فامیلی بدهیم, خیلی مهم نیست سفره­ی ما چقدر تشریفات دارد, آیا در سفره­ی ما صفا و محبت هست؟ به قول حافظ شیرازی ” در کلبه ما رونق اگر نیست صفا است                                                                    آنجا که صفا است در آن نور خدا است” ولی آیا صفا داریم؟ آیا اگر یک عدد نان داریم حاظریم با مهمانمان تقسیم کنیم؟  

می­توانیم به پیروی از امامان معصوم علیهم السلام, شب­ها غذا را در ظرف­های یک­بار مصرف بسته­بندی کنیم و به مستمندان و کارتن­خواب های شهر بدهیم.

می­توانیم در منزلمان روضه بگذاریم و خرج دهیم.

مهم شکل و روش کار نیست, مهم این است که خودمان سخاوتمند و نظر بلند باشیم و همین اینکه فرزندمان را نیز در انجام این کارها شریک کنیم تا او هم “دست و دل باز ” شود.

 

[۱][۱] البته در ایام اربعین در عراق این رسم مهمان­نوازی را می­توان دید. آن­چنان با جان و دل کمر به خدمت مهمانان بسته­اند, که آدم باورش نمی­شود. بهترین امکانات, گسترده­ترین سفره­ی غذا, و… . رفتن و دیدن این­همه فداکاری و مهمان­نوازی و احترام به زائران سیدالشهدا علیه السلام خودش دانشگاه اخلاق برای فرزندانمان می­باشد.

 

تربیت دختر

مثل یک گل: راهکارهایی در تربیت دختران -قسمت اول

تربیت دختر و نگه‌داری او نیاز به ظرافت‌ها و دقت‌های بیشتری دارد،  لذا در این قسمت اختصاصا به تربیت دختران می‌پردازیم.

البته مطالعه و استفاده از این راه‌کارها برای والدین پسرها نیز پیشنهاد می‌شود،‌

like-as-flower-9509142125

 

نماد محبت خانواده دختر است!

عموما دختران بیش از پسران نیاز به محبت دارند.

دختران کانون مهر و محبت و عاطفه هستند،‌به همین میزان هم نیازشان به مهر و محبت بیش‌تر است.،‌

لذا ما وقتی می‌خواهیم به خانواده‌یمان هم محبت کنیم بیش‌تر و پیش‌تر محبتمان را به دخترمان ابراز نماییم.

مثلا اگر گلی را خریده اید و می‌خواهید به همسرتان هدیه دهید،‌ می‌توانید آن را به دخترتان بدهید تا او به مادرش هدیه دهد!

این کار را می‌توانید در خریدهای دیگر هم انجام دهید. هر چه می‌خرید به دخترتان بدهید!

ابراز محبت در تربیت دختر بسیار موثر و مهم است.

بیشتر ببینش!

باید دخترمان را بیش‌تر ببینیم!

لباس‌هایش را،‌ مدل موهایش را،‌ تل و گل سر جدیدش‌ را !‌

دختران به دیده شدن و جذاب بودن اهمیت می‌دهند،‌ آن‌ها نسبت به پدر و مادرشان خیلی حساس هستند.

اگر مورد توجه آن‌ها قرار بگیرند خیلی خوشحال می‌شوند.

ما به عنوان پدر و مادر باید دخترمان را ببینیم،‌ از ظاهرش تعریف کنیم،

در عین حال رفتار ما با دخترمان باید به او معیارهای ارزشمندی را بیاموزد.

او باید بیابد که ادب، توانایی او در حل مسائل،‌ توان محافظت از خودش در برابر بیگانگان،‌و… بسیار مهم‌تر و ارزشمندتر از زیبایی ظاهری و جسمی است.

ما موظف هستیم که با گفتار و اعمالمان  به دخترمان کمک کنیم تا اولویت زندگی‌اش را بیابد.

باید به او بگوییم (خودمان هم باور داشته باشیم که) جلب توجه دیگران معیار ارزشمندی انسان‌ها نیست.

ارزش انسان‌ها به خرد و رعایت دستورات خرد است.

این گونه توقع فرزندمان از خودش را بالا ببریم.

توجه به ظاهر و مدیریت این توجه در تربیت دختر ان بیش از پسران به دقت نیاز دارد!

نسبت به دوستانش حساس باش!

سعی کنید با خانواده دوستانش آشنا شوید،

اگر پدر هستید با پدر دوستان دخترتان، و اگر مادر هستید با مادر دوستان دخترتان ارتباط برقرار کنید. تلفنشان را داشته باشید!

از وضعیتشان اطلاع داشته باشید. خصوصا اگر قرار است به خانه‌ی آنان برود لازم است از شرایط خانوادگی آنان مطلع باشید.

گاه‌گاهی با او به بیرون از خانه برویم!

سعی کنیم فضاهایی را برای با هم بودن ( خودمان و دخترمان) ایجاد کنیم.

مثلا به بهانه روز مادر (اگر پدر هستید ) یا به بهانه روز پدر (اگر مادر هستید) با دخترتان به بازار بروید و خرید کنید.

مهم خرید رفتن نیست مهم با هم بودن است. بسیاری از دخترها خرید رفتن را دوست دارند.

در این زمان‌ها که ما و دخترمان تنها هستیم،‌ رابطه‌های محبت‌آمیزی شکل می‌گیرد که در مواقع دیگر به راحتی نمی‌توان تجربه‌اش نمود.

با او صحبت کنیم

حداقل هر هفته چند دقیقه ‌ بسته به سن و سال دخترمان او را در بغل بگیرید، یا دستش را در دستتان بگیرید،‌یا در کنارش بنشینید و با هم صحبت کنید.

محبتتان را این‌گونه به او ابراز کنید.

برای آشنایی با روش‌های ابراز محبت این مقالات را ببینید.

با رعایت این اصل رابطه‌ی خودتان با دخترتان را تغییر دهید.

سعی کنید تماس چشمی شما و دخترتان زیاد باشد. علاوه بر این در طول روز برنامه‌ای برای دور هم بودن اعضای خانواده داشته باشید و در آن جلسات توجه‌ ویژه‌ای به دخترانتان داشته باشید.

هوای تازه!

fresh-air-9509142137

هوای آلوده ضرر دارد!

برای ما که در تهران زندگی می‌کنیم،‌ این پیام آشناست: “امروز هوا آلوده است،‌ خردسالان،‌بیماران تنفسی و قلبی و… تا حد ممکن از منزل خارج نشوند.” تنفس هوای آلوده برای هیچ کس خوب نیست، ولی برخی اثرات این آلودگی‌ها بر روی نوزادان و خردسالان بیشتر و خطرناک‌تر است. تنفس در فضای آلوده برای فرزندان ما اصلا خوب نیست! همانطور که بدن فرزندانمان در مقابل هوای ناسالم مقاومت کم‌تری دارد،‌ روح و روان آن‌ها هم نباید در فضایی پر تنش و استرس رشد یابد.
این سایتدر مورد روابط همسران نیست، با این حال نمی‌توان از این نکته گذشت که فرزند ما در صورتی رشد مناسب می‌کند که روابط ما و همسرمان خوب باشد. اطرافتان را نگاه کنید, معمولا افراد موفق در خانواده ای پر از محبت و صمیمیت رشد نموده اند. ما به عنوان والدین وظیفه داریم که این فضا را برای فرزندمان ایجاد کنیم. رشد فرزند ما از خانه آغاز می‌شود،‌ اگر خانه‌ی ما پر از تنش و استرس باشد،‌ تربیت فرزند ما درخطر می‌افتد.
من (به عنوان یک مرد یا یک زن) موظفم همسرم را شاداب نگه دارم, به او ارزش دهم, و همسرم را بزرگ بدانم، ولی وقتی پای فرزند در میان باشد،‌ من در نقش یک پدر یا یک مادر دوچندان موظفم شرایط مناسبی را برای شادابی و ارزشمندی همسرم ایجاد کنم. شاید با همسرمان اختلاف نظر داریم, شاید از مسائل روزمره و مشغله¬ی کاری خسته شده¬ایم, شاید با خانواده¬ی همسرمان اختلاف داریم, ولی مجاز نیستیم این مشکلات را به فرزندمان منتقل کنیم، حق فرزندماست که در خانه¬ای شاداب و پرنشاط رشد کند. البته اگر من فرزند هم نداشتم باز هم موظف بودم مشکلاتم را با همسرم حل کنم و فضای خوبی را برای زندگی خودم و همسرم ایجاد کنم،‌ ولی همانطور که از لحاظ فیزیکی فرزند ما حساس‌تر و ضربه‌پذیرتر است،‌ از لحاظ روانی نیز آسیب‌پذیری بیشتری دارد.

منظور ما از هوای سالم چیست؟

همسران:
۱٫ رفتاری با محبت با هم داشته باشند.
۲٫ خودشان را نسبت به دیگری از لحاظ عاطفی بدهکار بداند.
۳٫ کاری که موجب آزار و اذیت دیگری است انجام ندهد.
۴٫ شرایط شادی و نشاط هم دیگر را فراهم نمایند.
۵٫ روابط زناشویی مناسبی داشته باشند.

مادر افسرده, پدر خسته نمی¬تواند فرزندانی بانشاط و سرزنده تربیت نمایند. وظیفه¬ی من به عنوان پدر یا مادر فرزندم این است که همسرم را تکریم کنم،‌ روابط خوبی با او داشته باشم،‌و فضای خانه را لبریز از عشق و محبت کنم. (و این جدای از وظایف من نسبت به همسرم است)
هر کدام از ما در موقعیت¬های مختلف یک وظیفه¬ای داریم. من نسبت به یک هم¬نوع یک سری وظایف دارم, نسبت به فامیل و قوم و خویش¬ها وظیفه¬ای سنگین¬تر, نسبت به پدر و مادر مسئولیتی بیشتر, نسبت به همسرم یک ¬سری وظایف دیگر و نسبت به فرزندانم وظایف متفاوت. این کتاب در مورد وظایف ما نسبت به فرزندمان می¬باشد. یکی از وظایف من نسبت به فرزندم این است که با همسرم رفتاری زیبا داشته باشم, کاری کنم که او با نشاط باشد!
این نشاط باعث می¬شود که من با همسرم هم¬آهنگ و هم¬راه باشم. اگر همسرم محبت من را حس نماید, تمایل و انرژی بیشتری برای رسیدگی و تربیت فرزند دارد. بانشاط بودن فضای منزل موجب می¬شود، فرزندانمان از لحاظ عاطفی اقناع باشند،‌ از لحاظ روانی در سلامت به سر برند و رفتار مناسب داشته باشند.
چطور هوا را سالم کنیم؟
– مرد حسابی چه خبره؟ من این مسیر هر روزمه، ‌کرایش هم هزار تومانه
– مسیر طولانی رو سوار شدی.! سه کورسه! می‌شه سه تومن،‌ من که گفتم دو تومن بده، کم گفتم! نمیدونم مردم همه جا پول خرج میکنن سر کرایه تاکسی گدا می‌شن!
– حرف دهنتو بفهم! من همیشه سوار می‌شم هزارتومن می‌دم. اصلا بیا این دوتمن هم بگیر! همه راننده‌ها این‌طورند. بگیر شرتو کم کن.
مرد در تاکسی را محکم می‌کوبد و با خودش می‌گوید: “زور می‌گفت ولی بالاخره از شرش خلاص شدم. “
در ذهنش برخوردهای غیر منطقی ارباب رجوع در اداره را مرور می‌کند. خسته شده بود،‌کارهایش بر او فشار آورده بود. حتما باید تلافی‌اش را فردا دربیاورد و به اون‌ها سخت بگیرد. در همین فکرهاست که به در خانه می‌رسد. زنگ را که می‌زند یادش می‌آید که نان نخریده، همسرش چند تا قلم سفارش داده بود، پسرش هم گفته بود که خط‌کش لازم دارد. درهمین حین درب باز می‌شود و مرد وارد منزل می‌شود…در را که باز می‌کند بچه‌ها دم در بودند و توی بغل بابا پریده بودند.
-برید کنار بسه، با اخم تخم در حال مرور افکار روز و دعوای با راننده بود که همسرش جلو آمد.
-سلام
-سلام
-خسته نباشی!
– بزحمت گفت ممنون!
– کتت را بده من آویززان کنم،‌بچه‌ها کمک کنید همه جا رو مرتب کنیم بابا امشب خیلی خسته است. در فرصت مناسب شوهرش را در آغوش گرفت و با لبخند گفت: خوش آمدید. بعد هم بلافاصله آشپزخانه رفت و با یک استکان چای داغ برگشت.
– مرد خندید،‌آرام شد،‌دخترش را در بغل گرفت و بوسید.
فضای منزل عوض شد،‌ یک‌باره همه غم‌ها را فراموش کرد. در همین حین پسر جلو آمد: بابا برای من خط‌کش گرفتی؟ پدر مانده بود چی بگه که هادر خط‌کشی را پیدا کرد و گفت فعلا این رو بگیر تا فردا بابا یکی برات بخره!
مرد با خودش گفت: همسرم چه با هوش است،‌راحت پسرم را آروم کرد!
بعد رو به همسرش کرد و گفت: ممنونم،‌ امروز خیلی خسته‌کننده بود در راه هم با راننده تاکسی دعوام شد،‌کلا یادم رفت خریدها را انجام دهم.
– فردا هم روز خداست،خدا رو شکر سلامتی!
مرد فردا که سر کار می‌رفت شاداب و سرحال بود،‌ دیگر تصمیم نداشت کار ارباب رجوع را سخت بگیرد. با خودش می‌گفت: شاید حق با آن‌ها باشد ،‌شاید هم مثل من که دیروز بی‌خود و بی‌جهت با رانننده تاکسی دعوا کردم، آن‌ها هم از جای دیگری ناراحت بوده‌اند…راستی خوب بود اگر راننده‌ی دیشبی را پیدا می‌کردم و ازش عذر خواهی می‌کردم…

این داستان برای شما آشنا نیست؟ آیا نشده با برخورد خوب همسر یا یکی دیگر از دوستان و خویشان حالمان بهتر شود؟ چه اتفاقی افتاد که مرد آرام شد؟
ما در کنار دوستان و آشنایان و بستگان آرامش می‌یابیم، مخصوصا در کنار همسر مهربانمان!
تصور کنید اگر خانم مزبور به جای درک موقعیت شوهر، خستگی‌های روزانه‌اش را پای شوهرش می‌ریخت و شروع به غر زدن و انتقاد از فراموش شدن سفارشاتش می‌شد، از عصبانیت مرد انتقاد می‌کرد و… چه می‌شد؟

همه‌ی ما دوست داریم فضای منزلمان پرنشاط و صمیمی باشد، چون خودمان هم در این فضا تنفس می‌کنیم، با این حال برخی اوقات تلاش‌هایمان به نتیجه‌ای نمی‌رسد! راه‌کارهای ارائه شده در این نوشتار به صورت مختصر به این مسئله می‌پردازد.
بهبود فضای خانه کاری است که درصورت همکاری همسرتان با سرعت بهتری پیش می‌رود. پیشنهاد می‌کنم همین امروز از همسرتان وقت بگیرید و یک صحبت ده دقیقه‌ای داشته باشید. می‌توانید این فصل را به ایشان نشان دهید،‌ با هم فکری راه‌هایی را برای بهبود فضای خانه بیابید.
راهکارهای زیر می‌تواند در یافتن راه‌های مخصوص شما یاری رسانتان باشد:

یک ربع مرخصی

راهکارهای زیر وظایف آقایان ‌برای داشتن فضایی مناسب در خانه است. قبل از ورود به خانه با یک نفس عمیق برای مدت یک ربع از خود مرخصی بگیریم. همه مشکلات و کارها و انتظارات خودمان را فراموش کنیم،‌ فقط به نیازهای عاطفی و روحی همسر و فرزندانمان فکر کنیم. خودمان را برای برآوردن و تامین این نیازها آماده کنیم. در این یک ربع این کارها را انجام دهیم:
۱- با ورود به خانه فرزندانمان را بغل کنیم و ببیوسیم*** همسرمان را هم مورد محبت عاطفی قرار دهیم و در فرصت مناسب او را عاشقانه از لحاظ جسمی و روحی تحویل بگیریم.
۲- برخورد خوبمان را با حسن‌جویی و تقدیر از نقاط مثبت آغاز کنیم: بوی خوش غذا، آراسته‌گی همسر و فرزندان،‌ فضای آرام خانه و…
۳- در این یک ربع به فکر پی‌گیری کار اعضاء خانه نباشیم. فرزندتان تکلیف مدرسه را انجام داده است؟ نماز خوانده است؟ و….
۴- اگر با صحنه‌ی خلافی مواجه شدید،‌ عکس العمل منفی نشان ندهید.
۵- گلایه‌ی فرزندانتان را نادیده بگیرید و از آن‌ها بخواهید گلایه‌هایشان را به فرصت دیگری موکول کنند.

یک ربع خدمات ویژه

خانم خانه برای بهره‌بردن از خانه‌ای پر از آرامش و محبت می‌تواند از روش‌های زیر استفاده نماید:
۱-قبل از ورود شوهر،‌منزل مرتب باشد،‌وضعیت لباس و ظاهر خود و فرزندان را بررسی کنیم.
۲- با لبخند به استقبال همسرمان برویم.
۳- برای رفع خستگی و تغییر ذائقه وی از نوشیدنی و خوردنی‌های مناسب استفاده کنیم.
۴- فرزندان را از شکایت کردن به پدرشان باز داریم.
۵- خودمان هم شکایت فرزندان را در این دقایق اولیه پیش پدرشان نبریم.
۶- هیچ‌گاه به فرزندمان نگوییم ” بگذار پدرت بیاد تا بهش بگم چه کار کردی!” اگر در کارهای خلاف فرزندان آنان را از شکایت کردن به پدر بترسانیم، فرزندان چهره‌ی نامناسبی از پدر در ذهن می‌سازند.
۷- خستگی کار روزانه را به رخ شوهرمان نکشیم.
۸- اگر همسرمان سفارشات ما را تهیه نموده بود سپاسگذاری کنیم و اگر از انجام ندادنش پوزش خواست با کرامت از کنارش بگذریم.

پیشنهاد

لطفا یک هفته این راه‌کارها را در منزلتان اجرا نمایید و اثرات خوبش را ببینید.

نسل دهه 80

نسل دهه ۸۰ را بشناسیم و با آنان ارتباط برقرار کنیم!

نسل دهه ۸۰

چطور باید با نسل دهه ۸۰ ارتباط برقرار نمود و آنان را هدایت کرد؟

بین احساسات و رفتار ارتباط مستقیم برقرار است اگر ما می‌خواهیم فرزندمان رفتار صحیح داشته باشد باید احساسات او را بشناسیم و درک کنیم.

برای درک احساسات فرزندمان باید بتوانیم خودمان را جای او بگذاریم و از چشم او جهان را ببینیم.

این‌چنین می‌توانیم فرزندمان را با کمترین اصطکاک با خود همراه کنیم. با او مخالفت کنیم، او را هدایت کنید، ولی به استقلال او آسیب نزنیم

به نظر شما دنیای فرزندتان چه تفاوتی با دنیای شما (وقتی هم سن او بودید) دارد؟

 

درک فرزندان نسل دهه ۸۰

در روز ۱۸خرداد ۱۳۹۵ اتفاق عجیبی افتاد, چند هزار نفر از دختر و پسران دبیرستانی در پاساژ کوروش اجتماع کردند.

این واقعه آن قدر نا متعارف بود که پلیس به میدان آمد، پاساژ تعطیل شد و… و دست آخر هم معلوم شد فقط یک فراخوان در شبکه های اجتماعی باعث چنین اجتماعی شده است و هیچ انگیزه‌ی خراب کاری و سیاسی و… در پشت پرده نیست. ولی چرا اجتماع ما آن قدر با فرزندان خودش بیگانه است؟

واقعیت این است که وقتی سر و کارمان با متولیدن دهه‌ی ۸۰و ۹۰ هست باید بدانیم که آن‌ها چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی با متولدین دهه‌ی ۷۰و ۶۰ دارند.

شناخت بهتر موجب می شود که رفتارهای مناسب‌تری را از خود بروز دهیم و راحت تر بتوانیم آنان را با خودمان همراه کنیم.

  1. رشد تکنولوژی

از حدود بیست سال پیش تاکنون تکنولوژی رشد چشم گیری نموده است.

موبایل و تبلت و مونیتور در دست فرزندان ما

سبک زندگی و تعاملات افراد نیز به همین دلیل بسیار تغییر نموده است.

در ادامه به مواردی از این تغییرات می‌پردازیم که بررابطه‌ی ما و فرزندانمان موثر است.

  • رشد رایانه

رایانه‌ها جای یک دوست را برای فرزندان ما پر نموده اند. اگر در زمان‌ ما بچه‌ها توی کوچه فوتبال بازی می‌کردند و با توپ‌شان شیشه‌ی همسایه را می‌شکستند!!،

امروز توی کامپیوتر بازی می‌کنند.

این مسئله روی میزان تحرک،‌ یادگیری کار گروهی، یادگیری تعامل با دیگران و بسیاری دیگر از مسائل اثر می‌گذارد.

برای بررسی اثرات رایانه روی زندگی و نحوه‌ی رفع آن دو مقاله را مطالعه کنید!

  • اینترنت

در زمان کودکی و نوجوانی من،‌تنها منابع دردسترس برای آموختن کتاب بود و معلم!

الان هر چه بخواهیم توی گوگل جستجو می‌کنیم.

دسترسی فزاینده‌ی فرزندانمان به اطلاعات باعث تغییر در رفتارشان می‌شود.

  • فیلم و عکس های دیجیتال

تا همین ده سال پیش اگر می‌خواستی عکسی داشته باشی باید دوربین داشتی و فیلم می‌خریدی و عکس می‌گرفتی، تازه بعدش هم می‌بردی عکاسی تا برایت ظاهر کنند!

الان همه‌ی مبایل‌ها عکس می‌گیرند و فیلم بر می‌دارند و برای دیدن آن هم لازم نیست عکاسی بروی! این موجب می‌شود دسترسی فرزندانمان به عکس‌ها و تبادل عکس‌ها بین ‌آنها راحت‌تر صورت گیرد.

  • موبایل

درسال ۱۳۸۰ منزل فردی رفته بودم. در منزلشان یک گوشی تلفن ثابت (نه بی‌سیم) در اطاق نشیمن بود و فرزندان خانه (سه دختر و یک پسر) برای صحبت کردن باید از همان خط تلفن استفاده می‌کردند.

این‌چنین نوع ارتباطات فرزندان با دیگران کنترل می‌شد. امروزه توی جیب و کیف بسیاری از دانش‌آموزان دبستانی هم موبایل وجود دارد. در واقع ما والدین، نمی‌توانیم کنترلی روی ارتباطات فرزندانمان داشته باشیم.

  • شبکه های اجتماعیشبکه‌ه ای اجتماعی واقعیتی انکار نشدنی

بدتر از موبایل شبکه‌های اجتماعی است. خود ما والدین هم که سن و سالی داریم وقتی توی شبکه‌های اجتماعی می‌رویم آن‌چنان گرفتار می‌ ‌شویم که می‌بینیم چند ساعت است توی آن هستیم و بی‌خبر از دنیای واقعی اطرافمان.

در مهمانی‌ها،‌ جمع‌های خانوادگی و… افرادی را می‌بینیم که فیزیکشان کنار هم هست ولی فکرشان درگیر تلگرام و اینستگرام و… علاوه‌بر این فرزندانمان در شبکه‌های اجتماعی از کلماتی استفاده می‌کنند که در زندگی واقعی استفاده نمی کنند. در مجموع حریم‌ها در شبکه‌های اجتماعی رقیق‌تر از فضای واقعی است.

شاید پسر و دختری که در فضای واقعی صحبت کردن با هم را قبیح می‌دانند به راحتی در فضای مجازی چت کنند.

  1. افزایش آگاهی از خشونت

یکی از اثرات مخرب رشد تکنولوژی که به دلیل اثرگذاری بالای آن جداگانه مطرح نمودیم افزایش آگاهی از خشونت است. الان هر فیلم و عکس خشنی به راحتی توسط CD و ایمیل و تلگرام و اینستگرام بین فرزندانمان دست به دست می‌شود یا با گشتن در اینترنت به دستشان می‌رسد! دیدن صحنه‌های خشونت‌آمیز روی روح و جسم و نوع عملکرد فرزندانمان اثر می‌گذارد.

  1. افزایش آگاهی از مسائل جنسی

رشد تکنولوژی به همراه تغییرات فرهنگی در جامعه، سن آگاه شدن فرزندانمان از مسائل جنسی را به شدت کاهش داده است.

  1. سستی خانواده‌ها و ارتباطات اجتماعی

در سال‌های اخیر بنیان خانواده ‌ها سست‌تر شده است. پدر که روزی مرد خانه بود، از موقعیت قبلی برخوردار نیست، آمارها چک شدن موبایل آقایان توسط همسرانشان درصد بسیار بالایی را نشان می‌دهد. میزان بالای طلاق و بسیاری از شاخص‌ها همگی نشان از کم‌رنگ شدن نقش خانواده‌ها می‌دهد. متاسفانه فرزندان ما نیز در همین فضا رشد می‌کنند!

ارتباطات با همسایه‌ها و فضای محله که زمانی عامل بازدارنده‌ی فرزندانمان از بسیاری از خطاها بود،‌ امروز وجود خارجی ندارد. حالا ما اسم هم‌آپارتمانی‌هایمان را هم نمی‌دانیم چه برسد به این‌که بخواهیم از همسایه‌ی چهار کوچه آن‌طرف‌تر خبر داشته باشیم. لذا محدودیت‌هایی که قبل از این برای فرزندانمان وجود داشت کم‌رنگ‌تر شده است.

  1. کم اهمیتی به اخلاق و دین

متاسفانه فضای دینی جامعه‌ی ما آن‌قدر به هم ریخته است و فرزندانمان به قدری از دین مطالبی سطحی و قشری ولی گسترده شنیده‌اند که نسبت به دین و اخلاق بدبین و با فاصله شده‌اند. (البته ما پدر مادرها هم وضعیت چندان بهتری نداریم.) لذا دین هم که عاملی کنترل‌کننده در رفتار فرزندان ما بوده است در فضای کنونی کم‌اثرتر است.

۶٫کاهش زمان با فرزند بودن

شما چندساعت از روز را با فررزندانتان هستید؟ وقتی که با فرزندانتان هستید نه در کنار فرزندانتان دارید تلویزیون می‌بینید،‌یا تلگرام چک می‌کنید و یا… فرزندان ما نیاز دارند که ما با آن‌ها ارتباط داشته باشیم

با این وصف برای همراه نمودن فرزندانمان نیاز به تلاشی مضاعف داریم. نکته مثبت و امیدوار کننده این است که فرزندان ما هنوز ما را به عنوان پدر و مادر قبول دارند و ما می‌توانیم با راهکارهایی ساده رابطه‌ی بین خودتان و فرزندتان را بهبود دهید.

اولین قدم در همراه نمودن فرزندمان درک احساسات اوست. برای این کار باید سه مرحله‌ی شناخت احساسات،‌پذیرش احساسات و حمایت را انجام داد. در زیر این مراحل توضیح داده شده است.

قبول احساسات کلیدی‌ترین عامل برای ارتباط با نسل دهه ۸۰

  1. شناخت احساسات نسل دهه ۸۰

برای شناخت و درک احساسات فرزندمان مسیر زیر را طی می‌کنیم:

            با دقت گوش می‌کنیم. شنیدن حرف دل فرزندمان خیلی مهم است.

             سوال نمی‌کنیم: می‌گذاریم فرزندمان حرف دلش را بزند. با سوالات کوتاه و باز با فرزندمان مواجه شویم. لازم نیست وارد جزئیات شویم!

             فقط برداشت خودمان از عواطف فرزندمان را بیان می‌کنیم. این‌طوری مطمئن می‌شویم که درست متوجه‌ی منظور او شده‌ایم!

با همین گام‌های ساده، فرزندمان حس می‌کند که فرد مهمی برای ماست، و ما برای احساسات و عواطف او ارزش قائلیم. این قدم در بهبود روابط بین ما و برزندمان خیلی موثر است.

 

  1. پذیرش احساسات  نسل دهه ۸۰

شاید ما با برخی احساسات فرزندمان موافق نباشیم. مثلا او دوست دارد با هم‌کلاسی دانشگاهش ازدواج کند.

نظر ما در این خصوص کاملا با نظر فرزندمان مخالف است.

ولی ما می‌پذیریم که او چنین احساسی را دارد. با پذیرفتن احساس فرزندمان، او آرامش بیشتری می‌گیرد.

بعد از آن است که تازه می‌توان با فرزندمان صحبت کنیم.

فرزند ما باید بفهمد که ما احساساتش را می‌پذیریم. برای این‌کار از تکنیک‌های زیر استفاده می‌کنیم:

             گوش کردن فعال: به طوری که نشان دهیم با احساسات او نمی‌خواهیم مقابله کنیم.

             تایید کردن : بیان احساس فرزندمان با عبارات دیگر

             نام نهادن روی احساسات: الان عصبانی هستی! یا به این می‌گویند شرمگینی یا…

بازهم تاکید می‌کنم لازم نیست بگوییم این احساس تو صحیح است،‌ ولی قبول داریم که فرزندمان این احساس را دارد.

پذیرش احساسات موجب می‌شود که فرزندمان بیشتر سفره‌ی دلش را برای ما بگستراند و از ما مشورت بگیرد.

  1. حمایت از نسل دهه ۸۰

اگر دو مرحله‌ی بالا را خوب انجام داده باشیم، به راحتی می‌توانیم نظرات خودمان را هم بیان کنیم. اگر فرزند ما متوجه شده باشد که ما احساس او را قبول کرده‌ایم احتمال همراهی او بالاتر می‌رود.

من به همراه خانواده‌ام از بیستم مهر تا ۲۳مهر ۹۵ به مسافرت رفته بودیم. فرزندانم در این سفر خیلی خسته شده بودند.

با اینکه حدود هشت و نیم شب به خانه آمده بودیم ولی فرزندم خیلی خسته بود و خوابش می‌آمد،‌ فردا باید مدرسه می‌رفت و نیاز داشت که آن شب حمام برود و شام هم بخورد.

ولی او روی تخته‌خوابش دراز کشیده بود و می‌خواست سریع‌تر بخوابد! پیشش رفتم شانه‌اش را مالیدم و گفتم که حتما در این مسافرت خیلی خسته شده، الان هم خیلی خوابش می‌آید، چه قدر خوب بود الان چشمش رو می‌بست و راحت می‌رفت توی عالم خواب و… به او گفتم الان یک ربع به نه است سریع برود حمام و تا ساعت نه هم می‌تواند بخوابد. با همین چند کلمه مقامتش شکسته شد و سریع همراهی نمود!

چطور استقلال شخصیت فرزندمان را بپذیریم؟

فرزندان ما نیازمند استقلال از ما و یافتن هویت منحصر‌به فرد خودشان هستند.

برحسب نوع شخصیت، جنسیت و فضای فرهنگی و اجتماعی این امر در بین سنین ده تا ۱۵سال رخ می‌دهد.

البته این امر با شدت بسیار کمتر در سنین بالای پنج سال هم دیده می‌شود.

با توجه به این‌که در برخی موارد والدین برای همراه کردن فرزندشان استقلال او را به چالش می‌کشند،‌این مقاله می‌تواند در شکل‌گیری عزت نفس فرزندانمان بسیار موثر باشد.

استقلال با مسئولیت همراه است.

نسل دهه ۸۰ باید متوجه شوند که داشتن استقلال همراه با مسئولیت است.

لذا لازم است قبل از بروز مشکل باید مرز‌ها را روشن کنیم، و عواقب شکستن مرز‌ها را برایش شرح دهیم. این کار (تعریف مرز – تشریح عواقب رد شدن از مرز‌ها)‌باید قبل از بروز مشکل صورت گیرد.

قبل از عید۹۵ برای فرزندانم  یک دوربین دیجیتال خریدم. وقتی می‌خواستم آن را به عنوان عیدی به آن‌ها بدهم گفتم استفاده از این وسیله قواعدی دارد،‌ اگر خواستید از کسی عکس بگیرید باید قبلش از او اجازه بگیرید. علاوه‌بر این اسم این دوربین دوربین مهربانی است،‌ اگر ببینم هر کدامتان این دوربین را می‌خواهد و دیگری به او نمی‌دهد، دوربین به مدت یک‌ساعت توقیف می‌شود!

همین قوانین ساده باعث شد که فرزندانم سر دوربین باهم دعوا نکنند!

فرزندانمان باید بدانند که اگر می‌خواهند مستقل باشد باید مسئولیت کارهایشان را هم قبول کنند.

اگر می‌خواهند دوربین مستقل داشته باشند باید با هم همراهی داشته باشند.

 

 

در این مقاله در مورد تفاوت‌های فرزندان نسل دهه ۸۰ با نسل‌های قبل صحبت شد و برای درک احساسات و مسئولیت‌دادن به فرزندان به عنوان دو روش صحیح ارتباط داشتن با نسل دهه ۸۰ راهکارهایی ارائه گردید.

فرزند حرف شنو

چطور فرزندمان کارهایی را انجام دهند که ما می‌خواهیم؟

فرزند حرف شنو

فرزند حرف شنو

چه طور فرزند حرف شنو تربیت کنیم؟ ولی حرف‌شنویی کودکمان همراه با عزت نفس بالا و رابطه خوبش با ما باشد؟

فرزند حرف شنو در مقابل فرزند لجباز

علی شش‌سال دارد، اتاقش همیشه به هم ریخته است، مادر علی همیشه سر این موضوع ناراحت می‌شود. به طور معمول این جمله‌ها را می‌توانیم بشنویم:

  1.  “بازهم که وسایلت را جمع نکردی! مگه قرار نبود لباس‌هایت توی کمد باشد!”
  2.  چرا اسباب‌بازی‌هایت توی حال است؟
  3.  تو پسر شلخته‌ای هستی!
  4.  اگر تا وقتی بابا بیاد خونه وسایلت رو از روی مبل‌ها بر نداری، فردا نمی‌گذارم تلویزیون ببینی!

….
ولی متاسفانه علی هیچ اعتنایی به حرف مادر نمی‌کند و اگر مادر هم خیلی پاپیچ شود کار به دعوا و گریه وکتک خوردن علی منجر می‌شود.

اگر فرزندان شما همیار و مددکار شما در انجام کارهای خودشان و شما نیستند،‌

یا می‌خواهید به نحوه بهتری حرف‌های شمارا گوش نمایند،این نوشتار را مطالعه نمایید.

ما به طور معمول چطور رفتار می‌کنیم که فرزندمان حرفمان را گوش نمی‌کند؟

ما به دنبال ایجاد رابطه‌ای با محبت و احترام با فرزندانمان هستیم.

به طور معمول وقتی ما کاری را از فرزندمان می‌خواهیم و او پشت گوش می‌اندازد و یا بدتر علنا می‌گوید آن را انجام نمی‌دهد،

ما از روش‌های زیر برای مقابله با او استفاده می‌کنیم:

  1. سرزنش کردن: نمی‌تونی کار رادرست انجام بدی؟
  2. بد و بی‌راه گفتن: تو چقدر می‌تونی احمق باشی که این کار را کردی؟
  3. تهدید کردن: اگه با سه شماره اتاقت را مرتب نکنی، بیرون نمی‌برمت!
  4. فرمان‌دادن: هنوز زباله را بیرون نبردی؟ همین حالا ببر!
  5. موعظه کردن:آیا فکر می‌کنی کار خوبی بود که خواهرت را وشگون گرفتی؟
  6. اخطار کردن: مواظب باش! ماشین زیرت نگیره!
  7. مقایسه کردن: چرا سعی نمی‌کنی پبیه دختر خاله‌ات باشی؟
  8. ریشخند کردن: چقدر خوب دفترت را جلد کردی! تو شلخته ترین بچه‌ای هستی که من دیدم!
  9. آینده‌ی فرزند را پیش‌بینی کردن: تو در مورد نمره‌ات به من دروغ گفتی! می‌دونی وقتی بزرگ بشی چی می‌شی؟ یک آدمی که هیچ کس به هش اعتماد نمی‌کنه!

متاسفانه روش‌های فوق نتایج قابل قبولی را به بار نمی‌آورند.  و ما همچنان ” فرزند حرف شنو  ” نداریم!

بیایید خودمان را برای چند دقیقه جای فرزدمان قرار دهیم،‌آیا دوست داریم با ادبیاتی مانند آنچه در بالا آمده است با ما صحبت شود؟

و اگر این چنین با ما صحبت نمایند ما چقدر تمایل و اشتیاق برای همراهی پیدا می‌کنیم؟

راه‌کارهای گفتگوی موثر

پیشنهاد ما استفاده از روش‌های زیر برای همراه نمودن فرزندتان است. اگر از این روش‌ها استفاده نمایید فرزند حرف شنو یی خواهید داشت!

۱٫ توصیف

ما می‌توانیم آنچه رخ‌داده است را بدون قضاوت توصیف کنیم .

“می‌بینم لباس‌هایتان در وسط اتاق افتاده است.” این‌چنین ما فرصت اصلاح را به فرزندمان می‌دهیم.

او می‌تواند اتاقش رامرتب نماید.

در این صورت ما روی حل مشکل تمرکز نموده‌ایم نه پیدا کردن مقصر یا شلخته دانستن فرزندمان!

هر جا هدفمان رفع مشکل باشد،‌راحت‌تر می‌توان فرزندمان را با خودمان همراه کنیم،‌و فرزند حرف شنو تری خواهیم داشت!

۲٫ اطلاعات دادن

قانون‌های کلی را بیان کنیم.

مثلااگر سبزی را با آب داغ بشورید خراب می‌شود.

این‌طور فرزندان ما راحت‌تر حرف ما را می‌پذیرند،

خودشان تصمیم ‌می‌گیرند و در ادامه‌ی زندگی هم از این قانون‌ها کمک می‌گیرند.

خیلی از ناسازگاری‌ها و لجبازی‌ها از ندانستن نشات می‌گیرد.

 

۳٫ در مورد احساس خودمان بگوییم.

“من وقتی خونه نا مرتب است احساس بدی پیدا می‌کنم.”

با چنین عبارتی بدون زیرسوال بردن فرزندمان او را به مرتب کردن منزل ترغیب می‌کنیم.

یعنی تمرکز ما روی حل مشکل است!

 

۴٫ تک کلمه!

مثلا به‌جای نیم‌ساعت اندرز و موعظه در مورد این‌که باید گلدان‌ها مرتب آب بدهیم،‌فقط می‌گوییم گلدان!

خود فرزندمان متوجه پلاسیده شدن برگ‌های گلدان می‌شود

و خودش تصمیم می‌گیرد که باید به گلدان آب بدهد! دقت کنیم این تک کلمه نباید اسم فرزندمان باشد!

۵٫ نوشتن

برای این‌که کمترین اصطکاک راایجاد کنیم به‌جای در افتادن رو در رو با فرزندمان می توانیم مطلب را بنویسیم و در محل مناسب بگذاریم.

این‌طوری فرزندانمان بهتر متقاعد به رعایت می‌شوند.

نکات کلیدی

۱- لحن گفتار مهم‌تر از خود کلمات است!

اثرگذاری گفتار ما بسیار وابسته به لحنی است که استفاده می‌کنیم.

فرزند ما نباید احساس کند که قصد سرکوفت زدن،‌ سرزنش کردن، و… او را داریم.

۲-انگ نزنیم!

به هیچ روی صفات ناپسند را به فرزندمان نسبت ندهیم.

نگوییم تو چقدر احمق هستی! یا چقدر دست و پا چلفتی هستی!

به عوض هنگام انجام کار درست او را تشویق کنیم.

۳-عصبانیت خودمان را قورت ندهیم!

لازم نیست احساساتمان را از فرزندمان مخفی کنیم.

اگر ناراحت یا عصبانی هستیم می‌توانیم به او بگوییم که از این کار خیلی ناراحت شده ام.

اگر ما عصبانیتمان را قورت دهیم، خیلی زودتر کنترل از دستمان خارج می‌شود و ناخودآگاه عصبانیتمان بروز می‌کند!

۴-در زمان مناسب درخواستمان را ارائه دهیم.

اگر فرزندمان تازه از مدرسه برگشته است یا غرق در تماشای تلویزیون هست،‌

زمان مناسبی برای تذکرات ما نیست.

سعی کنیم وقتی با فرزندمان صحبت نماییم که آماده‌گی داشته باشد.

۵-قابلیت انتخاب بگذاریم.

می‌توانیم به فرزندمان بگوییم برای رفتن به مهمانی لباس آبیت را می‌پوشی یا لباس سبزت را؟

این‌چنین فرزند ما حس می‌کند که خودش دارد انتخاب می‌کند و راحت‌تر همراهی می‌کند!

۶-اگر فضا اجازه می‌دهد از طنز استفاده کنیم.

استفاده از طنز خیلی خوب است.

البته اگر رابطه‌ی شما با فرزندتان خیلی خوب نیست ممکن است نتیجه‌ی عکس بدهد.

استفاد از طنز همیشه نیاز به رعایت نکات ظریف و آماده بودن بستر دارد!

تمرین

۱– در این هفته سعی نمایید برای گفتن درخواست‌ها از روش‌های بالا استفاده کنید.
۲- یک یادداشت محبت‌آمیز برای فرزندتان بنویسید و حداقل یکی از کارهای خوبش را در آن بیان نمایید.

هدیه

هدیه دادن راهی برای ابراز محبت به فرزندمان

هدیه دادن
یکی از راه‌هایی که از دیرباز بشر برای ابراز محبت به‌کار می‌برده است هدیه دادن است.

ما نیز برای ابراز محبتمان به فرزندمان می‌توانیم هدیه دهیم.

این نوشتار در مورد بیان راه‌کارهای هدیه دادن و موثر نمودن آن است.

مثل هر کار دیگر هدیه دادن هم فوت و فن‌هایی دارد که اگر رعایت نشود محبت ما به فرزندمان بروز نمی‌یابد.

چرا هدیه بدهیم؟

هدیه دادن باعث می‌شود ناراحتی‌ها و اختلافات بین ما و فرزندانمان کاهش یابد و از بین برود. کارکرد اصلی هدیه از بین بردن کدورت‌هاست.

(به فرمایش رسول رحمت صلی الله علیه و آله و سلم الْهَدِیَّهَ تُذْهِبُ الْغِلَّ: هدیه کدورت را می‌برد.)

خیلی وقت‌ها ما نمی‌توانیم از روش‌های دیگر محبتمان را به فرزندمان (مخصوصا در زمان نوجوانی) نشان دهیم.

هدیه دادن در این زمان‌ها فضا را عوض می‌نماید.

هدیه چه چیزی نیست؟

۱٫برطرف کردن نیاز هدیه نیست؟

ما هر روز وسایل زیادی برای فرزندانمان تهیه می‌کنیم:

از خوراک و پوشاک و لوازم التحریر و پول توجیبی و… ممکن است بگویید:

“خود این‌ها هدیه هست!”

هر روز فرزند از غذایی که پدر هزینه‌اش را تامین می‌کند و مادر زحمت پخت و پزش را می‌کشد استفاده می‌کند.

دیگر لازم نیست که مرتب یک چیزی را در جعبه بگذاریم و کادو کنیم و با سلام و صلوات تقدیم فرزندمان کنیم”

ولی واقعیت این است که این‌ها هدیه نیستند.

پول توجیبی هم که به فرزندمان می‌دهیم هدیه نیست!

چرا؟

چون ما به عنوان پدر و مادر موظفیم ( یک مقدار از لحاظ شرع یک مقدار هم از لحاظ عرف) که خوراک و پوشاک و هزینه‌ی تحصیل و … فرزندانمان را تامین کنیم.

نمی‌توان به فرزند سه ساله (یا سیزده ساله یا بیست و سه ساله) غذا ندهیم.

لذا برطرف کردن نیازهای فرزندمان هدیه دادن حساب نمی‌شود.

هدیه دادن وظیفه‌ی ما نیست!

۲٫معامله کردن با هدیه دادن تفاوت دارد!

به پسر ۱۲ ساله‌ام می‌گویم اگر درست را خوب بخوانی و معدلت بیش از ۱۸ شود برایت دوچرخه می‌خرم.

وقتی کارنامه را دادند می‌بینم معدلش ۱۸٫۷۵ شده است.

می‌روم دوچرخه برایش می‌خرم و به عنوان یک هدیه‌ی بزرگ تقدیمش می‌کنم!

ولی در حقیقت این هدیه نیست یک معامله هست.

او در قبال خوب درس خواندنش یک دوچرخه گرفته است.

این کار به خودی خود مشکلی ندارد و می‌توانیم با فرزندانمان هم معامله کنیم،

ولی هدیه دادن با معامله کردن تفاوت دارد.

(البته این‌که فرزندمان به‌خاطر این درس بخواند که ما به او دوچرخه دهیم می‌تواند انگیزه‌های درونی او را از بین ببرد و… که بحثی مفصل است

و در سیاست‌های تنبیه و تشویق باید به آن بپردازیم.)

۳٫هدیه دادن رشوه دادن نیست!

برخی اوقات می‌خواهیم فرزندمان یک کاری را بکند، بهش می‌گوییم این را بگیر و آن کار را بکن!

در حقیقت مثل معامله کردن ولی با این تفاوت که این‌جا اول کادو را می‌دهیم بعد ازش می‌خواهیم که کاری را انجام دهد یاترک کند!

پس نباید در قبال دادن هدیه منتظر انجام کاری از طرف فرزندمان باشیم.

۴٫هدیه دادن عیدی دادن نیست!

عیدی دادن هم مورد توقع فرزندماست!

در نوروز او متوقع هست که هدیه‌ای دریافت کند،‌ لذا خیلی ذوق‌زده نمی‌شود.

ولی اگر در روزهای معمول هدیه دادن را انجام دهیم محبت و صمیمیت بیشتری بین ما و فرزندانمان ایجاد می‌شود.
در جشن تولد هم فرزند متوقع است که از شما کادوی بگیرد،

لذا کادوی جشن تولد را هدیه (به این معنا که در اینجا مد نظر ماست) ندانید.

هدیه باید غیر منتظره باشد!

چگونه هدیه بدهیم؟

خیلی وقت‌ها هدیه دادن می‌شود وظیفه‌ی ما!‌هدیه دادن

 هدیه‌ای که ما به خاطر انجام وظیفه بدهیم دیگر هدیه نیست!‌

انجام وظیفه هست،

لذت و شور و شوق ندارد.

فرزندان هم به آن عادت می‌کنند و کارکرد افزایش محبت را ندارد.

ارزش هدیه یک طرفش مربوط به نوع رفتار ماست.

اگر هدایا را کادو کنیم،

طی یک مراسم خانوادگی آن را به فرزندمان بدهیم و این کار را همراه با ابراز محبت به وسیله‌های دیگر (مثلا بغل کردن و بوسیدن فرزندمان ) انجام دهیم،‌ محبت بین ما و آن‌ها افزایش می‌یابد.

مطالعه نمایید: روش‌های ابراز محبت فیزیکی

در غیر این صورت فرزند ما ناخودآگاه هدیه را هم جزوی از وظایف ما می‌داند.
پیشنهاد می‌کنم:

از این پس هر وقت می‌خواهیم هدیه دهیم، آن را در یک بسته‌بندی شیک کادو ‌کنیم، و در یک مراسم به فرزندمان تقدیم کنیم.

منظور از مراسم می‌تواند دعوت از پدر و مادر خودمان یا همسرمان باشد و یا فقط اعضاء خانواده خودمان سر شام با روشن کردن شمع و پوشیدن لباس‌های تر و تمیز‌تر و اعلام اینکه می‌خواهیم به فرزندمان هدیه دهیم!

همین کارهای به ظاهر ساده باعث می‌شود که فرزندمان بداند هدیه دارد دریافت می‌کند و نه یک خدمتی که هر روزه هست! به عبارت دیگر

هدیه باید به صورت خاصی تقدیم شود.

 

مطالعه نمایید: هدیه نقدی خوب است یا بد؟

ارزش مادی هدیه‌ چقدر باشد؟

واقعیت این است که ما می‌خواهیم هدیه دهیم تا از این طریق فرزندمان محبت ما را لمس کند!

ممکن است یک شاخه گل ۵هزارتومانی اگر با عشق و علاقه و محبت به فرزندمان تقدیم شود،

این محبت را برساند، ‌ولی یک سرویس طلای چند ده ملیون تومانی این پیام را منتقل نکند!

پیشنهاد من این است که به ارزش ریالی هدیه نگاه نکنید ولی تا آنجا که می‌توانید هدیه دهید،‌

به فرمایش مولای متقیان علیه السلام اگر می‌توانید هر روز هدیه دهید!

(إِنْ قَدَرْتُمْ کُلَّ یَوْمٍ یَعْنِی تَهَادَوْا: اگر می‌توانید هر روز این‌کار را انجام دهید.)

تمرین:

از آخرین باری که فرزندتان هدیه‌ای داده‌اید چقدر گذشته است؟
• برای فرزندتان هدیه‌ای را در نظر بگیرید و فکر کنید چطور آن را کادو نمایید و چگونه به فرزندتان بدهید تا بیشتر خوشحال شود؟

 

اگر می‌خواهید مطالعه بیشتری در زمنینه راه‌های ابراز محبت به فرزند داشته باشید،‌ مطالعه فصل چهارم کتاب “تربیت به روش سلطان بانو” توصیه می‌شود.
جهت تهیه این کتاب روی عکس کتاب کلیک نمایید:
تربیت به روش سلطان بانو

تماس فیزیکی سریع‌ترین راه ابراز محبت

سریع‌ترین راه ابراز محبت: محبت فیزیکی

[blog style=”def” cols=”2″ posts_per_page=”15″ offset=”0″ pagination=”no” ad_id=”0″ ad_repeat=”yes”]

ابراز محبت فیزیکی یکی از سریعترین و موثرترین راه‌های ابراز محبت به فرزندان می‌باشد.

اگر شما یا همسرتان هم جزو آن دسته افرادی هستید که سرتان خیلی شلوغ است

و کارهای زیادی برای انجام دادن دارید،

خواند این مقاله را از دست ندهید،‌

برای افرادی هم که سرشان خلوت هست و وقت باز دارند راه‌های ارائه شده در این نوشتار ارزش خواندن و امتحان کردن را دارد.

من فرزندم را دوست دارم” همین کافی نیست؟

واقعیت این است که پدر و مادرها فرزندانشان را دوست دارند،‌

ولی خیلی وقت‌ها نمی‌دانند و یا نمی‌توانند و یا فراموش می‌کنند محبتشان را به فرزندانشان ابراز کنند.

ما آنقدر در زندگی خودمان غرق هستیم،

که معمولا از یاد می‌بریم که فرزندانمان به محبت ما (شما بخوانید ابراز محبت ما!) نیاز دارند.

محبتی که در قلب ما باشد کافی نیست ما باید به نحوی رفتار کنیم که فرزندانمان طعم محبت ما را بچشند.

از من می‌پرسند مگر بشر در طول هزاران سال زندگی نیاز به شناخت این راه‌ها داشته است؟

واقعیت این است که تغییر زندگی در این سال‌ها و زمان کمی که اکثر والدین همراه  فرزندشان هستند،

بر ابعاد ماجرا افزوده است.

ساعات حضور همه اعضاء خانواده در خانه دارد هر روز به بهانه‌های مختلف کاهش می‌یابد.

از طرفی کیفیت زمان هم دائما در حال کاهش است.

تلویزیون،‌ماهواره، رایانه، موبایل و این اواخر شبکه‌های اجتماعی دارند توجه ما را می‌ربایند و

ما ساعت‌های زیادی را به دنبال حل مشکلات مالی و ارتقاء سطح رفاه خانواده‌ هستیم،

اگر محبتم را ابراز نکنم چه اتفاقی می‌افتد؟

مشکل آن‌جا به بحران تبدیل می‌شود که بندرت فرزندمان علنا می‌گوید که “چرا ما او را دوست نداریم؟”

معمولا وقتی فرزند محبت کافی را دریافت نکند مشکلات شروع می‌شود،

در سنین پایین‌تر بچه بی‌قراری می‌کند،

بداخلاق می‌شود،

بهانه‌گیر می‌شود،

کمی‌ که بزرگ‌تر شد درسش رانمی‌خواند،

وقت کشی می‌کند،

تمرد می‌نماید،‌

در نوجوانی ما را طرد می‌کند

و در بزرگ‌سالی….

 

مشکلاتی که در اثر کم ابراز شدن محبت به فرزندانمان رخ می‌دهند مبحثی مجزا و مفصل است که به خواست خداوند در نوشتاری دیگری به آن می‌پردازیم.

راه‌های ابراز محبت

برای ابراز محبت ما می‌توانیم از روش‌های مختلف استفاده کنیم،‌

هر روش مزایا و محدودیت‌های خاص خودش را دارد.

از طرفی هر یک از ما به یکی از این روش‌ها بیشتر خوگرفته‌ایم.

مثلا هدیه دادن، زمان گذاشتن و صحبت کردن، انجام یک کار برای طرف مقابل و…

ولی در این نوشتار به روشی می‌پردازیم که خیلی آسان و بدون مقدمه می‌توان در چند ثانیه آن را انجام داد.

سریع‌ترین و بی‌مقدمه‌ترین راه! ابراز محبت فیزیکی

چه کنیم تا در کوتاه‌ترین زمان، فرزندمان بداند ما دوستش داریم؟

چطور محبتمان را به فرزندمان بی‌هیچ بهانه‌ای ابراز کنیم؟

خیلی راحت محبتمان را با تماس فیزیکی به فرزندمان ابراز کنیم.

البته این کار بسته به سن فرزند، جنس فرزند،‌اینکه توسط پدر یا مادر ابراز می‌شود،

فرهنگ جامعه، محل ابراز محبت (مثلا در مقابل دوستان فرزندتان یا در منزل) و ده‌ها مورد دیگر شکل‌های مختلفی به خود می‌گیرد.

مثال‌هایی از این ارتباط را در زیر مرور می‌کنیم.

قطعا شما بنابر شرایط خودتان،  فرزندتان و فرهنگ خانوادتان نیاز دارید این فهرست را بازنویسی و مواردی را حذف یا اضافه  نمایید:

  • در ابتدای تولد نوزاد را به آغوش مادر می‌دهند تا از همان لحظات اولیه این رابطه‌ی محبت‌آمیز برقرار می‌شود. لمس نوزاد،‌در همان ابتدای تولد نقش اساسی و اصلی در شکل‌گیری این رابطه دارد.
  • بغل کردن فرزند (از نوزادی تا ….) همیشه حس محبت را به فرزندانمان منتقل می‌کند.
  • فرزندمان را می‌بوسیم!
  • پدران معمولا کودکان را به بالا می‌اندازند،‌ دست‌کودک را می‌گیرند و او را دور خودشان می‌چرخانند، چهاردست‌و پا راه می‌روند و فرزند را روی کمر خودشان می‌نشانند، …
  • با نوجوانمان دست بدهیم!
  • (مخصوص پدر‌ها) با پسرمان کشتی می‌گیریم!
  • هنگام موفقیت به شانه‌ی فرزندمان می‌زنیم!
  • وقتی در خیابان کنارمان راه می‌رود به او تنه می‌زنیم.

شاید بگویید من از این روش‌ها (لااقل برخی از این روش‌ها) استفاده می‌کنم،

سوال اینجاست که در یک هفته گذشته چند بار به این طریق به فرزندتان ابراز محبت نموده‌اید؟

البته میزان استفاده از این روش ابراز محبت  در شرایط مختلف متفاوت است.

یک نوزاد نیاز دارد هر ساعت توسط مادر بغل شود و علاوه بر خوردن شیر ظرف وجودش از محبت مادر پر شود،

ولی یک پسر نوجوان شاید هفته‌ای یک‌بار توسط پدر به این شیوه مورد محبت قرار گیرد.

(البته وقت‌هایی که از دست فرزندتان عصبانی می‌شوید و با لگد یا مشت تماس فیزیکی برقرار می‌شود را در این شمارش لحاظ نفرمایید!!!)

برای این‌که از این راه ابراز محبت بهترین نتیجه را بگیریم

،‌زمان‌هایی را در طول روز ( در اکثر مواقع باید به طور روزانه با فرزندمان بااین روش ابراز محبت کنیم)‌ تعیین می‌کنیم که به فرزندمان ابراز محبت کنیم

مثلا اگر پدر خانواده هستید و سر کار می‌روید صبح ها هنگام خداحافظی و شب یا عصر هنگام ورود به منزل،

یا اگر مادر هستید: صبح‌ها زمان بیدار شدن فرزندتان و شب قبل از خوابیدن.

سعی می‌نماییم در این زمان‌ها تماس فیزیکی با فرزندمان داشته باشیم.

مثلا فرزند خردسالتان را در آغوش بگیریم،  ببوسیم و جملات محبت آمیز به او  بگوییم.

این روش‌ را برای مدت یک هفته استفاده نمایید و سپس نتیجه‌ی کار را ببینید.

محدودیت‌ها

قطعا این روش ابراز محبت مانند دیگر روش‌ها محدودیت‌هایی دارد.

باید دقت کنیم اگر فرزندمان از این روش خوشش نمی‌آید از آن استفاده نکنیم:

  • اگر رابطه‌ی ما با فرزندمان خیلی بد است، استفاده از این روش اصلا توصیه نمی‌شود. چون آمادگی پذیرش آن از طرف فرزندمان وجود ندارد.
  • دقت نمایید نوجوانان خصوصا پسران در دوران بلوغ دوست ندارند در مقابل دوستانشان درآغوش گرفته شوند. در این مواقع باید به روش‌های دیگر محبتمان را ابراز نماییم.
  • مکان و زمان در ابراز محبت به شیوه‌ی تماس فیزیکی خیلی مهم است:
  • کودکان معمولا از این روش استقبال بیشتری نشان می‌دهند.
  • دختران (خصوصا نسبت به مادرشان) غالبا پذیرای این محبت هستند.

توصیه

اگر می‌خواهید در کوتاه مدت بتوانید رابطه‌ی خودتان با فرزندانتان را بهبود دهید،

پیشنهاد می‌کنم زمان‌های معینی در روز را تعیین کنید

و در آن‌ها با توجه به سن، جنسیت و شرایط فرهنگی خانواده، فرزندانتان را در آغوش بگیرید

یا به گونه‌ی دیگری لمس نمایید. این کار را هر روز به مدت یک هفته تکرار نموده و اثرات آن را ببینید.